دروغ: ايران، مخفيانه برنامه هسته اي خود را پيش برده است.
راست: يكي از دروغهايي كه بسيار تكرار مي شود بحث مخفي بودن فعاليت هاي هسته اي ايران به خصوص مخفي بودن فعاليت غني سازي است. اولاً سايت غني سازي نطنز يك سايت چند صد هكتاري است و در فاصله بين قم و اصفهان. اصلاً يك چيز مرسومي است كه رانندگان اتوبوسها از زماني كه اين فعاليت از سه تا چهار سال پيش شروع شده است مي گويند ايستگاه اتمي، كسي نيست؟
ثانياً يك مجموعه به اين بزرگي و ابعاد عظيم كاملاً قابل شناسايي است و هر گونه شائبه مخفي بودن فعاليت ها را از بين مي برد. ضمن اينكه طبق مقررات جاري آن زمان (در آن زمان ما هنوز پروتكل الحاقي را امضا نكرده بوديم) الزامي براي ايران نبود كه سايت هاي هسته اي خود را در هنگام ساختن به فوريت به آژانس اعلام كند.
براساس مقررات قبل هر سايت هسته اي اعم از غني سازي يا تبديل اورانيم فقط بايد ۱۸۰ روز مانده به وارد كردن مواد هسته اي به سايت به آژانس گزارش مي شد. اما با امضاي پروتكل اگر ايران بخواهد يك فعاليت هسته اي جديد را آغاز كند بايد به آژانس اعلام كند. بنابراين براساس مقررات قبل از امضاي پروتكل فعاليت ايران در نطنز مخفي نبود.
علت ديگري كه نشان مي دهد فعاليت در نطنز، مخفي نبود پاسخي است كه آقاي البرادعي مديركل آژانس بين الملل انرژي اتمي به خبر CNN داد. چون اين مسئله اول در CNN مطرح شد. قبل از CNN البرادعي اين موضوع را با ما مطرح كرده بود. يعني وي مدتي قبل از پخش خبر CNN به من (صالحي) گفت كه چنين گزارشهايي به ما رسيده است و مجموعه اي تصاوير وجود دارد. من (صالحي) به آقاي البرادعي يادآوري كردم كه دو ماه قبل از جلسه اي كه ما الان داريم( زمان خبر (CNN در جلسه اي خصوصي كه با شما داشتم به شما اعلام كردم كه ايران به دنبال تامين سوخت نيروگاه برق هسته اي است و براي تامين سوخت هسته اي مطمئن، پايدار در كليت چرخه سوخت فعاليت هايي را آغاز كرده كه يكي از عمده ترين اين فعاليت ها تبديل اورانيم است. گفتم كه آقاي البرادعي، از شما (۳ سال پيش از زمان مذاكره فعلي) دعوت كرديم و به ايران آمديد اصفهان را ديديد، آن موقع زمين خالي بود و ما به شما گفتيم كه در اينجا مي خواهيم تاسيسات تبديل اورانيم UCF احداث كنيم. هر چند طبق مقررات قبل از پروتكل الحاقي ضرورتي نداشت كه اعلام كنيم ولي چون به فعاليت هاي هسته اي خود اطمينان داشتيم براي شفاف سازي و اعتماد سازي و فراتر از تعهدات خود به مديركل آژانس اعلام كرديم. اما سايت نطنز را ضرورتي نداشت كه اعلام كنيم، كار مخفي هم كه نكرده بوديم، طبق مقررات آن زمان فقط ۱۸۰ روز قبل از اينكه مواد هسته اي را وارد سيستم كنيم بايد اعلام مي كرديم. به آقاي البرادعي گفتم وقتي كه سايت اصفهان را ديديد( توليد سايت اصفهان فرآورده اي به نام UF6 است كه به عنوان ماده ورودي يك سايت غني سازي كاربرد دارد. ) و گفتيم كه مي خواهيم تاسيسات تبديل اورانيم را ايجاد كنيم به طور ضمني به اين مفهوم بود كه ما دنبال چرخه سوخت و غني سازي هم هستيم. چون نمي توانستيم UF6 را براي غني سازي به خارج بفرستيم. ما در خارج اورانيم طبيعي داريم كه در اختيار ما قرار نمي دهند، چگونه مي توانستيم UF6 را به خارج بفرستيم كه براي ما غني كنند. در پايان مذاكره با آقاي البرادعي، ايشان استدلال ما را پذيرفتند. وقتي كه خبر در CNN منتشر شد اولين واكنشي كه آژانس نشان داد، واكنشي بود كه آقاي البرادعي مطرح كرد و گفت كه نطنز براي ما مخفي نبود و از قبل در جريان بوديم. پس سايت اصفهان و سايت نطنز هرگز مخفي نبوده است. سايت آب سنگين اراك هم كه اصلاً جز برنامه نبود. در نطنز يك سري آزمايش هايي انجام داده بوديم. نتايج آن را بايد به آژانس اعلام مي كرديم. غفلتي شد و اين، اعلام انجام نشده بود اما نتايج آزمايش ها را در مجلات علمي اعلام كرده بوديم. اگر نيات غيرقانوني داشتيم هيچ وقت در مجلات عمومي و علمي نتايج آزمايش هاي هسته اي خود را اعلام نمي كرديم. كره جنوبي اعلام كرد كه اين كشور غني سازي و جداسازي پلوتونيم را مخفيانه انجام داده است.
درثاني ما در آزمايش هاي غني سازي تا ۲/۱ درصد غني سازي انجام داديم در صورتي كه كره جنوبي ۷۰درصد غني سازي انجام داده است. ۷۰ درصد يعني نيت ساخت سلاح هسته اي. آمريكا در مورد كره جنوبي مي گويد اينها نيتشان سلاح هسته اي نبود. در حالي كه دولت كره جنوبي گفته است كه هم آزمايش هاي سري انجام داده و هم پلوتونيم را جدا كرده و هم غني سازي را تا ۷۰ درصد بالا برده است اما با ايران كه تا ۲/۱ درصد غني سازي كرده است و تاسيسات اصفهان را به آژانس نشان داده و به آژانس هم گفته بوديم كه به دنبال تامين چرخه سوخت هستيم، اين گونه برخورد مي شود.
دروغ: ايران مقررات پيمان منع تكثير سلاح هاي هسته اي را نقض كرده است.
راست: نقض تعهد كه مي گوييم يك واژه اي است به نام Breach. اين كلمه بار حقوقي دارد. آژانس ما را تاكنون به Breach متهم نكرده است. ما را به قصور و كوتاهي متهم كرده است ولي Breach هرگز. در دو سال اخير هيچ وقت ايران به نقض تعهدات NPT متهم نشده است. هيچگاه قطعنامه هاي شوراي حكام و يا مدير كل آژانس بين الملل انرژي اتمي ادعاهاي آمريكا را دائر بر نقض تعهدات NPT از سوي ايران تاييد نكرده اند. نقض تعهدات يكي از آن دروغهاست كه مي گويند. اگر ما كار سري كرده بوديم، نقض تعهد كرده بوديم ، با توجه به حساسيت هاي موجود درباره ايران قطعاً پرونده ايران در شوراي امنيت مطرح مي شد. آژانس بين المللي انرژي اتمي يك نهاد تخصصي و ذيصلاح براي احراز اين مهم است. آژانس در زمان آقاي هانس بليكس مديركل قبلي و آقاي البرادعي مديركل فعلي آژانس در مورد عراق هم هيچگاه تاييد نكرد كه عراق سلاح كشتار جمعي در اختيار دارد. اما آمريكا بارها عراق را به در اختيار داشتن سلاح كشتار جمعي متهم و به اين اتهام به عراق حمله كرد. آمريكايي ها يكسال خاك عراق را غربال و بالاخره اعتراف كردند كه عراق داراي سلاح هاي كشتار جمعي نبوده است. حال فقط باگذشت كمتر از دو سال از اين رسوايي، بار ديگر ادعاي دروغ ديگري مطرح مي كنند.
دروغ: برنامه هسته اي اعم از نيروگاه هسته اي و غني سازي با توجه به ذخاير نفت و گاز ايران فاقد توجيه اقتصادي است و ايران تاكنون ۱۲ ميليارد دلار براي برنامه هسته اي خود هزينه كرده است.
راست: اتفاقاً برنامه هسته اي ايران هم اقتصادي و هم به صلاح مملكت است. اينكه مي گويند ايران تا كنون ۱۲ ميليارد دلار براي برنامه هسته اي خود هزينه كرده است رقمي كاملاً وهمي و خيالي است. مي توانند بگويند ۱۵ ميليارد، ۲۰ ميليارد و يا هر رقم ديگري كه مي توانستند بگويند. ايران اولاً بيشترين هزينه برنامه هسته اي اش به ارز نبوده است بلكه ريال و وجه رايج كشور تامين كننده بيشترين سهم هزينه هاي برنامه هاي هسته اي بوده است و جمع هزينه هاي ارزي و ريالي رقمي بين حداقل يك چهارم و حداكثر يك سوم هزينه خريد يك راكتور تحقيقاتي است كه روسها پيشنهاد فروش آن را داده اند.
دو نيروگاه از زمان آلماني ها در بوشهر داشتيم كه تا حدود ۷۵ درصد تكميل شده بود كه ما بايد آن ها را تكميل مي كرديم اين نيروگاه ها تا ۲۴۰۰ مگاوات توان توليد برق داشتند و نمي توانستيم آنها را رها كنيم و از طرفي هم بايد سوخت نيروگاه ها را به وجه مطمئن و پايداري تامين مي كرديم.
ضمن اينكه در دو سال گذشته توجيه خيلي بزرگي براي اين كار داريم. روسها با ما يك قرارداد تامين سوخت هسته اي بسته بودند كه سوخت مورد نياز نيروگاه بوشهر را تامين كنند.
فشار آمريكا باعث شد كه روسها بگويند قرارداد اوليه به يك متمم نيز نياز دارد كه براساس آن شما بايد سوخت مصرف شده را به روسيه برگردانيد. حال اگر پس از چند سال روسيه به تشخيص خود و يا با فشار آمريكا اساساً ارسال سوخت را قطع كند چگونه مي توان سرمايه گذاري هاي انجام شده در تاسيس نيروگاه هاي هسته اي را جبران كرد. و اساساً پديده تامين سوخت هسته اي زمان بر است و نمي توان در فاصله كوتاهي آن را تامين كرد. ايران در كارخانه اتمي اوروديف فرانسه ۱۰درصد سهم دارد يعني ۱۰ درصد از فرآورده هاي اين كارخانه سهم ايران است كه به ما نمي دهند.
سوخت هسته اي در حال حاضر بالغ بر ۷۰ درصد برق فرانسه را توليد مي كند و آمريكا و روسيه هم كه داراي ذخاير نفت و گاز هستند از برق هسته اي استفاده مي كنند. آمريكا ۱۰۴ نيروگاه هسته اي دارد. ميزان بهره وري يك نيروگاه هسته اي ۹۰ درصد است. يعني يك نيروگاه هسته اي ۹۰ درصد ايام سال بدون نوسان، برق توليد مي كند. در حالي كه نيروگاه هاي با سوخت ذغال سنگ، گاز و نيروگاه آبي به مراتب بهره وري كاري پائين تري دارند. يك نيروگاه به استعداد نيروگاه بوشهر در سال ۳۰ تن اورانيوم مصرف مي كند. حتي مقايسه هزينه حمل ۳۰ تن اورانيم با هشت ميليون بشكه نفت كه براي توليد هزار مگاوات در نيروگاه حرارتي موردنياز است خود گوياست.
دروغ: ايران براي دستيابي به فناوري هسته اي از كمك هاي غيرقانوني كره شمالي، پاكستان، آلمان ،چين و روسيه استفاده كرده است.
راست: البته كاشف علم هسته اي ما نبوده ايم، ما در دانشگاه درس مي داديم و بيشتر كتابهايي بود كه اقتباس كرده بوديم. اين بخش دانش قضيه است. در بخش فناوري كسي چيزي به ما نداد. نمي شود كسي شب كتاب بخواند و فردا برود اتم بشكافد. با خواندن كتاب اين كار عملي نيست. بخش دانش ضروري است ولي كافي نيست. ما دانش را كسب و خودمان اقدام كرديم. ما يك سري نقشه تهيه كرديم كه ناقص بود و تجهيزات مستعمل كه به نام نو به ما فروخته بودند كه خيلي هم از آنها استفاده نشد و حتي براي ما به عنوان منبع آلودگي ايجاد اشكال هم كرد. لذا مهندسين در آزمايشگاهها كار كردند، اين فن آوري را رشد دادند تا به توليد انبوه رسيد. در مقاله اخير نشريه فارن افرز ادعا شده كه ايران از منابع خارجي كمك گرفته است.
اصلاً كره شمالي در بحث فناوري هسته اي ايران هيچ گاه مطرح نبوده است و نيست. روسها اگر به ما كمك كردند براساس يك قرارداد بين المللي كاملاً فاش و علني و فقط در حوزه نيروگاه بوشهر بوده است كه هيچ ربطي به چرخه سوخت ندارد. اصلاً روسها خود مدعي هستند كه چرا شما چرخه سوخت مي خواهيد ما به شما سوخت مي دهيم. قبلاً گفتم كه اين تأمين سوخت هم چقدر نامطمئن و مشروط است. با پاكستان هيچ ارتباطي نداشتيم و نداريم. قضيه عبدالقادرخان كه بعد از مسئله ليبي مطرح شد، جنبه تبليغاتي دارد و مطرح كردن اين نام و القاي مسئله غيرقانوني بودن فعاليت هاي هسته اي ايران را دنبال مي كند.
اگر نيتي داشتيم آيا مي آمديم ميزبان يك سري ايستگاه مونيتورينگ براي انفجارهاي هسته اي باشيم؟ ما در حال حاضر ميزبان دو ايستگاه هستيم. اگر ما نيتي داشتيم چرا آمديم دو ايستگاه لرزه نگاري در چارچوب پيمان منع جامع آزمايش هاي هسته اي CTBT در كشور تأسيس كرديم. اگر نيتي داشتيم پروتكل الحاقي را امضا نمي كرديم
با آلمان هيچ ارتباط هسته اي نداشته ايم. فقط ممكن است در مورد ساخت قطعه اي سفارش داده باشيم كه اين هم رسم معمول و رايجي است. كارفرما به يك شركت ذيصلاح قطعه اي را سفارش مي دهد و نقشه آن را هم مي دهد. ممكن است در مورد آلمان چنين مسئله اي بوده باشد كه مربوط به حدود يك دهه قبل است. اما چين، تنها كشوري است كه به ايجاد تاسيسات تبديل اورانيم در اصفهان كمك كرد. چيني ها نقشه ها را آوردند، شروع به كار كردند ولي هنوز روي زمين بودند و داشتند آماده سازي مي كردند كه آمريكاييها فشار آوردند و چينيها هم كار را رها كردند و رفتند. مهندسان ايراني پس از آن با استفاده از نقشه هاي به جاي مانده كه البته نقشه ها هم خودشان فن آوري نبودند، توانستند كارها را دنبال كنند و چندهزار قطعه مهم تجهيزاتي را بسازند. قطعه اي به كوچكي يك سوزن و قطعاتي به بزرگي ابعاد تجهيزات مورداستفاده در پالايشگاه ها. نقشه هايي كه چيني ها گذاشتند خود ايرانيها به نقشه هاي ساخت تبديل كردند و در كارخانه هاي داخلي توانستيم تجهيزات را بسازيم چون بنا بود خود آنها تجهيزات را بياورند.
در جريان سوخت UCF اصفهان از آن روزي كه آجر روي آجر گذاشته مي شد بازرسان آژانس بازديد مي كردند. در چرخه سوخت ما چيزي را اختراع و كشف نكرديم. دانش بوده است ولي ما به فن آوري رسيديم. در فن آوري وقتي شما وارد مي شويد فرمول در كتاب يك چيز است اما اين فرمول در آزمايشگاه يك مقدار عوض مي شود. اينكه چطور عوض مي شود شرايطي بوده كه دانشمندان و مهندسان ايراني خودشان دخالت داشته اند. ما الان مي توانيم بگوييم كه اين فن آوري خودمان است. ولي ما چيز جديدي كشف نكرديم. مثل اين است كه خودرو در جهان وجود داشته ولي در اختيار ما نبوده است ما خودمان شروع به ساخت آن كرديم از قطعات گرفته تا چيزهاي ديگر. در واقع در فرآيند توليد كسي به ما كمك نكرده است.
در اين راه خيلي چيزها بوده كه ابداع مهندسين ايراني بوده است. در خيلي جاها كه مشكلي به وجود مي آمده، چون كسي نبوده است كه بگويد چكار كنيم بايد با يك ابداع مسئله را حل مي كرديم. به گونه اي كه حداقل در زمينه تجهيزات مي توانيم ادعا كنيم كه مهندسان ايراني در ساخت و نوآوري تجهيزات چرخه سوخت فصل جديدي در دانش هسته اي گشوده اند. در حالي كه در ساير كشورها چون مي توانستند از جاي ديگر تهيه كنند نه وسعت تجهيزاتشان و نه تجربه اشان به اندازه ما نيست.
و اين يك فن است. چون ما خودمان در ابعاد و در عمق هاي مختلف چرخه سوخت را دنبال كرديم. نيروهاي فني و مهندسي قابل اتكا و كاربلدي تربيت شده اند كه ابداع كننده هستند و اين خودش يك سرمايه است. البته اين را بايد بگويم كه ما يك خودرو ساخته ايم مثل ژيان ولي هنوز بنز نساخته ايم. ولي اين ژيان را خودمان ساخته ايم. اين ژيان شما را به مقصد مي رساند ولي ممكن است يك مقدار ديرتر برسيد يا در داخل آن راحت نباشيد. براي اين كه به بنز تبديل شود راهي جز ممارست در صنعت و كار كردن نداريم. بلوغ صنعتي نياز به زمان دارد.
سانتريفيوژ ساخت ايران نسل اول است. روي نسل دوم هم داشتيم كار مي كرديم اما در خارج روي نسل پنجم و ششم سانتريفيوژها دارند كار مي كنند. ما نمي توانيم نسل اول را نسازيم و به يكباره برويم سراغ نسل ششم. شما تصور كنيد كه متوسط سن مهندسان ايراني زير ۳۰ سال بوده و اين دستاورد خارق العاده اي است. اين كه سعي مي كنند بگويند ايران از كشورهاي ديگر دانش هسته اي و چرخه سوخت را قاچاق كرده است، براي آن است كه بگويند ايران و ايراني يك لوله هنگ هم نمي تواند بسازد. براي اين است كه ايراني به كشور خود افتخار نكند. اوج سربلندي و غرور را در ايران سركوب كنند. شما عظمت كار را وقتي درك مي كنيد كه ايران در شرايط تحريم به اين دستاوردها دست يافته است.
دروغ: نيت ايران غيرقابل اعتماد است.
راست: ما چيزي به نام نيت سنج در دنيا نداريم. نيت ها را مي توان با ابزارهايي مثل معاهدات بين المللي مهار كرد. كشورها را مي توان از طريق معاهدات متعهد كرد و اگر تخطي كردند مجازاتي براي آنان در نظر گرفت. اين يك راه مهار كردن نيت است. ابزارهايي مثل NPT، پروتكل الحاقي، معاهده پادماني و... همه براي كنترل نيت هاست. قبل از انقلاب اگر نيتي داشتند NPT را امضا نمي كردند چون يكي از بندهاي NPT اين است كه فعاليت غيرصلح آميز نداشته باشند. بعد از انقلاب اگر نيتي غيرصلح آميز مطرح بود مي توانستيم از NPT خارج شويم اما مانديم و به تعهدات خود پايبند بوديم. علاوه بر اينها حالا كه چند سال از انقلاب مي گذرد اگر نيتي داشتيم آيا مي آمديم ميزبان يك سري ايستگاه مونيتورينگ براي انفجارهاي هسته اي باشيم؟ ما در حال حاضر ميزبان دو ايستگاه هستيم. اگر ما نيتي داشتيم چرا آمديم دو ايستگاه لرزه نگاري در چارچوب پيمان منع جامع آزمايش هاي هسته اي CTBT در كشور تأسيس كرديم. اگر نيتي داشتيم پروتكل الحاقي را امضا نمي كرديم. اين يك دروغ بزرگ است كه مي گويند نيت ايران غيرصلح آميز است. مشكل اينجاست كه در اين دنيا سفره اي براي بعضي ها پهن است و ايران سر اين سفره نشسته و گفته است بسم ا...
دروغ: جامعه بين المللي و يا دنياي متمدن از فعاليت هسته اي ايران نگران است.
راست: آمريكا اميال و خواسته هاي خود را با عنوان جامعه بين المللي مطرح مي كند. اين مسئله در مورد همه عرصه هايي كه منافع آمريكا مطرح است، صدق مي كند. آمريكا هرگاه بخواهد ائتلافي بين المللي براي تحقق اهداف خود دست و پا كند از عبارت جامعه بين الملل چنين مي خواهد و يا نمي خواهد استفاده مي كند. بوش مي گويد دنياي متمدن امروز درخصوص فعاليتهاي هسته اي ايران نگران است. تعريف اين دنياي متمدن چيست؟ بايد بگويم كه دنياي متمدن به جز آمريكا و دو سه كشور اروپايي، بقيه به فعاليت هسته اي ايران اعتماد دارند و دليل اين مدعا هم واكنش شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي است. اگر واقعاً جامعه بين الملل نگران بود قطعاً جور ديگري رفتار مي كرد. آيا چيني ها كه به تنهايي يك ششم جمعيت جهان را دارند و يا هندي ها كه به تنهايي يك ششم جمعيت جهان را دارند جزء دنياي متمدن نيستند؟ ايران اگر منشأ نگراني بود، حق، اين بود كه هند و چين كه به ما به لحاظ جغرافيايي نزديكترند ابراز نگراني بيشتري مي كردند.