اين روزها تقريباً هر جا كه ميروي، با زوجهاي مختلط (نژادي) مواجه ميشوي: در بقالي، پاساژ، سينما در تشكيلات اداري، در كنسرت و حتي در كليسا، ارتباط ميان مردان سياهپوست و زنان سفيدپوست در سالهاي گذشته متداولتر بود اما امروز بسياري از ناظران اجتماعي بر اين عقيدهاند كه ارتباط ميان مردان سفيد و زنان سياه هم به همان اندازه معمول است.
در شهرهايي چون سنتپل مينه پوليس چنين روابطي ميان مردان و زنان بسيار معمول است. اما بر طبق آمار چنين روندي در شهرهايي چون شيكاگو، نيويورك، آتلانتا و ديترويت هم وجود دارد. در اين شهرها تعداد زوجهاي مختلط نژادي، به ويژه، زنان سياه و مردان سفيد به طور قابل توجهي رو به افزايش است.
حتي چنين عشقهايي مياننژادي در فيلمها، تلويزيون و حتي شوهاي برادوي هم باب شده است. ولزي انيسپس در تعدادي فيلم بازي كرده كه در همهي آنها شخص مورد علاقهي او يك سياه پوست نيست، فيلمهايي چون تب جنگ، يك شب مقاومت و مارشال ايالات متحده. الي مك بيل يك سريال كمدي بود كه در آن، شخصيت نقش اول فيلم براي عشق گم شدهاش، يك دكتر سياه ماتم گرفته بود. در سيندرلا از محصولات ويتني هاستون، برندي نقش عنوان سيندرلا را بازي ميكرد اما شاهزادهي نقش مقابل سياه نبود. در يكي از جديدترين موزيكالهاي برادوي با نام ماري كريسيتن، داستان پيرامون رابطهاي در دههي 1800 ميگشت، ميان يك زن سياهپوست (آدرا مك دونالد) و يك دريانورد سفيدپوست.
يك نويسندهي آمريكاي مركزي ميگويد: «زوجهاي ميان نژادي، اكنون بيش از هر زمان ديگري بارزتر و قابل توجهتر هستند». اين نويسنده كه روند فوق را در 40 سال مورد بررسي قرار داده است، اضافه ميكند كه: «اما شمار زنان سياه پوستي كه با مردان سفيدپوست همراه هستند، خوب! شگفتآور است. اين حداقل چيزي است كه ميتوان گفت». طبق گزارشهاي مركز آمار ايالات متحده در سال 1997 تعداد زوجهاي متأهل بين نژادي 311 هزار زوج بوده است كه اين رقم 6 برابر اين ازدواجها در سال 1960 است. از اين تعداد 201 هزار زوجهايي هستند با شوهران سياه و زنان سفيد در حالي كه 110 هزار زوج شامل شوهران سفيد و زنان سياه ميشوند. برخي تخمين ميزنند كه امروز ده درصد مردان متأهل سياه پوست زوجي از نژادهاي ديگر دارند. ناظران اجتماعي ميگويند كه افزايش روابط ميانفرهنگي مستقيماً با بسته شدن مدارس مختلط و تفكيك نژادي و لغو قوانين 1967 مرتبط است. در آن سال ديوان عالي آمريكا قانوني نامشروع تصويب كرد كه بر اساس آن ازدواجهاي ميان نژادي را در سراسر ايالات متحده ممنوع ميساخت. يك زوج مختلط ويرجينايي مقررات زناشويي ميان نژادي را به چالش كشيدند، چرا كه طبق دستور مقامات محل مجبور شده بودند جدا از هم زندگي كنند يا به زندان بروند و يا ايالت را ترك كنند.
افزون بر اينها، اكثر مدارس ابتدايي و كالجها مختلط هستند، همچنين محيطهاي كاري و محلهها. بسياري از كودكان سياهپوست از طبقهي متوسط از زمان مهدكودك به بعد با كودكان سفيدپوست در مناطق ثروتمند در ارتباط هستند و پس از طي كردن دورههاي نوجواني و جواني طبيعتاً به حلقههاي اجتماعياي جذب ميشوند كه در برقراري ارتباط با اعضايشان راحتتر هستند.
دكتر آلوين پوسينت استاد روانپزشكي دانشگاه هاروارد ميگويد كه هماكنون ازدواج مياننژادي در حال افزايش است، به اين دليل كه سياهان بيشتر و بيشتر به سمت «جريان غالب جامعهي آمريكا» پيش ميروند و مرزهاي اجتماعي در حال اضمحلال هستند. به اعتقاد او و سايرين، محرمات و تابوهاي ضدازدواج و دوستيهاي ميان نژادي در حال كمرنگ شدن هستند.
دكتر پوسينت ميگويد: «برخي طرز تفكرهاي منفي نسبت به ازدواج مياننژادي تغيير چشمگيري داشته است. امروزه شاهد هستيم كه جوانان MTV ميبينند (جايي كه ميتواند نماآهنگهايي را ديد كه در توليد و پخششان سياهان و سفيدان همكاري ميكنند.) در خيابانها زوجها و دوستان مختلط بيشتري ميبينند. اين چيزها ديگر مثل سابق يك تابو نيست. همچنين ذهنيت سياهان هم آگاهانهتر شده است. در ميان سياهان فشار زيادي به آنها كه ميخواهند رابطهاي را با فردي از نژاد ديگر آغاز كنند وارد نميشود. اين يعني اين كه همه چيز بهتر شده و به مردم اجازه داده ميشود كه احساس كنند جامعه پذيراي آنها هست. در هر جا كه ميروي زوجهاي مختلط را ميبيني. هيچ كس به آنها نميگويد كه جامعه آنها را نميپذيرد فقط به اين دليل كه با شخصي غير از نژاد خود ازدواج كردهاند. از آنجا كه در جوامع سياهپوست هيچ مجازات اجتماعي وجود ندارد، مردم به راحتي ميتوانند بگويند كه «من اين شخص را دوست دارم و اين كاري است كه ميخواهم بكنم، پس انجامش خواهم داد». دلايل مشخصي كه در پس اين روند رو به افزايش ازدواج و دوستيهاي ميان رنگها و نژادها وجود دارد، از فرد به فرد ديگر متفاوت است. برخي زنان سياهپوست ميگويند به اين دليل با يك فرد سفيدپوست ازدواج كردهاند كه برايشان مشكل بوده با سياهپوستي زندگي كنند كه حقوقاش و سطح زندگياش از آنها پايينتر است. برخي ديگر ميگويند كه با زوج سفيدپوستشان مشكلي ندارند چرا كه با هم تفاهم دارند و همسرانشان با آنها خوب رفتار ميكنند.
با وجود آن كه در جامعهي امروزي اين نوع رابطههاي مياننژادي از مقبوليت بيشتري برخوردار است، جنبهي منفي و برداشتهاي قالبي چندي وجود دارد كه بايد مورد توجه واقع شود. جامعه، به طور كلي نظر خوشي نسبت به ازدواجهاي سياه ـ سفيد ندارد و با وجود آن كه مردم جوامع چه سفيدپوست و چه سياهپوست، ارتباط سياه و سفيد را در خيلي موارد ميپسندد، همين مردم با آميزش سياه و سفيد به صورت ازدواج موافق نيستند. بسياري از زنان و مرداني كه عاشق فردي از نژاد ديگر شده و با هم ازدواج كردهاند از سوي خانواده طرد شدهاند، دوستانشان از آنها دوري ميكنند و ديگران آنها را به باد ناسزا و تمسخر ميگيرند.
برخي زنان سياهپوست هنگامي كه ميبينند يكي از مردان همنژادشان با زني سفيدپوست ازدواج كرده، احساس ميكنند مورد خيانت واقع شدهاند. اين مشكل زماني وخيمتر ميشود كه برخي مردان سياهپوست به خاطر زنان سفيدپوست و در نتيجهي آنچه كه «شستوشوي مغزي نژادي» خوانده ميشود زنان سياه را از خود ميرانند. وقتي زنان سياهپوست ميشنوند كه مردان همنژادشان ميگويند، آنها زنان سفيد را ترجيح ميدهند، چون زنان سياهپوست رفتار «زنانه» ندارند، «بيش از حد قوي» يا «پرتوقع» هستند يا «از نظر جنسي عصبي» هستند، خشمگين ميشوند (و اين كوچكترين واكنش است). دكتر جوليا هير روانشناس اجتماعي ميگويد، جاي شگفتي است كه همين مردان سياهپوست اغلب همان كساني هستند كه وقتي با زن سفيدپوستي آشنا ميشوند زنان سياه را از خود ميرانند و وقتي ميشنوند كه زنان سياهپوست ترجيح ميدهند با مردان سفيد ازدواج كنند، چون مردان سياهپوست نميدانند چگونه با زنان رفتار كنند، عصباني و خشمگين ميشوند.
كارشناسان ميگويند، در واقعيت بسياري از زنان سياهپوست در نهايت با مردان سياه دوست يا مزدوج ميشوند چون در برقراري ارتباط با مردان سياهپوست مشكل دارند. دكتر هيرميگويد بسياري از زنان سياهپوست، به ويژه فارغالتحصيلان دانشگاهي و متخصص بر اين اعتقادند كه مردي سياهپوست كه از نظر جايگاه اجتماعي و درآمد با آنها برابري كند كم پيدا ميشود. به گفتهي دكتر هير: «زنان سياه با مردان سفيد ازدواج ميكنند چون ميخواهند متعهد باشند. آنها بالغ ميشوند و ساعتي زيستيشان كار ميكند. آنها ميخواهند مردي را بيابند كه احساس كنند او را دوست خواهند داشت و به اين تشخيص ميرسند كه بايد او را در جايي ديگر جستوجو كنند. اگر خواهان تشكيل خانواده هستند». دكتر هير به زنان و مردان سياهپوست هشدار ميدهد كه نبايد به اشتباه گمان كنند كه زن يا مردي از نژاد ديگر با آنها رفتار بهتري خواهد داشت يا آن را عاشقانهتر دوست خواهد داشت. جامعه انتظاردارد كه زنان ازدواج كنند يا با انتخاب شوهر از سوي خودشان، بهتر از آني باشند كه هستند. اما شايد اين درست نباشد كه مردان سياهپوست را با همان زباني كه مردان سفيدپوست را همسري خوب و شايسته تعريف ميكنيم، بشناسيم. به بيان ديگر اين درست نيست اگر مردي سياهپوست شغل ندارد يا امنيت شغل يا درآمد بالايي ندارد و بگوييم او شوهر خوبي نيست. اين عادلانه نيست. ما فراموش كردهايم كه يك راننده يا كارگر قراردادي سياهپوست ميتواند كيفيت معنوياي را به زندگي زناشويياش بيافزايد.
بسياري از متخصصان به همگي هشدار ميدهند قبل از اقدام به هر كاري به انگيزههاي خود و شريكشان فكر كنند. زوجها بايد بدانند به چه كاري اقدام ميكنند و چرا. در دههي 60 سفيدپوستان با سياهان ازدواج ميكردند تا ثابت كنند كه نژادپرست نيستند. اين دليل خوبي براي ازدواج نيست. هنوز هم بعضي وقتها شاهد هستيم جوانان سفيد شورشي كه فكر ميكنند بهترين راه براي آسيب رساندن به خانوادهشان اين است كه با يك سياهپوست ازدواج كنند و ما (سياهان) نبايد خيال كنيم سفيدپوستان بهتر يا صادقتر از سياهپوستان هستند. ديگران هم بايد به اين موضوع بيشتر بيانديشند كه چرا زوجها را به خاطر سياه بودنشان طرد ميكنند. اگر ميشنويم كه ميگويند: «من نميتوانم يك زن سياه پيدا كنم، پس با يك زن سفيدپوست ازدواج ميكنم» يا اگر ميگويند: «همهي زنان سياهپوست اين چنين و آن چنان هستند» بايد بدانيم اين حرفها اغلب توجيه است. دليل اصليشان اين است كه اين افراد گمان ميكنند سفيدها برتر هستند.