باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اروپا و آمريكا دو رويكرد با يك هدف
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ناصر - ثقفي عامري

منبع: روزنامه - همشهری

 
 

برنامه هسته اي ايران از اوايل دهه ۱۹۹۰ آغاز شده و به شكلي نبوده است كه از نگاه جامعه بين المللي پنهان باشد. اوج اين برنامه از زماني آغاز شد كه ايران از چند كشور براي كمك به فعاليتهاي هسته اي خود درخواست كرد كه چند كشور جواب مثبت ندادند و روسيه براي ساخت نيروگاه بوشهر با ايران به توافق رسيد.

از اين مرحله به بعد حساسيت ها درباره برنامه هسته اي ايران آغاز شد. بخشي از اين حساسيتها ناشي از مسائل امنيتي و نبود اعتماد برخي كشورها به سياستهاي ايران بود. كوتاهي قابل اغماض ايران در مواردي مطرح شده بود كه البته شايد رقابتهاي اقتصادي هم در اين مخالفت ها نقش داشت. به اين صورت كه كشورهاي اروپايي كه قبل از انقلاب اسلامي ايران طرف قراردادهاي هسته اي ايران بودند به خصوص آلمان، خود را در يك وضعيت نامناسب ديدند. مقامات اين كشورها معتقد بودند كه بازاري كه براي آنها مهيا بوده (نه تنها در اوايل دهه ۹۰ بلكه در آينده هم) در اختيار روسيه قرار گرفته است. به اين ترتيب عامل رقابت هاي اقتصادي يكي از عوامل مخالفت با ايجاد نيروگاه هسته اي بود.

انتقاداتي كه از برنامه هسته اي ايران مطرح شد، خصوصا در اين سه سال اخير درباره پايبندي ايران به معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي بوده است. ايران در سال ۱۹۶۸ يكي از ۱۱ كشور بنيان گذار پيمان منع اشاعه سلاحهاي هسته اي و يكي از اعضاي وفادار پيمان بوده است. در اين سه سال اخير ايرادهايي در مورد ساخت تاسيسات هسته اي در نطنز و اراك و همچنين ارائه نكردن به موقع گزارش اقدامات تبديل اورانيوم در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ايران وارد شده كه البته ايران هم توجيهاتي از عدم ارائه اطلاعات به واسطه وجود تحريمها داشته است.

همانطور كه در آژانس هم اعلام شد قصورهايي در اين زمينه صورت گرفته بود كه ايران در صدد جبران آن برآمد و سعي كرد آن اعتماد لازم را فراهم كند. هر چند كه كشورهاي غربي و خصوصا آمريكا به دلايل سياسي هنوز اين روند را تاييد نمي كنند. از جنبه ديگري هم برنامه هسته اي ايران مورد سئوال و نقد قرار گرفته است. به اين شكل كه ايران با داشتن منابع عظيم گاز نيازي به انرژي هسته اي ندارد و براي ايران، انرژي هسته اي مقرون به صرفه و اقتصادي نيست. و لذا چنين نتيجه گيري مي كنند كه ايران اهداف نظامي را در برنامه هسته اي خود تعقيب مي كند. اين مطلب كاملا در دنيا مشخص شده است كه در اختيار داشتن منابع متنوع تامين كننده انرژي در راس راهبردهاي كشورها قرار گرفته است از جمله روسيه و آمريكا از منابع گسترده نفت و گاز برخوردارند ولي تاسيسات هسته اي گسترده اي هم در اختيار دارند كه برق و انرژي زيادي را از نيروي اتم كسب مي كنند. بنابراين تنوع منابع انرژي از نكات بسيار مهم است. از لحاظ اقتصادي هم بايد گفت ايران معادن اورانيوم قابل توجهي دارد و اكنون كه توانسته است به فن آوري هاي لازم به خصوص در مورد چرخه سوخت دست پيدا كند، مسلما از لحاظ اقتصادي براي ايران مقرون به صرفه است كه سوخت هسته اي خودش را خود تهيه كند. به طور مثال، معادن اورانيوم يزد چيزي حدود ۱۷۳ ميليون تن ذخيره دارد كه اين فقط يكي از معادن است. بنابراين براي  كشوري كه معادن عظيم اورانيوم دارد، از هر لحاظ مقرون به صرفه است كه براي تامين سوخت هسته اي نيروگاه هاي خود از آن استفاده كند. نكته قابل توجه ديگري كه وجود دارد اين است كه قيمت انواع فرآورده هاي هيدروكربني از جمله نفت و گاز در حال افزايش است. بنابراين، اين فرآورده ها ارزش بيشتري دارند و ارزش افزوده بيشتري خواهندداشت. علاوه بر اين، از نظر ملاحظات زيست محيطي و انتشار گازهاي گلخانه اي نيز انرژي هسته اي مناسب تر از سوختهاي ديگر است. براي بهترروشن شدن جنبه اقتصادي اين امر مقايسه اي انجام شده است به اين صورت كه تاسيسات بوشهر در سال به حدود ۲۷ سال تن سوخت نياز دارد كه با توافقي كه با روسيه شده است، سوخت اين نيروگاه به ايران حمل مي شود و مورد مصرف قرار مي گيرد و سپس تفاله هاي سوخت دوباره با هزينه اي كه بر عهده ايران است به روسيه بازگردانده مي شود. اين ميزان سوخت در يك سال براي ايران ۵۰ ميليون دلار هزينه در بر دارد. اماچنانچه ايران خود، سوخت نيروگاه را تامين كند نصف مبلغ يادشده (حدود ۲۵ ميليون دلار) براي ايران هزينه خواهد داشت. علاوه بر آن، حمل و نقل تفاله هاي هسته اي از بوشهر به روسيه امري مخاطره آميز است و ايران مي تواند به آساني تفاله هاي هسته اي خود را در دشت هاي كويري و وسيع خود دفع كند.

بنابراين، انتقادهايي كه از برنامه هاي هسته اي ايران مي شود منطقي نيست و مطابق NPT به ويژه ماده ۴ آن، ايران از حق غير قابل انكاري براي توسعه و بهره برداري از فن آوري هسته اي برخوردار است و ايراد متوجه اعضاي فعال آژانس بين المللي هسته اي است كه چرا به تعهداتشان مطابق NPT در مورد ايران تاكنون عمل نكرده اند.

در هر حال با توجه به جو تبليغاتي كه عليه ايران ايجاد و به صدور قطعنامه اي عليه ايران منجر شد، در نهايت ايران بنابر ملاحظاتي كه داشت، با سه كشور اروپايي وارد مذاكره شد كه اين روند در پي توافقاتي كه در بروكسل و پاريس انجام شد، همچنان ادامه دارد و هنوز به نتيجه قطعي نرسيده است.

نكته مهمي كه در اين تعامل وجود دارد، نقش آمريكاست كه به كشورهاي طرف مذاكره با ايران (فرانسه، آلمان و انگلستان) و همچنين روسيه كه طرف قرارداد ايران در نيروگاه بوشهر است فشارهايي وارد و با يك ديپلماسي هجومي در آژانس بين المللي انرژي هسته اي سعي مي كند ايران را محكوم كند و نهايتاً پرونده هسته اي اين كشور را به شوراي امنيت ارجاع دهد.

در روند مذاكرات ايران با سه كشور اروپايي، به تازگي يك تحول مهم به وقوع پيوسته است و آن سفر جرج بوش به اروپا بود. بوش سعي كرد در اين سفر به نوعي مصالحه با برخي از قدرت هاي اروپايي كه در جنگ عراق به مخالفت با آمريكا برخاسته بودند، دست يابد. در واقع شروع مذاكرات ۳ كشور اروپايي با ايران نشانگر اين واقعيت است كه اروپايي ها همانطور كه از بكارگيري گزينه نظامي عليه عراق ناخرسند بودند، درباره ايران معتقدند كه فقط راه حل ديپلماتيك كارآمدي دارد.

با سرنگوني رژيم صدام، سياست واشنگتن وارد مرحله ديگري شده و آن هم دست يافتن به اجماعي جديد با متحدان غربي آمريكاست تا در مرحله بعد بتواند از پشتيباني اين كشورها براي ايجاد ثبات و پيشبرد سياستهاي ديگرش در منطقه استفاده كند. سفر رئيس جمهوري آمريكا و قبل از آن سفر رايس به اروپا زمينه را براي رسيدن به تفاهم درباره ايران فراهم كرد، به نحوي كه بعد از آن شاهد موضع گيريهايي از سه كشور اروپايي بوديم كه بيش از پيش گرايش به آمريكا را نشان مي داد. اما با اين حال اين موضوع مهم است كه ايران با موفقيتي كه از لحاظ استدلال و دلايلي كه براي كاربرد صلح آميز انرژي هسته اي دارد و از آنجا كه اين خواسته ها كاملا منطبق با مفاد قراردادهاي بين المللي است و با توجه به اين كه ايران، نه تنها به معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي پايبند بوده، بلكه پروتكل الحاقي آن را هم امضا كرده و حتي قبل از تصويب آن در مجلس شوراي اسلامي، مفاد آن را اجرا كرده است، زمينه بهانه جويي طرفهاي مقابل كه مي خواهند ايران را از داشتن حق مسلم كشور محروم كنند تا حد زيادي از بين برده است.

ايران موافقت كرد غني سازي اورانيوم را براي مدت موقت به حالت تعليق درآورد و اين امر براي اعتمادسازي انجام شد. ولي اروپايي ها در انجام دادن تعهدات خود نشان دادند يا عزم لازم را ندارند يا توان آنها در حد اجراي آن نبوده است و الان دچار معضل شده اند كه چگونه به خواسته هاي ايران پاسخ دهند.

 

تفاوت ديدگاه  هاي اروپا و آمريكا درباره سلاحهاي كشتارجمعي

از زمان اوج گرفتن مباحث مربوط به برنامه هاي هسته اي ايران در غرب صحبت از يك تقسيم كار ميان اروپا و آمريكا به عمل آمد. با توجه به سابقه روابط نسبتا حسنه ميان ايران و اتحاديه اروپا قرار شد كه اروپا نقش پليس مهربان و آمريكا نقش پليس خشن را در يك سناريو كه هدف نهايي آن ممانعت ايران از دستيابي به فن آوري پيشرفته هسته اي بود، ايفا كنند.

در ديدگاه اروپا و آمريكا تمايزاتي وجود دارد به اين معني كه ديدگاه اروپاييها درباره جنگ افزار هاي كشتارجمعي و هسته اي بيشتر از يك نگراني و خطر نزديك ناشي مي شود كه به علت نزديك بودن جغرافيايي اروپا و ايران، اروپاييها از نظر امنيتي احساس نگراني مي كنند.

و علاوه بر اين از ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپايي فقط دو كشور داراي تسليحات هسته اي هستند، بنابراين گرايش عمومي اين كشورها به خلع سلاح هسته اي است. اما نگاه آمريكاييها متفاوت است. آمريكا يك نگاه راهبردي به تسليحات هسته اي دارد. به اين معني كه آنها اين تسليحات را في نفسه بد و غير قابل استفاده نمي دانند بلكه سياست آنها بستگي به اين دارد كه اين سلاحها در اختيار كدام كشور است. از اين رو حساسيت چنداني درباره پاكستان كه در جنگ با تروريسم با آمريكا هماهنگ است، ندارند. با هند هم به عنوان يك قدرت منطقه اي كه مي تواند تعادل و توازن ايجاد كند، مشكل ندارند. اما در مورد جمهوري اسلامي، به علت تضادي كه بين دو كشور وجود دارد،( با وجود تضمين هاي فراواني كه ايران آماده است، درباره صلح آميزبودن فعاليت هاي هسته اي خود بدهد) به گونه ديگري، رفتار مي كنند.

 يكي از اساتيد و صاحبنظران آمريكايي در روابط ميان دو سوي آتلانتيك درباره اهداف سفر بوش رئيس جمهوري آمريكا در اولين روزهاي دور دوم رياست جمهوري خويش به اروپا اظهار مي دارد كه اين سفر به منظور ترميم روابط با برخي متحدين اروپايي كه در جريان حمله آمريكا به عراق آسيب ديده است، انجام شد.

وي خاطرنشان مي سازد در دوران هياهو و جنجال تبليغاتي و شعارهاي داده شده هرگز سلامت اين اتحاد مورد ترديد نبود بلكه نشان دادن گاه و بي گاه اختلافات تاكتيكي مانند قضيه برنامه هسته اي ايران به پيشبرد اهداف جمعي كمك مي كند.

نامبرده مي افزايد ارائه دورنماي يك جانبه گرايي آمريكا حربه خوبي براي ترساندن دولت هاي نافرمان است.

به هر حال ايران نهايت تضمين هايي را كه در قواعد و معاهده هاي بين المللي تبيين شده، ارائه كرده است.

اين تضمينهاي عيني شامل بازديد ناظران بين المللي از تاسيسات هسته اي، نصب دستگاه هاي نظارتي، دوربينها و تجهيزات ديگري كه هرگونه امكان انتقال مواد هسته اي را به تسليحات هسته اي منتفي مي كند و ... مي شود. با اين رويكرد، ايران حسن نيت خود را به دنيا نشان داده است.

ايران به عنوان يك عضو مسئول و پايه گذار NPT علاقمند است كه علاوه بر انجام دادن تكاليف مندرج در اين معاهده از حقوقي كه در NPT براي كشورهاي عضو در نظر گرفته شده است، نيز بهره مند گردد.

 

    144 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آژانس بين المللي انرژي اتمي (163)
●   انرژي هسته اي ايران (370)
●   ان پي تي (28)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب