روبات واژه اي است كه با شنيدن آن پيشرفت، زندگي نوين، زندگي ماشيني و واژه هاي بسيار ديگر به ذهن متبادر مي شوند. اين اختراع عجيب انسان، امروزه ديگر عضوي از زندگي او شده و هر روز توسط او در حال پيشرفت است. از فعاليت هاي سنگين صنعتي در مراكز صنعتي گرفته تا سطح اجرام آسماني و فضا، در همه جا روبات ها به عنوان نمايندگان انسان و به جاي او كارهاي متفاوتي را انجام مي دهند، اما روبات چگونه متولد شد و به چه حدي از پيشرفت دست يافته است. در اين نوشته سعي شده است نگاهي گذرا به روند پيشرفت روبات و جايگاهي كه هم اكنون در زندگي بشر دارد اشاره شود
طبق تعريف انستيتو روبات آمريكا روبات سازه اي برنامه ريزي شونده است كه براي انتقال و حركت دادن مواد، اجزاء، ابزارها و دستگاه هاي مشخص برنامه ريزي شده است. اما در مورد روبات تعاريف ديگري هم در دائره المعارف هاي مختلف وجود دارد: «دستگاهي خودكار كه كارهايي را كه مربوط به انسان ها است انجام مي دهد.» و يا «دستگاهي در فرم انسان». اين كلمه اولين بار توسط نمايش نامه نويس معروف چكي كارل كاپك استفاده شد. نمايش نامه اي كه او در آن از روبات استفاده كرد «روبات هاي جهاني راسوم» نام داشت. البته كلمه اي كه او استفاده كرد روبوتا بود كه در زبان چكي به معناي كار كسل كننده است.
اولين دستگاهي كه مي توان آن را روبات دانست، دستگاه اسپري رنگ برنامه ريزي شونده اي بود كه توسط ويلارد پولارد و هارولد روزلاند در سال 1938 در آمريكا ساخته شد. البته اين دستگاه را نمي توان يك روبات كامل دانست. چند سال از نام روبات خبري نبود تا اينكه دوباره توسط نويسنده ديگري مطرح شد. اين بار نوبت آيزاك آسيموف بود تا در مورد روبات سخن بگويد، منتهي اين بار نه به معناي كار كسل كننده، كه به معناي خود روبات. او در كتابي به نام Runaround سه قانون مربوط به روبات ها را مطرح كرد كه به «قوانين سه گانه روباتيك» مشهور هستند، البته خود او بعدها قانون صفرم را هم به اين قوانين اضافه كرد. در سال 1946 يكي از مهم ترين اتفاقاتي كه بيشترين تاثير را بر روي روبات ها داشت اتفاق افتاد. در اين سال در ام آي تي انستيتو تكنولوژي ماساچوست Whirlwind اولين كامپيوتر ديجيتال دنيا ساخته شد. با ساخت كامپيوتر، روبات ها جهش بزرگي در زمينه كنترل و برنامه ريزي كردند كه به ساخت روبات كنترل از راه دور انجاميد. اولين روبات كنترل از راه دور دنيا در سال 1915 توسط ريموند گوئرتز در فرانسه ساخته شد. او اين روبات را كه در واقع يك بازوي چند تكه بود براي كميسيون اتمي فرانسه ساخت. اين روبات از چند تكه كه شامل بازوي اصلي و چند بازوي فرعي بازوي فرعي به بازوي برده هم مشهور است بودند تشكيل مي شد كه توسط سيم هايي فولادي به هم متصل بودند. براي حركت دادن بازو، سيم ها توسط موتوري كه در انتهاي بازو تعبيه شده بود كشيده مي شدند. از چنين بازويي هنوز در جاهايي كه بايد نمونه هاي كوچك هسته اي جابه جا شوند استفاده مي شود. در سال 1959 با ايجاد شاخه اي ديگر در دانش بشري، افق هاي تازه اي به روي روبات ها گشوده شد. در اين سال ماروين مينسكي و جان مك كارتي در ام آي تي هوش مصنوعي را به جهانيان معرفي كردند. اختراع هوش مصنوعي تاثيري باورنكردني بر پيشرفت روبات ها داشت و آنها را از مبحثي صرفاً علمي به موضوعي عمومي كه مي تواند در زندگي و صنعت مورد استفاده باشد تبديل كرد. سه سال بعد اولين روبات صنعتي دنيا توسط جنرال موتورز آمريكا خريداري شد. با استفاده گسترده از روبات ها در صنايع امريكا، كشورهاي ديگر هم به روبات ها علاقه مند شدند. يكي از اين كشورها ژاپن بود كه در سال 1967 واردات روبات از آمريكا را آغاز كرد. علاقه زياد ژاپني ها به روبات آنها را قادر ساخت كه يك سال بعد اولين روبات غير اروپايي امريكايي دنيا را بسازند.
در سال 1970 پروفسور ويكتور شاينمن بازويي را طراحي كرد كه به بازوي استاندارد معروف شد و ساختمان آن مبناي ساخت بازو هاي بعدي شد. شكل روبات پروفسور شاينمن قسمت كنترل آن بود. كامپيوتر كنترل كننده اين روبات به اندازه يك اتاق بود، يكي از بزرگ ترين مشكلاتي كه روبات ها با آن مواجه بودند، اين مشكل در دهه ي 70 با اختراع ميني كامپيوترها رفع شد.
دهه هشتاد و نود را مي توان دهه ظهور شركت هاي روباتيك دانست. در دهه نود از روبات علاوه بر صنعت در امور ديگري هم استفاده شد. اولين مورد استفاده غير صنعتي از روبات ها به علم پزشكي باز مي گردد. در سال 1995 آي تي ام و آي بي ام به صورت مشترك روباتي را اختراع كردند كه مي توانست در اعمال جراحي با هدايت پزشك بيمار را عمل جراحي كند. در سال 1997 روبات ها توانستند به جايي برسند كه انسان شايد تا چند دهه ديگر به آنجا نخواهد رسيد: «مريخ». در اين سال ره ياب مريخ ناسا بر سطح سياره مريخ فرود آمد و Sogourner روباتي كه به همراه ره ياب مريخ فرستاده شده بود بازگشت زني در سطح مريخ تصاويري از سياره سرخ به زمين مخابره كرد. از همين سال بود كه شركت هاي ژاپني رقابت براي ساخت روبات هاي انسان نما را شروع كردند و انقلابي در اين زمينه پديد آوردند. اين رقابت فعلاً به ساخت روبات هاي موسيقي دان توسط هوندا در سال 2004 ختم شده است.
روبات هايي كه به خوبي راه مي روند، كارهاي منزل را انجام مي دهند، ترومپت مي نوازند و مي توانند رهبري اركستر سمفونيك ژاپن را به خوبي انجام دهند، مطمئناً پيشرفته هستند اما در مقابل انقلابي كه در عرصه روبات ها به وقوع خواهد پيوست بسيار ساده و ابتدايي به نظر مي رسند، انقلابي كه در حال تكميل شدن است و در سال 2006 نتيجه خواهد داد. اين انقلاب اين بار نه از سوي ژاپني ها كه از سوي انگليسي ها هدايت مي شود.
گروهي از محققان انگليسي بر روي پروژه اي كار مي كنند كه هدف آن ساخت روبات هاي با شعور است. اين محققان مي خواهند با اين كار فناوري ماشين هاي هوشمند را پيشرفته تر كنند و دانسته هاي ما در مورد شعور و آگاهي انسان افزايش دهند.
در اين پروژه مهندسين كامپيوتر از دانشگاه Essexo و اعصاب – روانشناسان از دانشگاه Bristol بر روي قسمت هاي مختلف طرح كار مي كنند. هزينه پروژه 700 هزار يورو است كه توسط بخشي از شوراي علوم فيزيكي و مهندسي انگلستان تامين شده است. بخش ياد شده مسئول حمايت از پروژه هاي بلند پروازانه و با ريسك بالا است. مدير اين پروژه اون هالند، يكي از برجسته ترين استادان كامپيوتر دانشگاه Essexo است. او نظر خود در مورد اين پروژه را اينگونه بيان مي كند: «هوشمندي شايد تنها راز باقي مانده در مورد ماهيت انسان باشد با تلاش براي ساختن شعور مصنوعي اميدواريم اطلاعات بيشتري در مورد طبيعت شعور انسان به دست آوريم.»
اين روبات در آزمايشگاه جديد روباتيك دانشگاه Essex ساخته مي شود و همزمان با آن يك تيم از دانشكده روان شناسي Bristol به سرپرستي پروفسور تام تروسيانكو بخش هاي مربوط به «مغز» روبات را پيش مي برند. پروفسور سيانكو كه يكي از خبره ترين اعصاب – روانشناسان انگلستان است تيم را به سمتي هدايت مي كند كه سيستم هايي مصنوعي بسازند كه نزديك ترين حالت را به سيستم انساني داشته باشند.
آنها قرار است پس از ساخت روبات آن را در محيط هاي پيچيده متفاوتي قرار دهند، محيط هايي كه روبات در آنجا اعمال مختلف را پيش از انتخاب كردن يكي از آنها، تصور خواهد كرد. در اين زمان تصور كردن روبات سوپر كامپيوترهاي پرقدرتي چيزهايي را كه در مغز روبات اتفاق مي افتد آناليز مي كنند و به اعضاي تيم نشان مي دهند و تيم از داده هايي براي ديدن آگاهي روبات استفاده خواهد كرد.
آقاي هالند نسبت به اين طرح اميدواري زيادي ندارد. دليل آن را مي توان مواردي دانست كه منتقدان طرح به آن وارد مي كنند. اين انتقادات به صورت زير هستند:
اول اين كه روبات ها دقيقاً چيزهاي مادي هستند، در حالي كه شعور به چيزهاي ذهني غير مادي نياز دارد.
دومين مورد اين است كه روبات ها غير ارگانيك هستند در صورتي كه شعور و آگاهي فقط مي تواند در يك مغز ارگانيك وجود داشته باشد.
در مورد سوم به اين نكته اشاره مي شود كه روبات ها مصنوعي هستند، اما شعور هيچ سنخيتي با چيزهاي مصنوعي ندارد، فقط چيزي طبيعي زاده شده و نه توليد شده مي تواند داراي شعور و آگاهي باشد.
مورد آخر هم به سادگي بسيار زياد روبات ها اشاره مي كند، سادگي اي كه هيچگاه به آنها اجازه با شعور شدن نمي دهد.
به هر حال بايد تا سال 2006 منتظر ماند و ديد آيا روبات ها هم مي توانند عاشق، دل شكسته، شاد، غمگين، منطقي، زودرنج و... باشند يا نه؟