باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آنارشي و اينترنت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: هفته نامه - خردنامه همشهري - 1383 - شماره 43، اسفند

   ● نويسنده: گوردون - گراهام

مترجم: علي - ملائكه

 
 

كلمة آنارشي (aarchy) به دو طريق معنا مي شود، يك معناي مثبت و يك معناي منفي آنارشي در كاربرد مثبت آن، شيوه اي كه آنارشيست هاي مشهوري چون پرودون و كروپتكين آن را به كار مي بردند، به معناي فقدان دولت و به اين دليل به معناي آزادي از قدرت قهري دولت است كاربرد منفي و رايج تر آنارشي نيز بيانگر فقدان دولت است، اما دقيقاً به همين دليل، به صورت شرايطي از بي قانوني و آشوب تصور مي شود به طور خلاصه آنارشي- جامعه بدون دولت- را مي توان به صورت يك آرمان يا يك خطر تلقي كرد

در واقع استدلال ها به نفع آنارشي به عنوان يك آرمان هرگز در نظريه سياسي جدي گرفته نشده است، چرا كه عموماً تصور مي شود كه اين آرمان به طور بديهي غيرواقع گرايانه است با اين وجود است كه مي توان اين سخن را به نفع آن بيان كرد: قدرتمندترين ابزار مصيبت انساني، چه در دوران گذشته و چه در دوران مدرن، دولت بوده است هيچ جماعت جنايتكاري تا به حال حتي به به وجود آوردنِ آن درجه اي از وحشت و رنج نزديك نشده است كه به ميانجيگري دولت هاي تحت تسلط استالين، هيتلر، مائو يا پل پوت امكان پذير شد آيا حقيقت دارد كه جوامع بدون دولت بدتر از اين جوامع هستند؟

مخالفان آنارشي، آنهايي كه اين كلمه را به معناي منفي به كار مي برند، ممكن است پاسخ دهند كه ما نبايد در مورد موهبت هاي دولت بر مبناي بدترين نمونه هاي آن قضاوت كنيم آنها همچنين ممكن است بپذيرند كه دولت واقعاً نامطلوب است، اما مجادله كنند كه دولت شري ضروري است، به همان طريقي كه براي مثال يك عمل جراحي كسترده شري ضروري است اين طرح استدلال آشنا را به طرزي عالي مي توان در افكار «تامس هابز» يافت ايده اين است كه دولت، كه به صورت قدرت انحصاريِ اجبار مشروع تعريف مي شود، ضروري است تا از جنگ همه عليه همه جلوگيري كند، عدالت را به اجرا درآورد و از بي گناهان و آسيب پذيران محافضت به عمل آورد

آنارشيت هاي مثبت به نوبه خود ممكن است پاسخ دهند كه اين مدعا نوعي مصادره به مطلوب كردن است حقيقت اين است كه دستگاه دولت، مقصود نظري اش هرچه كه باشد، ممكن است براي دست يازيدن به ظلم و بهره كشي از بي گناهان و آسيب پذيران مورد استفاده قرار گيرد هنگامي كه چنين وصفي رخ مي دهد، انحصار كارآمد دولت بر قوه قهريه شرايط را بدتر مي كند آن گاه پرسش آنارشيست ها اين است كه آيا به وجود آوردن و حفظ كردن بنيادي اجتماعي با امكان انحراف يافتني اين همه ويرانگر عاقلانه است

مقصود من حل و فصل كردن منازعه ميان آنارشيست ها و مدافعان دولت نيست بلكه مي خواهم نشان دهم كه تصور آنارشي را مي توان به دو طريق متفاوت مورد ملاحظه قرار داد، و اين كه افرادي كه برداشتي مثبت از آن دارند بنيادهايي فكري براي ديدگاهشان دارند اين ملاحظه اگر قرار باشد كه با سؤالي متفاوت موجه شويم يعني اين كه آيا ظهور اينترنت گامي در جهت آنارشي نيست ضرورت دارد؛ زيرا اگر چنين باشد، ما پيش از اين كه از اين آنارشي استقبال كنيم يا از آن بهراسيم، بايد سؤال كنيم كه كدام معناي آنارشي مورد نظر است

اينترنت دو خصلت بارز دارد، بين الملل گرايي (انترناسيوناليسم) اش و عوام گريي (پوپوليسم)اش بين الملل گرايي اينترنت صرفاً مربوط به اين حقيقت نيست كه باعث ارتباط يافتن مردماني از ملل مختلف مي شود، چرا كه بسياري از ابزارها و فعاليت هاي انساني چنين كاري را انجام مي دهند نكته در اين جاست كه جست وجو در اينترنت كاملاً نسبت به مرزهاي ملي بي اعتنا است مردماني كه در غيرانيترنت غربيه مي بودند، كه توسط علائق مشتركي پيوند مي يابند كه هيچ ربطي به مليت ندارد اينترنت از اين جهت در تضادي شديد با آنچه فيلسوفان «جامعة مدني» مي گويند قرار مي گيرد، يعني جامعه اي كه خصوصيتِ آن پيوند دادن افراد غريبه يا وحدت بخشيدن به آنها درون يك حكم يا حوزة سياسي است

به همين دليل اينترنت جدا از دلايل ديگر داراي اين پتانسيل است كه از لحاظ سياسي ضدحكومت و برانداز باشد اما شكل اين براندازي بسيار عميق است و اين وضع صرفاً به خاطر اين نيست كه جاسوسان يا افرادي مانند آنها اكنون شكلي تقريباً غيرقابل كشف شدن از ارتباط با رهبران سياسي شان را در اختيار دارند، امري كه حقيقي و مهم است حقيقي و مهم است يا اين كه تروريست ها مي توانند در امنيتي نسبي اطلاعات را مبادله كنند، بلكه اين وضع به دليل آن است كه همة تعامل ها بر روي شبكه اينترنت مي توانند بدون توجه بر مرزهاي ملي صورت گيرد از آن جايي كه جهان روابط بين الملل تاكنون عمدتاً به صورت روابط بين دولت ها بوده است، و وضع جديد به معناي آن است كه اكنون فضايي در حال رشد از تماس و همكاري وجود دارد كه دولت ها، حتي در هماهنگي با يكديگر، كنترل ناچيزي بر آن دارند از آن جايي سلطه (Authority) دولت، گرچه با قدرت (power) آن يكسان نيست، به طور غيرمستقيم بر آن قدرت تكيه  دارد، اين پتانسيلِ اينترنت در كاهش دادن قدرت دولت ها با به وجود آوردن معنايي از فعاليتي بي اعتنا به آن همزمان پتانسيلي براي كاهش دادن سلطة دولت است به همين دليل است كه يك آنارشيست ممكن است از اينترنت استقبال كند

دومين خصلت اينترنت عوام گرايي يا پوپوليسم آن است بار ديگر بايد از نظر داشته باشيم كه اين عوام گرايي نه در مرتبه اي سطحي بلكه در مرتبه اي عمقي قرار دارد در شرايط حاضر صلاحيت هاي خاصي براي جست وجو كردن چيزهاي بر روي شبكه و مهم تر از آن مشاركت كردن در آن لازم نيست و هيچ سيستم واقعي سانسوري كه مشاركت ها را در غياب چنين صلاحيت هايي مانع شود وجود ندارد تنها نوع سانسوري براي مثال توسط دولت سنگاپور وشركت هايي كه دسترسي افراد را به انيترنت ممكن مي كنند، [براي جلوگيري از دسترسي با سايت هاي غيراخلاقي] پيشنهاد شده است مقصودي كاملاً متفاوت دارد به علاوه با در دسترس بودن گسترده كامپيوترها در مدارس و كالج ها و تأسيس كافه هاي اينترنتي، هزينه استفاده و وارد شدن به اينترنت آن قدر ناچيز شده است كه از آنها هم كار چنداني براي مقابله كردن با عوامگرايي سيستم به صورت يك كل برنمي آيد

اين خصلت عوام گرايانه اينترنت بيشترين شادي آنارشيست ها را باعث مي شود، چرا كه به نظر مي رسد امكان اجتماعي بين المللي نويني را عرضه مي كند كه در آن معمولي ترين افراد مي تواند دسترس نامحدودي به جهان اطلاعات داشته باشد و كم اهميت ترين افراد مستقيماً در شكل دهي به جهان دخالت كنند افراد بر روي اينترنت بر مبناي علائق و انتخاب هاي فردي خودشان عمل مي كنند و هم پيمان مي شوند و انجام دادن چنين كارهايي توسط مرزهاي ملي يا قدرت هاي مسلط بارزسي نمي شود تحقق آنارشي مثبت هنگامي كامل مي شود كه ما به اين تابلو، تصوير دولت هاي ناكامي را بيفزاييم كه علي رغم قدرت هاي قاهرشان عاجزانه به اين وضعيت مي نگرند

گرچه اين تحليل و سنايويي كه مجسم مي كند، كاملاً تخيلي و بي اساس نيست، اما بر مبناي مفروضاتي است كه نياز به بررسي دارند اين امر تنها هنگامي حقيقت دارد كه دسترسي نامحدود به دانش بر سازندة قدرت يافتن عمومي باشد و بر همين قياس در صورتي كه ناتواني در محدود كردن آن به عنوان تقليل يافتن قدرت دولت شمرده شود دومين فرض اين است كه توانايي در مشاركت كردن در جهان اينترنت نيز به وجود آورندة قدرت يا به عبارت ديگر تأثيري بر پيامدها در جهان [واقعي] باشد

يك نتيجه گيري مقدماتي بايد اين باشد اين انديشه كه اينترنت ويژگي هاي مثبتي براي آنهايي دارد كه آنارشي را به عنوان يك آرمان تلقي مي كنند، بي وجه نيست اما تنها هنگامي كاملاً اثبات مي شود كه بررسي برخي از مفووضات تعيين كننده را تأييد كند

براي ذهني كه آنارشي را به عنوان شرايطي كه بايد از آن ترسيد تلقي مي كند، همان ويژگي هاي اينترنت كه آنارشيست ها تحسين مي كنند ممكن است نقض هاي آن دانسته شود اينترنت زمينة كاملاً برانگيزاننده اي براي توطئه هاي جنايتكارانة در اختيار پست ترين مخرج مشترك انگيزش هاي انساني است البته چنيني ديدگاهي دقيقاً همان مفروضات را مي پذيرد، و بنابراين در معرض همان ترديدها قرار مي گيرد كمترين چيزي كه در اين مورد مي توانيم بگوييم اين است كه موضع بدبينانه نه ضعيف تر و نه قوي تر از موضع خوش بينانه است

اما يك مسير فكري ديگر وجود دارد كه ارزش كارش را دارد اين نظريه بر اين ايده استوار است كه اينترنت بيشتر از آنارشي سياسي، آنارشي اخلاقي را ترويج مي كند و اين كه آنارشي اخلاقي ذاتاً ويرانگر است براي بررسي اين موضوع لازم است كه نگاهي اندكي دقيق تر به ايده تربيت اخلاقي بيندازيم در اين جا من تنها مي توانيم طرح مختصري از مسيري فكري ارائه دهم كه برخي از تأكيدات نسبتاً جزيي آن بر روان شناسي اخلاقي تكيه دارد

من از كلمه «ترجيحات» (prefereces) به عنوان اصطلاحي ژنريك براي آن انگيزش هاي انساني استفاده خواهم كرد كه نوعي عنصر سنجشي مثبت دارد- مثل اشتياق، علاقه، كنجكاوي و غيره در مقابل آنهايي كه سبعانه ترند- مثل ترس، خشم، آشفتگي و غيره «ترجيحات» به اين معنا دست كم تاحد طبيعي هستند؛ به اين معنا كه پيش از اين كه اجتماعي شدن صورت پذيرد، حتي شايد پيش از آن كه اجتماعي شده آغاز شود، برخي از چنين ترجيحاتي در انسان ها وجود دارند و به توضيح دادن رفتارشان كمك مي كنند فرايند اجتماعي شدن ممكن است به مثابه تزكيه شدن اين ترجيهات از طريق فرآيند پذيرش تأثيرات خارجي برساخته مي شود

بنابراين براي مثال، به اين معنا ترجيح دادن، بيان كردن خود طبيعي محسوب مي شود؛ بدون چنين ترجيحي انسان ها زبان نمي آموزند اما اين ترجيح، في نفسه، به معناي واقعي كلمه متنافر (icoheret) است؛ تنها با بدست  آوردن زباني توارثي و ابداع نشده است كه اين ترجيح را مي توان به درستي درك كرد [از طرف ديگر] كسب كردن چنين زباني پذيرفته شدن اين ترجيح طبيعي داشتن به خود بيانگري، توسط قواعد جامعه سخنگويان زبان است

به نظر من چيزي شبيه مثال بالا را بايد در مورد اخلاقيات هم بيان كرد تكانه هاي طبيعي كه در كانون اخلاقيات قرار دارند و به عبارتي اساسي فعال براي خودآگاهي اخلاقي را تشكيل مي دهند، هرچه كه باشند، تعريف خود را هنگام بدست مي آورند كه در معرض فرآيند پالايش دهندة مجموعه اي به ارث رسيده و غيرابداع شده از ارزش ها و آداب قرار گيرند به نظر من اشتباه هست كه فكر كنيم امور به علت آن كه تمايل به آنها وجود دارد داراي ارزش مي شوند؛ برعكس اميال ما هنگامي شكل مي گيرند كه آنها را با آنچه آموزيم از طريق تجربه جمعيِ به ارث رسيده در مورد آنچه ارزش تمايل داشتن را دارد، يعني چيزي كه ارزشمند (valuable) است، متناسب مي كنيم بنابراين براي مثال، به عقيدة من علاقه به موسيقي، يك ترجيح طبيعي است، اما در عين حال علاقه اي است كه بلوغ خود را از طريق تناسب يافتن با يادگيري دربارة اشكال و تركيب بندي هاي موسيقيايي بدست مي آورد كه تجربة جمعي نشان مي دهد كه اهدافي كافي براي تحقق يافتن آن ترجيح هستند

بر اين سؤال تربيت اخلاقي درسال هاي اول زندگي آشكارتر است، اما به طوري بي پايان ادامه مي يابد و در همه مرحله شكل آن مشابه است در معرض قرار داده و تعويل كردن ترجيحات طبيعي با تأثيرات اجتماعي كردن اين روند پيامد بجاي هماهنگ شدن ترجيحات انسان هاي در غير اين صورت جدا از هم را به وجود مي آورد، و بنابراين به وجود آوردن جامعة متمدن را ممكن مي كند به طور خلاصه تربيت اخلاقي يك روند اجتماعي شدن است، و به همين علت كه به نظر من معمولاً منحرفان جدي اجتماعي، مثلاً قاتلان زنجيره اي، به شكلي ريشه اي توسط سابقه روان شناختي شان از خود بيگانه شده اند امر بارز در مورد اينترنت اين است كه شكل گيري آنچه را كه «هم آميزي مطلق علائق» مي نامم ممكن و حتي تشويق خواهد كرد

منظور من از اين اصطلاح اين است كه توانايي پرسه زدن صرف در شبكة ساختار نيافته اي از ترجيحات است كه به مجال همساني (cogruece) صرف را فراهم مي آورد و نه هماهنگي (coordiatio) پرسه زنندگان در اينترنت اين فرصت را دارند كه در جست وجوي روحيه هاي مشابه باشند و آن نوع تأثيرات اصلاح و تزكيه كننده را كه در فرايندهاي طبيعي يادگيري عمل مي كنند ناديده بگيرند اين وضعيت بارزتر از همه شايد در مسائلي مانند شبكه هاي پورونوگرافي كودكان خود را نشان مي دهد كه در آن جلوي ترجيحات شريرانه گرفته نمي شود، چرا كه آن چيزهايي كه مانع اين نوع ترجيحات مي شوند را جست وجوكننده در اينترنت مي تواند ناديده بگيرد و سپس تمايل اين فرد پرسه زن اينترنتي با دريافت كردن پاسخ هاي تأييدكننده از جانب افراد داراي ترجي مشابه، تقويت مي شود

پيامد منطقي چنين وضعيتي فروپاشي اخلاقي است و نه يگانگي اخلاقي اين فروپاشي به معناي بد كلمه آنارشيستي است، چرا كه وسيله براي انتشار يافتن و به هم پيوستن ترجيحات خودساخته اي از هر نوع است يقيناً چنين وضعيتي هرگز نمي تواند كامل شود، چرا كه ميزاني پايه اي از ارتباط هميهش مورد نياز است، ارتباط برقرار كردن به نوعي زبان نياز دارد و اين امر به نوبه خود به تسليم كردن ترجيحات شخصي به تأثيرات اجتماعي كننده- به طريقي كه بين از اين توصيف شد- نياز دارد علاوه بر اين خود پيوند يافتن ترجيحات خودساخته به فعاليتي همگام نياز به ميزاني از نظم و انضباط اجتماعي را نيازمند است اما آنچه كه اين روش نوين برقرار شدن تماس بين انسان ها امكان پذير مي كند، انتشار يافتن گسترده تر تمايلات آزاد شده، بدون تأثيرات فرهيخته كننده اي است كه به طور طبيعي بر آنها لگام مي زند و آنها را محدود مي كند

مقصود از اين شيوة انديشيدن راه انداختن جاروجنجال نيست تنها مقصود اين است كه يادآوري شد كه اينترنت در واقع ابزاري با امكانات جديد است كه بايد به درك عميقي از آن رسيد منظور من از ترسيم كردن ين خط فكري كه نتيجه گيري معيني را به دست مي دهد، به راه انداختن بحث در اين مورد است و نه اين كه مانع ساير نتيجه گيري ها شوم از اين مهم تر اگر ادعاهايي را كه من مطرح كردم بتوان تأييد كرد، اين امر هيچ استلزام صريحي از مورد آنچه مي توان درمورد ورد آنها انجام داد به همراه نمي آورد، اگر اصلاً بشود كاري انجام داد

 

* گوردون گراهام استاد فلسفة اخلاق دانشگاه ابردين اسكاتلند و نويسندة كتاب «اينترنت: يك تحقيق فلسفي» (راتلج، 1999) است

 

    139 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آنارشيسم (9)
●   اینترنت (283)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب