باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 39 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فلسفه دولت فيلسوف دولتي!
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ع . - سلطانی دشت بزرگ

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

بعد از پايان جنگ جهاني دوم در سال 1945 متفقين پيروز مدتي آثار هگل فيلسوف آلماني را به اتهام خفه نمودن اخلاق در فلسفه ممنوع كردند. هگل صد سال قبل از صعود دولت رايش سوم، در نوشته‌هايش آرزو كرده بود كه روزي روح و تفكر آريايي - ژرمن، روح جهان جديد گردد تا به قول او حقيقت مطلق را عملي نمايد و وظيفه‌ي تاريخي‌اش را به انجام رساند. به نقل از صاحب‌نظران، تئوري دولت و تئوري تكامل تاريخ هگل، از جمله مقوله‌هايي بودند كه مورد سوءاستفاده فاشيسم قرارگرفتند. هگل به دليل شرايط تاريخي خاص زمان خود، خواهان دولت مركزي سازمان‌دهنده‌ي قدرتمندي بود. او دولت پروس را عملي شدن اراده‌ي خداي لايزال و روح مطلق ناميد و افتخار مي‌كرد كه مزدبگير و فيلسوف آن دولت است.

هگل را ناپدري جهانبيني ماركسيسم نيز مي‌نامند؛ چون ديالكتيك پوياي او مورد استفاده‌ي ماركس و انگلس قرار گرفت. سه نخاله‌ي انقلابي رنجبران يعني ماركس، لنين و مائو، ديالكتيك هگل را موتور سيستم فكري رهايي‌بخش خود قرار دادند. 170 سال است كه هگل‌شناسان موافق و مخالف، خود را با نظريات او مشغول كرده‌اند. هگل با خودخواهي درباره‌ي خود مي‌گفت، يك انسان كبير، بشريت را محكوم نموده تا او را توصيف كند يا بشناسد. كانت قضاوت متنوع‌تر و بيشتري درباره‌ي هگل كرده است. بعضي‌ها حتي او را مهمتر از كانت مي‌دانند. يك روحاني مسيحي معتقد بود كه هگل تنها فيلسوف روز قيامت است. هگل ديالكتيك ايده‌آليستي قبل از خود را به نقطه اوج رساند. او مهمترين نماينده‌ي فلسفه كلاسيك آلمان با يك دانش جهان‌شمول و دايره‌المعارفي است.

بلوخ مي‌نويسد، آينده‌ي آگاهانه بشريت بدون هگل امكان‌پذير نخواهد بود. يكي از شاگردان او، هگل را آخرين فيلسوف جدي غرب دانست. فلسفه‌ي هگل جمع‌بندي يا آينه‌ي تمام‌عيار تاريخ فلسفه در غرب است. او مي‌خواست به قول خودش، فلسفه را به هدف نهايي‌اش برساند. هگل طراح يك سيستم ايده‌آليسم عيني است كه براي شناخت تفكر و هستي كوشش نمود. او كوشش كرد تا به نتايج تمام فلسفه‌ها و دانش‌هاي قبل از خود بپردازد. ديالكتيك ماترياليستي ماركس، بر اساس نظريه‌ي مبارزه و اتحاد اضداد او پايه‌ريزي شد.

هگلي‌هاي چپگرا مانند فوئرباخ، ماركس و انگلس، تحت تأثير نظريات او قرار گرفتند. آن‌ زمان فلسفه هگل اهميت خاصي در كشورهايي كه در جستجوي هويت ملي - تاريخي بودند، يافت. هگل به جانبداري از انقلاب فرانسه در آغاز نوشت كه آن، احساس هيجان‌انگيز طلوع آفتاب در انسان را زنده مي‌كند.

از طرف ديگر، مخالفت با هگل از نيمه‌ي دوم قرن 19 شروع شد. هگل آن‌زمان فيلسوف مرتجع‌ترين دولت اروپايي يعني دولت پروس شد و دولت كاستي - فئودالي پروس كوشش كرد تا از او به عنوان سنبل روشنفكري سوءاستفاده نمايد. در اوايل قرن بيستم، هگل‌گرايان راست جديد كوشيدند تا از مقوله فلسفي دولت در خدمت فاشيسم خود سوءاستفاده نمايند. هگل مي‌نويسد، تاريخ جهان صحنه‌ي تئاتر رضايت و خوشبختي نيست، چون عصر رضايت، صلح و رفاه عصر پوچي و ابتذال است. منتقدين چپ مي‌نويسند با وجود ديالكتيك پويا، فلسفه‌ي هگل حاوي عناصر و خصوصيات ارتجاعي - سنتي است. او در ميان متفكرين نيز مخالفيني دارد. شوپنهاور او را شارلاتان و دشمن فلسفه‌ي خود دانست. شلينگ، افكار هگل را يك محصول بي‌فايده ناميد. راسل تمام آموزش‌ها و درس‌هاي هگل را غلط دانست. كارل پوپر مدعي شد كه هگل موجب بدنامي خرد شده و فاقد هرگونه استعداد فلسفي است. به نقل از منتقدين، يكي از سه بخش مهم فلسفه‌ي هگل، يعني فلسفه‌ي طبيعي او نشان داد كه هگل نه تنها از علم زيباشناسي، بلكه از علوم طبيعي اطلاع جامعي دارد؛ گرچه او از نظريات استتيك شلينگ كمك گرفته بود.

هگل در سال 1770 در جنوب آلمان به دنيا آمد و در سال 1831 بر اثر بيماري مسري وبا در برلين درگذشت. پدرش كارمند دولت بود. به دليل نبوغ خاص، او در 8 سالگي از يكي از آموزگاران، مجموعه آثار شكسپير را به عنوان جايزه دريافت نمود. هگل چون ساير فيلسوفان قرون گذشته، در جواني مدتي براي امرار معاش معلم خانگي نوباوگان اشراف و اريستوكراتي بود. هگل در سال 1801 دكتراي خود را درباره علم نجوم به پايان رساند.

از جمله آثار مهم هگل: پديده‌شناسي روح، علم منطق، دايره‌المعارف دانش فلسفي، مقدمه‌اي بر فلسفه حقوق و اختلاف بين سيستم فلسفي فيخته و شلينگ هستند. هگل 31 ساله بود كه اولين اثر فلسفي خود، يعني «اختلاف بين سيستم فيخته و شلينگ» را نوشت. نخستين اثر مهم هگل «پديده‌شناسي روح» نام دارد كه معروف به مشكل‌ترين كتاب تاريخ فلسفه در غرب است. آن كتاب را سفري به عالم روح و تفكر انسان مي‌دانند. كتاب «علم منطق» كتاب پيچيده‌ي ديگر هگل، بخشي از يك سيستم فلسفي است كه فلسفه طبيعي و فلسفه روح ادامه و دو بخش ديگر آن هستند. هگل در سال 1830 با نوشتن كتاب «دايره‌المعارف دانش فلسفي» اعتراف كرد كه حامي و فيلسوف دولت پروس است. او در اين كتاب به انتقاد از رمانتيك فلسفي و احساسات سعادتمندانه فردگرايانه پرداخت.

پيرامون فلسفه هگل مي‌توان گفت كه او به انتقاد از كانت پرداخت و فلسفه كانت را جزم‌گرايي ذهني و تنبلي عقل ناميد. هگل خلاف كانت ادعا نمود كه ذات اشياء را مي‌توان با كمك فلسفه و علم منطق شناخت. هگل بار ديگر مقوله‌هايي مانند روح - جهان و خدا را كه كانت به كنار زده بود، مورد بحث قرار داد. او به تعريف مجدد موضوعاتي مانند ابديت، بي‌نهايت، هويت، ماده و واقعيت پرداخت. هگل چون هراكليت نوشت كه هر چيز در حال حركت و جريان يا در حال شدن و تغيير مي‌باشد. در آن‌زمان هوداران هگل به دو دسته چپگرا و راستگرا تقسيم شدند. مشهور است كه هگل هيچ‌گونه اتوپي را تبليغ و مطرح نكرد؛ چون او امكان هر فلسفه‌اي را كه فراي واقعيات زمان خود باشد، غيرقابل تصور مي‌دانست. دو مشخصه‌ي مهم فلسفه‌ي هگل، متد ديالكتيكي و وابستگي تاريخي آن هستند. هگل مي‌گفت، هنر- دين - فلسفه هر كدام با ابزاري جوياي حقيقت خاص و موعود خود هستند. به نظر هگل ديالكتيك، هستي ناآرام است كه هميشه به سوي كيفيتي عالي‌تر در حال حركت است. او دولت را آخرين شكل سازمان اجتمايي و كامل‌ترين نوع آن مي‌دانست. هگل در طول تاريخ انديشه از سه نوع دولت نام مي‌برد: دولت مستبد شرقي- آسيايي كه فقط حاكمان در آن آزاد هستند، دولت رومي - يوناني باستان كه فقط شهروندان اشرافي و برده‌داران در آن آزاد بودند و دولت مسيحي - اروپايي كه بايد در آن تمام انسان‌ها آزاد گردند.

 

تماس با نویسنده:

asolt@web.de    

 

    194 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه غرب (34)

افراد مرتبط
●  هگل   گئورك فردريك(30)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:16/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب