•جهان پس از يازده سپتامبر وارد دوره جديدي شد. رسانه ها نيز از تحولات در امان نماندند. اين دوره چه تأثيري بر كاركرد رسانه ها گذاشته است؟
مجموعه اي از جريان هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي بر تحول تئوري هاي ارتباطاتي و تبليغاتي و حتي خبرنگاري اثر گذاشته است. ما شاهد تحول در تكنولوژي هاي جديد ارتباطي و راه هاي انعكاس اخبار بوديم. مثل ارائه گزارش مستقيم ماهواره اي و اينترنتي و ادغام خبرنگاران در گروه هاي مختلف نظامي با سلاحي مثل دوربين هاي تلويزيوني به شكلي كه تصويرهاي ماهواره اي همان چيزي بود كه هدف تانك ها قرار مي گرفت. از طرف ديگر حضور خبرنگاران غيرآمريكايي باعث ارائه گزارش هاي متفاوت از طريق ماهواره و اينترنت شد.
• جنگ اخير عراق با چه تحولاتي در رسانه ها همراه بود؟
موضوعي كه در جنگ اخير مورد بحث قرار گرفت اين بود كه آيا بايد براي خبرنگاران حدود و شرايطي قائل شد يا خير؟ در اين جنگ همه خبرنگاران يكسان عمل نكردند و پوشش اخبار آنها در رسانه هاي مختلف كاملا متفاوت بود. حضور خبرنگاران و نحوه فعاليت آنها نسبت به جنگ قبلي خليج فارس بسيار متفاوت بود و شيوه سانسور و كنترل آنها هم تفاوت كرده بود.
• اما در جنگ اخير به خبرنگاران دستورالعمل هاي خاصي داده شده بود تا چه خبرهايي را مخابره كنند و چه مواردي را پوشش ندهند. اين مسئله اعتبار رسانه ها را زير سئوال نمي برد؟
اعتبار حرفه اي و اخلاقي برخي رسانه ها زير سئوال رفت اما بخشي از واقعي نبودن اخبار و گزارش ها به خاطر عدم مشاهده شخصي خبرنگاران بود. آنها در نتيجه مشاهدات و گزارشات فرمانده و سخنگوي ارتش نتايج را ارائه مي دادند كه اين موارد گاه باعث بروز تناقض و جنجال مي شد.
• اين مسئله بي اعتمادي مردم را نسبت به اعتبار روزنامه ها و رسانه ها ايجاد كرد چه جايگزيني براي آن مي توان تعيين كرد؟
خوشبختانه در دنياي ديجيتالي و در عصر اطلاعات كانال هاي خبري زيادي وجود دارد و هيچ كس امروز وابسته به كانال خصوصي نيست. وجود اين موضوعات در جنگ نادر و استثنايي است و در هر كشوري كه جنگ اتفاق بيفتد، از طرف دولت ها، مردم و رسانه ها عكس العمل هايي صورت مي گيرد كه باز هم استثنايي است. مهم اين است كه اين روال به حالت عادي خود برمي گردد. از طرفي اين موقعيت باعث مي شد كه توجه مردم و دولت ها به مسائلي جلب شود كه قبلا كاملا نامفهوم و حتي بي دليل بود كه اين خود يك تحول فرهنگي، سياسي و آموزشي است.
• چرا رسانه ها به جنگ بيشتر از صلح علاقه دارند و بيشتر اخبار جنگ را منعكس مي كنند؟
بايد اين را در نظر بگيريم كه عموم مردم بيشتر از فيلم هاي خشن و پرتحرك استقبال مي كنند . يكي از دلايلي كه رسانه ها جنگ و جدال را ترجيح مي دهند، خوراك تصويري مناسبي است كه جنگ به رسانه ها مي دهد. همچنين از ديدگاه اقتصادي، 70 درصد درآمد روزنامه ها از طريق تبليغات به دست مي آيد كه در مورد راديو و تلويزيون اين رقم به صددرصد مي رسد. اين شبكه هاي راديو و تلويزيوني رقابت شديدي با هم دارند و سعي آنها در اين است كه خواننده و بيننده بيشتري جلب كنند. يكي از دلايلي كه رسانه ها بخش اعظم كار خود را به پوشش اخبار جنجالي و جنگ اختصاص مي دهند، علاقه و كشش مخاطبان آنهاست. نمي توانيم رسانه ها را در اين وضعيت مقصر بدانيم، چون اين كار تناسبي بين عرضه و تقاضا است. البته اين مسئله از نظر اخلاقي و حرفه اي صحيح نيست چون وظيفه يك رسانه انعكاس واقعيات بدون موضع گيري و ادغام نظريات شخصي و ايدئولوژيك در اخبار است.
• با اين پاسخ اخلاق در رسانه ها چه جايگاهي دارد؟
اخلاق مانند يك شمشير دولبه است. برخي روزنامه ها قصد ساخت جنجال دارند و از اين طريق بهتر و راحت تر حرفشان را به كرسي مي نشانند. با اين حال تعهد اخلاقي و كاري را تا حد ممكن حفظ مي كنند. اگر مردم از يك شيوه و فرم محتواي رسانه ها استقبال نكنند، ادامه آن ميسر نخواهد بود. سهم مخاطبان در كشورهاي پيشرفته براي پيشبرد اهداف بسيار بالا است. در مورد رسانه هاي آمريكايي بايد اين را در نظر داشته باشيم كه سرچشمه رسانه ها، فرم، محتوا و ساختار آنها در آمريكاست و اين سيستم كاملا جا افتاده است. در حالي كه كشورهاي ديگر معمولا كپي مي كنند.
• اين رسانه ها كه به گفته شما كپي مي كنند چه بايد بكنند؟ خود را سازگار كنند و عينا فرهنگ همان رسانه را بپذيرند يا فرهنگ جديدي را ايجاد كنند؟
در اين مبحث، فرم آنقدرها هم مهم نيست. آنچه اهميت دارد محتواست. من اشكالي نمي بينم كه تا حدي از كارهاي انجام شده استفاده بيشتري برده و بهره برداري جديد و خاصي كرد. مهم اين است كه با تكنولوژي چه مي توان كرد و چه كسي درباره محتواي يك رسانه تصميم مي گيرد.
• هميشه بحث بومي سازي براي هر تكنولوژي وارداتي مطرح مي شود ولي هميشه در مرحله شعار باقي مي ماند. به نظر شما براي بهره برداري از تكنولوژي بايد بومي سازي كرد؟
بستگي به تعريف بومي سازي دارد. همه اشيايي كه اطراف ما وجود دارد بومي نيست. با تغيير اسم كالا و تكنولوژي كه نمي توان بومي سازي كرد. همه چيز به محتوا بستگي دارد.
• چرا رسانه ها در كشور ما نتوانسته اند جايگاه اصلي خود را بيابند؟
بيشتر دلايل سياسي و اقتصادي باعث اين مسئله شده است. در كشورهاي در حال توسعه، اقتصاد، سياست، فرهنگ و حتي آموزش استمرار ندارد و دائم در حال تغيير است و روال عادي ندارد. به همين دليل رسانه ها نتوانسته اند به صورت يك سيستم درآيند. زماني اين امكان پذير مي شود كه يك سيستم اقتصادي و سياسي ايجاد شود كه استمرار داشته باشد و رسانه ها بتوانند يك خط مشي مستمر را انتخاب كنند. در كشورهايي كه رسانه ها بايد در فضايي كار كنند كه چارچوب هاي سياسي و خط قرمزهاي غيرثابت دارد، وابستگي ها و روند كاري با هر تغيير كوچكي متحول مي شود و كل مجموعه تغيير شكل مي دهد. اين شرايط باعث عدم ثبات رسانه و اهداف شكل گيري آنها مي شود و روند صرفا سياسي به خود مي گيرد. در كشورهاي توسعه يافته، فرد هيچگاه تأثيري روي سيستم و روند كاري رسانه ندارد.
• به خاطر همين شرايط بي ثبات است كه رسانه هاي ما نتوانسته اند جايگاه جهاني داشته باشند؟
با شما در مورد نتوانستن موافق نيستم. ما مي توانيم يك جايگاه رسانه اي خوبي در سطح جهاني داشته باشيم. ما با وجود كشور غني و موقعيت جغرافيايي خوب و استعداد متخصصان در رشته هاي مختلف، در شرايط بسيار عالي قرار داريم. به دليل عدم برنامه ريزي، مديريت و تفكر كاري سعي نمي كنيم كه از كشورهاي پيشرفته درس بگيريم و بيشتر روي نكات منفي در مورد مسائل داخلي و خارجي تكيه مي كنيم. دنيا به سرعت در حال تغيير و تحول است و ما طبق معمول عقب قافله هستيم، اگر توجه نكنيم و اگر درست عمل نكنيم عقب تر مي افتيم.
• ايجاد هر گونه محدوديت چه تاثيري در اين روند مي گذارد؟
من مخالف هرگونه محدوديت هستم. مشخص كردن هر گونه چارچوب و مرز مشخص باعث عدول از آن چارچوب مي شود. تنوع باعث پيشرفت مي شود.
• اما گستردگي اينترنت و اقيانوس عظيم اطلاعات نياز به قواعد و قانوني دارد يا خير؟
مسلما آزادي مطلق در هر موردي باعث هرج ومرج مي شود. به هر صورت قوانين و چارچوب ها بايد بدون افراط و تفريط رعايت شود.بايد منصفانه عمل كرد و تا حد ممكن به مردم اجازه آگاه شدن داد. همچنين تقابل رسانه هاي سنتي و مجازي نبايد منجر به اين نتيجه شود كه چون اينترنت داراي ساختاري متفاوت و غيرقابل محدوديت است بايد با آن مقابله شود.هر كاربر خود بايد درك كند كه چه محدوديت هايي را بايد رعايت كند. اطلاعات كالايي حياتي است. نمي توان مردم را از آن محروم كرد و در تاريكي نگه داشت.
• چه تقابلي ميان ژورناليسم سنتي و ديجيتالي وجود دارد؟
كاري كه اينترنت كرده، فراگير كردن همه كارها در يك فضاي مجازي است.محتوا چندان تغييري نكرده بلكه قالب و شكل كارها عوض شده است. يكي از نكات مثبت ژورناليسم ديجيتالي نامحدود كردن تيراژ و همه گير بودن مخاطبان است. هر چند مخاطبان قديمي هنوز روش هاي سنتي خواندن و خريد كردن و كسب اطلاعات را مي پسندند اما تحولي كه اينترنت بر رسانه ها و نوع مخاطب ايجاد كرده غيرقابل انكار است.
• آيا اين تحول در همين حد خواهد ماند يا باز هم جايي براي تعبير وجود دارد؟
رسانه ها روي هم تاثير مي گذارند. 15 سال پيش 75 درصد مردم اخبار خود را از طريق تلويزيون مي گرفتند. با توجه به اين موضوع روزنامه ها سعي كردند به شكل جديدي اخبار خود را ارائه كنند. واشنگتن پست اولين روزنامه اي بود كه الگوي خبري تلويزيوني ارائه كرد و از عكس هاي رنگي به تعداد زياد و خبرهاي كوتاه استفاده كرد. پس از آن اكثر روزنامه ها اين كار را انجام دادند. در واقع در اين شرايط كنش و واكنش آنها بر هم تاثير گذاشت. نكته مثبت اينترنت در اين است كه رسانه ها به تعداد صفحات وابسته نمي شوند و به حجم، منابع ولينك هاي اطلاعاتي توجه مي شود. اين باعث مي شود كه افراد انواع و اقسام خبرها را از ديدگاه هاي مختلف به دست آورند. البته اين گستردگي منجر به اين هم مي شود كه نمي دانيم كدام منبع موثق است و يا به چه رسانه اي مي شود، اعتماد كرد.
• و بلاگ ها در اكثر كشورها به خصوص ايران محبوبيت خاص يافته اند. برخي كارشناسان معتقدند كه وبلاگ ها مي توانند به عنوان يك ابزار خبررساني فعاليت كنند. به نظر شما آيا آنها مي توانند نقش مستقيمي در جريان اطلاعات داشته باشند؟
ايران چهارمين كشور از نظر تعداد وبلاگ است. اين از يك ديدگاه بسيار مثبت است چون نه تنها نقش اطلاع رساني دارند بلكه مي توانند آموزش هم بدهند و در آگاه كردن مردم نقش داشته باشند. ولي مشكلي كه وجود دارد اعتبار و اعتماد مخاطبان به وبلا گ هاست. در ايران بيش از دو هزار وبلاگ وجود دارد و نمي توان تشخيص داد چه كساني با چه اهدافي اين وبلاگ ها را اداره مي كنند.وبلاگ ها به هر حال نمي توانند نقشي را ايفا كنند كه رسانه هاي جا افتاده دارند. وبلاگ چون جريان جواني است باعث جلب توجه مردم مي شود و شايد بتواند در طول زمان اعتماد مخاطب را هم جلب كند.در جنگ اخير دو شبكه خبري بزرگ دوواكنش متفاوت در مورد وبلاگ ها داشتند BBC وبلاگ خبرنگاران خود در جنگ را روي سايت قرار داد در حالي كه CNN وبلاگ خبرنگار خود را تعطيل كرد تا مستقيما از جنگ خبررساني نكند.اين به اهداف و اساس تشكيل رسانه برمي گردد. عملكرد BBC از صداي آمريكا متفاوت بود و عملكرد يورونيوز در حوزه تلويزيون هاي ماهواره اي با فاكس نيوز و CNN متفاوت بود. موارد اين چنيني به وابستگي ها و علايق و سياست هاي رسانه ها و سران آنها و كشورهاي مربوطه برمي گردد كه در هر حال به دنبال منفعت خود هستند.
• جهت گيري اكثر رسانه هاي بزرگ آمريكا به سمت جناح دولتي است. جايگاه رسانه هاي مستقل كجاست؟
رسانه هاي مستقل در هر شرايطي وجود دارند. گروه هاي مختلف از طريق اينترنت در جهت اهداف خود حركت مي كنند. در كشورهاي در حال توسعه دولتي شدن رسانه ها بسيار معمول است كه اين مورد به خصوص در مورد راديو و تلويزيون با وجود پوشش عظيم مخاطبان ديده مي شود. در سطح جهاني رسانه ها در دست شركت هاي غول پيكر است و اگر آنها از اهداف دولت حمايت مي كنند به خاطر نتايج اقتصادي است. امروزه نفوذ و قدرت شركت هاي فوق بيش از دولت هاست. در اين شرايط احتمال حذف رسانه هاي كوچك تر يا مستقل وجود دارد ولي باز هم رسانه هاي جايگزين در اينترنت وجود دارند كه مي توانند با رسانه هاي بزرگ رقابت كنند. اما در اين رقابت اگر آنها نتوانند از نظر اقتصادي خود را با شرايط تطبيق دهند مسلما حذف خواهند شد.
• با اين پيشرفت سرسام آور چه آينده اي را مي توان براي رسانه ها پيش بيني كرد؟
هميشه به آينده نگري توجه دقيق نمي دهد ولي براساس شواهد نسل جوان تعيين كننده است. آيا اين نسل كه با كامپيوتر و ماهواره رشد كرده و هيچ مشكلي با تكنولوژي هاي ارتباطاتي ندارد، آيا براي خواندن كتاب لپ تاپ را ترجيح مي دهد يا كتاب را؟ در اين مرحله گذار افرادي هستند كه در دو مقطع رسانه اي قرار دارند و هنوز با اين مسئله دست و پنجه نرم مي كنند. تعيين كننده اين سنت و مدرنيته تنها و تنها نسل آينده است.