هنگامي که امام خميني نامه معروف خود به ميخائيل گورباچف (رئيس جمهور و دبيرکل حزب کمونيست شوروي سابق) را ارسال کرد و در آن ، مسوولان شوروي سابق را توصيه کردند پس از کنار گذاشتن مکتب الحادي کمونيزم ، مراقب به دام افتادن در مکتب کاپيتاليزم باشند، کمتر کسي از مقامات روسي مي توانست پيش بيني کند که روسيه پس از فروپاشي شوروي به خاطر تبعيت از غرب تا چه حد دچار مشکل خواهد شد.
سياستمداران روسي عصر يلتسين بر اين پندار بودند که با اجراي نسخه هاي پيچيده شده در امريکا مي توانند روسيه را از مشکلاتي که کمونيزم بر سرش آورده بود، نجات بخشند؛ آنها بدون توجه به هشدارهاي امام خميني ، راهي را در پيش گرفتند که اينک براي روسيه ، بحران آفرين شده است ؛ مسيري که پوتين اکنون بر آن است به اصلاحش بپردازد.
سياستمداران عصر پوتين ناچار شده اند براي جبران آنچه در نخستين سالهاي پس از فروپاشي شوروي بر سر روسيه آمد تغييرات بسياري در امور اقتصادي ، اجتماعي و سياسي روسيه ايجاد کنند؛گرچه بسياري از مشکلات همچنان وجود دارد. مقاله پيش رو به برخي از مسائل اجتماعي و اقتصادي امروز روسيه اشاره دارد.
واژه هايي که در عنوان اين مقاله از آنها استفاده شده است ، نتيجه تخيل نويسنده نيست بلکه يک پيشگويي اثبات شده براساس اطلاعات و ارقام دقيق است و مساله اي مناسب براي بحث در روسيه امروزي به شمار مي آيد؛ اين موضوع اسفبار، موقعيت جمعيت شناختي روسيه است.
براساس اطلاعات فدراسيون روسيه ، جمعيت قومي اين کشور رو به کاهش است و اکثر شهرها و روستاها به علت فقدان جمعيت قادر به ادامه حيات نيستند.
براساس آمار رسمي ديوانخانه ملي (جمعيت حال و آينده روسيه) که در ماه ژانويه در مسکو منتشر شد، 11 هزار شهر و روستا و 290شهر از نقشه فدراسيون روسيه محو شدند.
13هزار روستا در نقشه وجود دارند که خالي از سکنه هستند. همچنين در روسيه ، روزانه 2روستا در معرض نابودي قرار مي گيرد که در سال ، معادل با يک استان کوچک است. بتازگي ولاديمير دوبچف ، معاون وزير بهداشت و توسعه روسيه اظهار کرده است: طي 10سال گذشته ، جمعيت روسيه ، 9ميليون نفر کاهش داشته و اين کاهش جمعيت تقريبا در سراسر روسيه تاثيرگذار بوده است.
حتي با خوشبينانه ترين آمار، روسيه سالانه با 700تا 800هزار نفر کاهش جمعيت روبه رو است. گزارش هاي ديگر نيز بيانگر اين امر هستند که اين ارقام ، 2/1 ميليون را در سال نشان مي دهد. از سال 1992به بعد در بين روسها، نرخ مرگ و مير از نرخ مواليد بيشتر بوده و اين تفاوت هنوز هم در حال افزايش است.
نرخ مرگ و مير مردان در روسيه از همه کشورهاي جهان بالاتر است. 30 درصد اين مرگ و ميرها در دوران کارايي آنها اتفاق مي افتد و متوسط عمر مردان ، 13 سال کمتر از زنان است (زنان 72سال - مردان 8/58 سال).
الکليسم ، بيماري هاي تومورال (سرطان)، شوک هاي رواني و مسموميت ها از دلايل عمده اين مرگ و ميرها به شمار مي آيند.
مرگ ومير ناشي از افراط در مصرف الکل در روسيه به سرعت رو به افزايش است و به 5/3 برابر در 5سال گذشته رسيده است. آمار خودکشي در اين کشور نيز بالاتر از اروپاي مرکزي بوده و در مردان 5/2 برابر و در زنان 5/1 برابر است.
مرگ و مير ناشي از حوادث ترافيکي در اين کشور، 2برابر کشورهاي اروپايي است و 40 درصد جوانان 15تا 19ساله روسي در آستانه مرگ قرار دارند.
در بين 16ساله هاي نسل امروز، فقط 54درصد آنها زنده مانده و به سن بازنشستگي مي رسند. در سال 1998براي اولين بار در روسيه ، جمعيت بازنشستگان 110هزار نفر بيشتر از جمعيت کودکان و نوجوانان زير 16سال شد.
اين ميزان در اول ژوئن 2004به 2/4 ميليون افزايش يافت و اکنون دقيقا جمعيت کودکان زير 14 سال ، 5/2 برابر کمتر از جمعيت بازنشستگان است (6/10 و 2/27 ميليون به ترتيب).
بنابر آمار پيش بيني شده تا سال 2006، تعداد بازنشستگان در اين کشور افزايش يافته و 25درصد از کل جمعيت روسيه را تشکيل خواهد داد.
براساس سرشماري فدراسيون روسيه از کل جمعيت 2/144 ميليوني روسيه ، 104 ميليون نفر از اقوام و نژادهاي ديگر هستند. با توجه به اين که ارقام جمعيت شناختي در روسيه ، يکي از مسائل مهم امنيت ملي قلمداد مي شود، مي توان با اطمينان کامل اين گونه نتيجه گرفت که محاسبه 104 ميليون جمعيت براي اقوام و نژادها در روسيه با اغراق بيان شده است ، در صورتي که پيش از اين ، آمار واقعي آنها با در نظر گرفتن معيارهاي روان شناختي تا مرز 100ميليون نفر تنزل پيدا کرده بود.
علايم روبه وخامت جمعيت روسيه به طور دقيق و آشکار در مسکو نيز مشاهده شده است. روزنامه «کم سمولسکايا پراودا» اواخر ماه ژانويه ، آمار ساختار قومي جمعيت پايتخت روسيه را منتشر کرد.
تحقيق الگا وندنيا، محقق ارشد مرکز تحقيقات ژئوپلتيک موسسه جغرافيايي آکادمي علوم روسيه براساس اطلاعات بايگاني هاي نهادهاي مدني شهر مسکو در طول سالهاي 1993 2000انجام شده است.
اين تحقيق بيانگر اين مساله است که جمعيت روسهاي اصيل در محله هايي که قبلا در مسکو با اقوام و نژادهاي گوناگون درآميخته بودند، رو به کاهش بوده و درصد جمعيت اقوام و نژادهاي ديگر رو به افزايش است.
وانگهي در مرکز تاريخي شهر مسکو، ميزان مواليد جمعيت غيرروسي به ميزان قابل توجهي بالاتر از ميزان مواليد روسهاي اصيل است که به طور طبيعي به حومه پايتخت رانده شده اند.
بزرگترين پراکندگي هاي قومي در مسکو مشاهده مي شود که تعداد آنها به علت زاد و ولد بيش از حد، دايما در حال افزايش است ؛ اين اقوام را آذري ها، تاتارها، ارامنه و اکرايني ها تشکيل مي دهند. اين در حالي است که از هر 5زن روسي ، يک نفر با يک مرد قفقازي ازدواج مي کند، اما قضيه به اينجا هم ختم نمي شود.
در حدود يک سال پيش ، روزنامه «ناواي ايزوستيا» آمار و ارقامي منتشر کرد. براساس اين مدارک جنجالي و هيجان برانگيز، در سال 2002، جمعيت چيني ها در روسيه تقريبا به 5/3 ميليون نفر رسيد و در حال حاضر هم چيني ها، مقام چهارم جمعيت را در روسيه کسب کرده اند.
در اين رده بندي ، روسها با جمعيت 104 ميليون نفر، تاتارها، 2/7 ميليون نفر و اکرايني ها، 1/5 ميليون نفر برآورد شده اند و اين در حالي است که تا حدود 15سال پيش فقط 5هزار چيني در روسيه زندگي مي کردند.
براساس پيش بيني هاي انجام شده توسط کارشناسان تا سال 2013، از هر 4نفري که در روسيه زندگي مي کنند يک نفر آنها چيني خواهد بود.
در پايان مايل هستم به نقل قولي از قرآن کريم اشاره کنم:
«پس اگر روي برگردانيد، به يقين ، آنچه را که به منظور آن به سوي شما فرستاده شده بودم به شما رسانيدم. و پروردگارم قومي جز شما را جانشين شما خواهد کرد و به او هيچ زياني نمي رسانيد. در حقيقت ، پروردگارم به هر چيزي نگهبان است» (سوره هود - آيه 57).