باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 52 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
رئاليسم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: شهريار - زرشناس

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

رئاليسم از ريشه‌ي لاتين «Real» به معناي واقعيت گرفته شده است. رئاليسم در معناي لغوي، معادل واقع‌گرايي يا واقعيت‌گرايي است. به لحاظ مابعدالطبيعي و در فلسفه‌ي يونان باستان، واقعيت عبارت است از امر بيروني خارج از ما. در حكمت عرفان اسلامي، «واقعيت»، امري ذومراتب است و در نظام هستي، «واقعيت مثالي» قرار دارد و باطنٍ واقعيت ملكوتي يا مثالي نيز، واقعيت جبروتي است كه البته در زبان حكما و عرفا، از اين مراحل بيش‌تر با تعبير «حقيقت» نام مي‌برند و معمولاً واژه‌ي «real» يا «واقعيت» در خصوص مرتبه‌ي محسوس عالم و واقعيت حسي به كار برده مي‌شود.

مرحوم علامه طباطبايي، در مقابل سوفسطائيان و آن دسته از فيلسوفان موسوم به «ايده‌آليست» كه به نحوي منكر وجود عالم عيني بيرون از ماده بودند، اساس انديشه‌ي فلسفي خود را «رئاليسم» ناميدند. در يك احصاء مختصر، مي‌توان از 3 منظر، به مفهوم «رئاليسم» (واقع‌گرايي) و مفهوم مقابل آن «ايد‌آليسم» نگريست:

 

الف) هستي‌شناختي

از نظر اين دادگاه، «واقعيت»، عبارت از آن مرتبه از واقعيت است كه ظهور عيني و محسوس دارد و ظاهرِ وجود است و «حقيقت» همانا مرتبه‌ي باطني و عيني‌اي است كه اصيل‌تر و واقعي‌تر از مرتبه‌ي آن را تشكيل مي‌دهد كه در نظام هستي‌شناسي حِكْمي - عرفاني آن را «واقعيت ملكوتي» يا «عالم مثال» مي‌نامند.

 

ب) معرفت‌شناختي

در اين منظر - كه برگرفته از تعريف افلاطوني - ارسطويي از حقيقت است، «واقعيت» عبارت است از عالم عيني مستقل از وجود ما و «حقيقت» عبارت است از انطباق تصوير ذهنيِ فاعلِ شناسا با واقعيت خارجي. اگر تصوير ذهني شناسنده، مبتني بر «واقعيت» باشد، قضيه‌اي صادق و معادل «حقيقت» است و اگر تصوير يا قضيه ذهنِ شناسنده انطباق با واقعيت خارجي نداشته باشد، قضيه‌اي «كاذب» است.

 

ج) اخلاقي و ارزشي

از منظر اخلاقي و ارزشي، «واقعيت» يا رئاليته عبارت از آن امري است كه وجود دارد و غالباً زشت و غيراخلاقي و ناپسند است و «حقيقت» همانا وضعيتِ آرماني و موعودي است كه بايد جانشين واقعيت موجود گردد. از اين منظر، رئاليسم به معناي پذيرش زشتي و بي‌عدالتي واقعيت‌ موجود، بدون تلاش جدي يا بنيادين براي تغيير آن است. از اين منظر، فرد «رئاليست» يا «واقع‌گرا» كسي است كه دعوت به پذيرش وضع موجود عالم و نحوي تسليم انفعالانه در برابر آن دارد و تلاش انقلابيون آرمان‌گرا را نحوي «ايد‌آليسم» و «پندارباقي» مي‌داند. در بررسي اصطلاح «رئاليسم» و «رئاليته» بايد به اين مهم توجه كرد كه «واقعيت» در فلسفه‌ي مدرن غربي، محدود به عالم محسوس و قابل كشف، از طريق تجربه‌ي حسي و روش‌هاي «ساينتيفيك» (به اصطلاح علمي) است و در نسبت با بشر مدرن خودبينانه - به عنون سوبژه يا سوژه‌ي تصرف‌گرِ شناساي دكارتي- معادلي صِرف «اُبژه» مطرح مي‌شود. در اين تلقي، رئاليسم از منظر خودبنيادانگاري نفساني (سوبژكتيويسم) بشر مدرن تعريف شده و «واقعيت» به صرف واقعيت حسي - تجربي قابل تصرف توسط اراده‌ي معطوف به قدرت بشر بورژوا، تقليل مرتبه و معنا داده است. رويكردِ رئاليستي در هنر قرون هيجده و نوزده غربي نيز، تا حدود زيادي ملهم از چنين تعريفي از رئاليته است.
 

    273 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   رئاليسم (15)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:26/06/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب