باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 33 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
استراتژي جنگي آمريكا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

آنان كه منكرند بگو روبه رو كنند»، ضرب المثل ايراني

 

سه سال قبل از آنكه رئيس جمهور آمريكا جورج دبليوبوش سياست «جنگ طولاني» آمريكا را اعلام كرده و بمباران و حمله به افغانستان و تقويت پايگاه هاي نظامي آن كشور را در آسياي مركزي آغاز كند، استراتژي جديد جهاني نيروي نظامي ايالات متحده دريك نشست موسوم به «ضربت و حمله دريايي موج آينده» از طرف ژنرال ها، درياسالاران و نمايندگان دولت و كنگره فراهم مي شد. طبق گزارش منتشر شده از طرف «مؤسسه لكزينگتون» كه عهده دار مطالعه اين استراتژي و «تداركات نظامي و جنگي» بوده است، هدف اين پروژه «راهنمايي استراتژيكي كوتاه مدت براي تقويت قدرت تهاجمي نيروهاي دريايي» و قدم هاي مؤثري است كه بايد « در دفاع از تمدن آمريكا و دموكراسي جهاني در دهه هاي اول قرن آينده (قرن بيست ويكم) برداشته شود

مؤسسه لكزينگتون واقع در شهرك آرلينگتون درچند كيلومتري واشنگتن يكي از مراكز مهم مطالعاتي و استراتژيكي آمريكا بوده و با حمايت بخش نظامي و دفاعي ايالات متحده آمريكا اداره مي شود و در رأس آن ژنرال ها و كارشناسان ارشد و بازنشسته اين كشور قرار دارند.

در ترسيم پروژه «ضربت و حمله دريايي»، مؤسسه لكزينگتون تأكيد مي كند كه همه مخاطرات آمريكا در قرن بيستم از منطقه «اوراسيا» سرچشمه گرفته است و آمريكا نه تنها به منابع طبيعي اين منطقه محتاج است بلكه براي جهاني سازي اقتصادي و بازاريابي خود بايد در اين ناحيه نفوذ داشته و غالب باشد. طبق اين گزارش حضور نظامي و پايگاه هاي دريايي هوايي دراين منطقه وسيع براي آمريكا لازم بنظر مي رسد. اصطلاح «اوراسيا» به منطقه وسيع مشترك اروپا- آسيا گفته مي شود و از مرزهاي شرقي آلمان شروع شده و تا چين ادامه پيدا مي كند و شامل روسيه، آسياي مركزي، خاورميانه، اروپاي مركزي و شرقي، خليج فارس و هندو چين است.

درحقيقت «اوراسيا» يك قطعه زمين و قاره چسبيده وسيعي است كه كمتر دسترسي به دريا داشته ولي قرن ها مركز قدرت ها و امپراتوري هاي بزرگ تاريخ بوده است.

دراين گزارش مؤسسه لكزينگتون آمده است كه «تفنگداران و نيروي دريايي آمريكا به مقامات فرماندهي ملي اين فرصت و توانائي را مي دهند كه بتواند از سواحل درياها به طور دقيق، پايدار و فزاينده اهداف گوناگون داخل خشكي را به فاصله و شعاع يك هزار مايل مورد حمله قرار دهد و اين قدرت حمله و دستيابي (آمريكا) اكثريت جمعيت جهان و مراكز ثقل اقتصادي، فرهنگي، و سياسي را شامل مي شود.» مدلولات اين گزارش و پروژه «ضربت و حمله دريايي» بسيار ماكياولي است و بر معادلات زور و قدرت و زرنگي و حيله تكيه دارد. شگفت انگيز اينكه اين گزارش 76 صفحه اي «موسسه لكز ينگتون كه با گرافيك رنگارنگ از ناوگان و جنگنده ها و زير دريائي ها و موشك ها و با آمار و جدول هاي نبردهاي جنگي تزئين شده در تبيين نتيجه گيري خود با درج عكس و گفتاري از ماكياولي (صفحه 6) از انديشه و افكار او كمك مي گيرد.

متفكر و سياستمدار دوره رنسانس اروپا، ماكياولي، در سال 1531 در آثار خود نوشت: «هركس كه خواستار موفقيت هاي مداوم و پايدار است بايد رفتار خود را با گذشت زمان تغيير دهد.» اين توصيه ماكياولي در امور مربوط به سياست و ديوان سالاري بود، امروز آمريكا از آن در توسعه قواي نظامي، به ويژه نيروي هوايي و دريايي استفاده مي كند. تكنولوژي هاي اطلاعاتي هم فرصت هاي مناسب و هم تهديدهاي جدي براي نيروي دريايي، ناوگان و حفظ كشتيراني آمريكا ايجاد كرده است و از آنجا كه نيروي دريايي آمريكا بدون هيچ مانع و رقابت در مواقع لزوم در درياها متمركز شده و به گوشه و كنار اقيانوس ها كشانده مي شود، مجهزبودن آن به آخرين تكنولوژي هاي توسعه يافته براي «ضربت دريايي» همان طوري كه در عمليات جنگ افغانستان مشاهده شد، حياتي است.

مطالعات انستيتوي لگزينگتون در سال هاي 1998و 1999 احتياج و نيازمندي هاي نيروي دريايي آمريكا را در حملات و جنگ براي دهه هاي 2010 تا 2050 ميلادي در بر داشته است.

گزارش مؤسسه لگزينگتون به ويژه به توانائي و امكان حملات مداوم آمريكا به افغانستان، عراق، و صربستان اشاره كرده يادآوري مي كند كه دشمنان امروزي آمريكا مهمات و تسليحات اصلي خود را از ديدگاه آمريكا به وسايل مختلف پنهان نگاه داشته و با توسل به روش هاي زيرزميني وگمراه كردن نيروهاي تهاجمي آمريكا احتمال آسيب هاي وارده را كاهش مي بخشند. از ديدگاه اين گزارش موفقيت نيروي دريايي و نقشه هاي جنگي آمريكا در آغاز دهه نخستين قرن بيست و يكم به كاربرد تكنولوژي اطلاعات بستگي دارد و اينكه چگونه و با چه سرعتي دستگاه جنگي بتواند اطلاعات لازم را به صحنه نبردها ارسال دارد. تحليل گران و برنامه ريزان اين استراتژي جنگي ضربات موفق نيروهاي نظامي و دريايي و هوايي آمريكا را در هفت مرحله خلاصه كرده اند و اين دقيقاً نقشه هايي است كه در جنگ افغانستان دنبال شد: جست و جو كردن دشمن، معلوم كردن اهداف، پيداكردن و نقطه گذاري مراكز مورد نظر، نشانه كردن، تشخيص هويت، قتل و كشتن و ارزيابي و نتيجه.

اطلاعات در «مديريت و اداره نبردگاه» حياتي است ولي آمريكا به اين حقيقت نيز پي برده است كه تكيه ناوگان دريايي بر «سيستم جهت گيري جهاني» توسط ماهواره ها كه اكنون براي كسب اطلاعات به كار مي رود قابل صدمه خوردن است زيرا امواج اين سيستم را مي توان با مشكلات ارتباطي مواجه ساخت.

گزارش مؤسسه لگزينگتون اضافه مي كند كه 12 كشتي جنگي هواپيما بركنوني آمريكا احتياجات امروزي را تأمين نمي كند و ايالات متحده حداقل به سه كشتي هواپيما برديگر احتياج دارد. آمريكا به مدت 220سال بر روي قوه و قدرت دريايي خود تكيه كرده است و از آغاز تأسيس اين كشور ضربت و حمله دريايي عامل مؤثري در نيروي نظامي آمريكا محسوب شده است. در مدت نيم قرني كه «جنگ سرد» بين آمريكا و شوروي سابق ادامه داشت نيروي دريائي آمريكا به طور متوسط هر يازده هفته يك بار براي مقابله و مواجه شدن با بحران هاي بين المللي و نظامي وارد عمل شد. از موقع فروپاشي شوروي و انهدام «ديوار آهنين» برلين در اوائل دهه 1990، اين عمليات نظامي نيروي دريايي آمريكا درچهارهفته يك بار افزايش يافته و شامل 80 نوع عمليات نظامي در سراسر جهان شده است. كه بمباران عراق، كوزوو و افغانستان جزئي از آن به شمار مي روند.

ترسيم كنندگان استراتژي «ضربت وحمله دريايي» مؤسسه لگزينگتون براين عقيده اند كه «آمادگي جنگي و تسليحاتي آمريكا، توسعه ارتش، نيروي هوايي و دريايي اين كشور براين اصل بنا شده است كه اصول و مباني فلسفي تمدن آمريكا تغيير نخواهد كرد.» يادداشت هاي استراتژيك ملي آمريكا دگرگوني جهاني را كه با اهداف آمريكا همسان شود، هدف اصلي سياست خارجي اين كشور مي داند و آمادگي تسليحاتي و جنگي يكي از پايه هاي اساسي اين استراتژي است و آمريكا بايد رهبري و هدايت اين دگرگوني را به عهده بگيرد.

سهم هزينه جنگي آمريكا از مجموع توليدات ملي با نظريه آمريكا از «دشمن» و تهديدات او سروكار دارد. اين دشمنان آمريكا در طول تاريخ امپرياليسم اروپا، فاشيسم آن قاره، پديده كمونيسم، اصول گرايي اسلامي و دراين اواخر «تروريسم جهاني» است. مأموريت نيروي دريايي آمريكا طبق گزارش مؤسسه لگزينگتون در چهار قسمت خلاصه مي شود: پيشاهنگي و حضور در نبردگاه، كنترل و تسلط بر درياها و كشتيراني جهاني، اعمال زور و قدرت از خشكي و دريا و مهار كردن استراتژي هاي تسليحات

هسته اي. مطبوعات آمريكا و اخيراً رئيس جمهور و وزير دفاع آن كشور اظهار كرده اند كه تسليحات جمهوري اسلامي ايران و به ويژه موشك «شهاب» ايران كه شعاع عمليات آن اكنون از 900 الي 1500 كيلومتر تجاوز نمي كند تهديدي عليه «خاك» آمريكاست كه فاصله آن از سواحل خليج فارس تا شرق ايالات متحده بيش از پنج هزار مايل است. درحالي كه طبق گزارش مؤسسه لگزينگتون «222كشور از كل كشورها و ملت هاي دنيا كه تعداد آنها 265مي باشد با آب هاي دريا هم مرز هستند و تقريباً هشتاد درصد جمعيت دنيا و پايتخت هاي كشورهاي مختلف در فاصله پانصد مايلي اقيانوس ها و تحت نظر قواي آمريكا و در دايره و شعاع ضربت و حمله نيروي دريايي ايالات متحده مي باشند.» در صفحه سي وهفت گزارش مؤسسه لگزينگتون تحت عنوان «نقاط جاري پرحرارت» و «مأموريت برنامه ريزي» نواحي بحراني دنيا با علامت قرمز و برجسته تجلي مي كنند كه اكثر آنها كشورها و سرزمين هاي اسلامي هستند كه از اندونزي در اقيانوس آرام شروع شده و تا شمال غربي قاره اروپا و اقيانوس اطلس ادامه پيدا مي كند. اين گزارش بر سكوهاي متحرك نيروي دريايي آمريكا كه توليد و توسعه آنها روبه افزايش است اشاره كرده و يادآوري مي كند كه اين گونه سكوهاي متحرك درهمه درياها و اقيانوس ها پراكنده بوده و نيروي دريايي آمريكا با تكيه به اين سكوها بدون اينكه اجازه كشور يا سازمان بين المللي را اخذ كند درهمه نقاط پرجمعيت دنيا و مراكز فرهنگي و اقتصادي آنها درحركت بوده و به صورت خودمختار به عمليات خود مي پردازند.هيئت مشاوران ارشد گزارش استراتژيكي «ضربت و حمله دريايي» مؤسسه لگزينگتون شامل 16 نفر از ژنرال ها، درياسالاران، و فرماندهان بازنشسته ارتش امريكا، نيروهاي زميني، هوايي، و دريايي و نمايندگان كميته هاي نظامي كنگره و مؤسسات استراتژيكي آن كشور است. گروه كارشناسان و دست اندركاران اين گزارش نيز بالغ بر 36 ژنرال، نماينده كنگره، و افراد متعلق به بنيادهاي مربوط به امنيت و سياست خارجي آمريكا مانند «بنياد هريتيج» و «مركز آزمايشگاه فيزيك كاربردي» دانشگاه جان هاپكينز هستند. مؤسسه لگزينگتون يكي از مراكز «محافظه كار» مطالعاتي و استراتژيك واشنگتن بوده و در اساسنامه خود «توسعه و ترويج قدرت آمريكا در جهان» و «دفاع از وطن دموكراسي و پايدار كردن ثبات بين المللي ساير دمكراسي هاي بازارهاي آزاد» را از اهداف اصلي خود مي شمارد. در سه سال گذشته بيش از يكصد جزوه، مقاله و گزارش در امور جنگي، دفاعي و نظامي از طرف اين مؤسسه منتشر شده است از جمله «جنگ در افغانستان؛ اهميت قواي زميني» كه در ماه گذشته (ژانويه 2002) تهيه گرديده است. كارشناسان اين مؤسسه در وقايع اخير در برنامه هاي راديو- تلويزيوني نظريه پردازي كرده و بسياري از مقالات اين مؤسسه در مطبوعات و رسانه ها و فصلنامه هائي مانند «واشنگتن پست»، «وال استرژورنال»، «سان دياگو يونيون و تريبيون»، «ناسيونال ديفنز» و انتشارات وابسته به صنعت تسليحات جنگي و هواپيمايي و كامپيوتري و اطلاعاتي منتشر شده است. آنچه جالب است هماهنگي و توافق اين گزارش با سياستگذاري و وقايع و عمليات و برنامه ريزي امروز آمريكا و به ويژه گفتمان هاي اخير رئيس جمهور آن كشور و اعضاي كاخ سفيد و كابينه بوش است.

 

    491 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   نظام سلطه جهاني (71)
●   نظم نوين جهاني (77)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (347)

افراد مرتبط
●  بوش   جورج(156)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:16/11/1381

تاريخ شمسی نشر:16/11/1381
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب