باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
پرش به آينده
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: محمود - صدري

منبع: روزنامه - همشهری

 
 

امضاي قرارداد راه اندازي نيروگاه بوشهر براي ايران به لحاظ سياسي گامي بزرگ و از نظر فني موفقيتي قابل توجه بود. اهميت سياسي اين قرارداد ذيل مقوله «حيثيت طلبي» و موفقيت فني آن ذيل «كاميابي علمي و اقتصادي» مي گنجد.

«حيثيت طلبي» در زمينه برنامه هسته اي ايران موضوعي چندجانبه است كه ديپلماسي ايران، آمريكا، اروپا و روسيه به صورت توأمان، آن را شكل مي دهد. در واقع اين حادثه نقطه تلاقي چهار نگاه به روابط بين المللي بود كه در نهايت با نتيجه برد- برد پايان يافت. اجزاي اين بازي و هدف هاي بازيگران عبارت است از:

۱- ايران به دلايلي چند، حق خود مي داند كه به تكنولوژي هسته اي دست يابد. اول اينكه ايران بزرگترين كشور در منطقه اي پهناور شامل خاورميانه عربي، آسياي مركزي، خليج فارس و جنوب غربي آسياست. وسعت بزرگترين همسايگان عراق يعني تركيه و پاكستان حدود نصف وسعت ايران است. توليد ناخالص داخلي پاكستان (با ۱۶۰ ميليون نفر جمعيت) دوسوم ايران است. براساس شاخص قدرت خريد توليد ناخالص داخلي پاكستان ۳۱۸ ميليارد دلار و سرانه آن ۲۱۰۰ دلار است؛ در صورتي كه اين ارقام در مورد ايران به ترتيب ۴۷۰ ميليارد و ۶۵۰۰ دلار است. تركيه نيز كه كشوري با استانداردهاي اروپايي است از نظر حجم توليد ناخالص داخلي هنوز در رتبه اي پائين تر از ايران قرار دارد. اين رابطه منطقي باعث مي شود كه ايران (فارغ از نظام سياسي آن) گرايش طبيعي به سوي بزرگتر شدن داشته باشد. ايجاد و توسعه تكنولوژي هسته اي يكي از شاخصه هاي گسترش قدرت است كه در برخي كشورها كه با تهديد امنيت ملي روبرو هستند، مي تواند نقش بازدارنده هم داشته باشد. بازدارندگي هسته اي پاكستان در برابر هند از جمله اين موارد است. ايران به علت تهديد دائمي از ناحيه اسرائيل و رقابت طبيعي منطقه اي با همسايگان غربي، شرقي و جنوبي ناگزير است همواره در وضع قدرت برتر يا دست كم قدرت مؤثر فعاليت كند تا خطرات احتمالي را از حوزه امنيت ملي خود دور و هدف هاي منافع ملي را در وضعيت فقدان تهديد پيگيري كند.

۲- ايالات متحده، ايران را مانع اصلي برنامه هاي منطقه اي خود در خاورميانه مي داند. برنامه كنوني آمريكا در خاورميانه كه در يك سال اخير با عنوان «خاورميانه بزرگ» مطرح است چند بخش دارد كه همگي به نوعي با «مسئله ايران» مرتبط است. آمريكا براي اجراي طرح خاورميانه بزرگ بايد مذاكرات صلح خاورميانه را به نتيجه برساند. نتيجه اين مذاكرات از نظر آمريكا وقتي مطلوب است كه اسرائيل به پشت مرزهاي پيش از جنگ ۱۹۶۷ بازگردد، دولت فلسطين تشكيل شود و اسرائيل و فلسطين يكديگر را به عنوان دولت به رسميت بشناسند. اين برنامه با استراتژي منطقه اي ايران تعارض دارد. زيرا ايران، اسرائيل را رژيم نامشروع و شناسايي آن را ناممكن مي داند.

بخش ديگر طرح خاورميانه بزرگ موضوعي است كه آمريكا آن را استقرار دمكراسي در منطقه مي نامد اما رهبران كشورهاي خاورميانه، آن را مداخله در امور داخلي خود مي دانند. ايران يكي از كشورهايي است كه آمريكا آن را از اهداف استقرار دمكراسي معرفي و ابراز اميدواري كرده است حال كه «تغيير رژيم» با استفاده از زور ناممكن است، اين تغيير با فعال كردن شكاف هاي داخلي رخ دهد.

بنا بر اين اكنون «حيثيت طلبي» آمريكا با انواع حيثيت طلبي در منطقه تصادم پيدا كرده كه مهم ترين آنها حيثيت طلبي ايران است.

۳- اروپا نيز در اين بازي چند سويه از منظرهاي متفاوت در پي حيثيت طلبي است. اروپا پس از فروپاشي اتحاد شوروي ديگر آمريكا را به عنوان «قدرت يگانه» اردوگاه سرمايه داري به رسميت نمي شناسد؛ بلكه با قبول اين كه اين كشور صرفاً «قدرت برتر» جهان است و اروپا قدرت بعدي به شمار مي رود در پي به دست آوردن سهمي درخور اين جايگاه است. برنامه هسته اي ايران يكي از مسائلي است كه اروپا مي كوشد با بهره گيري از آن به اين جايگاه خود رسميت بخشد. به همين علت، وقتي آمريكا گزينه برخورد شديد با ايران را مطرح مي كند اروپا با ارائه طرح هايي كه با توان سياسي، نظامي و اقتصادي اش انطباق بيشتري دارد يعني فشار ديپلماتيك، در برابر آمريكا مي ايستد. اروپا با كارت ايران به مواجهه آمريكا مي رود تا به آن كشور گوشزد كند كه هنوز قدرت يگانه جهان نشده است و ناگزير بايد سهم اتحاديه اروپايي به ويژه بازيگران اصلي آن را بپردازد (البته نقش انگليس در بازي اروپايي متفاوت است كه موضوع اين نوشتار نيست).

۴- بازي روسيه، در سطحي پائين تر جريان دارد. مسكو پس از فروپاشي اتحاد شوروي از شمار بازيگران درجه اول جهان خارج شد و صرفاً به علت داشتن سلاح هاي هسته اي، طرف مذاكره قدرت هاي بزرگ قرار گرفت. اين كشور در ماجراي هسته اي ايران دو هدف محدود براي خود تعريف كرد: اول تهديد مجموعه غرب به ويژه آمريكا از طريق همكاري هسته اي با ايران و دوم كسب درآمد از طريق ارائه خدمات فني _ مهندسي به ايران. انتظار روسيه اين بود _ و هست _ كه به ازاي پاره اي سختگيري هاي روسيه عليه ايران، از غرب پاره اي امتيازهاي منطقه اي و جهاني بگيرد. امتياز منطقه اي موردانتظار مسكو، محدود شدن پيشروي ناتو به سوي شرق و كاهش كمك هاي آمريكا و اروپا به احزاب و شخصيت هاي غربگرا در بالكان و آسياي مركزي و قفقاز است. روسيه همچنين اميدوار است با برآوردن پاره اي خواسته هاي كشورهاي صنعتي از جمله فشار آوردن به ايران، به عنوان عضوي از باشگاه كشورهاي صنعتي به رسميت شناخته شود. غرب بخشي از اين خواسته ها را پذيرفته است. مساعدت به روسيه در زمينه پيوستن به سازمان جهاني تجارت و شركت در جلسات كشورهاي صنعتي، بالاترين امتيازهايي است كه روسيه تاكنون از غرب گرفته است؛ اما همين امتيازهاي محدود، روسيه را در زمينه حيثيت طلبي بين المللي قانع كرده است.

آنچه در جريان امضاي قرارداد راه اندازي نيروگاه بوشهر رخ داد در واقع برآيند كشمكش چهارسويه ايران، آمريكا، اروپا و روسيه از منظر حيثيت طلبي بين المللي بود و هر يك از طرفين اين كشمكش به بخشي از خواسته هاي خود رسيدند. ايران از طريق اين قرارداد امكان يافت كه از ۱۳ ماه ديگر سالانه ۱۰۰۰ مگاوات برق هسته اي توليد كند. اين ميزان برق در مقايسه با نياز ايران كه سالانه ۱۲۵ برابر اين ميزان است به لحاظ اقتصادي تحول چشمگيري نيست اما بي ترديد كاميابي علمي و اقتصادي قابل توجهي به شمار مي رود.

با اين قرارداد، راه قراردادهاي ديگر كه مذاكرات ابتدايي آن بين روسيه و ايران انجام شده است هموار مي شود و دو كشور با استفاده از «رويه بوشهر» در آينده تعداد بيشتري نيروگاه مي سازند كه سهم برق اتمي را در كل برق توليدي ايران افزايش خواهد داد. ايران با اين كار خواهد توانست نفت و گاز بيشتري صرفه جويي و صادر كند و در نتيجه علاوه بر عايدات اقتصادي آن، آلودگي هاي فسيلي را كاهش دهد.

ايالات متحده نيز با اين قرارداد به بخشي از خواسته خود رسيد. آمريكا همواره نگران دستيابي ايران به سلاح اتمي است و اكنون با وجود بندي از قرارداد راه اندازي نيروگاه بوشهر كه مقرر مي دارد سوخت مصرف شده نيروگاه بايد به روسيه بازگردانده شود، آمريكايي ها قدري آسوده خاطر شده اند.آنها اكنون از اينكه روسيه را به تمكين واداشته اند و ايران را محدود كرده اند، خرسندند.

اروپايي ها از منظري ديگر،  برنده اين قرارداد هستند. آنها اكنون مي توانند ادعا كنند فشارهاي ديپلماتيك باعث شده است ايران بدون آن كه به عنصر ناراضي روابط بين المللي تبديل شود از امكانات توليد سلاح هسته اي محروم شده و روسيه نتوانسته است خارج از چارچوب اراده بين المللي با ايران قراردادي امضا كند.

روسيه نيز به دو علت به پيروزي رسيده است.

اين كشور هم از عايدات اقتصادي نيروگاه بوشهر و نيروگاه هاي بعدي در ايران بهره مند مي شود و هم اين كه از خود، تصوير يك بازيگر بين المللي مسئول و متعهد به منع گسترش سلاح هاي هسته اي ارائه مي كند و از عايدات آن سهم مي برد.

رفتار بازيگران بين المللي در جلسه اخير شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي اگرچه برآيند فرايندي دوساله است و نمي توان آن را صرفاً تابعي از تحولات اخيرالذكر دانست اما فضاي عمومي آن شكلي ديگر از همان فضاي حيثيت طلبي است كه گفته شد. در واقع در اجلاس فوريه شوراي حكام، همگان پذيرفتند كه پرونده ايران تا ژوئن آينده _ و احياناً نشست هاي بعدي آژانس _ همچنان در حالت تعليق و انتظار بماند تا بازيگران مسئله هسته اي ايران فرصت كافي را براي سنجش آنچه به دست آورده اند و آنچه از دست داده اند پيدا كنند.

 

    115 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آژانس بين المللي انرژي اتمي (163)
●   انرژي هسته اي ايران (370)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:15/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب