رئيس جمهوري ايالات متحده: " ما وجود سلاحهاي اتمي در كره شمالي را تحمل نخواهيم كرد و به چيزي كمتر از حذف قابل تصديق و غير قابل بازگشت برنامه سلاحهاي اتمي كره شمالي قانع نميشويم."
از آنجا كه كره شمالي در سالهاي اخير يكي از اصلترين تأمين كنندگان تسليحاتي سوريه، ليبي و عراق و بسياري از كشورها بوده است و با دست يابي به تكنولوژي موشكهاي دور برد و هستهاي درصدد انتقال اين تكنولوژي به كشورهاي خاورميانه بوده است، سبب بهم خوردن توان نظامي منطقه و تمديد نظامي برخي كشورها عليه اسرائيل شده است، لذا دولت بوش و متحدانش سعي ميكنند تا با فشار آوردن بر كره شمالي، آن كشور را به توقف برنامه توسعه هستهاي خود وادار كنند. سياست خارجي بوش متأثر از تيم جنگ طلبان جمهوريخواه است كه طرفدار سلطه بلامنازعه آمريكا در جهان هستند و از ابتدا اين سياست با تنشهايي در ابعاد بينالمللي و منطقهاي روبرو شد. آنها نوعي " تاكتيك هدفمند " و " موقت و مقطعي " ميدانند. سياست خارجي ايالات متحده و دولت بوش تصميمرهبران كره شمالي را براي انجام " تغييرات سازنده" قابل اطمينان نميدانند و برنامههاي هستهاي و موشكي كره شمالي را مانع اصلي بهبود روابط شبه جزيره كره و حل و فصل مسائل منطقهاي و بينالمللي دانسته و موجوديت كره شمالي را نيز با گروههاي تروريستي گره خورده قلمداد ميكند.
بطور اختصار ميتوان علل اساسي مخالفت آمريكا با كره شمالي را چنين مورد بررسي قرار داد:
-مخالفت با ادامه موجوديت سياسي كره شمالي و نظامي كمونيستي، سوسياليستي.
-عدم تغييرات محسوس و اصلاحات ساختاري در رژيم كره شمالي.
-ادامه برنامههاي ساخت، توليد، صدور تجهيزات موشكي به ساير كشورها خصوصاً خاورميانه كه به تهديد منافع نظامي اسرائيل ميانجامد.
-ادامه برنامه توسعه سلاحهاي هستهاي كه فضا و قلمرو امنيتي متحد اصلي آمريكا يعني ژاپن را تهديد ميكند.
-ارتباطات كره شمالي با سازمانهاي تروريستي خصوصاً " ارتش سرخ ژاپن" و " شبكه القاعده ".
-نگراني جدي ايالات متحده از توسعه سلاحهاي شيميايي و بيولوژيكي كره شمالي.
بنابراين دولت آمريكا تلاش دارد به بهانه مبارزه با تروريسم و به طور علني مسائل هستهاي و موشكي كره شمالي در عدم تكثير سلاحها را بزركنمايي نموده و آن را علل اصلي گنجانيدن كره شمالي در محور شرارت بيان سازد در واقع اولويت اصلي دولت بوش حذف و توقف برنامههاي هستهاي و موشكي كره شمالي است. برهمين اساس دستگاه ديپلماسي سياست خارجي آمريكا شديداً به كره شمالي بدبين است و معتقدند كه رهبران كره شمالي در گسترش ظرفيتها و برنامههاي توسعه سلاحهاي هستهاي و موشكي و بيولوژيكي فعاليت چشمگيري دارند. به دنبال اين مسئله دولت آمريكا اميدوار است با توجه به حادثة 11 سپتامبر كه هنوز التهاب ناشي از نگرانيهاي جامعه بينالمللي در قبال تروريسم وجود دارد و همچنين با توجه به " ائتلاف جهاني عليه تروريسم" سرنوشت دولتهاي مخالف با آمريكا رقم خورده و عمر آنها به سرآيد.
در پرتو حادثه 11 سپتامبر و موج حملات تروريستي عليه آمريكا، مقامات آمريكا در صدد تحكيم حضور خود و مناطق مختلف جهان هستند و كشورهايي را كه در ليست تروريستي اشان قرار دارند و قصد توسعه برنامههاي هستهاي و موشكي دارند، جزء محور شرارت قرار دهند و آنها را مورد تهديد نظامي قرار دهند و حتي ممكن است مانند عراق به آنها حمله كنند يكي از اين تلاشها ايجاد ارتباطات نزديك ميان كشورهاي آسياي شرقي و حضور نظامي آمريكا در فيليپين و آسياي مركزي و همچنين تدابير امنيتي در ميان كشورهاي اروپايي، آسيايي، پاسفيك و نيز گرايش ژاپن به رويكرد نظاميگري و تقويت اتحاد مستحكمتر با آمريكاست. در تأكيد اين امر ميتوان به سفر بوش به اروپا و خاورميانه اشاره كرد با اين وجود هنوز كره جنوبي و ژاپن و ساير كشورهاي غربي دراتحاد ضد تروريستي با آمريكا عليه كره شمالي به طور كلي متقاعد نشدهاند و از آنجائيكه هيچگونه دلايل و اسناد مبنيبر دخالت كره شمالي در عمليات تروريستي و همكاري و حمايت از القاعده وجود ندارند، به نظر ميرسد عوامل اختلافهاي آمريكا و كره شمالي كه در موارد فوق بدان اشاره شد، علل اصلي مخالفت آمريكا و گنجانيدن كره شمالي در محور شرارت است.
از يكطرف كشورهاي مذكور هنوز همراهي كامل با آمريكا براي حذف رژيم كمونيستي سوسياليستي پيونگيانگ را اعلام نكرده و به اتفاق نظر نرسيدهاند. و از طرفي ديگر مشكلات عديده داخلي كرهشمالي و فقر شديد اين كشور نخبگان آن را وادار كرده است تا روابط خود را با كشورهايي نظير كره جنوبي و ژاپن بهبود بخشند. در كنار اينها كرهشمالي ميكوشد از تكنولوژي هستهاي خود به عنوان ابزاري براي افزايش قدرت چانهزني خود در مقابل آمريكا و كشورهاي منطقه بهرهگيرد، به عبارت ديگر شايد بتوان اين ادعا را مطرح كرد كه كرهشمالي در فاز جديد روابط خود ميكوشد تا معاملهاي ديگر را براي بقاء نظام سياسي خود انجام دهد و آن عبارتست از امتياز گرفتن از آمريكا در قبال ناامن كردن خاورميانه و آسيا، به نظر ميآيد مقامات كره شمالي با آگاهي از مسائل و اوضاع منطقهاي، بينالمللي و اتخاذ روشهاي برخوردهاي نظامي محدود و كنترل شده بيش از سايرين در بازي گرفتن سياستمداران آمريكايي موفق هستند هنوز زود است كه قضاوت نماييم آمريكا برنامه جدي عليه سردمداران كرهشمالي طراحي نموده است تا به جايگزيني دموكراتيك براي اين حكومت بپردازد. تجربه نشان داده است مقامات كرهشمالي به خوبي با برنامهها، ترفندها و تاكتيكهاي ايالات متحده آشنا هستند و با ارائه بازيهاي مختلف توانستهاند، مقامات آمريكايي را به بازي بگيرند و با كسب زمان، امتيازات مهمي دريافت دارند. اصولاً آمادگي نظامي و بسيج نيروي انبوه مردمي دركره شمالي و عوامل منطقهاي مانند حمايت چين و روسيه هرگونه ابتكار عمل نظامي آمريكا عليه اين كشور را سلب مينمايد و هزينه آمريكاييها براي سرنگوني دولت كرهشمالي را بسيار بالا ميبرد و چنين امري محتمل به نظر نميرسد كه آمريكاييها بخواهند چنين دولتي را سرنگون كنند. بنابراين هشدار تازه آمريكا به كره شمالي احتمالاً نميتواند: تهاجم نظامي و حمله به كرهشمالي باشد و حالت بازدارندگي دارد.