باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 20 بهمن 1388 كاربران برخط 239 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
همسويي جريان هاي تندرو آمريکا و اسرائيل
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


 
   ● نويسنده: خالد - الأشهب

منبع: سایت - مرکز اطلاع رسانی فلسطین

 
 

«اين ملت (آمريکا) در ميان ملت هاي جهان در مرتبه دوم قرار دارد. بسيار خطرناک و حتي دردآور است که اين ملت در اين مرتبه قرار گيرد»؟؟ رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريکا در جريان تبليغات انتخاباتي خود در سال 1976 ميلادي اين سخن را به زبان آورد. وي در اظهارات خود در اين تاريخ حرف به حرف گزارش "تيم ب" در مورد ارزيابي خطرات اتحاديه جماهير شوروي بر امنيت ملي آمريکا و منافع اين کشور در جهان را عنوان مي کرد. اما بازتاب ناگوار سياست هاي ريگان پس از ربع قرن از زبان ولم کريستول از شخصيت هاي مهم جريان راستگرايي و محافظه کار آمريکا خود را نشان داد. وي طراح طرح «به خاطر قرن جديد آمريکا» است. اين محافظه کار آمريکايي مي گويد:«اين مطلب اشاره خوبي در مورد آمادگي ملت آمريکا براي پرداختن به جنگ است.» اما سؤالي که اينجا مطرح مي شود اين است که چرا جنگ گزينه برتر محافظه کاران آمريکاست و در عين حال مدعي رهبري جهان هستند؟؟ اکنون بايد اين سؤال را مطرح کرد که چرا نيمه دهه هفتاد شاهد رشد راستگرايي در ايالات متحده آمريکا و رژيم صهيونيستي بود. جواب به اين سؤال متضمن شناخت بافت تاريخي يک سري حوادث پي در پي است. در اين راستا دائماً براي شناخت اين زمينه تاريخي بايد روابط مستحکم و صميمي آمريکا و اسرائيل و اهداف راهبردي درازمدت را مورد توجه قرار دهيم. اين روابط ريشه دار و اساسي و داراي بعد فرهنگي است. اما تيم ب که در مقدمه ذکر آن رفت، به وسيله رئيس جمهور اسبق آمريکا يعني جرج بوش پدر در ايار 1976 در زمان تصدي رياست سازمان اطلاعات مرکزي سيا تشکيل شد و متشکل از چند کارشناس و تحليلگر مسائل سياسي است. اين افراد در سازمان جاسوسي آمريکا فعاليت نمي کنند. مأموريت و کار اين تيم ارزيابي خطرات اتحاد جماهير شوروي سابق بر امنيت ملي آمريکا پس از امضاي توافق نامه کاهش کلاهک هاي هسته اي ميان دو کشور در سال 1972م. بود. البته اين تيم از ديد ديگري غير از ديد سازمان جاسوسي آمريکا به اين مسأله نگاه مي کرد. وليم کوبلي قبل از بوش پدر مسؤول سازمان سيا بود. وي در سال 1975 پيشنهاد تشکيل اين تيم با اين اهداف را رد کرد. دليل وي نيز اين بود که چند کارشناس ناآشنا به مسائل امنيتي چگونه مي توانند اطلاعات درست و خيلي دقيقي در مورد خطرات اتحاد جماهير شورروي سابق به دست دهند. ريچارد بابيس کارشناس امور اتحاد جماهير شوروي رئيس اين تيم بود و بول و ولفويتر ـ معاون امور راهبردي دونالد رامسفلد وزير دفاع آمريکا ـ از مهم ترين اعضاي آن بودند. اعضاي اين تيم در آن زمان گزارشي تهيه و در آن نسبت به اطلاعات کارشناسان سازمان جاسوسي سيا ابراز ترديد کرده بودند و تحقيق جديدي از توانايي هاي استراتژي شوروي را که بر پايه اصول ايدئولوژيکي صرف استوار است، ارائه کردند.


قبل از تيم ب، راستگرايان آمريکا از سال 1972 موج انتقادات شديدي از جريان سياسي حاکم بر اين کشور را به راه انداختند. آلبرت هوليستر در آن زمان شخصيت برجسته و مهم جريان راستگرايي آمريکا به شمار مي رفت و اکنون نيز حمو ريچارد بيرل مهم ترين شخصيت محافظه کار آمريکا قلمداد مي شود که اخيراً از مقام خود استعفا داده است. در آن زمان دونالد رامسفلد ( که در آن زمان نيز وزير دفاع بود) همراه با ريچارد تشيني رئيس ستاد مشترک ارتش آمريکا در دوره جيرالد فورد و معاون کنوني رئيس جمهور آمريکا در انتقاد از دولتمردان آمريکا به هوليستر کمک مي کردند. محافظه کاران آمريکا در آن وقت از طريق تيم ب تلاش هايي را براي بسيج سياسي و ايدئولوژيکي جامعه آمريکا و ترسيم سياست هاي راهبردي اين کشور بر اساس اصول نظامي گري و تهاجم به ديگر کشورها آغاز کردند. از سال 1992 تا 1994 يعني زمان اولين حمله جريان راستگراي آمريکا، بول، وولفويتر و لويس ليبي مشاور امنيتي ديک چني يادداشتي تحت عنوان "دلايل سياست دفاعي" تهيه کردند و در آن خواستار جلوگيري از سيطره حکومت هاي مخالف آمريکا از تسلط بر مناطقي که مي توانند با استفاده از ذخاير آن به مصاف ابر قدرت جهان بروند، شده بودند. محافظه کاران آمريکا همچنين در اين يادداشت جلوگيري از تلاش کشورهاي بزرگ صنعتي براي به چالش کشاندن رهبري آمريکا بر جهان، دگرگوني نظامي سياسي و اقتصادي موجود و فعاليت براي ممانعت از ظهور رقيب بزرگي براي آمريکا در آينده را خواستار شده بود. در اينجا خاطر نشان مي کنم که جريان راستگرا و محافظه کار آمريکا از ناحيه سياسي و سازماني جريان ديني صهيونيست زده آمريکا به شمار نمي رود علي رغم اين که با جريان ديني صهيونيست زده اين کشور از لحاظ ايدئولوژيک و اصول نقاط مشترک زيادي دارند و پايه فرهنگي آنها بر اصول مشترکي استوار است. درست زماني که راستگرايان محافظه کار بر اين عقيده هستند که اسرائيل فاکتوري راهبردي است که بايد از آن محافظت کرد و عناصر حيات و بقاي آن در خاورميانه را فراهم کرد اما جريان ديني صهيونيست زده خود را در آينه اسرائيل مي بيند و آن را بخشي از آمريکا مي داند. جريان ديني آمريکا معتقد است که اسرائيل تجلي واقعي معتقدات ديني مسيح در خصوص پايان جهان، بازگشت دوباره حضرت عيسي و آغاز نبرد سرنوشت ساز ميان نيروهاي خير و شر است. در حقيقت دولتمردان آمريکا در خطابه هاي سياسي و اظهارات خود از اين معتقدات بهره مي جويند. همزمان با انتخاب رونالد ريگان به عنوان رئيس جمهور آمريکا در دهه هشتاد محافظه کاران آمريکا بر بخش وسيعي از مراکز تصميم گيري سياسي آمريکا تسلط يافتند و دولت ريگان به جانبداري و حمايت گسترده از اسرائيل معروف شد. به خصوص اين که جريان راستگراي اسرائيل به رهبري مناخيم بگين از سال 1977 به قدرت رسيده بود. در دوران حکمراني بيگن ميان حکومت وي و دولت آمريکا يادداشت تفاهمي راهبردي امضا شد و در چهاردهم تموز رژيم صهيونيستي نيروگاه اتمي عراق را بمباران کرد. از نکات جالب اين حمله اين بود که بگين سه روز قبل از حمله، آن را به اطلاع جيري فالويل مبلغ ديني تلويزيون آمريکا رسانده بود. در حالي که تنها چند ساعت قبل از بمباران آن را به اطلاع ريگان رسانده بود.


علي رغم اين که محافظه کاران راستگراي آمريکا از زبان رونالد ريگان رئيس جمهور اسبق آمريکا در اين دوران طرح جنگ ستارگان را مطرح کردند اما فروپاشي ناگهاني اتحاد جماهير شوروي و متغيرات بين المللي همزمان با آن و پيامدهاي آن در پايان دهه هشتاد جريان راستگراي آمريکا را دستپاچه کرد. محافظه کاران آمريکا پس از فروپاشي اتحاد شوروري از اين که ديگر دشمن و رقيبي براي مانور دادن آنها در عرصه بين المللي وجود ندارد، نگران شدند و پس از آن مدت ها تلاش کردند که سخنان سياسي تحريک آميز و احساساتي خود را نزد جامعه آمريکا و افکار عمومي توجيه کنند. در اين هنگام جستجوي براي يافتن دشمني ديگر امري ضروري مي نمود. دشمني که بتواند جاي شوروي را بگيرد و بتواند عناصر ضروري ايدئولوژي را براي اين جريان که نيازمند مشروعيت بخشي به نگراني ها و اقدامات خود در داخل جامعه آمريکا و نهادهاي مدني بود، فراهم کند. توافقات دراماتيک و پيچيده ـ گرچه برخي از آنها به سرعت تدوين شد ـ ميان جريان هاي سياسي فعال در آمريکا و مراکز تحقيقاتي و مطالعاتي زمينه را براي خلق ضرورياتي که جريان راستگراي آمريکا براي ايجاد دشمني مناسب جهت از سرگيري اقدامات تحريک آميز خود و بسيج جامعه آمريکا براي مقابله با آن و مشروعيت بخشي به سياست هاي در اين خصوص لازم مي ديد، فراهم کرد. اين بار اسلام به عنوان دشمن جديد و مطلوب انتخاب شد. در اين ميان مي بايست که به جنگ جنبه اخلاقي و ارزشي بدهند و آن را با ايدئولوژيک در هم آميزند تا از اين طريق زمينه مناسب براي درگيري و جنگ آينده ميان فرهنگ ها و تمدهان مختلف فراهم شود و زمينه هاي فرهنگي اين جنگ با مفهوم جنگ نزد جريان ديگر متناقض باشد.

 

    182 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   نو ليبراليسم 

مطالعات منطقه ای:
●   اسراييل 
●   آمریکا 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/05/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب