| جرج بوش رئيس جمهور آمريکا در حالي به زمان انتخابات رياست جهموري اين کشور نزديک مي شود که نياز مبرمي به تغيير نگرشي که با به راه انداختن جنگ در افغانستان و عراق در اذهان مردم ايجاد کرده است، دارد. اين گونه پيداست که حل مسالمت آميز درگيري اسرائيلي ـ فلسطيني ـ گر چه صوري و ظاهري هم باشد ـ برگ برنده اي است که بوش براي ورود مجدد به کاخ سفيد پس از انتخابات 2004م. آن را به کار خواهد گرفت. به اين علت طرح معروف نقشه راه ارائه شد. تئوري اين طرح را کميته چهارجانبه بين المللي متشکل از سازمان ملل، اتخاديه اروپا، روسيه و آمريکا تهيه کرد اما واشنگتن به تنهايي مضمون و محتواي آن را انتخاب کرد و بر اجراي آن نيز نظارت مي کند. اين اقدام آمريکا انتقاد برانگيز است. امپراتور بوش با اين هدف (نشستن مجدد بر کرسي رياست جمهوري آمريکا) محمود عباس نخست وزير تشکيلات خودگردان را به آمريکا دعوت و در تاريخ 25 ژوئن گذشته در کاخ سفيد با وي ديدار و گفتگو کرد. از اين ديدار که جنبش هاي مقاومت فلسطين با ديده شک به آن مي نگرند، اين گونه بر مي آيد که آمريکا فشارهاي جديدي بر طرف فلسطيني براي خلع سلاح فلسطينيان و نابودي زيرساخت گروه هاي مقاومت وارد ساخته است. البته محمود عباس نيز تأکيد کرد که از بوش خواهد خواسته است که شارون را به تخريب شهرک هاي يهودي نشين و آزادي بيش از 6000 اسير فلسطيني قانع کند. پس از چهار روز يعني در تاريخ 29/7/2003م. بوش آريل شارون (نخست وزير رژيم صهيونيستي) را به کاخ سفيد دعوت کرد. در حقيقت اين بدان معناست که هميشه حرکت نقشه راه در جاده تاريک خود (براي حل مشکلات فرارو) به واشنگتن ختم و در نتيجه نقشه راه و پيشبرد روند سازش در خاورميانه به نفع بوش در انتخابات آينده تمام مي شود.
به عبارتي شفاف تر امپراتور بوش درصدد است تا اوضاع اين منطقه پر آشوب را به خصوص در شرايط کنوني و با توجه به رسوايي هاي اخير مقامات عالي رتبه آمريکا (ناشي از دروغ پردازي ها آنها براي جنگ عليه عراق) آرام کند. بوش ابتدا با محمود عباس و سپس شارون عکس گرفت و تاکنون تصاوير آنها هزار بار در تلويزيون آمريکا و شبکه هاي ماهواره اي پخش شده است و اين چنين جو مناسب قبل از انتخابات را (به نفع خودش) فراهم مي کند. در اين ميان وقتي با نخست وزير اسرائيل ديدار مي کند، رسانه هاي تحت سيطره اش حتي يک کلمه هم درباره تاريخ قصاب معروف صبرا و شتيلا نمي گويند. به هر حال، طرح نقشه راه دستاورهايي داشته است. ديگر تانک ها و بولدوزرها و ادوات جنگي اسرائيل به شکل گسترده در مناطق فلسطيني با هدف تخريب اردوگاه هاي آوارگان و تخريب کامل ساختمان ها مستقر نمي شوند و از سوي ديگر، عمليات هاي انتخاري (شهادت طلبانه) فلسطينيان در مراکز و وسايل نقليه عمومي اسرائيل و ساخت شهرک هاي جديد يهودي نشين نيز متوقف شده است اما صدها شهرک صهيونيست نشين همچنان در اراضي فلسطيني وجود دارند و اقدامي براي تخريب آنها صورت نگرفته است. آتش بس سه ماه همچنان در معرض شکست قرار دارد. تنها در سي روز اول اسرائيل 28 ـ هر روز يک بار ـ بار آن را نقض کرد و از سلاح هاي سنگين براي حمله به روستاهاي فلسطينيان استفاده و جاده ها را مسدود و روستاها و شهرهاي فلسطينيان را محاصره کرد. اسرائيل همچنين (در اين مدت) شماري از فلسطينيان را ـ که آنها را مجريان عمليات هاي مجريان احتمالي عمليات هاي ضد اسرائيلي مي داند ـ به قتل رسانده و يا زخمي کرد.
شارون همزمان با نقض مکرر آتش بس بر حبس ياسر عرفات رئيس جمهور فلسطين در رام الله پافشاري مي کند. وي در ديدار اخيرش از اروپا به دنبال جلب حمايت اروپايي ها از کنارگذاشتن رهبر فلسطين و خارج کردن وي از صحنه براي هميشه بود. مسأله اسراي فلسطيني که شمار آنها بيش از 6000 نفر است و در زندان هاي اسرائيل به سر مي برند، مانع اصلي نقشه راه است. شارون در تلاش است تا با آزادي 350 اسير فلسطيني حسن نيت خود را نشان دهد که طرف مقابل با آن مخالفت کرد. (با توجه به خودداري رژيم صهيونيستي از آزادي کليه اسرا و دسته بندي آنها) طرف فلسطيني (حکومت ابومازن) در بن بست قرار گرفت و نزد گروه هاي فلسطيني که معتقدند محمود عباس امتيازهاي زيادي به اشغالگران اسرائيلي داده است، زير سؤال رفت. اما ايالات متحده آمريکا در چارچوب سياست هاي راهبردي خود براي خارج کردن عرفات از عرصه سياسي فلسطين تصميم گرفت که بيش از 100 ميليون دلار به فلسطينيان (حکومت ابومازن) کمک کند. در اين راستا نيز اتحاديه اروپا اعلام کرد که در گذشته به فلسطينيان کمک زيادي کرده و اکنون نيز حاضر است که 115 ميليون دلار به ساماندهي اقتصاد فلسطين و تشويق روند اصلاحات کمک کند.
آريل شارون نيز با عواقب ناگوار سياست هايش روبرو است. برخي احزاب (اسرائيلي) ائتلافي حکومت اسرائيل نيز با ديده شک به وي مي نگرند و بر اين عقيده هستند که شارون امتيازات زيادي به فلسطينيان داده است. علاوه بر آن اوضاع سخت اقتصادي اسرائيل و بحران بخش هاي گردشگري، سرمايه گذاري، تعطيلي شرکت ها و کارخانه ها و رشد بيکاري شارون را با مشکلاتي مواجه کرده است. همچنين اسرائيل 7.3 ميليارد دلار کسري بودجه داشته و شمار فقرا نيز به شدت افزايش يافته است. در اين اوضاع بحراني و با توجه به نقض توافقات و آتش بس و ابراز ترديد دو طرف به طرح هاي صلح، مسير نقشه راه در راه تاريک و پر پيچ و خم خود به واشنگتن به عنوان داور درگيري موجود ختم مي شود، زيرا مسؤوليت اجراي اين طرح در وحله اول متوجه اين کشور است. |