پس ازسوء قصدهاي 16مه ،تيتر روزنامههاي مراكش چنين بود: «بدوي هاميان ما زندگي ميكنند»، «جبهه نفرت»، «درام وحشتناك كازابلانكا»، «تعادل زندگي در دارالبيضا بهم خورده است». مطبوعات اين كشور پنج عمليات انتحاري را كه همزمان روز جمعه شانزدهم مه در كازابلانكا، پايتخت اقتصادي كشور رخ داد بشدت محكوم كردند. دو نفر از عاملان اين حوادث دستگير شدند. روزنامه «لومتن»، بدون آنكه مشخا سازد آيا اين حوادث با القاعده و اسامه بن لادن رابطهيي دارد، گزارش ميدهد: «طبق بخشهاي اوليه تحقيق، سرنخي از تروريسم بين المللي ديده شده و احتمالا همه مهاجمان مراكشي بودهاند. شواهد حاكي از آن است كه آنان با گروه افراطي صراط المستقيم كه با يك شبكه بينالمللي رابطه دارد، ارتباط داشتهاند.»
روزنامه سوسياليستي «ليبراسيون» و روزنامه عرب زبان «الصباح» نيز خاطرنشان ميكنند روابطي ميان «محافل افراطي مراكشي» و «گروههاي تروريستي نامشخا» وجود دارد و علاوه بر گروهك صراط المستقيم، ليبراسيون از گروههايي گزارش ميدهد كه از ماهها پيش فعاليت داشتهاند بويژه سلفياجهاد و الحجر و التكفير. بازداشتهاي زيادي در درون اين گروهها قبلا صورت گرفته است و از ميان بازداشت شدگان بعضيها اظهار داشتهاند طرف مكاتبه القاعده بودهاند. با اين همه طبيعت روابط ميان عاملان اين سوء قصدها و تروريسم بينالمللي مانده تا اؤبات شود.
ريشههاي شرارت الصباح به نوبه خود پيش از آنكه در تفسيرش يادآور شود كه «بيشك اين سوء قصدها شاخه تروريسم بينالمللي است اما افراد بدوي كه اين كار را انجام دادهاند، مراكشي هستند» مينويسد: «مهاجمان در نواحي اطراف كازابلانكا تمرين داده شدهاند.» بيشك وظيفه ما ايجاب ميكند كه چنين اعمالي را رو كنيم اما همچنين لازم است از ريشههاي شرارت انتقاد كرد و اين تنها مسووليت سازمانهاي امنيتي نيست بلكه تمام جامعه مراكش چنين وظيفهيي دارد.» الصباح يادآوري ميكند: «پس از آنكه آغاز به راه كشور در مسير دموكراسي را ستوديم محافل غيرنظامي بايد براي مبارزه با ايدئولوژي استبدادي و افراطي كه زمينه را براي تروريسم مهيا ميكند بسيج شوند.» سازمانهاي اصلي اسلامگرايان مراكشي نيز به نوبه خود در محكوم كردن حوادث كازابلانكا ترديدي به خود راه ندادند و «مخالفت خود با اصل خشونت» را تاييد كردند. روزنامه اسلامي «التجديد» اطلاعيههاي اين سازمانها را منتشر ميكند بويژه انجمن العدل و الاحسان كه يكي از بزرگترين تشكيلات اسلامي مراكش محسوب ميشود، هر چند از جانب مقامات شناخته نشده است، اما فتحالله ارسلان، سخنگوي اين انجمن، تاييد ميكنند انجمن فوق «خشونت، خفا و همكاري با خارج را نفي ميكند» همچنين وي تصريح كرد:
رژيم صهيونيستي از اين حوادث بسيار سود خواهد جست، حوادثي كه راه را بر اين رژيم هموار ميكند تا توجه جامعه جهاني را از كشتار و قتل عامي كه اين رژيم در سرزمينهاي فلسطيني مرتكب ميشود، منحرف سازد.» پريشاني جوانها به علاوه، «التجديد» خشم خود را در مقابل اظهارات وزير ارتباطات و سخنگوي دولت، نبيل بن عبدالله كه از اين حوادث براي بدنام كردن اسلامگرايان و تمامي گرايشات مشابه سود جسته، پنهان نميكند. طبق نظر اين وزير، طرح اسلامي منشا و سرآغاز تروريسم است. وي همچنين تلاش كرده تا حزب اسلامي العدلاه والتنيا (عدالت و توسعه) را به تمسخر بكشاند. اين حزب ميانهرو، به هنگام انتخابات پارلماني سپتامبر 2002 موفق شد نفوذ زيادي كسب كند. حزب فوق در راس مخالفت پارلمان بلافاصله سوء قصدهاي كازابلانكا را محكوم و اين حوادث را «جنايت تروريستي وحشيانه» توصيف كرد. در اين متن، التجديد سخنان وزير را كه «در تضاد با اجراي دموكراسي و ارزشهايي است كه يك دولت منصف بر آن تكيه دارد، رد كرد. اين روزنامه تصريح كرد: جنبشهاي اسلامي مراكش «شايسته اعتماد هستند و در دام افراطگرايان نميافتند.» التجديد در فراخوان اتحاد تمامي نيروهاي كشور به منظور حفظ دستاوردهاي ملت به همكار خود الصباح ملحق شد. با اين وجود جوانان مراكشي (از 17 تا 23 سال) آماده هستند عمليات انتحاري انجام دهند و خود را منفجر سازند. «لومتن» ابراز نگراني ميكند و مينويسد: «آيا اين شكست احزاب، سياسي و همچنين آموزش نيست? در فرداي حوادث كازابلانكا، سوال آن است كه دموكراتها كجا هستند? زمان آن فرا رسيده كه از تجربيات خود به عنوان يك دموكرات از زمان استقلال انتقاد كنيم.» اين روزنامه به نقل از عبدالسلام صديقي كه يك دانشگاهي و از رهبران سياسي است مينويسد: «آنچه اخيرا اتفاق افتاد يك اخطار جدي است. او تاسف ميخورد: «متاسفانه ما خيلي چيزها را براي جوانانمان پيشبيني نكردهايم.» ليبراسيون به نوع خود افسوس ميخورد: «پيش از 16 مه 2003 و پس از آن مسائلي وجود دارد. پيش از آن مصالحه، اشتباه، سوء نيت و بازي دادن بوده وفقط ميماند كه پس از 16 مه چه خواهد شد? از نظر اين روزنامه پس از 16 مه براي دولتمردان، سياستمداران و نمايندگان اين اجبار وجود دارد كه كشور را براي دفاع از خود از هر حيث در برابر اين اعمال ننگين جنايتكارانه مجهز كنند. اما اين روزنامه طبيعت «ابزار دفاعي» را مشخا نكرد. پادشاهي مراكش چه راهكاري را در مقابل اسلامگرايان اتخاذ ميكند? راه را به هر شكلي بر اسلامگرايان ميبنند يا بين ميانهروها و افراطيگرايان تفاوت قايل ميشود? و آزادي سياسي بطور كل چه خواهد شد? با بازبيني اين مسائل ميتوان به انتخابي سريع دست زد.