1. نفت، اين هديه خدايي نهفته در زمين به انسان، دنيا را بهويژه پس از انقلاب صنعتي هر روز به خود وابستهتر ميكند. در دنياي كنوني بيترديد يكي از عناصر تعيينكننده در اقتصاد جهاني، نفت است. از سوي ديگر مخازن ذخيره نفتي در كشورهاي توسعهيافته با امنيت ملي آن كشورها پيوند خوردهاست. بهرغم تلاش گسترده دانشمندان غربي، هنوز هيچ منبع انرژي ديگري ارزانتر و قابلدسترستر شناسايي نشدهاست كه حاوي مزاياي منحصربهفرد نفت باشد. دراينميان، سهم عمدهاي از اين ثروت، در اختيار جهان اسلام و كشورمان قرار دارد. اين ويژگي مهم ميتواند به ظرفيت بينظيري جهت رشد اقتصادي بدل شده و بهعنوان نيرويي موثر براي مقابله با تهديدات غرب عليه جهان اسلام بهكار آيد. امروز نبض اقتصاد دنيا در خاورميانه ميتپد و طبيعي است كه غرب نميتواند از اين موقعيت استثنايي چشمپوشي كند. درهمينراستا دول غربي خواهان اين امر هستند كه كشورهاي اين منطقه بهطورمحض تسليم شوند و ليبراليسم را در دو بعد سياسي و اقتصادي بپذيرند، وگرنه به زور به آنها هديه خواهد شد!
2. با همه اهميت نفت، در كشور ما هنوز آنچنانكه بايد و شايد قدر و قيمت اين منبع باارزش شناخته نشده است، يكي از رسالتهاي اصلي روحانيان و روشنفكران متدين و وطنخواه در طول تاريخ معاصر ايران، بالابردن درك و حساسيت عمومي براي حراست از اين منبع و افشاسازي دستهاي پنهاني بوده كه براي غارت اين ثروت ملي اقدام ميكنند. بگذريم از سالهاي تاريكي كه عمدتا به دليل حماقت و سستعنصري شاهان و دولتمردان سرسپرده ايراني چنان نفت كشورمان از سوي كشورهاي غربي به يغما رفت كه حساب آن از دست خارج است، ولي در اين ميان نبايد مبارزه ملت مسلمان ايران براي خروج اين منبع از دست متجاوزان مورد غفلت قرار گيرد. مبارزه ملت ايران براي مليشدن صنعت نفت با رهبري دكتر مصدق و آيتالله كاشاني، با همه حواشي و حرفوحديثها، ارزنده و فراموشنشدني است و بيترديد يكي از نقاط عطف مهم تاريخ ايران در مبارزه با استعمار و استكبار جهاني پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به شمار ميرود.
3. نفت با همه خوبيها، در طول تاريخ در ايران به عامل رخوت و ركود اقتصادي نيز بدل شده است. اتكاي بيشازحد به اين ثروت خدادادي و عدم تلاش درخور براي بالابردن توان اقتصادي و صنعتي در حوزههاي غيرنفتي و نيز استفاده حداكثري از عوائد حاصل از فروش نفت، ازجمله معضلاتي بوده كه بهرغم تلاشهاي صورتگرفته هنوز گريبانگير اقتصاد كشور است؛ چنانكه تصور بهپايانرسيدن ذخائر نفتي در چهلسال آينده و تاثير آن بر سرنوشت اقتصادي ايران بسيار تلخ و ناگوار پيشبيني ميشود. بهرغم مقايسه ايران با برخي كشورهاي عربي داراي منابع عظيم نفتي، بايد گفت، بسياري از كشورهاي عربي از دو دهه اخير با تغيير استراتژيهاي اقتصادي، محيط فعاليت اقتصادي خود را در زمينههاي غيرنفتي گسترش دادهاند؛ هرچند البته اين را هم نميتوان انكار كرد كه ضعف يا فقدان استقلال در بسياري از اين كشورها، عملا آنها را به ميداني براي استثمار نوين غربي در خاورميانه تبديل كردهاست، چنانكه ثروت اين كشورها عملا بيشازآنكه در اختيار خودشان باشد، در اختيار غرب قراردارد.
نفت و غيرنفت در اين زمينه تفاوتي نخواهد داشت. تبديلشدن كشورهاي عربي به پايگاههاي صدور كالاهاي رنگارنگ غربي، از جمله پيامدهايي است كه در كنار رشد اقتصادي غيرنفتي كشورهاي عربي منطقه، اقتصاد كشورهايي مانند ايران را تحتشعاع خود قرار داده است. بدون ترديد جمهوري اسلامي ايران مايل به تقليد از برخي كشورهاي عرب منطقه نيست، و نيز هيچ نيازي به استفاده از نسخههاي بانك تجارت جهاني ندارد. پتانسيل بالاي اقتصادي ايران بهويژه در زمينه كشاورزي، معادن و مخصوصا صنايع كنارنفتي، از جمله امتيازاتي است كه ميتواند كشور ما را در كنار بهرهگيري حداكثري از ثروت نفت، در رهايي از اتكاء به اين منبع ياري دهد و قدرت بهدستگيري ابتكار عمل و بازنگري در صحنه اقتصادي جهاني را ايجاد نمايد. چيزي كه بيشازهرچيز ميتواند ما را در استفاده بهينه از اين ثروت خدادادي جهت ساختن ايراني آباد و باشكوه ياري نمايد، بيترديد نگاهي دقيق و عميق به تاريخ حضور اين طلاي سياه در معادلات سياسي و اجتماعي كشورمان بهويژه در نيمقرن اخير است. رسالتي كه تاريخ مليشدن نفت و انقلاب شكوهمند اسلامي بر دوشمان قرار داده، چيزي نيست جز آنكه سعي كنيم در سايه استفاده از تمام منابع الهي موجود در اين سرزمين و از جمله نفت، از استقلال بهدست آمده پاسداري كنيم.