باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 32 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ايران، اسلام و جهانى شدن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


بشر در طول تاريخ، شاهد نظام‏هاى سياسى مختلفى بوده است، اما اكنون نمى‏داند، نظام آينده جهان چيست؟! و يا آن كه، اين نظام، چه بايد باشد؟! اگر همچون سده‏هاى اخير، غرب نظام‏ساز باشد، هر نظامى را در آينده بسازد، انسانى و الهى نخواهد بود. اين حقيقت، از خصومت ديرينه غرب با نظام‏هاى سياسى شرقى و بويژه از دشمنى با نظام‏هاى سياسى برآمده از اسلام هويداست. از اين رو، به جرات مى‏توان گفت كه انقلاب اسلامى نيز، عكس العملى به تحقير تاريخى اسلامى و مسلمانان و بيرون رفت دين از سياست در نظام‏هاى غربى است كه در دهه‏هاى اخير، غرب بسيار كوشيده است، سايه شوم آن را (نظام‏هاى سكولار) را به عنوان انديشه برتر انسان برگزيده غربى؟! بر جهان بگستراند.

انقلاب اسلامى آمد تا بگويد، اسلام يك دين جهانى است، جهانى مى‏انديشد و در پى گسترش وحى به سراسر گيتى است، و در نيل به اين هدف، هم امكانات لازم را در اختيار دارد و هم انديشه آن را. اما اين امكانات كدامند؟ و آن انديشه كه به استقرار نظام مطلوب انسانى و الهى مى‏انجامد، چه نام دارد؟ و از چه ساختارها و ويژگى‏هايى برخوردار است كه مى‏تواند طومار نظام ما و ايده‏هاى سياسى بشر، چون جهانى شدن را در هم پيچيد؟ اين مقاله مى‏كوشد، پاسخى براى اين پرسشها بيابد.

نظام جهانى، عبارت است از سيستم سياسى، حقوقى، اقتصادى، فرهنگى و نظامى بين المللى كه همه يا بيشتر دولت‏هاى جهان، اوامر آن را پذيرفته و پايبندى خود را به آن، در عمل نشان دهند. طى چند قرن اخير، دو نوع از چنين نظام جهانى پا به عرصه گيتى گذاشت:

1 - نظان توازن قوا از 1648 (انعقاد قرارداد وستفالى) تا 1914 (آغاز جنگ جهانى اول)

2 - نظام دوقطبى كه سه مرحله زير را طى كرد:

مرحله تكوين: از 1918 (پايان جنگ جهانى اول) تا 1939 (آغاز جنگ جهانى دوم)

مرحله تثبيت: از 1945 (پايان جنگ جهانى دوم) تا 1979 (پيروزى انقلاب اسلامى)

مرحله افول: 1979 (پيروزى انقلاب اسلامى) تا 1991 (فروپاشى شوروى سابق) (2)

بنابراين، پيروزى انقلاب اسلامى و فروپاشى شوروى سابق، سرآغاز تحولى عمده در نظام بين‏المللى براى ايجاد نظام جديد به شمار مى‏رود. زيرا، از يك سو، انقلاب اسلامى، فرهنگ و باور «نه شرقى و نه غربى‏» را وارد واژگان سياسى جهان كرد، و از سوى ديگر، فروپاشى شوروى سابق، نظام دو قطبى را درهم پيچيد. از اين رو، نظم محتملى كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى و فروپاشى شوروى سابق در حال شكل‏گيرى است، و يا اين كه مطلوب به نظر مى‏رسد، (3) موضوع اين مقاله را تشكيل مى‏دهد.

 
   ● نويسنده: مرتضي - شيرودي

منبع: ماه نامه - رواق انديشه - 1382 - شماره 19، مرداد

 
 

اشكال و صور محتمل نظام جهانى آينده

آن چه به عنوان نظام جهانى آينده ترسيم مى‏شود، برخى ناشى از تجربه گذشته و برخى نيز، ناشى از آرمان‏ها و آرزوهاست. تحقق هريك از اين دو، به فراهم آمدن زمينه‏ها و بسترهاى فراوانى نياز دارد كه گاه غيرممكن به نظر مى‏رسد. ولى اين مشكل، بشر را در جهت دست‏يابى به آن مايوس نساخته است. به هر روى، نظام‏هاى جهانى محتمل آينده عبارتند از:

نظام تك‏قطبى سلسله مراتبى: اين نظام، يكى از صور احتمالى نظام جهانى جديد خواهد بود كه آمريكا در پى تحقق آن است. آمريكا مى‏خواهد در راس چنين نظامى قرار گيرد، و رهبرى جهانى را در همه عرصه‏هاى حيات سياسى اجتماعى در دست داشته باشد. در حقيقت، آمريكا در اين نظام، خواهان سلطه بر كل جهان در ابعاد دموكراسى، ديپلماسى، تجارت، بازرگانى، تسليحات و غيره است. البته موانعى در تحقق سلطه جهانى آمريكا وجود دارد. (4) از جمله اين كه:

اولا: جهان از اواخر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد، در پى پيروزى انقلاب اسلامى، با ظهور و رشد مذهب و آرمانهاى مذهبى مواجه شده است. نيروهاى مذهبى و جنبشهاى رهايى‏بخش در گوشه و كنار جهان شكل گرفته‏اند. برترى‏طلبى و سلطه جويى آمريكا، به طور مستقيم با مخالفت آرمان گرايى دينى روبرو است.

ثانيا: آمريكا در صحنه داخلى با مشكلات اقتصادى و اجتماعى روبرو است. اين كشور 600 ميليارد دلار بدهى خارجى دارد، و از اين جهت، يكى از مقروض‏ترين كشورهاى جهان است. كسرى بودجه، عدم موازنه پرداختهاى تجارى خارجى، اغتشاشات درونى چون اعتراض گاه و بى‏گاه سياه‏پوستان از ديگر موانع سلطه جهانى آمريكا به شمار مى‏رود.

ثالثا: ژاپن و اروپاى متحد از قطب‏هاى اقتصادى جهان‏اند، آمريكا كه در پى سلطه اقتصادى بر جهان است، با مخالفت اين قطب‏ها مواجه است، طبيعتا آنان از ابزارهاى اقتصادى و سياسى چون محدويتهاى تجارى براى كنار زدن يا منزوى كردن آمريكا استفاده خواهند كرد. البته چين، روسيه و هند نيز مى‏توانند در اين جهت، موانعى را براى آمريكا پديد آورند.

رابعا: آگاهى رو به رشد ملت‏هاى جهان سوم از نقش كشورهاى توسعه يافته در عقب‏ماندگى آن، از يك سو، با تحميل اراده آمريكا بر جهان به مخالفت‏برمى‏خيزند، و از سوى ديگر، گرايش جهان سوم را به استراتژى‏هايى چون عدم تعهد تشديد و تقويت مى‏كند. (5)

نظام چند قطبى: يكى ديگر از صور احتمالى نظام بين المللى، نظام چند قطبى است. اگر نظام چند قطبى آتى، بر پايه اقتصاد شكل گيرد، قطب‏هاى اقتصادى جهان چون آلمان، ژاپن، آمريكا، كانادا و مكزيك شكل‏دهنده سيستم چند قطبى خواهند بود. به نظر مى‏رسد، نظام چند قطبى، به شكل زير هم امكان تولد و تحقق خواهد داشت.

نظام چند قطبى فرهنگى فرهنگ مذهبى + فرهنگ دموكراسى جدال بين اسلام سياسى و مسيحيت دولتى. بر خلاف انديشه‏اى كه تقابل بين فرهنگ اسلامى و سكولار غربى را نفى مى‏كند. اين تقابل همواره وجود داشته و خواهد داشت. (6) به عنوان مثال:

بهترين دستورالعملى كه حاوى، مهم‏ترين و كامل‏ترين نقش‏هاى دشمن براى نابودى اسلام باشد را در سخن لويى نهم پادشاه فرانسه يافتم، وى در شهر منصوره، اصول مبارزه عليه اسلام كه نقطه تاكيد آن را بر مبارزات فرهنگى قرار دارد، اين گونه بيان نموده است: ما نمى‏توانيم طى جنگ، بر مسلمين پيروز گرديم ولى با اتخاذ سياستى به شرح ذيل مى‏توانيم بر آنان پيروز شويم:

1 - كوشش شود فرماندهان و رهبران مسلمين را از يكديگر جدا كنيم، چنانچه در اين مهم موفق شويم، لازم است‏با فعاليت هر چه بيشتر اين تفرقه را شدت دهيم تا عاملى در تضعيف و ناتوانى مسليمن باشد. مبشر مسيحى به نام لورانس در اين مورد مى‏گويد: لازم است كه مسلمين و اعراب متفرق بمانند تا نيروى مؤثرى نگردند و وزنه‏اى را در جهان تشكيل ندهند.

2 - كوشش شود در كشورهاى اسلامى، دولتى صالح و خدمتگزار سركار نيايد. به همين دليل است كه رئيس تحريريه مجله تايم در كتاب سفر آسيا به دولت آمريكا توصيه مى‏كند، در كشورهاى اسلامى رژيم‏هاى نظامى ديكتاتورى ايجاد كند تا مانع از دعوت اسلام و تسلط بر امت اسلامى گردند، و نيز، مبادا بر غرب و استعمار و فرهنگ استعمارى پيروز شوند.

3 - رژيم‏هاى حكومتى در كشورهاى اسلامى را با فساد و انحراف و رشوه‏خوارى و عياشى فاسد كنيم تا ماهى از سر گنديده گردد.

4 - مانع تشكيل ارتشى مؤمن و ميهن دوست‏باشيم كه در راه معتقدات خود جانفشانى كند.

5 - سعى شود تا مانع وحدت كشورهاى عربى (مسلمان) در منطقه باشيم.

6 - كوشش گردد دولتى در منطقه عربى (اسلامى) تاسيس شود كه حدود آن شمالا غزه و جنوبا، انطاكيه و از شرق امتداد يافته، تا به غرب برسد.

مواد يك و دو كنفرانس مسيحيت در بيروت به سال 1910 بيان مى‏دارد كه كار تبشير را مى‏توان از طريق ملاقات حضورى، مكاتبه و به كمك انتشار ادبيات مسيحى، در دسترس قرار دادن انجيل، هيات درمانى و پزشكى و مدرسه‏هاى دخترانه و پسرانه انجام داد، و البته، ترويج قانون اساسى در مراكز روشنفكرى، پيشبرد كار تبشير را ساده‏تر كرده است. (7)

ميدان تقابل فرهنگى مسيحيت تحريف شده عليه اسلام، با ظهور اسلام گشوده شد، مكمل و مروج اين مبارزه نظراتى است كه رهبران غرب گاه و بى گاه عنوان كرده و آن را دنبال نموده‏اند. در اينجا صرفا براى روشن شدن اين خصومت‏باطنى به نمونه‏هايى از اين اظهار نظرها اشاره مى‏گردد.

1 - روستو مشاور خاورميانه‏اى جانسون، رئيس جمهور آمريكا، در سال 1967 گفت: «لازم است كه بدانيم اختلاف بين ما و ملل عرب، اختلافات بين دولت‏ها و ملت‏ها نيست‏بلكه بين فرهنگ اسلامى و فرهنگ مسيحى به وجود آمده‏». روستو هدف استعمار در خاورميانه را نابودى فرهنگ اسلامى مى‏داند كه تشكيل دولت غاصب اسرائيل بخشى از اين برنامه به شمار مى‏رود. (8)

2 - چرچيل نيز در همين سال، پس از غصب قدس توسط اسرائيل مى‏گويد: «بيرون آوردن قدس از دست اسلام و مسلمين، خوابى بود كه پيوسته مسيحيان در آرزوى آن بودند، خوشحالى مسيحيان از اين رويداد كمتر از خردسندى يهوديان نيست.» هم‏سويى يهوديان و مسيحيان قرنهاى متمادى است كه ادامه دارد، يهوديان همواره به عنوان عامل و ابزار اجراى سياستهاى ضد اسلامى مسيحيان و از سويى ديگر، حامى و پشتيبان مالى مسيحيان بوده‏اند. (9)

3 - موروبيرگ نويسنده كتاب جهان معاصر عرب مى‏گويد: «ترس از اعراب و توجهى كه به ملت عرب داريم به علت وجود چاه‏هاى نفت فراوان آنها نيست، بلكه به سبب اسلام است.» اين سخن مؤيد همان مطلبى است كه ما بر آن بارها تاكيد كرده و مركز ثقل اين مقاله را تشكيل مى‏دهد. مسخ فرهنگ اسلامى، غارت دول اسلامى را براى غرب آسان كرده است. (10)

4 - كيون مستشرق فرانسوى در كتاب بائولوجيا مى‏نويسد: «لازم است 15 از مقدار مسلمين را نابود كنيم و حكم اعمال شاقه را بر بقيه اجرا نماييم و كعبه را ويران و مرقد حضرت محمد (ص) و جسدش را در موزه لوور قرار دهيم.» عمق دشمنى مسيحيت در حدى است كه اين مستشرق بيان داشته است، براى نيل به آن اگر زور مفيد نبود، بايد به مبارزه فرهنگى مبادرت كرد. (11)

اين قسمت را با سخن معروف گلادستون نخست وزير اسبق انگلستان به پايان مى‏بريم كه مى‏گويد: «تا زمانى كه قرآن در دست مسلمين باشد اروپائيان نخواهند توانست‏بر مشرق مسلط گردند.» و اين بدون مسخ فرهنگ اسلامى ممكن نخواهد بود، روشى كه غربيها، قرنها آن را يافته‏اند و دنبال كرده‏اند و هم اينك هم سخت‏بدان تمسك جسته‏اند. زيرا «اسلام از هرگونه سلاح شيميايى و سمى براى غرب خطرناك‏تر است‏» و به همين دليل «هدف اصلى از اجراى سياست‏هايى كه به نام پيشرفت و عدالت اجتماعى روى آنها تبليغ مى‏شود، نابود كردن نظام حكومتى اسلام است.» (12)

دشمنى آنها عليه اسلام ادامه دارد به عنوان مثال:

رزالين مندل برگ - خاخام يهودى - در مقاله‏اى با عنوان «دشمن كيست‏» كه در 11 ژانويه 2002 به چاپ رسيده است، نظر خود را در مورد اسلام و نوع برخورد با آن بيان مى‏كند:

دشمنى يا همان شيطانى كه در بين ماست، چيزى جز اسلام مبارز يا چيزى كه بعضى‏ها به عنوان اسلاميت مى‏شناسند، نيست. عقيده مسلمانان مبارز - كه ريشه در قرآن خواندن آنها دارد - آنها را تحريك به جنگ با كفار مى‏كند، و طبق اين عقيده است كه آنها بايد اسلام را به عنوان يك ايدئولوژى برتر و حاكم در سراسر جهان پايه‏ريزى كنند. ما بايد با متحدان خود در سراسر جهان همكارى كنيم تا اسلام مبارز هر كجا و به هر نحو كه مى‏توانيم با برنامه ريزى مطابق نياز و احتياج هر كشورى، تضعيف كنيم. مثلا مدارس علميه يا مذهبى در پاكستان، عربستان سعودى، ايران و سودان بايد بسته شوند. اين مدارس به محصلين آموزش مى‏دهند كه همه كفار را به عنوان دشمن خود بشناسند و آنها را به افراطيونى تبديل مى‏كند كه بايد از خشونت استفاده كنند. (13)

اوريانا فالاچى خبرنگار و نويسنده ايتاليايى در مقاله‏اى نوشت: جهان اسلام در يك جنگ فرهنگى با غرب درگير شده و بدترين حالات اين درگيرى هنوز خود را نشان نداده است. پايگاه اينترنتى روزنامه آمريكايى واشنگتن تايمز ضمن انعكاس اين خبر افزود: فالاچى در يك گردهمايى 80 نفره در واشنگتن گفت: برخورد بين ما و مسلمانان يك برخورد نظامى نيست، بلكه يك برخورد فرهنگى و دينى است و بدترين حالات اين برخورد در راه است. فالاچى كه اخيرا به خاطر چاپ كتابى به نام خشم و غرور ادعا مى‏كند، از سوى مسلمانان تهديد به مرگ شده است، به شدت از سوى ماموران امنيتى آمريكا تحت محافظت قرار دارد. وى در اين كتاب توهين‏آميز، مسلمانان را مورد انتقادهاى شديد قرار داده است. فالاچى در كتاب اخير خود از غرب خواسته است در برابر اسلام ايستادگى كند و آن را شكست دهد. (14)

نظام حكومت جهانى واحد: برخى عقيده دارند كه نظام آينده جهان، نظام حكومت جهانى واحد زير چتر سازمان ملل متحد خواهد بود. اين عقيده را بعضى از تحليل‏گران روابط بين‏الملل كه به تاثير ديپلماسى سازمان ملل متحد، به ويژه در سال‏هاى پايانى دهه 1990 خوش‏بين هستند، ابراز كرده‏اند. اثر مثبت‏سيستم امنيت دسته جمعى سازمان ملل متحد در حوادثى چون تنبيه عراق در حمله به كويت، اميدى را در دل آرمان گرايان (ايده آليست‏ها) پديد آورد كه از طريق سازمان ملل متحد مى‏توان انتظار داشت، با همكارى دولت‏هاى جهانى، مشكلات دنيا را چاره كرد. البته تحقق حكومت‏يا دولت جهانى واحد زير نظر سازمان ملل متحد به دو صورت امكان تحقق دارد:

1 - صورت اول: ساختار فعلى سازمان ملل متحد حفظ شود، و حاكميت و استقلال كشورها محفوظ باقى بماند، ولى سازمان ملل متحد، بايد توجه بيشترى به امنيت، صلح و حقوق بشر، توسعه اقتصادى و آزادى سياسى در كشورهاى جهان مبذول دارد. كشورهاى عضو هم بايد نقش زيادترى در امنيت دسته جمعى به عهده گيرند، تعامل اين دو وضعيت، سازمان ملل متحد را توانا مى‏سازد كه در مناطق بحرانى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و نظامى حضور فعال پيدا نمايد و در حل و فصل اين بحرانها بكوشد. (15)

2 - صورت دوم: ساختار فعلى ملل متحد، به ويژه، ساختار شوراى امنيت اصلاح گردد. در اين نگاه، تا زمانى كه سازمان ملل متحد اسير پنج قدرت دارنده حق وتو (آمريكا، انگليس، چين، روسيه و فرانسه) در شوراى امنيت است، قادر نيست، عادلانه عمل نمايد، بلكه همه كشورهاى جهان بايد از نقش يكسان و قدرت مساوى در تصميم‏گيريها و اقدامات سازمان ملل متحد برخوردار باشند، براى تحقق چنين آرمانى، مشاركت نماينده كشورهاى جهان سوم، يا قاره‏هاى جهان يا جهان اسلام در شوراى امنيت‏سازمان ملل متحد ضرورت مى‏يابد. (16)

 

انقلاب اسلامى و نظم نوين جهانى

انقلاب اسلامى در پى ايجاد نظمى جديد در جهان است. انقلاب اسلامى براى ايجاد نظم نوين جهانى مورد نظر، دو استراتژى (راهبرد) را در پيش گرفته است. نخست از يك برنامه كوتاه مدت كه چگونگى برخورد انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى ايران را در وضعيت كنونى جهان مشخص مى‏كند، پيروى مى‏كند. دوم يك برنامه دراز مدت كه تصويرى از نظام مطلوب و آرمانى اسلامى را نشان مى‏دهد، الگوى رفتارى خود قرار داده است. (17)

هم اينك تلاشهايى براى تحقق نظام جهانى آينده از سوى حاميان و پيروان هر يك از نظامهاى تك قطبى سلسله مراتبى، چند قطبى و حكومت جهانى واحد زير نظر سازمان ملل متحد، در جريان است. بنابراين جمهورى اسلامى با تكيه بر قانون اساسى، قرآن، حمايت‏هاى مردمى، رهنمودهاى امام خمينى رحمه الله و مقام معظم رهبرى مى‏كوشد، با فراهم آوردن امكانات داخلى و خارجى به تضعيف ايده تحقق نظامهاى مذكور، و تقويت آرمان ايجاد نظام مطلوب خويش بپردازد. در اين راه جمهورى اسلامى ايران، ابتدا بايد به رد نظم‏نوين جهانى يا جهانى شدن با حاكميت آمريكا (نظام تك قطبى سلسله مراتبى) كه در يك دهه و نيم گذشته، بستر سازى تحقق آن از سوى آمريكا با شدت و حدت دنبال مى‏شود، مبادرت نمايد. زيرا آمريكا از 1945 (پايان جنگ جهانى دوم) تا 1991 (فروپاشى شوروى) يكى از دو قطب نظام دو بلوكى حاكم بر جهان بود. طى اين دوره 46 ساله، آمريكا كارنامه سياه و تاريكى از عدالت، آزادى و استقلال در جهان بر جاى گذاشت. مثلا اين كشور به بلوك بندى و ايجاد انواع پيمانهاى نابرابر و ظالمانه نظامى و اقتصادى در سطح جهان دست زد. بارها به مداخله مستقيم و غير مستقيم در كشورهاى جهان پرداخت. اسرائيل غاصب را در خاورميانه پديد آورد، و از آن و جنايتهايش، حمايت‏بى‏دريغ كرد. با ابزار وام، اعتبارات، دانش و تكنولوژى، كشورهاى جهان سوم را به خود وابسته نمود. در مناطقى از دنيا، چون هند و چين، به منظور تثبيت اقتدار خود، به كشتار وسيع انسانى مبادرت ورزيد. از رژيم‏هاى نامشروع و جنايت‏كارى چون شاه ايران، حمايت‏به عمل آورد. از انواع ترفندها براى سرنگونى نظام مردمى جمهورى اسلامى سود برد و از عراق متجاوز و جنايت پيشه در جنگ تحميلى عليه ايران پشتيبانى نمود. با مرورى بر اقدامات جهانى آمريكا بعد از 1991، تفاوت چندانى با اقدامهاى قبل از آن به چشم نمى‏خورد. (18)

انقلاب اسلامى ايران، براى مقابله با استقرار نظام دلخواه و ظالمانه آمريكا در جهان، امكانات وسيعى در اختيار دارد. (19) از جمله:

الف) پشتيبانى مردم و تاثيرات آن: ايران پس از انقلاب اسلامى، بيش از 20 انتخابات مردمى را پشت‏سر گذاشت. يك نظام مردم‏سالار دينى را تاسيس كرد. هر ساله خيل عظيمى از انسانها در 22 بهمن، روز جهانى قدس و... به خيابان‏ها مى‏ريزند. اكثريت قاطع مردم در انتخابات مجلس، رياست جمهورى، شوراها و... شركت مى‏كنند. شعارهاى مردم ايران درباره نه شرقى و نه غربى، استراتژى جديدى را پديد آورده است كه حتى به تقويت جنبش غير متعهدها انجاميده است، در اين جنبش حدود100 كشور عضوند. بيشتر كشورهاى عضو اين جنبش، از يوغ استعمارگران اروپايى رها گشته و در چنگال سلطه آمريكاييها گرفتار آمده‏اند، آمادگى زيادى براى پذيرش طرحهاى ايران در مقابله با آمريكا دارند. ايران در سازمان ملل متحد با طرح گفتگوهاى تمدن‏ها، نفوذ خوبى پيدا كرده است و از اين نفوذ، مى‏تواند براى تقويت جريانها عليه دكترين جهانى شدن آمريكايى سود ببرد.

ب) نفوذ فرهنگى منطقه‏اى: ايران با منطقه پيرامونى‏اش پيوند فرهنگى دارد. كشورهاى اطراف ايران مسلمانند، و مسلمانها و برخى از دولت‏هاى مسلمان همسايه از ايران متاثرند. ايران نفوذ فرهنگى جدى در آسياى ميانه، افغانستان، هند و... دارد. قرنها اين سرزمينها در كنترل ايران يا جزئى از آن بود. بازرگانان ايرانى، اسلام را به اين مناطق بردند. معمارى اسلامى، زبان فارسى در آنجا طرفداران فراوانى دارد. به هر روى، مشتركات فرهنگى ايران و منطقه بسيارند. شيعيان اطراف ايران زيادند. ايران امكانات توريستى و زيارتى فراوانى براى تاثير گذارى در اختيار دارد. فارسى زبانان در خليج فارس، غرب آفريقا، آسياى ميانه مايه اميدند. ايران تاريخ استعمارى و مبارزه‏هاى استقلال طلبانه‏اى با كشورهاى همسايه و حتى آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين دارد، و اين مساله مى‏تواند آنان را در يك جبهه متحد قرار دهد. ايران نيز مى‏تواند خلا شكست كمونيسم در آسياى ميانه را جبران كند.

ج) نيروى انسانى فراوان: ايران جوان‏ترين كشور جهان است. ميزان باسوادهاى آن بالاست، و نيروى متخصص فراوان دارد. اين نيروى انسانى، اگر با نيروى انسانى كشورهاى منطقه و بويژه آسياى ميانه يكى شود، يا ايران به اتحاد استراتژيك روسيه، هند و چين، دست‏بزند، در آن صورت خطرى قابل توجه و محاسبه براى نظم نوين و يا سلطه‏گرى آمريكا خواهد بود. فزونى جمعيت مسلمانهاى منطقه، مى‏تواند جوانان را در نهضت و جنبش اسلامى گرد آورد، همان گونه كه در انتفاضه فلسطين، بيشتر جوان‏ها در آن مشاركت دارند. اگر جمعيت مسلمان ايران و كشورهاى منطقه گردهم آيند، يك قطب جمعيتى فراهم مى‏آورد. نيروى عددى كشورهاى عضو سازمان كنفراس اسلامى كه ايران نقش ممتاز در آن دارد، مى‏تواند از جهات مختلف براى غرب خطرآفرين باشد.

موقعيت استراتژيك: ايران در منطقه مهم خاورميانه قرار دارد، و نقش ويژه‏اى در مسائل لبنان و فلسطين ايفا مى‏كند. يكى از دلايل اساسى ناكامى مذاكرات صلح خاورميانه، مخالفت ايران با آن مذكرات است. انتفاضه فلسطين، شديدا متاثر از ايران است. ايران در منطقه حياتى خليج فارس واقع است كه قلب نفتى جهان به شمار مى‏رود، و نيز، بر تنگه هرمز و انتقال نفت‏به جهان اشراف دارد; يعنى در جوار حساس‏ترين مناطق نفتى واقع است. به منطقه آسياى ميانه و قفقاز نزديك است، و قادر است‏به علت وجوه مشترك اقتصادى، فرهنگى، ايدئولوژيك و سياسى در مركزيت اين كشورها عليه غرب قرار گيرد. تقويت‏سازمانهاى منطقه‏اى همچون سازمان كشورهاى همجوار درياى خزر، امتياز مهمى در اين جهت است. به هر روى خاورميانه هم از نظر اقتصادى و هم سياسى براى غرب مهم است. و ايران عضو موثر و فعال خاور ميانه است.

مركزيت انقلاب اسلامى: انقلاب اسلامى يا معجزه قرن، در ايران اتفاق افتاده است، از اين رو، ام القراى جهان اسلام به شمار مى‏رود. انقلاب اسلامى مفهوم جديدى از اسلام را عرضه كرده است كه به اسلام سياسى معروف است. اسلامى كه با ظلم و ستم داخلى و خارجى درگير است، اسلامى كه بنيادگرايى اسلامى خوانده مى‏شود و همه كشورها و دولتهاى ضد دينى را نسبت‏به آن حساس كرده است. ايران مى‏تواند خيل عظيم مسلمانان در سه قاره بزرگ جهان را به شور و شعور وادارد. به هر جهت ايران با زمينه‏هاى هم‏گرايى مى‏تواند يك قطب ايدئولوژيك تشكيل دهد. ايران‏مى‏تواند با تكيه بر نفرت عميق ملتها از ظلم و غارت منابع آنها توسط استعمارگران، مجموعه پر قدرتى را در مقابله با سلطه‏جويى و سلطه‏پذيرى آنان قرار دهد.

تواناييهاى نظامى، تجارب نظامى ايران از نظر تاريخى و درطى 8 سال جنگ تحميلى بالا است. توانايى ايران در ساخت‏موشك و تامين نيازهاى نظامى و شايعاتى كه در توان هسته‏اى آن وجود دارد، قابل چشم پوشى نيست. ارتش ايران مركب از خيل عظيم نيروى نظامى ارتش و سپاه و بسيج است و امكان مانور نظامى وسيعى را در اختيار دارد، ارتش ايران طى سالهاى اخير به سلاحهاى مدرن مجهز شده است. مردم ايران، مشروعيت‏سياسى نظام را پذيرفته‏اند. از اين رو، با هرگونه خطرى كه آن را تهديد نمايد، به مقابله خواهند پرداخت.

توانمنديهاى اقتصادى: ذخاير نفت و گاز ايران بسيار قابل توجه است، و توانايى ايران در پالايش نفت هم ستودنى است، ترانزيت كالا به كشورهاى اطراف بويژه به كشورهاى آسياى مركزى نقش ويژه‏اى به ايران داده است. ترانزيت كالا هم هوايى است و هم زمينى. ايران وضع مشابهى با جهان سوم دارد و اين مساله مى‏تواند اين كشورها را درجبهه ايران در مصاف با غرب متجاوز قرار دهد. ايران با اين‏كشورها مى‏تواند قطب اقتصادى تشكيل دهد، و يا صدور آسان نفت‏به غرب را به مخاطره اندازد.

 

به سوى نظام مطلوب

نظام جهانى مطلوب از ديدگاه انقلاب اسلامى نظامى است كه بر پايه رهبرى الهى، قانون عادلانه و حاكميت امت واحده استوار باشد. اين نظام كه از آن مى‏توان به عنوان نظام امامت و امت‏ياد كرد، در دوره غيبت امام زمان (عج) نيز دست‏يافتنى است. اگر چه هرگونه نظام اسلامى در دوره غيبت كبرى امام عصر (عج)، در حكم بستر و زمينه‏اى خواهد بود كه حكومت الهى و نظام جهانى امام موعود (عج) را فراهم مى‏آورد. براى نيل به چنين نظامى، پيمودن مراحل زير لازم مى‏آيد:

مرحله اول (نظام فعلى جهان): نظام فعلى سيال باقى مانده است، نه دو قطبى است و نه تك قطبى. پايه اين نظام، بر دولتها قرار دارد، و در آن ملتها، جداى از هم زندگى مى‏كنند، مرزهاى جغرافيايى، مرز بين ملتها را پديد آورده است. جمهورى اسلامى ايران با اين نظام، بر مبناى حقوق و قراردادهاى بين المللى رفتار مى‏كند، و در حد امكان مى‏كوشد، در روابط بين دولتها و ملتها بر اساس برابرى، حق، عدالت و احترام متقابل عمل نمايد، تا راه براى ورود به مرحله بعدى فراهم آيد.

مرحله دوم (حكومت جهانى واحد و..). در صورت تحقق نظام حكومت جهانى واحد و يا هر نظام محتمل ديگر، نظام جمهورى اسلامى ايران، بر مبناى دو استراتژى دعوت و جهاد به آگاه سازى ملتها مى‏پردازد و با تكيه بر افكار عمومى جهان و نيروى ملتها و بسيج آن تلاش خواهد كرد، قطب قدرتمندى از ملت‏هاى جهان اسلام و جهان سوم، آسياى ميانه پديد آورد و از آن در جهت تحقق آرمان‏هاى عدالت‏خواهانه در نظام جهانى استفاده كند.

مرحله سوم (نظام امامت و امت): بر پايه اعتقادات اسلامى كه در قانون اساسى ايران نيز منعكس شده است، نظام مطلوب اسلام، نظام امامت و امت است. در راس اين نظام امام معصوم عليه السلام قرار مى‏گيرد كه با بهره‏گيرى از علم لدنى، معصوميت و امدادهاى الهى، نظام عادلانه‏اى را پايه‏ريزى مى‏كند، و در آن تمام ملتها، دولتها و سرزمينها، تحت عنوان امت واحدى به سوى كمال انسانى و اسلامى سوق داده مى‏شود. زيرا، از ديدگاه اسلام، فلسفه آفرينش، دست‏يابى به كمال است. نيل به كمال نيز، در پرتو امام معصوم عليه السلام كه انسان كامل است، محقق مى‏شود بنابراين، در نظام ولايت الهى، امام و امت دو اصل اساسى به شمار مى‏روند كه نيل به كمال در گرو همكارى و همدلى امت‏با امامت است. نظام امامت و امت، در تاريخ مسلمانان بى سابقه نيست، زيرا نظام اسلامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بنا نهاد، مصداق عينى چنين نظامى است. ظهور اسلام در دوران جاهليت عرب و ظلمت اروپا روى داد، و در سايه آن مشركين و ملحدين شبه جزيره عربستان و عده‏اى از سرزمينهاى اطراف به دين حق و صراط مستقيم هدايت‏شدند، به هر جهت، تشكيل حكومت اسلامى توسط نبى اكرم صلى الله عليه و آله در مدينه، سرآغاز حركتى تازه براى تاسيس امپراتورى بزرگ اسلامى (نظام جهانى اسلام) توسط امويان، عباسيان و عثمانيان گرديد. (20)

به بيان عميق‏تر، نبى اكرم (ص) پس از سيزده سال تبليغ مخفى و آشكار اسلام، با توطئه سران قريش مبنى بر قتل خويش مواجه شد، و بناچار در سال چهاردهم بعثت (622 ميلادى) از مكه به يثرب (مدينه) هجرت و در آن سال، حكومت اسلامى را تاسيس كرد. پيامبر (ص) با عقد پيمان اخوت بين مسلمانان (انصار و مهاجر)، تاسيس مسجد به عنوان يك پايگاه عبادى - سياسى، بستن پيمان با يهوديان (منشور مدينه) ايجاد سيستم سياسى و اجتماعى و تشكيل هسته‏هاى رزمى (ارتش) و سپس اعزام مبلغان قرآن و تعاليم اسلامى به اقصى نقاط شبه جزيره، حكومتى را بنا نهاد كه در عدالت و امنيت‏بى‏سابقه بود. پيامبر (ص) در سياست داخلى، حكومتى را پديد آورد كه در آن، شرك در جزيرة العرب، تا حد زيادى ريشه كن گرديد، پرچم توحيد در كعبه به اهتراز درآمد، اسلام در جزيرة العرب گسترش يافت و به بسط عدل و عدالت پرداخت. (21) سياست‏خارجى را نيز بر پايه دو اصل زير استوار كرد:

1 - دعوت: پيامبر (ص) از سال ششم هجرت، سفيرانى را به سوى حاكمان بزرگ جهان، چون امپراتور روم شرقى، كسرى، شاهنشاه ايران، نجاشى، پادشاه حبشه، مقوقس، والى مصر، امير يمامه، امير غسان و... فرستاد و آنان را به دين خدا و تن دادن به يك نظام عادلانه فراخواند.

2 - جهاد: اميرانى كه دعوت پيامبر (ص) را رد كردند و با آن به عداوت پرداختند، پيامبر (ص) با آنان به مجادله و مجاهده پرداخت، و به عنوان مثال، پيامبر (ص) سه بار به روم شرقى لشكر كشيد. لشكر سه هزار نفرى مسلمانان در سال هشتم هجرى براى نبرد با امپراتورى روم شرقى به موته اعزام شد، ولى بدون پيروزى بازگشت. بار ديگر، پيامبر (ص) در سال نهم هجرى با ده هزار نفر به تبوك رفت كه با عقب‏نشينى لشكر روم انجاميد. سرانجام پيامبر (ص) در واپسين لحظه‏هاى عمر مباركش، لشكريان را به فرماندهى اسامة بن زيد تجهيز و دستور حركت آن را به مناطق مرزى روم شرقى، صادر كرد، ولى اين لشكر با كارشكنى بعضى از صحابه در شرايطى كه پيامبر (ص) در بستر بيمارى بود، به محل ماموريتش نرفت. اين سپاه در زمان خلافت ابوبكر، به منطقه اعزام و با موفقيت‏بازگشت. بنابراين نظام جهانى پيامبر (ص) نخست‏بر پايه دعوت و در مرحله بعد، چنانچه با نبرد مسلحانه دعوت شدگان مواجه مى‏شد، به جهاد عليه آنان مى‏پرداخت. (22)

 

ساختار نظام جهانى مطلوب

نظام جهانى مطلوب، نظامى است كه سعادت و آسايش دنيوى و اخروى انسانها را فراهم مى‏آورد. چنين نظامى از ساختارى بر پايه رهبرى موحدانه، امت واحده، قانون و حاكميت الهى برخوردار است. طبيعى است در اين نظام از تعلقات ملى و ناسيوناليستى، رهبريهاى چند گانه و مزورانه، قانون‏هاى خطاپذير بشرى، حاكميت‏شيطان و انسان كه ريشه منازعه‏ها و مجادله‏هاى جهان است، خبرى نيست.

رهبرى موحدانه: رهبرى و امامت در نظام جهانى اسلام، از سه ويژگى برخوردار است:

اولا: رهبرى، از مركزيت و قطب ايدئولوژيك، عقيدتى، معنوى و سياسى برخوردار است، و از اين جهت، مركز وحدت و يكپارچگى جامعه بشرى و جهان به شمار مى‏رود. او بر اساس احكام و فرامين الهى فرمان صادر مى‏كند، و امت نيز بر مبناى ايمان و آگاهى از او اطاعت مى‏كند. در اين نظام كه همان حكومت جهانى امام زمان عليه السلام است، امام، زمام‏دار بر حق و هدايت كننده مردم به سوى حق تعالى، واسطه فيض الهى، محور حركت و فعاليت‏بشريت، هسته مركزى و نگهدارنده و نظم دهنده است. از اين رو، حضرت على عليه السلام در خطبه شقشقيه، امام را به محور سنگ آسياب تشبيه مى‏كند. به هر روى در جامعه جهانى ولى عصر عليه السلام، استعدادهاى مردم با پيروى از امام شكوفا مى‏شود و مردم در پرتو هدايت او به كمال دست مى‏يابند. (23)

ثانيا: امام، برگزيده الهى و منتخب خداست، و اين لطف خداست كه بر انسان‏ها منت نهاده و فرد ممتاز و برجسته را با ويژگيهاى برتر، چون فضيلت، تقوا، علم و آگاهى (اسوه و انسان كامل) يا انسانى را با ارزشهاى الهى، به فرمانروايى جهان گمارده است، زيرا، عقل و خرد آدمى هميشه در درك واقعيتها توانا نيست. بنابراين، به عنايت الهى در چهار چوب وحى نياز دارد، تا راه هدايت و كمال بپويد.

ثالثا: تحقق امامت و به دست گرفتن حكومت، به پذيرش مردم مرتبط است. هنگامى امام معصوم عليه السلام قادر است‏حاكميت الهى را محقق سازد كه مردم با آگاهى به او ايمان آورند، و از سر اخلاص از او اطاعت نمايند. بديهى است كه بشر آگاه، بيشتر و راحت‏تر به سوى مصلحت‏حقيقى خود; يعنى هدايت و كمال گام برداشته و نظام امامت و امت استوارترى را بنيان مى‏نهند. (24)

امت واحده (25) : انسانها در نظام امامت و امت، به دوران بلوغ و شكوفايى، و به ارزش‏هاى الهى، و بر اساس مسير تكاملى جوامع و فطرت خداخواهى و مصلحت جويى به ترقى، تكامل و هدايت نزديك‏اند. به اين دليل، زمينه وحدت‏يابى و تجمع گرايى در آنان فراهم است.

جامعه جهانى اسلامى، جامعه‏اى همگون و متكامل، شكوفا كننده استعدادها و ارزشهاى انسانى و واجد استقلال كامل و همه جانبه افراد انسانى است، و نيازهاى بنيادين و اساسى فطرى و روحى انسانى برآورده مى‏گردد، و فطرت و هويت مشترك، محور فعاليت و حركت اجتماعى است. قرآن كريم در اين‏باره مى‏فرمايد:

«وعد الله الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لايشركون بى شيئا و من كفر بعد ذالك فاولئك هم الفسقون‏» (26)

يعنى: خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، وعده مى‏دهد كه قطعا آنان را حكمران روى زمين خواهد كرد، همان‏گونه كه به پيشينيان آنها خلافت روى زمين را بخشيد ; و دين و آيينى را كه براى آنان پسنديده، پابرجا و ريشه‏دار خواهد ساخت، و ترس‏شان را به امنيت و آرامش مبدل مى‏كند، آنچنان كه تنها مرا مى‏پرستند و چيزى را شريك من نخواهند ساخت، و كسانى كه پس از آنان كافر شوند، آن‏ها فاسقانند.

بنابراين، در جامعه مطلوب اسلامى، كسانى كه ايمان آورده و عمل شايسته انجام داده‏اند، عضوند. به همين جهت، آنان خليفه خداوند بر روى زمين‏اند و در جامعه آنان، امنيت‏حاكم و پرستش خداى يگانه جارى است.

قانون و حاكميت: قانون، روابط متقابل افراد و فرد با دولت را مشخص مى‏كند. بشر در طول تاريخ اغلب از بى‏قانونى و يا نقص قانون در رنج و عذاب بوده است، و گاه تنها عقل ناقص انسانى، به ترسيم و تدوين قانون پرداخته است كه بشر را به گمراهى برده است. بشر هيچ‏گاه نتوانسته است‏يك قانون كامل و يك سيستم حقوقى بى‏عيب، ارائه كند. بنابراين، قانون الهى كه از سوى خداوند و با اشراف به نيازهاى انسانى به بشر عرضه شده، مرحم زخمهاى بى‏درمانى است كه قانون بشرى درصدد درمان آن است. اين قانون از سوى خداى بى عيب نازل شده و به همين دليل، بى‏عيب است. اين قانون همه جانبه و كامل با فطرت زمانى سازگار است. البته قانون الهى را تنها مردان الهى مى‏توانند، به اجرا درآورند. اجراى قانون الهى به دستور حاكميت الهى مى‏انجامد، همان حاكميتى كه بر سراسر گيتى و هستى حاكم است، از اين رو، حاكميت در اداره جامعه بشرى نيز از آن اوست. به بيان ديگر، اراده الهى به اين تعلق گرفته كه حاكميت‏خويش را در زمينه تدبير و اراده جامعه به انسان‏ها واگذار نمايد، انسانها نيز در جامعه جهانى مطلوب اسلامى، اعمال حاكميت‏خدا بر روى زمينى را به رهبر برگزيده و الهى; يعنى امام معصوم عليه السلام وامى‏گذارند. در واقع حاكميت الهى به صورت اراده امام تجلى مى‏يابد و مرزهاى اعتبارى و قراردادى موجود و حاكم بر دنياى كنونى را برمى‏دارد. (27)

 

ويژگيهاى نظام جهانى الله

ويژگيهاى نظام جهانى مطلوب اسلامى با ويژگى‏هاى نظام‏هاى گذشته، حال و حتى نظامهاى احتمالى آينده قابل مقايسه نيست. ممكن است، ويژگيهاى اين نظامها، شباهتهاى ظاهرى، لفظى و شكلى داشته باشد، ولى از لحاظ محتوايى هيچ شباهتى با هم ندارند. بر اين اساس مى‏توان ويژگيهاى زير را براى نظام برتر جهانى الله برشمرد:

جهانى بودن: وحدت، حتى وحدت فكر در جامعه جهانى اسلامى، فراگير، عميق و واقعى است، و اين امر ناشى از ادراك واحد از مفهوم واژه‏هاست. بنابراين، جاى شگفتى نيست كه انسانها در عرصه دينى هم يكسان بينديشند و فرمانروايى ولى عصر (عج) را در شرق و غرب بپذيرند، و تنها دين خدا را بر خود حاكم گردانند. به نمونه‏هايى در اين باره از متون اسلامى توجه كنيد:

الف) «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين نمكن لهم فى الارض...» (28)

يعنى اراده ما بر اين قرار گرفته است كه بر مستضعفين منت نهاده و آن‏ها را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم و در زمين مكنت‏شان دهيم.

ب) امام صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون‏» ; (29) يعنى اوست‏خدايى كه رسول خود را به هدايت (خلق) و آيين حق فرستاد تا بر تمامى اديان تسلط و برترى دهد، هر چند كافران ناخشنود باشند مى‏فرمايد: «سوگند به خدا هنوز تفسير اين آيه تحقق نيافته است.» و در پاسخ راوى كه پرسيد: دايت‏شوم، پس چه زمانى تحقق نمى‏يابد؟ فرمود: وقتى با اراده خدا، قائم قيام كند. (30)

ج - سيد بن طاووس از صحف ادريس نبى عليه السلام نقل مى‏كند: «استخلفهم فى الارض و امكن لهم دينهم الذى ارتضيته لهم‏» ; (31) يعنى آنان را جانشين خود در زمين قرار مى‏دهم و دينى را كه براى آنان پسنديده‏ام، [اسلام را] توانا مى‏گردانم.

عدالت: از ويژگى‏هاى بارز نظام جهانى مطلوب اسلامى، عدالت گسترده و حقيقى است، عدالتى كه ريشه ظلم و جور را مى‏خشكاند، تبعيض، استعمار و استثمار را نابود مى‏سازد. به نمونه‏هايى از روايات اسلامى در اين زمينه بنگريد:

الف - «يملا الله به الارض عدلا وقسطا بعد ما ملئت ظلما و جورا» ; (32) يعنى خداوند به وسيله او (حضرت مهدى عليه السلام) زمين را پر از عدل و داد مى‏كند، پس از آن كه از جور و ستم پر شده باشد.

ب) «اذا قام القائم، حكم بالعدل، وارتفع الجور فى ايامه، و امنت‏به السبل، و اخرجت الارض بركاتها، و رد كل حق الى اهله... و لايجد الرجل منكم يومئذ موضعا لصدقة و لا لبر لشمول الغنى جميع المومنين.» (33)

يعنى: هنگامى كه قائم قيام كند، بر اساس عدالت‏حكم كند، و ظلم و جور در دوران او برچيده مى‏شود، و راه‏ها در پرتو وجودش امن و امان مى‏گردد، و زمين بركاتش را خارج مى‏سازد و هر حقى به صاحبش مى‏رسد... و كسى موردى را براى انفاق و كمك مالى نمى‏يابد، زيرا همه مومنان بى نياز و غنى خواهند شد.

ج) «ابشركم بالمهدى يملا قسطا كما ملئت جورا و ظلما يرضى عنه سكان السماء و الارض يقسم المال صحاحا و فقال رجل ما معنى صحاحا؟ قال: بالسوية بين الناس و يملا قلوب امة محمد غنى وسعهم عدله‏» (34)

يعنى: شما را به ظهور مهدى بشارت مى‏دهم كه زمين را پر از عدالت مى‏كند، همان گونه كه از جور و ستم پر شده است، ساكنان آسمانها و زمين از او راضى مى‏شوند و اموال و ثروتها را به طور صحيح تقسيم مى‏كند. كسى پرسيد: معناى تقسيم صحيح ثروت چيست؟ فرمود: به طور مساوى در ميان مردم. (سپس فرمود:) و دلهاى پيروان محمد را از بى نيازى پر مى‏كند و عدالتش همه را فرا مى‏گيرد.

امنيت: امنيت از ضرورى‏ترين نيازهاى زندگى بشرى است. از اين رو، بخش عظيمى از تاريخ بشر براى جلوگيرى از ناامنى و استقرار امنيت‏سپرى شد. تئوريهاى بسيارى چون موازنه قوا، امنيت دسته جمعى، حكومت جهانى براى پديد آوردن صلح پديد آمد. در حكومت جهانى مهدى (عج) امنيت كامل وجود دارد. اين مساله را آيات و روايات زير مورد تاييد قرار داده است.

الف) «ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا» ; (35) يعنى [خداوند حكومتى را پديد مى‏آورد كه در آن] ترس مردم را به امنيت و آسايش مبدل مى‏كند.

ب) على عليه السلام فرمود: حتى تمشى المراة بين العراق الى الشام لاتضع قدميها الا على النبات و على راسها زينتها لايهيجها سبع و لاتخافه‏» ; يعنى (راه‏ها امن شود چندان كه) زن از عراق تا شام برود و پاى خود را جز بر روى گياه نگذارد، جواهراتش را بر سرش بگذارد، هيچ درنده‏اى او را به هيجان و ترس نيفكند و او نيز از هيچ درنده‏اى نترسد. (36)

رشد و توسعه: در عصرامام زمان (عج)، پيشرفت علوم سريع اتفاق مى‏افتد و رشد مى‏كند. امام صادق عليه السلام در اين باره فرمود:

الف) «العلم سبعه و عشرون حرفا فجميع ما جائت‏به الرسل حرفان فلم يعرف الناس حتى اليوم غيرالحرفين، فاذا اقام قائمنا اخرج الخمسة و العشرين حرفا، فبثها فى الناس و ضم اليها الحرفين حتى يبثها سبعة و عشرون حرفا.» (37)

يعنى: علم و دانش بيست و هفت‏حرف (بيست و هفت‏شعبه و شاخه) است، تمام آنچه پيامبران الهى براى مردم آورده‏اند، دو حرف بيش نبود، و مردم تا كنون جز آن دو حرف را نشناخته‏اند، اما هنگامى كه قائم ما قيام كند بيست و پنج‏حرف (شعبه و شاخه علم) ديگر را آشكار مى‏سازد، و در ميان مردم منتشر مى‏سازد، و اين دو حرف را هم به آن ضميمه مى‏كند تابيست و هفت‏حرف كامل و منتشر شود.

در عصر ظهور، تمامى علوم و دانش به كار گرفته مى‏شود، و سازماندهى صحيح توليد انجام مى‏گيرد، تا از كليه منابع و استعدادهاى زمين براى توسعه اقتصادى بشر استفاده گردد. بنابراين، عصر ظهور عصر توسعه اقتصادى نيز به شمار مى‏رود. معصوم u در اين زمينه فرمود:

ب) «انه يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و تظهر له الكنوز و لا يبقى فى الارض خراب الا يعمره.» (38) حكومت او شرق و غرب جهان را فراخواهد گرفت، و گنجينه‏هاى زمين براى او ظاهر مى‏شود و در سراسر جهان جاى ويرانى باقى نخواهد ماند مگر آن را آباد خواهد ساخت.

 

پى‏نوشت:

1) مدرس دانشگاه و عضو هيات علمى پژوهشى پژوهشكده تحقيقات اسلامى، محقق و نويسنده.

2) على‏رضا ازغندى، نظام بين‏الملل: بازدارندگى و همپايگى استراتژيك، قدس، تهران، 1370، صص 14 - 1.

3) رامين خانبگى، جهانى شدن، اين جهانى يا آن جهانى؟! ، فصلنامه كتاب نقد، شماره 24 و 25، پاييز و زمستان 1381، صص 11 - 10.

4) احمد رهدار، جهانى شدن و خروج از تاريخ، هفته‏نامه پگاه حوزه، شماره 90 (10 اسفند 1381)، صص 19 - 16.

5) مرتضى شيرودى، سيطره جهانى آمريكا و دشوارى‏هاى جهانى، هفته‏نامه پگاه حوزه، شماره 93 (20 ارديبهشت 1382)، صص 5 - 4.

6) حسين جمالى، تاريخ و اصول روابط بين الملل ، پژوهشكده تحقيقات اسلامى، قم، 1377، ص 184.

7) مرتضى شيرودى، جهانى شدن و استحاله فرهنگ‏هاى بومى، هفته‏نامه پگاه حوزه، شماره 82 (14 دى 1381)، صص 16 - 14.

8) همان.

9) ژيل كيل، اراده خدا، يهوديان، مسيحيان در راه تسخير دوباره جهان، ترجمه عباس آگاهى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1370، صص 71 - 30.

10) هادى خسروشاهى، اهداف تبشيردر دنياى اسلام، فصلنامه سياست‏خارجى، شماره 3 (تابستان 1377)، ص 720.

11) همان.

12) اطلاعات سياسى روز، نشريه مديريت‏سياسى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ويژه‏نامه تبليغ، 1381، ص 58.

13) همان.

14) همان.

15) ناصر ثقفى عامرى، سازمان ملل متحد، مسؤوليت‏حفظ صلح و امنيت‏بين‏الملل، دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، تهران، 1370، صص 133 - 106.

16) همان.

17) محمدرضا جواهرى، جهان شمولى اسلامى و جهانى شدن اسلامى، رويارويى جهانى‏سازى غربى، مجموعه مقالات شانزدهمين كنفرانس بين‏المللى وحدت اسلامى، (ارديبهشت 1382)، ج 1، ص 162.

18) مرتضى شيرودى، نظام سلطه آمريكا و ابعاد سلطه‏گرى، هفته‏نامه پگاه حوزه، شماره 180 (30 آذر 1381)، صص 12 - 10.

19) در مبحث تواناييهاى ايران براى مقابله با غربى يا آمريكايى‏سازى جهان، از منابع زير استفاده شده است:

الف) غلام‏حسين خورشيدى، بازار مشترك اسلامى ، دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، تهران، 1367، ص 20.

ب) محمدجواد لاريجانى، مقولاتى در استراتژى ملى، مركز ترجمه و نشر كتاب، تهران، 1369، ص 45.

ج) يوسف مازندى، ايران، ابرقدرت قرن، به كوشش عبدالرضا هوشنگ مهدوى، البرز، تهران، 1373، صص 723 - 721.

د) محمدرضا دهشيرى، ايران و جهانى‏شدن، تهديدها و فرصتها، فصل‏نامه مصباح، شماره 37 (بهار 1380)، صص 17 - 6.

ه) حبيب‏الله ابوالحسن شيرازى، مليتهاى آسياى ميانه، دفتر مطالعات سياسى و بين‏المللى، تهران، 1370، ص 205.

20) عباس‏على عميد زنجانى، فقه سياسى، اميركبير، تهران، 1367، ج 2، ص 58.

21) حسن ابراهيم حسن، تاريخ سياسى اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاينده، جاويدان، تهران، 1366، ج 2، ص 186.

22) سعيد جليلى، سياست‏خارجى پيامبر صلى الله عليه و آله، سازمان تبليغات اسلامى، تهران، 1374، صص 119 - 72.

23) فيض الاسلام، ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، خطبه سوم، ص 46.

24) محمدمهدى موسوى خلخالى، نورالمهدى، آفاق، قم، بى‏تا، صص 260 - 197.

25) اشاره‏اى است‏به آيه 52 سوره مؤمنون: «و ان هذه امتكم امة واحدة و انا ربكم فاتقون‏» ; يعنى و اين امت‏شما امت وادى است، و من پروردگار شما هستم، پس از مخالفت فرمان من بپرهيزيد.

26) نور/55.

27) مفاد حديث ثقلين و اشاره به كتاب الله مى‏تواند گوياى اهميت قانون در اسلام باشد.

28) قصص/6 - 5.

29) توبه/33.

30) تفسير نورالثقلين، ج 13، ص 507.

31) علامه محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، چاپ دوم، 1403ق. ، ج 52، ص 384.

32) ابو على فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، دارالمعرفة، بيروت، بى تا، ص 399.

33) لطف الله صافى، منتخب الاثر، منشورات مكتبة الصدر، قم، 1372، ص 308.

34) نورالابصار، ص 156.

35) نور/55.

36) لطف‏الله صافى، پيشين، ص 474.

37) همان، ص 328.

38) اسعاف الراغبين، باب دوم، ص 140.

 

    273 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انقلاب اسلامي ايران (381)
●   جهانی شدن (364)
●   نظم نوين جهاني (77)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:19/12/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب