باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 31 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ناتو در شمال ايران تقويت مي شود
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيامك - بهبودي

منبع: روزنامه - شرق

 
 

«ادوارد شوارد نادزه» رئيس جمهوري گرجستان طي روزهاي گذشته به سبب اعلام دو موضوع تلاش براي عضويت «تفليس» در پيمان ناتو و نيز برقراري روابط نظامي ويژه با آمريكا، چهره خبرسازي براي كشورهاي منطقه قفقاز و پيرامون آن شد.شايد شنيدن اين سخنان از رئيس جمهوري سپيد موي گرجستان كه در نيمه دهه 90 ميلادي سده گذشته پس از سرنگوني حكومت «زوياد گامساخورديا» به قدرت رسيد، تازگي نداشته باشد. اما به طور معمول، بايد به زمان هايي كه پژواك واژه ها شنيده مي شوند، توجه كرد. در حقيقت، برخي اوقات، اداي يك جمله مي تواند به منزله بلوف باشد، زماني ديگر، تهديد و سرانجام، اداي همان جمله به معناي آگاهي دادن از يك رويداد است. چنين موضوعي نيز در خصوص سخنان آخرين وزير امور خارجه اتحاد شوروي كه در مدت تصدي آن سمت (به جز وقفه اي كوتاه) روابط بسيار صميمانه اي را برقرار كرده بود،  صدق مي كند.به هر جهت، آنچه كه بايد بدان توجه كرد، آن است كه شوارد نادزه چه اهدافي را از اين گونه اقدامات خود پي مي گيرد؟در پاسخ، مي توان به دو دليل اشاره كرد كه گوياي اهداف رئيس جمهوري گرجستان است:

1  - حل اوضاع نابسامان داخلي. شوارد نادزه طي حدودا يك دهه اي كه بر گرجستان حكومت مي كند، با جدايي طلبان آبخازيا و اوستيا و نيز ناراضياني كه هرازگاه، اقدام به برنامه ريزي و انجام كودتا و يا قتل او مي كنند، مواجه بوده است.

بسياري را عقيده بر اين است كه شوارد نادزه فاقد اتوريته لازم جهت حكومت و حفظ تماميت ارضي گرجستان و نيز ناتوان از پايان بحران اقتصادي دراز مدت در اين كشور است. به عبارت ديگر، انتقادهاي مخالفان به او در زمينه نداشتن مديريت لازم براي حل بحران سياسي - اقتصادي، تا حدود زيادي به زيان شوارد نادزه عمل كرده است. در اين ميان، گرچه تجربه كار در «كا.گ.ب» كه در زمان تصدي «يوري آندروپف» بر آن سازمان اطلاعاتي اتحاد شوروي سابق، تاكنون به ياري اش شتافته ولي ادامه اين وضع نيز براي حكومت گرجستان كه خواهان بهره مندي از جايگاه  بالاتري در منطقه است، مشكل به نظر مي رسد.

به همين دلايل، تفليس تاكنون اقدامات عملي چندي را همچون آموزش نظاميانش توسط مربيان نظامي آمريكايي و... انجام داده است. اين اقدامات در جهت تقويت توان عملياتي ارتش گرجستان بوده كه هدف غايي آن، برداشته شدن گام هايي در جهت اعاده كامل حكومت مركزي و جلوگيري از جدايي بخش هايي از گرجستان است. اما اين گونه اقدامات، همگرايي شديد گرجستان با آمريكا را به همراه داشته است.

2- دوري از مسكو، يكي از اهدافي كه شوارد نادزه همواره آن را دنبال مي كرده، دوري هر چه بيشتر از روسيه بوده است. تلاش او كه مي توان آن را گريز از نيروي مركز دانست، در حقيقت، بازتابي از روحيه گرجي ها است. گرجي ها كه در اواخر قرن هجدهم ميلادي براي فرار از حكومت ايران به دربار كاترين دوم پناه برده بودند، در  اوايل قرن نوزدهم به آرزوي خود رسيدند و تحت سلطه حكومت مسيحي روسيه تزاري قرار گرفتند. با پيروزي انقلاب اكتبر در سال 1917 ميلادي، كشور مستقل گرجستان به رهبري منشويك ها (جناح  اقليت حزب سوسيال دموكرات روسيه كه با نظرات لنين مخالفت مي ورزيد) پا به عرصه وجود گذاشت. اما اين استقبال در سال هاي آغازين دهه 20 ميلادي به پايان رسيد. حكومت «استالين» گرجي تبار در اتحاد شوروي نيز كه نزديك به سه دهه طول كشيد براي گرجيان خاطرات خوشي را به بار نياورد. در حقيقت، استالين به قول لنين، از روس ها نيز روس تر شده بود و در جهت حفظ ملي گرايي افراطي شووينيسم روسي مي كوشيد.

فروپاشي اتحاد شوروي فرصت مناسبي براي استقلال طلباني بود كه آرزوي جدايي و دوري از مسكو را در سر داشتند. اين تلاش در حالي انجام گرفته است كه گرجستان داراي مرز مشترك با روسيه بوده و لذا ميزان تأثير پذيري اش از آن كشور در مقايسه با جمهوري آذربايجان بيشتر است. از همين رو، شاهد آن بوده ايم كه تفليس در حل پرونده هاي اوستياي جنوبي و آبخازيا ناكام ماند. (جالب توجه است كه جمعيت آبخازيا به 500 هزار نفر نيز نمي رسد.)در اين ميان،  حضور تجزيه طلبان چچن در دره «پانكيسي» گرجستان به گونه اي بوده كه تفليس نتوانست از آن در بده و بستان هاي خود با مسكو بهره جويد و در نهايت، پس از تكذيب اوليه حضور تجزيه طلبان، به وجود آنان اعتراف كرد و سپس به بيرون راندن آنها پرداخت.با اين وجود و حتي به رغم اختلافاتي كه مدتي در مورد پايگاه نظامي روسيه ميان تفليس و مسكو در جريان بود، گرجستان آشكارا از خط قرمز روابط عبور نكرد و سعي كرد مناسبات را در سطحي  نگه دارد تا دشمني آشكار روس ها را موجب نشود.

حال، در شرايطي كه چند ماه پيش اعلام شد كه بين 50 تا 70 هزار نظامي آمريكايي در قفقاز مستقر خواهند شد و نيز سخنان شوارد نادزه مويد آن است كه گرجستان بيش از پيش به ناتو نزديك تر خواهد شد، بايد اين پرسش  را مطرح كرد كه پيامد حضور ده ها هزار نظامي آمريكايي در قفقاز چيست؟

در پاسخ، بايد گفت كه حضور اين نيروها، اهداف چند منظوره اي دارد:

الف - مبارزه با تروريسم.

ب - القاي نوعي فشار سياسي - نظامي به روسيه براي پرهيز از اعمال نقش در منطقه.

پ - ترغيب ارمنستان به دوري از مسكو.

ت - كمك به تقويت مواضع گرجستان و جمهوري آذربايجان در قبال مسكو.

ث - تحت فشار قراردادن ايران در حالي كه تاكنون در دو سوي مرزهاي خود - افغانستان  و عراق - شاهد استقرار نيروهاي آمريكايي است.

ج - تحكيم مواضع سياسي - اقتصادي آمريكا در قفقاز. از جمله دستيابي سهل تر به منابع نفتي اين منطقه كه بخش كوچكي از «هارتلند» (قلب زمين) به شمار مي رود.هر يك از اين اهداف مي تواند بسته به شرايط زماني خاص در اولوليت قرار گيرد، اما بايد توجه داشت كه تمامي آنها مورد نظر واشنگتن هستند، چرا كه به حضور بيش از پيش آمريكا در «هارتلند» كه شامل قفقاز و آسياي مركزي و مناطق پيراموني آنها مي شود، منجر خواهد شد.از همين رو، واشنگتن هر آنچه را كه در توان دارد، انجام خواهد داد تا به هدف نهايي خود برسد و در اين راه، خواهد كوشيد به مقابله با هر عاملي كه به عنوان مانع بر سر راه قرار گيرد، برخيزد.در عين حال، آمريكا همزمان، به تحكيم موقعيت خود در خاورميانه مي انديشد. اين موضوع به همراه تلاشي كه براي توسعه حضورش در هارتلند به عمل مي آورد، دو سر يك گازانبر را تشكيل مي دهد كه كشورهاي پيراموني اش را مورد تهديد قرار مي دهد.

تحقق هر يك از سناريوهاي «عضويت در ناتو»، «استقرار نيروهاي نظامي آمريكايي» و يا حتي «برقراري همكاري نظامي ويژه» به افزايش حضور سياسي، اقتصادي و نظامي آمريكا در قفقاز جنوبي منجر خواهد شد كه پيشتر به آن اشاره شد.در آن وضعيت، ايران چه اهرم هايي را در اختيار خواهد داشت؟ با توجه به شرايط كنوني و جايگاه ديپلماتيك كشورمان در عرصه منطقه و جهان مي توان گفت كه موقعيت بسيار پيچيده اي براي ما - حداقل - در قفقاز پديد خواهد آمد: موقعيتي كه ناشي از نبود ابزارهاي كافي در جهت مقابله با پيامدهاي سياسي و اقتصادي و حتي نظامي - امنيتي خواهد بود. ابزارهاي كنوني تاكنون به هيچ وجه حتي در مورد بحران قره باغ و از آن مهمتر، تعيين رژيم حقوقي خزر مثمرثمر نبوده اند. لذا بر سياستگذاران خارجي كشور است كه با هوشياري و درنظر گرفتن امكانات بالقوه، در جهت حفظ ايران از گازانبري كه مي توان زودتر از سايرين عليه آن به كار رود چاره انديشي كنند. در اين راه، تحرك هر چه بيشتر منطقه اي، برقراري همكاري عمل هاي مقطعي و... مي توانند به ديپلماسي كشور كمك  كنند.

 

    130 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ناتو (52)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   گرجستان (69)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/06/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب