«من كشته ام براي اشك ، مومن يادم نمي كند مگر اين كه گريه اش بگيرد.» امام حسين (ع) 1
در سال 61ه'ه.ق اقدام بحق امام حسين (ع) در راه اصلاح امت جدش در موج خون فرونشست. زنده نگه داشتن ياد و مرام آن امام همام ، راه قيام و شورش عليه حكام جور را مي گشود و گردن ها به سوي آن منبع رشادت و شجاعت ، كشيده مي گشت.
جهت ممانعت از اين امر، حكومت هاي جائر و باطل امويان و عباسيان ، با تكيه بر فتواهاي بلعم با عوراهاي هر عصر، شيعيان اميرالمومنين علي (ع) را با عناويني همچون: يهودي ، قرمطي ، ملاحده ، رافضي و... از دم تيغ مي گذراندند. اما ياد و ذكر قيام امام حسين (ع) چنان شيعيان را واله و شيدا مي نمود كه اين حجم عظيم ظلم و كشتار را با فريادهاي «ياحسين » به جان مي خريدند و به فرزندانشان ، عشق حسين (ع) را مي نوشانيدند.
در زمينه زنده ماندن قيام خونبار حسين (ع) حقايقي را بايد در نظر داشت:
1- ازجمله كارهاي اساسي ائمه بعد از امام حسين (ع)، تلاش در زنده نگه داشتن نام و مرام قيام عاشورا در ميان شيعيان بوده است. در تاريخ صدر اسلام ، اخباري راجع به سوگواري زنان خاندان رسول (ص) در شهادت امام حسين (ع) وجود دارد. آنان و ديگر زنان مدينه كه محبت خاندان رسول بر دل داشتند، بسيار گريسته و شيون نمودند.
2- امام سجاد(ع) و زنان خاندان پيامبر(ص) بعد از شهادت امام حسين (ع) همواره در حال سوگواري به سر مي بردند و چون مختار، سر عبدالله ابن زياد را به مدينه فرستاد ، به شكرانه آن ، خاندان پيامبر(ص ) از عزا خارج گشتند. 2
3- بني اميه و بني عباس در كوبيدن شيعيان ، سنگ تمام گذاشتند و از عيان شدن نمودهاي محرم و قيام عاشورا بشدت مانع گشتند تا جايي كه به دستور متوكل عباسي ، بارگاه امام را با خاك يكسان نموده و شخم زدند! 3
4- امرا و حكام بني اميه چون حجاج ابن يوسف ثقفي ، در كوبيدن شيعيان ، حرارت باور نكردني نشان مي دادند. به فرموده امام باقر(ع): «در زمان حجاج ، اگر به كسي لامذهب و آتش پرست مي گفتند، بيشتر مي پسنديد تا اين كه بگويند شيعه حسين هستي.» 4
به نوشته مسعودي: «حجاج 20 سال حكومت كرد و 120 هزار نفر را گردن زد. در زمان مرگش 50 هزار مرد و 30 هزار زن در زندان هايش به سر مي بردند و 16 هزار نفر از زنان زنداني ، برهنه به سر مي بردند. زندان زنان و مردان يكي بود و زندان حفاظي نداشت كه مردم را از آفتاب تابستان و باران و سرماي زمستان محفوظ بدارد»! 4
5- خلفاي بني عباس با اين كه علويان و شيعيان در روي كارآوردن آنان بسيار كوشيدند، بعد از به قدرت رسيدن ، دست به كشتار وسيع ايشان زدند. منصور در زمان بناي بغداد، علويان دستگير شده را در ميان ديوارها قرار مي داد! 6
تاريخ اوايل حكومت عباسي پر است از قيام علويان در مقابله با ظلم و جور عباسيان ، چنان كه ابوالفرج اصفهاني ، كتابي تحت عنوان «مقاتل الطالبين» 7 نوشته و شرح قيام علويان را به صورت مبسوط بيان داشته است:
5- حكومت هاي ناصبي كه در گوشه و كنار سرزمين اسلامي روي كار مي آمدند ، خصلت ضديت با شيعيان را از خلفاي جور به ارث مي بردند. به عنوان نمونه ، سلطان محمود غزنوي ، آشكارا مي گفت: «براي عباسيان ، انگشت در جهان كرده قرمطي]منظور وي در اينجا، شيعيان است [مي جويم و بر دار مي كشم!»
8- زماني كه مال و جان شيعيان از تعرض در امان نبود، به طريق اولي ، آنان اجازه و امكان عيان سازي نمادهاي مذهبي شيعي چون مراسم محرم و عاشورا را نداشتند و عموما در خلوتگاه هاي خود چنين مراسمي را بجا مي آوردند.
7- آنچه را كه شيعيان از تاريخ تشيع عموما و از مراسم عاشوراي حسيني خصوصا در زمان سلطه غيرشيعه ، به نگارش درآورده بودند، به يقين توسط حكام جور و عامه متعصبي كه توسط بلعم با عوراها به حد جنون تحريك مي شدند، به آتش كشيده گشته و به نسلهاي بعد نمي رسيد. اين ديوانگي ها حتي دامان مورخين متعصبي را كه برخي از حقايق مربوط به تاريخ صدر اسلام را ثبت نموده بودند، مي گرفت! به عنوان نمونه به اين موارد توجه فرماييد:
الف - ابوعلي مسكويه مي نويسد:
«در سال 310 ه'ه.ق محمدابن جرير طبري وفات يافت كه حدود 90 سال داشت و شبانه به خاك سپرده شد، زيرا عوام اجتماع كردند و از خاكسپاري او در روز، ممانعت كردند و مي گفتند كه او رافضي است و سپس گفتند او ملحد بوده است!» 9
بايد پرسيد: چه كساني نسبت رفض و الحاد به طبري داده و به اين عناوين ، عامه مردم را عليه او شورانيدند!؟
ب- سلطان محمود غزنوي روز دوشنبه 9 جمادي الاولي 420، بسيار دارها بفرمود زدن. بزرگان ديلم را بر درخت (به دار) كشيدند و بهري (تعدادي) را در پوست گاو دوخت و به قزوين فرستاد و مقدار پنجاه خروار دفتر روافض [شيعيان] و باطنيان اسماعيليان] ، از سراهاي ايشان بيرون آورده زير درختها و آويختگان بفرمود سوختن!» 10
اين حجم عظيم كتابهاي سوخته شده نشان مي دهد كه علما و نويسندگان آن عصر، بسيار فعال بودند و صنعت كاغذسازي و نويسندگي رونقي به تمام داشت.
مهمتر اين است كه حجم زيادي از اين نوشته ها به شيعيان اختصاص داشت.
پ- وقتي ازبكان در سال 997ه'ه.ق بر مشهد مسلط شدند، چندين هزار مصحف و تفسير را به گمان آن كه كتب شيعه است در آب انداختند و اكثر آنها را به باغ شاهي برده آن حوض را از كتاب انباشتند 8
11- با همه اين سختگيري ها، وقتي حكومت از دست متعصبان ، خارج و در دست شيعيان قرار مي گرفت و در نتيجه ، فشار و منع حكومتي از سر دوستداران اهل بيت عليهم السلام دور مي گشت ، مراسم عاشوراي حسيني از انزوا و خلوتگاه خارج شده و در مجامع و مجالس ، آشكار مي گرديد.
به عنوان نمونه ، به موارد ذيل توجه فرماييد:
الف: در زمان تسلط آل بويه معزالدوله دستور داد مردم در عاشورا گرد هم آيند و اظهار اندوه كنند ، بازارها را بسته ، خريد و فروش ننمايند. در اين روز ، قصابان گوسفند ذبح نكردند، هريسه پزها، هريسه [غذايي از گندم كوبيده و گوشت] نپختند. مردم آب ننوشيدند. در بازارها خيمه برپا كرده بر آنها پلاس آويختند. زنان به سر و روي خود مي زدند و بر حسين ندبه مي كردند. در اين روز بر حسين نوحه گري شد و ماتم به پا گرديد! 12
اين نحو سوگواري براي عاشوراي حسيني از مدتها قبل در ميان ديلميان ايران متداول بود چنان كه سيدظهيرالدين مرعشي مي نويسد: «رسم ديلمي ها در سوگواري بر سينه كوبيدن و نمد سياه (به نشانه سوگواري) از گردن آويختن است.» 13
ب: زماني كه فاطميان در مصر روي كار آمدند، مراسم عاشورا به صورت آشكار برگزار گرديد. مقريزي متوفاي 845ه'ه.ق مي نويسد: «روز عاشوراي سال 363ه'ه.ق جمعي از شيعه ، مطابق معمول خود [معلوم مي شود كه در سالهاي قبل هم ، چنين مراسمي ميان شيعيان مصر معمول بود] به مشهد كلثوم و نفيسه رفتند و در آن زيارتگاه شروع به نوحه گري و گريه بر حسين نمودند. در بازار ظرفهاي آب سقايان را شكستند و مشكهاي آب را پاره كردند. در زمان فاطمي ها، مراسم عاشورا هر سال برقرار مي شد. بازارها را مي بستند و مردم به حال دسته جمعي در حالي كه همه باهم ابياتي در مصيبت كربلا مي خواندند و نوحه گري مي كردند به مسجد جامع قاهره مي رفتند.»
14- اين نويسنده در جاي ديگر با سوز و گزار مي نويسد: «كيفيت كشته شدن حسين ، دل هر سنگدلي را مي سوزاند.»
15- نتيجه منطقي موارد ذكر شده چنين است : اولا آشكار گرديدن مراسم عاشورا بعد از شهادت سوزناك امام حسين (ع) بسته به نوع حكومت و معامله اش با شيعيان بوده است.
ثانيا بسياري از كتب شيعه ، تحت تاثير تعصب كور و غيرانساني - اسلامي حاكمان و عالم نمايان از بين رفته و به اين ترتيب بسياري از موارد تاريخي شيعه دفن شده است.
پانوشت ها:
1. امالي شيخ صدوق ، ترجمه محمدباقر كمره اي ، كتابفروشي اسلاميه ، تهران 1380ه'ه.ق ، ص 137.
2. اصول كافي ، كليني ، ترجمه سيدجواد مصطفوي : نشر فرهنگ اهل البيت ، تهران ، ج 2، ص 336.
3. تاريخ يعقوبي ، ترجمه محمدابراهيم آيتي ، انتشارات علمي و فرهنگي ، تهران 1362 ، ج 2 ، ص 203.
4. اسرار آل محمد، سليم ابن قيس (متوفاي 90ه'ه.ق)، بي نام مترجم ، قم ، ص 668.
5. مروج الذهب ، ترجمه ابوالقاسم پاينده ، انتشارات علمي و فرهنگي ، تهران 1365، ج 2 ، ص 1169.
6. عيون اخبارالرضا، شيخ صدوق ، ترجمه محمدتقي اصفهاني ، انتشارات علميه اسلاميه ، تهران ، بي تاريخ ، ج 1، ص 771.
7. ترجمه جواد فاضل ، كتابفروشي اكبر علمي ، تهران ، چاپ دوم 113628.
8. تاريخ بيهقي ، ابوالفضل بيهقي ، به اهتمام دكتر غني و دكتر فياضي ، انتشارات خواجو، تهران 1362، ص 1183.
9. تجارب الامم ، ابوعلي مسكويه ، ترجمه محمد فضايلي ، انتشارات زرين ، تهران 1366 ، صص 6-105.
10. مجمع التواريخ و القصص (تاليف به سال 520ه'ه.ق) مجهول المولف ، تصحيح ملك الشعراء بهار، بي نام ناشر، بي تاريخ و بي جا، ص 4404.
11. خلاصهالتواريخ ، قاضي احمد قمي ، تصحيح احسان اشراقي ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1359، صص 1075 وَ 898.
12. المنتظم في تاريخ الملوك و الامم ، ابوالفرج عبدالرحمن ابن علي ، معروف به ابن جوزي (متوفاي 597 ه'ه.ق) دايرهالمعارف عثمانيه ، حيدرآباد دكني ، هند 1358 ه'ه.ق ، ص 1183
13.تاريخ گيلان و ديلمستان ، سيدظهيرالدين مرعشي ، تصحيح دكتر منوچهر ستوده ، انتشارات اطلاعات ، تهران 1364، ص 223.
14.كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط والآثار، معروف به خطط مقريزي ، تقي الدين احمدابن علي مقريزي ، چاپ لبنان ، بي تاريخ ، ج 2، صص 90-َ2289.
15.النزاع و التخاصم ، مقريزي ، ترجمه سيد جعفر غضبان ، انتشارات مرتضوي ، بي جا، بي تاريخ ، ص 33.