باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
هم¬خانگی میسيونری
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

   ● نويسنده: تری - متینگلی

مترجم: مهديار - حميدي

 
 

وقتي جوانان معتقد از نظر احساسی گرفتار بی­اعتقادان می­شوند، اهل کلیسا این وضعیت را «ارتباط دوستانه­ی میسیونری» می­نامند. در حالی­که یک ابرو را به نشانه­ی شک داشتن بالا می­اندازند. در اکثر این روابط دختر خوبی وجود دارد که می­اندیشد و با مرور زمان می­تواند به یک پسر کمک کند و اشتباهاتش را به او نشان دهد و به او بیاموزد که چگونه به راه راست قدم بگذارد.

زمانه عوض شده است. طبق تحقیقات جدید، رقم قابل توجهی از زنان از «ارتباط دوستانه­ی میسیونری» به «هم­خانگی میسیونری» ارتقا پیدا کرده­اند.

اسکات استنلی یکی از مدیران و محققان مرکز مطالعات خانواده و ازدواج در دانشگاه دنور مي­گوید: «تئوری من این است که زنان همین که از نظر احساسی درگیر می­شوند حاضرند برای شریک خود جان‌فشانی کنند. آن­ها مایل­اند که تسامح به خرج دهند اما رابطه­شان را حفظ کنند. مردان چنین کاری نمی­کنند. این‌گونه زنان شاید به این می­اندیشند که: او کامل نیست، اما من او را دوست دارم و می­توانم او را عوض کنم. در حالی که ما می­دانیم به چه می­اندیشند: من مطمئن نیستم، که این دختر را بخواهم. مطمئن نیستم که او نیمه­ی گم شده من است. اما برای حالا خوب است.

چیزی که جالب است، این است که زنانی که ادعا می­کنند عمیقاً مذهبی هستند، درست به اندازه­ی آن­ها که مذهبی نیستند، تمایل به هم­خانگی با مردان پیش از ازدواج دارند. این را استانلی، سارا ویتون و هوارد مارک­من نتیجه­گیری کردند. کار این سه نفر به صورت مقاله­ای به نام «شاید من اینکار را بکنم: تعهد میان افراد و هم­خانگی پیش از ازدواج یا غیر از ازدواج» در مجله­ی مسائل مربوط به خانواده (Family Issues)  چاپ شده است.

آن­ها دریافتند که مردان با اعتقادات مذهبی قوی نسبت به مردان بي‌اعتقاد، کمتر تمایل به هم­خانگی­های قبل از ازدواج دارند، نسبت به مردان بی­اعتقاد.

این یک قانون است که افرادی که تن به هم­خانگی های پیش از ازدواج می­دهند از نظر اعتقادات مذهبی ضعیف­تر از کسانی هستند که از انجام چنین کاری امتناع می­کنند. همچنین افراد معتقد، می­گویند که تعهد بیشتری نسبت به نهاد ازدواج دارند. این­ها چیزهایی است که استانلی و سایر اعضای تیم دانشگاه دنور انتظار شنیدن­شان را از تعداد 908 فرد متأهل، در شرف ازدواج و کسانی که به هم­خانگی تن داده بودند داشتند.

آنچه این تیم را شگفت­زده کرد، تمایز آشکاری در گزینه­هايی ­بود که زنان و مردان معتقد برگزیده بودند.

خودتان حساب کنید. در حال حاضر بیش از 5 میلیون زوج آمریکایی ازدواج نکرده وجود دارند که با هم زندگی می­کنند. بسیاری از زنان و مردان معتقد، «رابطه­ی دوستانه­ی میسیونری» را در سطحی کاملاً جدید برگزیده­اند. به نظر می­رسد که این­ها گمان می­کنند که می­توانند مردان را در بسترهایشان مسیحی کنند.

استانلی و همکارانش در این تحقیق به این نتیجه رسیدند که زنانی که خواستار یک ازدواج ناب از نوع «فقط مرگ می­تواند ما را از هم جدا کند» هستند باید در پی یافتن مردانی با باورهای مذهبی قوی باشند که شدیداً به بنیان ازدواج متعهد و از هم­خانگی به دور هستند.

اگرچه ممکن است این­ها واضح به نظر برسد، اما این­ها فقط داده­هایی بیش نیستند. اگر زنان مذهبی می­خواهند که بخت یارشان باشد باید مردانی را بجویند که خواهان طغیان علیه عقل و خرد مرسوم زمان خود باشند.

استانلی، ویتون و مارکمن مي‌نويسند: «با توجه به این که بیش از 60 درصد زوج­های امروزی پیش از ازدواج با هم زندگی می­کنند، هم­خانگی پیش از ازدواج چیز غیرمتعارفی نیست. از این نقطه نظر زوج­های غیرمتعارفی که پیش از ازدواج با هم زندگی نمی­کنند، احتمالاً آن دسته از زوج­هایی هستند که مردان­شان متعهدتر و مذهبی­تر هستند.»

این مردان مذهبی منحصر به فرد، به نظر می­رسد سعی دارند «تا آن­جا که ممکن است تفاوتی میان ازدواج حقيقي و ازدواج غير حقيقي را حفظ کنند... در باب روندهای اجتماعی­ای که به طور روزافزونی مرز میان ازدواج و هم­خانگی را کم­رنگ می­کنند، این طرز برخورد می­تواند نامتعارفی جدیدی را نمایان سازد».

استالی می­گوید، تحقیق تیم او در یک مورد مهم با سایر مطالعات هماهنگ است. میلیون­ها نفر از جوانان آمریکایی از طلاق می­ترسند و به همین دلیل پیش از آن که پیوندشان را محکم کنند، می­خواهند دقت بیشتری به خرج دهند. نظر می­رسد مردان جوان به این درک رسیده­اند که به راستی ازدواج به از خودگذشتگی­های مهم و عمده­ای نیاز دارد، از خودگذشتگی­هایی که بسیاری از آدم­ها نمی­خواهند آن­ها را انجام دهند. بنابراین هم­خانگی را به عنوان یک راه متوقف­کننده برمی­گزینند.

استانلی می­گوید: «زنان و مردان جوان پیام فرهنگ­شان را پذیرفته­اند ـ پیامی که هیچ داده­ای از آن حمایت نمی­کند. هم­خانگی راه خوبی است برای آماده شدن برای ازدواج. آن­ها بر این باورند که با این کار برای ازدواج آموزش می­بینند. آن­ها آموزش می­بینند، اما هم­خانگی به آن­ها می­آموزد که چگونه استراتژی فرار و خروج از روابط­شان من جمله ازدواج­شان را در پیش بگیرند.

یک کشیش عادی وقتی بالای منبر درباره­ی «زندگی گناه‌آلود» حرف می­زند می­تواند آدم­هایی را ببیند که از این حرف­ها گوششان زنگ می­زند.

در آینده تعداد اندکی از بزرگسالان هم­خانه خواهند بود. درست مثل بسیاری از مادران­ و پدراني که فرزندانشان در خفا با دیگران قرار مي‌گذارند. در آینده شاهد ازدواج زوج­های خندانی خواهیم بود که کشیش آن­ها را بدون پرسیدن سئوال­های شخصی فراوان به عقد هم درخواهد آورد و احتمالاً یک یا دو خادم متارکه کرده كليسا خواهیم داشت که لکه­ی ننگی (دور از چشم دیگران) در زندگی­شان وجود دارد.

به گفته­ی استانلی عده­ی اندکی از روحانیون شهامت آن را دارند که به این مردمان هشدار بدهند کشیش­ها می­ترسند مبادا موعظه آنها درباره­ی هم­خانگی مردم را عصبانی کند و یا آن­ها را از کلیسا دور کند.

استانلی می­گوید: «هنگامی که نوبت به صحبت درباره­ی ازدواج، خانواده و رابطه­ی جنسی می­شود، کشیش­ها انگار خیلی می­ترسند. قطعاً مسئله­ی هم­خانگی به اضافه­ی رابطه­ی جنسی پیش از ازدواج در رأس این دست مسائل قرار می­گیرد. اما کشیش­ها خسته شده­اند، خسته از مورد هجوم قرار گرفتن به خاطر جریحه­دار کردن احساسات مردم درباره­ی این موضوعات» بنابراین به این موضوع­ها نمی­پردازند و تو فقط شاهد سکوت کلیسا در قبال آن هستی.».

براساس تحقیقی دیگر از استانلی و همکارانش، این سکوت کلیسا، به ویژه در ارتباط با زنان، اثر داشته است. همچنان که انتظار می­رفت، محققان دریافتند که مردان شدیداً مذهبی خیلی کمتر تمایل به هم­خانگی پیش از آن که سوگندهای ازدواج را بر لب جاری سازند دارند. اما با شگفتی دریافته­اند که زنان مذهبی درست به اندازه­ی زنان غیرمذهبی به هم خانگی پیش از ازدواج تن می­دهند.

شاید این زنان مذهبی گمان می­کنند که دارند محتاطانه عمل می­کنند، ضمن آن که در حال «آزمودن» رابطه­شان هستند. شاید قانع شده­اند که باید پیش از ازدواج برای ربودن عشق در این عصر و زمانه هم­خانگی را تجربه کنند. برخی بر این باورند که در نهایت قادر خواهند بود عشاق هم خانه­ خود را به نگاه سنتی به دین، ازدواج و خانواده هدایت کنند.

مایکل مک­مانوس روزنامه­نگار و نویسنده­ی کتاب «حافظان ازدواج: به دوستان و خانواده­تان کمک کنید تا متأهل بمانند» است. او می­گوید: «واقعیت این است که زنان از رابطه پیش از ازدواج چیزی عایدشان نمی­شود، درک­شان از هم­خانگی هرچه که می­خواهد باشد، واقعیت این است که این زنان احمق­هایی بیش نیستند. امروز بسیاری از زنان اجازه می­دهند که هم­بازی­هاشان از آن­ها استفاده کنند.»

مک مانوس می­گوید برخی رهبران کلیسا در قبال این موضوع سکوت اختیار کرده­اند زیرا دیگر بر این باور نیستند که ارتباط جنسی خارج از ازدواج گناه محسوب می­شود. سکوت­شان درک‌شدني است.

درک سکوت بسیاری از مجامع کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس سخت­تر است، مجامعی که هنوز تعلیمات یهودی ـ مسیحی اخلاق جنسی را قرن­هاست تأیید و تصدیق می­کنند.

اما این سکوت حقیقت است. شبکه «حافظان ازدواج» (www.marriagesavers) در 163 شهر کوچک و بزرگ 39 ایالت همچنان فعال است. مک مانوس می­گوید هنگامی که در سفرها به سخنرانی می­پردازد و از جمعیت سوال می­کند که چند نفر از شما تا کنون موعظه­ای درباره هم­خانگی شنیده­اید، بیش از یک یا دو دست از میان جمعیت برنمی­خیزد.

مک مانوس معتقد است، بسیاری از کشیش­ها حتی نمی­دانند که بیش از 5 میلیون نفر از آمریکاییان ازدواج نکرده­، با هم زندگی می­کنند. بیش از 60 درصد زوج­ها قبل از ازدواج هم­خانه هستند. کشیش­ها نمی­دانند که زنان با افسردگی بیشتر و ارتباط و تعهد کمتر مواجه می­شوند. همچنین احتمال این که زنان مورد آزار قرار بگیرند یا فرزندان­شان به خطر بیفتد، بیش از 60 درصد است.

داده­های دانشگاه ویسکانزین نتیجه­ای دردناک را نشان می­دهد: زوج­هایی که پیش از ازدواج با هم زندگی می­کنند، شانس طلاق­شان را تا 50  درصد افزایش می­دهند. محققان دریافته­اند که تنها 15 زوج از هر 100 زوجی که هم­خانه هستند، پس از يك‌دهه مزدوج بوده­اند.

مک مانوس می­گوید هدف این نیست که با این ارقام به زوج­ها حمله کنیم. هدف این است که به آن­ها هشدار دهیم و مشاورانی از زوج­های متأهل را به آن­ها معرفی کنیم که چالش­های پیش رو را درک می­کنند. کلیسا باید با جوانانی که ارتباطات دوستانه­شان را آغاز می­کنند ارتباط داشته باشد، پیش از آن که فشارهایی باعث شود آن­ها به زندگی با یکدیگر تن دردهند. والدین هم به این اطلاعات نیازمندند.

مک مانوس می­گوید: «ما باید معیارهایی متعالي به وجود آوریم. اما نمی­توانیم این کار را با محبت و عاشقانه انجام دهیم. آنچه که کلیسا انجام داده، صرفاً معیارها را ویران کرده است. کلیسای مدرن ـ با سکوتش ـ به زوج­های جوان چیزی نمی­دهد که آن­ها آرزویش را داشته باشند. آن­ها به اهداف والاتری نیاز دارند».

 

    180 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ازدواج (88)
●   جوانان (69)
●   خانواده (90)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:15/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب