عدالت و اخلاق دو مقوله اي است كه صهيونيست ها تعهدي نسبت به آن ندارند. ملت اسرائيل امروز بر شالوده اي از فساد، سركوب و ناعدالتي قرار گرفته است. به گونه اي كه پايان صهيونيسم بسيار قريب الوقوع است. احتمال زيادي وجود دارد كه نسل حاضر آخرين نسل صهيونيست باشد. ممكن است كه بعد از اين در اينجا كشوري يهودي همچنان پا بر جاي باشد، اما زشت و ناآشنا خواهد بود.
بايد رويه را تغيير داد، اما اين چندان موثر نخواهد بود. آنچه بدان نياز داريم ديدي تازه نسبت به جامعه اي مبتني بر عدالت و اراده اي سياسي براي تحقق بخشيدن بدان است. مهاجران يهود كه اسرائيل ركن اصلي هويت آنهاست بايد به اين مسئله توجه كنند و بي پروا نظر خود را بيان دارند. در حال حاضر نيروي مخالفي وجود ندارد و دولت ائتلافي به رهبري آريل شارون حق دارد كه سكوت پيشه كند. در كشوري كه آدم هاي وراج در آن فراوانند، ناگهان همگي زبان به دهان گرفته اند، چون ديگر چيزي براي گفتن نمانده است. ما در واقعيتي زندگي مي كنيم كه رعدآسا به شكست انجاميده است. درست است ما زبان عبري را احيا كرديم، نظام پولي مستحكمي به وجود آورديم، ذهن يهودي ما مثل هميشه دقيق و هوشيار است، با انجمن ملي امنيت استعلام بها براي كارگزاران اوراق بهادار تجارت مي كنيم. اما آيا واقعا به اين خاطر كشور خود را تأسيس كرده ايم؟ قرار نبود قوم يهود در مالكيت جنگ افزارهاي نوين، برنامه هاي امنيتي رايانه اي و موشك هاي ضدموشك پيشتاز باشد. قرار بود ما چراغ راه ملت ها باشيم ولي ناكام مانده ايم.
مبارزه ما براي بقاي قوم يهود، به كشوري از شهرك نشينان قانون شكن و فاقد اصول اخلاقي تقليل يافته است كه گوش شنوايي براي شهروندان خود و دشمنان خويش ندارد. دولتي كه عادل نيست بقا نخواهد يافت. اسرائيلي ها از فرزندان خود مي پرسند كه انتظار دارند 25 سال ديگر در چه جايي زندگي كنند، و فرزندان آنها در مقابل شگفتي والدينشان صادقانه اعتراف مي كنند كه نمي دانند، و اين هر روز شمار بيشتري از اسرائيلي ها را به درك شرايط موجود رهنمون مي سازد. شمارش معكوس براي مرگ جامعه اسرائيل آغاز شده است.راحت است كه صهيونيست باشي و در شهرك هاي كرانه باختري بيت ال و افرا زندگي كني. چشم اندازي كه در كتاب مقدس توصيف شده زيباست. مي توان از ميان گل هاي شمعداني و كاغذي نگاه كرد و اشغال گري را نديد. اين نمي تواند سرانجامي داشته باشد. حتي اگر اعراب سر فرود آورند و شرم و خشم خود را فرو خورند، اين نمي تواند سرانجامي داشته باشد. بنايي كه بر بي رحمي نسبت به انسان ها ساخته شده باشد لاجرم فرو خواهد ريخت. به خاطر داشته باشيد اين تنها ديوانگانند كه به هنگام فروريزي ستون ها در طبقه بالا، خود را به رقص سرگرم مي دارند.اسرائيل كه توجهي به كودكان فلسطيني ندارد نبايد متعجب شود كه آنها سرشار از نفرت خود را در مراكز تفريحي اسرائيل منفجر كنند. آنها در مراكز تفريحي ما زندگي خود را نثارالله مي كنند، چون زندگي شان چيزي جز شكنجه نيست. بين اردن و درياي مديترانه ديگر اكثريت يهودي وجود ندارد. و از اين رو هموطنان من! بدون پرداخت هزينه نمي توان كشور را حفظ كرد.
نمي توانيم اكثريت فلسطيني را به زير چكمه هاي اسرائيلي بگذاريم و هم زمان تصور كنيم كه ما تنها دموكراسي خاورميانه هستيم. بدون حقوق برابر براي يهوديان و اعراب دموكراسي نمي تواند وجود داشته باشد. ما نمي توانيم كشور و اكثريت يهودي را در تنها كشور يهودي جهان حفظ كنيم.خواهان سرزمين بزرگ اسرائيل هستيد؟ مسئله اي نيست. از دموكراسي دست بكشيد. در اين كشور، نظامي كارآمد براي جدايي نژادها تاسيس كنيد و به همراه آن محيط هاي محصور و اردوگاه هايي براي اسيران.خواهان اكثريت يهودي هستيد؟ مسئله اي نيست. يا اعراب را بر واگن قطار، اتوبوس، شتر و الاغ سوار كنيد و همه را دسته جمعي بيرون كنيد يا خود را به طور مطلق از آنها جدا كنيد. راه ميانه اي وجود ندارد.
خواهان دموكراسي هستيد؟ مسئله اي نيست. يا ايده سرزمين بزرگ اسرائيل را رها كنيد، و همه شهرك ها و پست هاي بازرسي را برداريد، يا به همه، از جمله اعراب، حق كامل شهروندي و حق راي بدهيد. البته نتيجه آن خواهد شد كه كساني كه خواهان دولت فلسطيني در همسايگي ما نبودند، بايد به واسطه صندوق هاي راي دولت فلسطيني را در دل اسرائيل بپذيرند.نخست وزير بايد گزينه ها را صريح و بي پرده مطرح سازد: نژادپرستي يهودي يا دموكراسي.
پس چرا مخالفين ساكتند؟ شايد برخي از آنها مايلند به هر قيمتي، حتي به بهاي مشاركت در امري نفرت انگيز، به دولت ملحق شوند. اما ترديد و دودلي آنها باعث مي شود نيكان و خوبان اميد خود را از دست بدهند. هر كس نتواند موضعي كاملا مشخص اتخاذ كند - سياه يا سفيد - در انحطاط شريك است. مسئله حزب كارگر در برابر حزب ليكود، يا چپ در برابر راست نيست. مسئله شارون نيست، بلكه تصويري اميدوارانه است. درستي در برابر نادرستي و ملتزمين به قانون در برابر قانون شكنان است. آنچه بدان نياز داريم جايگزيني سياسي براي دولت بديلي است براي نابودي صهيونيسم و ارزش هاي آن به وسيله افرادي كر و گنگ و بي رحم. دوستان اسرائيل در خارج از كشور - يهوديان و غيريهوديان، روساي جمهور و نخست وزيران، خاخام ها و عوام - نيز بايد انتخاب كنند. همه بايد كمك كنند تا بتوانيم از طريق نقشه راه به تقدير ملي كه برايمان مقدر شده، جامعه اي در صلح و عدالت و برابري، كه چراغ راه ملت ها باشد، رهسپار شويم.
پي نوشت:
* اوراهام برگ رئيس مجلس كنست بين سال هاي2003-1999 و رئيس آژانس يهود بوده است.