كلاهبرداري اينترنتي كه امروزه از كلاهبرداري هاي سنتي پيشي گرفته است به يك معضل بزرگ وپيچيده براي جوامع بشري تبديل شده است به حدي كه با قوانين سنتي نمي توان جوابگوي برخورد با مجرماني بود كه بصورت شبه و ناشناخته اقدام به كلاهبرداري مي كنند.
جالب تر اينكه براي مجرمين اينترنتي نمي توان حد مرز مشخص تعريف كرد ضمن اينكه قوانين هر كشور در قلمرو ارضي آن كشور قابل اجرا است و براي خارج از كشور مشكلاتي را درپي دارد.
خلا قوانين موجود نيز باعث شده تا كلاهبرداران اينترنتي عرصه را براي خود باز تر ببينند و با سوء استفاده از اين وضعيت بيشتر مرتكب كلاهبرداري وجرم هاي اينتنرنتي شوند.
امروز دنيا به فكر چاره افتاده و با يك اجماع قوانيني را براي حل اين معضل پيش بيني كرده است
اما تكنولوژي اطلاعات در زندگي بشر چنان گسترده شده و سرعت يافته است كه تمام جنبههاي آن را تحت تأثير قرار داده است.
تجارت نوين و پيشرفت فنآوري اطلاعات اين مكان را به تاجران ، شركتها و بخش صنعت ميدهد كه جريان امور خود را تسهيل كنند و بر توانيها و مهارتهايشان افزوده شود.
ولي با وجود اين همه مزايا ، تكنولوژي اطلاعات ، عرصه را براي بزهكاران بازكرده و با ناشناس ماندن و صرف هزينه و وقت كمتر اعمال مجرمانه خود را انجام ميدهند.
آري در محيط وب و اينترنت ، بزهكاران با حجابي افسونگر و بصورت ناشناس وارد اين فضاي مجازي ميشوند در نتيجه نه تنها به مصرف كنندگان و سرمايهگذاران ضرر ميرسانند بلكه اعتماد مصرف كنندگان را به تجارت الكترونيك و فنآوري اطلاعات تضعيف ميكنند .
بزههايي همچون تجاوز به حريم خصوصي افراد ، ترويج مطالب غير قانوني يا زيانآور و همچنين كلاهبرداري اينترنتي ، سرقت هويت ، محيط اين فضاي مجازي را ناامن كرده است . بنابراين دولت براي مقابله با اين بزهها بايد دست به كار شود .
سؤال اين است كه آيا قوانين سنتي ، جوابگوي حل معضلات و بزههاي موجود در اين محيط ميباشند يا اينكه ميبايست قوانين جديدي و ساز و كارهاي جديدي تهيه و وضع شوند.
يكي از بزههاي اينترنتي ، كلاهبرداري اينترنتياست ، آيا قوانين راجع به كلاهبرداري سنتي ، توان پوشش دادن كلاهبرداري اينترنتي را دارد يا نه .
مقايسه بين كلاهبرداري سنتي و كلاهبرداري اينترنتي و راه كارهاي نوين و تهيه قوانين راجع به تجارت الكترونيكي موضوع روز جامعه امروز است لذا تعريف اين دو مقوله از منظر حقوقي براي اشنايي مخاطبين الزامي است.
تعريف كلاهبرداري سنتي :
ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري در حال حاضر عنصر قانوني جرم كلاهبرداري محسوب ميشود : « هر كس از راه حيله و تقلب ، مردم را به وجود شركتها يا تجارتها يا كارخانهها يا مؤسسات موهوم يا به داشتن اموال و اختيارات واهي فريب دهد يا به امور غير واقع اميدوار نمايد يا از حوادث و پيشآمدهاي غير واقع بترساند يا اسم و عنوان مجعول اختيار كند و به يكي از وسايل مذكور و يا وسايل تقلبي ديگر وجوه و يا اموال يا اسناد يا حوالجات يا قبوض يا مفاصا حساب و امثال آنها تحصيل كرده و از اين راه مال ديگري را ببرد كلاهبردار محسوب ... » .
بنابراين در اين ماده ، جرم كلاهبرداري تعريف نشده است و فقط به ذكر مصاديق بسنده شده است ولي با توجه به مصاديق ذكر شده و رعايت اصل جامع مانع بودن تعريف ، جرم كلاهبرداري را ميتوان اينگونه تعريف كرد :
« كلاهبرداري عبارتست از بردن مال غير ، از طريق توسل توأم با سؤء نيت به وسايل يا عمليات متقلبانه »
تعريف اينترنت :
اينترنت را مجموعهاي از شبكهها گويند و از طريق آن شبكههاي مختلف رايانهاي توسط سختافزار و نرمافزارهاي مربوطه و با قراردادهاي ارتباطي يكسان به يكديگر متصل شده و با اختصاص آدرسهاي الكترونيكي خاص هر يك از آنان مي توانند به صورت متن ، صدا ، تصوير و حتي فيلم تبادل اطلاعات كنند .
بنابراين اينترنت ، موجب دسترسي آسان و سريع به حجم عظيمي از اطلاعات در كوتاهترين زمان گرديده و هر روز در حال گسترش و توسعه ميباشد بطوري كه امروزه بصورت اشعهاي نور خود را بر پنج قاره جهان افكنده و دنياي شگفتانگيزي را بوجود آورده است كه با ورود در آن ميتوانيد مطالب فراواني در مورد ماهيت شبكهها و پايگاهها آموخته و علاوه بر آن ميتوانيد به تمامي موضوعات موجود و قابل بررسي در جهان دست يابيد .
سال واقعي پيدايش اينترنت را سال 1983 ميدانند چرا كه در اين سال تغييرات مهمي در كنترل شبكهها صورت گرفت و بسياري از شبكهها از جمله شبكههاي اروپا و ژاپن ، توسط دروازههايي به آرپانت وصل شدند .
در سال 1990 آرپانت منحل شد و وظائف آن به ساختار گستردهتري بنام اينترنت محول شده و به دنبال آن ممنوعيت جابجايي پيامهاي تجارتي نيز برداشته شد و با تبديل سيستم عامل « يونيكس » و ديگر برنامههاي كاربردي علمي به « واسطهاي تحت ويندوز » استفاده از اينترنت براي عموم راحت شده و اينترنت كنوني بوجود آمد .
كلاهبرداري اينترنت :
كلاهبرداري اينترنتي يكي از جرائم يقه سفيدهاست كه با توسعه اينترنت و ارتباطات اينترنتي گسترش يافته است ، منظور از كلاهبرداري اينترنتي هرگونه كلاهبرداري است كه بوسيله برنامههاي كامپيوتري و رايانهاي يا ارتباطات شبكه اينترنتي صورت ميگيرد مثلاً از طريق سايتهاي web ، پست الكترونيكي ( E-mail ) يا اتاقهاي گفتگو ( chat rooms ) .
در واقع كلاهبرداري اينترنتي به هر نوع طرح متقلبانهاي گفته ميشود كه يك يا چند بخش از اينترنت را به كار ميگيرد تا درخواستهاي متقلبانهاي را به منظور انجام معاملات جعلي و بردن اموال ، با قربانيان احتمالي مطرح ميسازد . پس ميبينيم كه كلاهبرداري اينترنتي از زماني رواج پيدا كرد كه محيط مجازي مثل محيط اينترنت پا به عرصه وجود گذاشت و تقريباً حدود ده دهه است كه رواج پيدا كرده است .
اولين قانون راجع به جرائم اينترنتي در سال 1984 در آمريكا به تصويب رسيد و در سالهاي 1994 و 1996 اين قانون اصلاح گرديد.
حال ممكن است سؤال شود كه آيا كلاهبرداري اينترنتي همان كلاهبرداري كامپيوتري است يا خير ؟ بايد گفت كه قبل از به وجود آمدن اينترنت ، كامپيوتر وجود داشته و كامپيوتر داراي مفهومي قديميتر است .
كلاهبرداري كامپيوتر قبل از بوجود آمدن اينترنت وجود داشته ولي بعد از اينكه اينترنت بوجود آمده و محيط مجازي « yberspace » بوجود آمد كمكم اصطلاح كلاهبرداري كامپيوتر به كلاهبرداري اينترنت تغيير پيدا كرد بطوري كه كلاهبرداريهاي كامپيوتري همان كلاهبرداري اينترنتي ميباشد و اين دو اصطلاح به جاي همديگر به كار ميروند .
البته بعضيها اشكال كردهاند و گفتهاند كلاهبرداري كامپيوتري مفهومي اعم از كلاهبرداري اينترنتي است .
از مطالبي كه گفته شد به اين نتيجه ميرسيم كه كلاهبرداري اينترنتي با كلاهبرداري سنتي متفاوتند .
بنابر اين ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين اختلاس و ارتشاء و كلاهبرداري نميتواند مستند كلاهبرداري اينترنتي قرار بگيرد و در اينجا خلاقانوني وجود دارد و قانونگذار ما بايد اين خلا را پر كند و استفاده از كارشناسان صاحبنظر در علوم ارتباطات اينترنتي و حقوقدانان برجسته ميتواند مجموعه قوانين مناسبي را تدوين نمايد .
امروز نظام قضايي ما با اين مساله دست به گريبان است زيرا قوانين عموماً در قبال مسائل فيزيكي و حقايق عيني و ملموس قابل اجراست در حالي كه اطلاعرساني در قلمرو مسائل غيرمادي و غيرملموس قرار دارد .
قوانين معمولاً توسط حكومتها وضع ميشوند و در قلمروهاي ارضي به اجرا در ميآيند در حالي كه اطلاعرساني و محيط مجازي ( cybers pace ) نه مرزي ميشناسد نه قلمرو و جغرافيايي .
توسعه اقتصاد اطلاعرساني و جامعه اطلاعرساني ، نظام قضايي را به چالش ميطلبد تا قوانين حقوقي و شيوه نظارت بر اجراي آن و نيز اعمال مجازات لازم را تدارك و تدوين كند .
يكي ازمسايلي كه قانونگذارما بايد مدنظر قراردهد توجه به توسعه تكنولوژيهاي نوين كه مرزي نميشناسند و قوانين ملي ديگر نميتوانند كارايي لازم را از خود نشان دهند .
پيشگيري و مقابله مؤثر با جرائم رايانهاي مستلزم شرايط خاصي ميباشد كه عبارتند از:
الف ـ دسترسي به فنآوريهاي بازدارنده كه اين كار مستلزم يك محيط نظارتي متناسب است .
ب ـ آگاهي از خطرات بالقوه امنيتي و روشهاي مقابله با آنها .
ج ـ وجود موازيني براي قانونگذاري ماهوي و شكلي با ملاحظه فعاليتهاي كيفري داخلي و بينالمللي .
د ـ وجود پرسنل آموزش ديده و مجهز كافي در ميان مجريان قانون .
هـ ـ همكاري مناسب ميان تمام عوامل دخيل شامل كاربران و مصرف كنندگان بخش صنعت، مراكز انتظامي و حفاظت اطلاعات . اين كار براي پيجويي جرائم اينترنتي و حفظ امنيت عمومي ضروري است .
بنابراين بخش صنعت بايد در چارچوب وظايف و ضوابط مشخص عمل كند.
دولتها بايد بدانند كه نيازهاي مجريان قانون ممكن است موانعي در بخش صنعت به وجود آورد لذا بايد با اقدامات مناسب سعي در به حداقل رساندن اين موانع كنند.
در عين حال، بخش صنعت هم بايد در فرآيندهاي تجارتي خود ملاحظات مربوط به امنيت عمومي را در نظر بگيرد.
منبع : دفتر مطالعات و بررسي هاي پيشگيري از وقوع جرم