باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 35 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
آيا ايران هدف بعدي است؟
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سجاد - جعفريان

منبع: سایت های خبری - بازتاب

 
 

هنوز بحث جنگ با ايران مطرح نيست ،اما مسئله تغيير حكومت نيز مي تواند باعث ايجاد شكاف بين واشنگتن و متحدانش شود.

ايستگاه بعدي تهران؟

سه شنبه هفته پيش دونالد رامسفلد ـ از حاميان اصلي تغيير رژيم ـ ايران را به پناه دادن اعضاي القاعده، تلاش براي شكل دهي عراق به شيوه دلخواه خود (و در نتيجه از بين بردن تلاش هاي امريكا ) و گسترش سلاحهاي هسته اي متهم كرد. به نظر شما اين جملات آشناست؟ بايد هم باشد. اينها همان اتهاماتي است كه از آنها براي موجه جلوه دادن حمله به عراق استفاده شد. رامسفلد تلاش مي كند كه با اظهار اين مطالب تصميم دولت بوش را به سمت قطع رابطه با تهران متمايل كند و اين مسئله باعث بازنگري كاخ سفيد به استراتژي هاي خود عليه ايران شده كه اين جريانات باعث ناراحتي گروهي در خاورميانه و حتي اروپا شده است.

رامسفلد براي متقاعد ساختن حتي وفادارترين متحد خود براي جنگ با ايران، احتياج به زمان زيادي دارد. نه تنها به اين خاطر كه بعد از گذشت حدود دو ماه از سرنگوني صدام، هنوز هيچ مدرك قطعي براي معتبر ساختن اتهامات سلاحهاي هسته اي و ارتباط با القاعده به دست نيامده است، بلكه اينكه حتي وفادارترين متحد دولت بوش ـ توني بلر ـ ديدگاهي متفاوت نسبت به رامسفلد اتخاذ كرده است. انگليس روابط سياسي خود با تهران را حفظ كرده و در جرياناتي با ايران وارد معامله شده؛ به اين اميد كه حركات اصلاح طلبانه در كشور گسترش پيدا كند.

طبق يك نظريه خواست روحانيون شيعي عراقي براي تشكيل حكومتي مذهبي در بغداد نشانه اي از دخالت ايران در عراق است. اكثر حاميان جدي اين نظريه از پيروان سيد مقتدي صدر هستند. كسي كه در زمان حكومت سركوبگر صدام در عراق ماند و طرفداران او به خاطر اين مسئله در مقابل ديگر رقيبان خود كه رهبران آنها از تبعيديان به ايران هستند، برخود مي بالند. اين گروه ممكن است در ايران مدافعاني داشته باشد اما در اصل يك حركت بومي است. در مقابل. مجلس اعلاي انقلاب اسلامي كه در طول 23 سال گذشته در تهران مستقر بوده و افراد نظامي اين گروه توسط سپاه پاسداران انقلاب ايران تربيت شده اند جزو مخالفان مقتدا محسوب مي شوند و به عنوان مهمترين گروه تشكيل دهنده هسته مركزي دولت انتقالي آينده عراق به شمار مي آيند. رهبران اين گروه به جاي صحبت از حكومت هاي الهي به طرفداري از دموكراسي صحبت مي كنند.

البته ساختارهاي قدرتي ايران نيز دچار شكاف شده است و به نظر مي رسد بر سر دخالت در عراق و چگونگي آن ديدگاه هاي متفاوتي وجود دارد. اما اگر محافظه كاران ايران بهترين راه ماندن خود را دشوار كردن زندگي و رساندن آن به سخت ترين شرايط ممكن براي نيروهاي اشغالگر ببينند، مطمئنا شيوه هاي برخورد نظامي مانند حزب الله را به شيعيان عراقي توصيه خواهند كرد. البته تا كنون نشاني از وجود اين ديدگاهها ديده نشده است و فعاليت هاي سياسي شيعيان عراقي در آرامش كامل به سر مي برد. مسلما اين طرز فكر كه آمريكا فكر كند تمامي نظريات اسلامي گفته شده از طرف عراقيان ساخته دست ايرانيان است اشتباه خطرناكي است.

اما در مورد القاعده مسئله شفاف تر است. سياست هاي ايران و بن لادن ذاتا هيچ همخواني با هم ندارند. حتي ايران در سال 1998 به خاطر قتل عام شيعيان افغاني قصد جنگ با طالبان را داشت و افراطيون مذهبي كه به القاعده خط مي دهند، اصولا شيعيان را كافر مي دانند. اكنون در حالي كه بن لادن خواستار اتحاد مسلمانان براي جنگ با آمريكا شده است، رهبران اصلاح طلبان منتخب در تهران در تلاش براي ترميم ارتباطات با غرب و بازگرداندن ديپلماسي ايران به جايگاه سابق خود هستند و البته اين در حالي است كه محافظه كاران مشكلاتي را براي آنها به وجود آورده اند.

هنوز به نظر نمي رسد كه دولتمردان خاتمي با اعضاي القاعده در ارتباط باشند. اگرچه مدت زمان زيادي است كه گفته مي شود محافظه كاران در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به صورت غير رسمي سرپناهي براي القاعده در ايران تهيه كرده اند. اين طور به نظر مي رسد كه القاعده در مرزهاي شرقي سني نشين ايران ـ جايي كه دولت مركزي تسلط كمتري دارد و دچار محدوديت در اين مناطق است و حتي در اين مناطق ارگانهاي مختلف دولتي عده اي از افراد خود را در درگيري با قاچاقچيان از دست داده اند ـ مغازه باز كرده و مشغول كسب و كار است. اما فشار عمده آمريكا بر ايران قطعا بر سر مسئله القاعده بوده است. تهران نيز با مشاهده وخامت اوضاع هفته گذشته اعلام كرد كه حدود 500 تن از اعضاي القاعده را دستگير و از كشور اخراج كرده است. اما واشنگتن از شنيدن اين حرفها متاثر نگشت و خواستار مدارك معتبري براي اثبات اين گفته ها شد و حتي بدتر از آن ادعا كرد كه بمب گذاري عربستان از داخل ايران كنترل شده است. از همه مهمتر گزارش ارسالي تهران به استراليا مبني بر دستگيري فرد شماره سه گروه القاعده ـ سيف العادل، از مظنونان اصلي بمبگذاري در عربستان ـ است. در آن گزارش تهران قيد كرده بود كه تصميم بازگرداندن او به وطن اصليش ـ مصر ـ را دارند تا در آنجا نيروهاي مربوطه بتوانند او را دستگير كنند. اين مسئله قطعا اعتبار بيشتري به ادعاهاي تهران مبني بر همكاري آنها با اعمال فشارهاي جهاني بر القاعده خواهد بخشيد اما به معني پايان فشارها نخواهد بود .

ادعاهاي رامسفلد در مورد دخالت ايران در عراق و پناه دادن به اعضاي القاعده نمي تواند جامعه بين الملل را به واكنش عليه تهران تحريك كند. اما سلاحهاي هسته اي مسئله متفاوتي است. اگر واشنگتن بتواند ثابت كند كه ايران از رآكتورهاي روسي خود براي ساخت سلاحهاي هسته اي استفاده مي كند، حمايت همگان را براي خود خريده است و مي تواند تمامي دولت هاي اروپايي را تحريك به برخورد با ايران كند. ايران متعهد شده كه برنامه اي براي ساخت سلاحهاي هسته اي ندارد. اما آمريكا و بعضي از متحدان او خواستار بازرسي هاي بيشتر سازمان بين المللي انرژي اتمي از ايران شده اند. همچنين پنتاگون بارها ادعا كرده است كه برنامه هاي هسته اي ايران وارد مراحل پيشرفته اي شده است. استراتژي هاي بعد از صدام ممكن است باعث وسوسه ايران در روي آوردن به قدرت هسته اي شود .اما نگاهي اجمالي به سرنوشت صدام و رهبر كره مي تواند براي محافظه كاران ايراني كه ادعاي پاكدامني از مسائل هسته اي مي كنند، درس عبرت باشد. به هر حال حتي اگر چنين برنامه هايي وجود خارجي داشته باشد، مسلما تحت استتارهاي شديد انجام مي شود.

دولت بوش دولتهاي جهان را تحت فشار قرار داده است تا ايران را ملزم به دادن اجازه بازرسي بيشتر از مناطق مشكوك كنند و همچنين گفته است كه ايران بايد با پذيرش قراردادهاي منع گسترش سلاحهاي هسته اي، تبعيت از آنها را اثبات كند. بر خلاف رامسفلد و نظريه پردازان نئومحافظه كار - كه سعي در ترويج سياست جنگ دارند - دولت بوش هنوز نسبت به استراتژي هاي چند جانبه ديپلماتيك خود متعهد مانده است. در اين برهه زماني كسي از جنگ حمايت نمي كند زيرا ايران نسبت به عراق  بسيار بزرگتر و قوي تر است و اين احتمال وجود دارد كه واشنگتن مجبور شود اين مسئوليت سنگين را به تنهايي بر عهده گيرد. چون همان طور كه مي دانيم براي مثال انگليس به طور آشكار گفته است كه در چنين عملياتهاي جسورانه و خطرناكي شركت نخواهد كرد. بنابراين براي جنگ طلبان يك انتخاب بيشتر باقي نمي ماند: تلاش براي قرار دادن ايران در تنهايي ديپلماتيك و متزلزل كردن حكومت با استفاده از اقدامات محرمانه و گاه حمايت مستقيم از گروههاي نظامي مخالف ايران همچون مجاهدين خلق ( كه البته لازمه اين كار، برداشتن برچسب تروريستي از اين گروه است).

اما مخالفان جنگ و طرفداران مذاكرات با ايران ـ چه در واشنگتن و چه در بين متحدان او ـ هشدار داده اند كه اين استراتژي باعث از بين رفتن فرايند اصلاحات داخلي در ايران خواهد شد. سيستمهاي سياسي در صورت حملات خارجي با يكديگر متحد خواهند شد و به سمت محافظه كاري بيشتر پيش خواهند رفت. مانند اتفاقي كه در عراق بعد از تمركز آمريكا بر اين كشور در جريان حادثه 11 سپتامبر، اتفاق افتاد.

آنچه مسلم است اينكه محافظه كاران بعد از موفقيت بي چون و چراي محمد خاتمي ـ رئيس جمهور اصلاح طلب ـ در انتخابات، پيوسته مورد انتقاد سياستمداران داخلي بوده اند و در رنج و عذاب به سر برده ا ند. سختگيري بر اصلاح طلبان باعث تظاهرات هاي خياباني متناوب شده است و حتي در اثر جريان يك مقابله همه جانبه به خاطر رد قانون تصويبي مجلس توسط مجمعي تحت كنترل روحانيون محافظه كار،‌ ايران با تهديد استعفاي 127 نفر از نمايندگان مجلس روبرو شد.

ولي مشخصا جنگ طلبان واشنگتن صبر زيادي در مورد فرايند اصلاح طلبي ايران از خود نشان نخواهند داد؛ هر چند كه آنها توانسته اند پيروزي هاي محسوسي به دست آورند. آنها معتقدند كه افزايش عصبانيت همگاني و محبوب در ميان عامه، مردم ايران را براي انقلاب آماده خواهد كرد و البته فشار مستقيم آمريكا بر ايران براي سرنگوني ملاها با مقاومتهايي روبرو خواهد شد. كمپ ها و گروههاي شريك در مذاكرات اين ديدگاه را باورنكردني و حتي خطرناك دانسته اند. آنها بر اين مسئله تاكيد دارند كه نگراني هاي جهاني از القاعده و سلاحهاي هسته اي بايد در چگونگي مذاكرات سياسي و برخورد با تهران نقش مهمي داشته باشد و بر اين عقيده اند كه اين امر باعث پيشرفت اصلاح طلبي خواهد شد و تهران را به خاطر رفتارهاي ناشايستش تنبيه خواهد كرد.

در پايان بايد گفت به نظر نمي رسد كه ايران ـ حداقل در دوره هاي نزديك ـ هدف بعدي جرج بوش ـ تا زمان تصدي او در دولت - براي حمله نظامي باشد . اما ممكن است ايران باعث تقابل و شكافي بزرگ در سياست هاي خارجي بين آمريكا و متحدانش شود.

 

    137 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (749)
●   آمريكا (347)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:13/03/1382

تاريخ شمسی نشر:13/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب