گستردگي و آتش دامنگير جنگ جهاني دوم طي سالهاي 1940 تا 1945 آن چنان كشورهاي جهان را تحت تاثير قرار داد كه از آن به عنوان خانمان براندازترين جنگ در تاريخ جنگهاي سدهي اخير ياد شده است. در اين جنگ مجموعي از نيروهاي سه جبههي مجزا حضور داشتند: جبههي نظامي ژاپن و چين در جنوب شرق آسيا، آلمان در شرق اروپا و جبههي متحد در غرب و مركز اروپا آن چنان درگير جنگي گسترده و جهاني شدند كه پس از گذشت تقريبا چهار سال از وقوع آن بيش از 30 ميليون كشته برجاي ماند.
به گزارش دفتر مطالعات بينالملل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) امروز سالروز پايان جنگ جهاني دوم كه پس از پايان آن دوران طولاني جنگ سرد تقريبا به مدت نيم قرن تمام فضاي بينالمللي و همينطور حيات 6 ميليارد انسان روي زمين را تحت تاثير رقابتهاي توسعه طلبانهي دو ابرقدرت زمان خود قرار داد.
«ششم جولاي 1940 سرآغازي است؛ بر جنگ جهاني دوم و تبعات وحشتناك آن بر كشورهاي اروپايي و آسيا در اين تاريخ دولت آلمان با اعلام جنگ به لهستان به گونهاي جنگ را آýغاز كرد كه تنها به فاصلهي چند هفته تمامي اروپا را در شعلههاي جنگي كه اثرات ماندگاري بر تاريخ بشريت گذاشت؛ قرار داد. بهانهي آلمان براي آغاز اين جنگ، قتل عام نژادي يهوديان ساكن در لهستان بود به گونهاي كه با انتشار اين خبر در 14 جولاي همان سال آلمان رسما به لهستان اعلام جنگ كرد. هنوز چندي از آغاز جنگ سپري نشده بود كه نيروهاي شوروي سابق نيز تحت عنوان عضوي از جبههي متفقين با اشغال كامل لهستان در 21 جولاي 1940 درگير جنگ شد. تنها يك روز بعد نيروهاي جمهوري اوكراين نيز با ورود به لهستان ادارهي قسمتهايي از اين كشور را به عهده گرفتند. آنچه نيروهاي آلمان در قالب نيروهاي متفق در لهستان صورت دادند؛ به مهاجرت هزاران تن از مردم اين كشور به كشورهاي مجاور انجاميد. كشتار هزاران تن از مردم اين كشور در كورههاي آدم سوزي بدان گونه بود كه لهستان عملا عاري از ساكنان اصلياش شد. آنچه در اكتبر 1941 و به فاصلهي يكسال از شروع جنگ رخ داد؛ باعث چرخش اساسي در معادلهي نظامي جنگ در اروپا شد و اين موضوع تغيير استراتژي مسكو بود كه تغييرات گستردهاي را در روند جنگ به وجود آورد.»(1)
«اما آن چه در نهم اكتبر 1942 رخ داد ضربهي سختي به آلمان و نيروهاي متفقين وارد كرد. حملهي مسلحانه به هيتلر و مجروحيت وخيم وي موجب تضعيف جبههي متفقين شد. با اين حال ادامهي روند جنگ به گونهاي بود كه تا پايان سال 1942 نيروهاي آلمان تا پشت مرزهاي قلب شوروي سابق نيز رسيدند؛ اما تفكرات نادرست هيتلر در اشغال كامل شوروي سابق به دلايل گوناگون تلفات سنگيني را در جبههي آلمان موجب شد؛ سردي بيش از حد هوا و شرايط دشوار جنگ برتري نيروهاي شوروي بر آلمان را به خوبي آاشكار ميساخت. دراين ميان نقش ورود آمريكا در جنگ نيز بسيار چشمگير بود. از سويي دوري اين كشور از صحنهي جنگ و از سوي ديگر تجهيزات مدرن و پيشرفتهي جنگي آمريكا، خواست اين كشور را بهدور از تلفات سنگين نظامي و انساني با برتري نسبي به پيش ميبرد. در اين دوران بود كه نيروهاي انگليسي، ايتاليا و فرانسه درقالب نيروهاي متفقين به همراه آمريكا وارد جنگ شده و به تقويت جبههي مخالفت متحدين پرداختند.
آنچه از بررسي تلفات پاياني جنگ بر ميآيد، حاكي از نقش بهسزاي اين كشورها در جنگ دارد؛ 380 هزار كشتهي نظامي و 110 هزار كشتهي غيرنظامي براي فرانسه، خود حكايت از درگيري گستردهي اين كشور در جنگ داشت.»(2)
«نيمهي دوم جنگ از برتري نسبي نيروهاي متفقين حكايت داشت. اعمال فشارهاي بيشتر از سوي اين نيروها بر جبههي متحدين و ضعف فراوان نيروهاي ژاپن به گونهاي شده بود كه كمتر كسي احتمال پيروزي نسبي براي جبههي متحدين قايل ميشد؛ پروازهاي متعدد هواپيماهاي آمريكايي بر فراز ژاپن و بمباران متعدد اين كشور به گونهاي اين كشور را تحت فشار قرار داد كه آثارآن در جبههي متحدين به خوبي ظاهر ميشد. در جبههي اروپا نيز برتري كماكان با نيروهاي متفقين بود. پيشروي نيروهاي پيادهي متفقين از جمله انگليس، ايتاليا و فرانسه تا پشت رودخانهي برلين و به محاصره در آوردن مونيخ، ضربهي سختي به جبههي متحدين وارد آورد. آلمان ضعيف شده چارهاي جز تسليم شدن نداشت.
پس از آنكه در مارس 1944، پونز در شرق و هانور در غرب آلمان به دست نيروهاي متحد افتاد؛ از كشتار گستردهي مردم اين مناطق به دست نيروهاي آلمان پرده پرداشته شد. كشف اجساد بيش از پنج ميليون افراد و همچنين ساكنان اروپايي مركزي در اين شهرها از جنايات هولناك نيروهاي متحدين و در راس آنها آلمان خبر ميداد. در 15 آوريل 1943 برلين به طور كامل به محاصرهي نيروهاي متفقين درآمد به گونهاي كه نيروهاي انگليسي و فرانسوي با ورود به اين شهر، در تمامي نقاط اين شهر مستقر شدند. از سوي ديگر شكست سخت نيروهاي ژاپني به وسيلهي نظاميان آمريكايي كه در آن زمان در قالب نيروهاي متفقين عمل ميكردند؛ جبههي متحدين را هرچه بيشتر به سوي شكستي سخت پيش ميبرد. در روزهاي پايان سالي 1943 ، جنوب شرقي آسيا كه شامل كشورهاي فيليپين، مالزي كره جنوبي و چند كشور ديگر بود به دو جبههي متفاوت تقسيم شد؛ ژاپن در راس اين كشورها بود كه ميان نيروهاي متفق و متحد تقسيم شدند. در ابتداي سال 1944 نيروهاي دريايي انگليس و فرانسه شروع به آرايش نظامي گسترده در منطقهي جنوب شرقي آسيا كردند و اين ضربهي سخت ديگري براي نيروهاي متحدين بود.
در نهايت جنگ جهاني دوم با شكست سخت نيروهاي متحده همراه بود به گونهاي كه آلمان به تنهايي متحمل بيش از 3 ميليون 900 هزار كشته نظامي و 4 ميليون و 100 هزار قرباني غيرنظامي شد. طبق آمار نيروهاي انگليسي جنگ را با 450هزار قرباني نظامي و تنها 50 هزار كشتهي غيرنظامي پايان دادند، اما آمار مربوط به قربانيان نيروهاي شوروي سابق در نوع خود جالب بود؛ 13 ميليون كشتهي نظامي و 29 ميليون قرباني غيرنظامي تاريخ را برآن داشت كه از اين كشور به عنوان قرباني اصلي اين جنگ ياد شود.»(3)
منابع:
1) WWW.ahtg.net
2) WWW.euronet.ni
3) WWW.ahtg.net