باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نقد مردم سالاري و توده سالاري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


فلاسفه سياسي از ارسطو و مونتسكيو و ادموند برك گرفته تا فرانسيس فوكوياما، همگي درباره افراط در مردم سالاري كه ممكن است به انحطاط رفته و به توده سالاري تبديل شود ابراز نگراني كرده اند. فريد ذكريا سردبير بخش بين الملل نيوزويك و سردبير سابق نشريه فارين افيرز با ارائه مطلبي انتقادي و محافظه كارانه درباره ليبرال دموكراسي به اين گروه پيوسته است. از ذكريان به عنوان يكي از كانديداهاي تصدي وزارت خارجه آمريكا در آينده نام مي برند كه اگر چنين شود او نخستين مسلماني خواهد بود كه به اين سمت مي رسد.

نوشته هاي مطبوعاتي و كتابهاي او در داخل آمريكا و حتي كشورهاي ديگر بسيار تأثيرگذار است. او به تازگي كتابي تحت عنوان مردم سالاري و توده سالاري به رشته تحرير در آورده كه در آن به موضوع پيشتر اشاره شده و همچنين به آينده آزادي پرداخته است.

 
   ● نويسنده: فريد - ذكريا

منبع: روزنامه - همشهری - به نقل از آسيا تايمز

 
 

ما در عصر دموكراتيكي به سر مي بريم كه در آن 119 كشور حكومت هايي منتخب دارند. فشار توده ها موتور اوليه تغيير اجتماعي است. خود كاپيتاليسم هم دموكراتيزه شده است چرا كه مصرف، اندوخته و سرمايه گذاري اكنون پديده هاي جمعي و مردمي هستند. به يمن موسيقي مردمي، فيلم هاي پرمخاطب و تلويزيون پربيننده فرهنگ نيز دموكراتيزه شده است. تكنولوژي و اطلاعات هم همينطور. ذكريا در كتاب خود مي پرسد آيا اين تغيير قدرت به هزينه لطمه به آزادي صورت نگرفته است.

او مي نويسد: "دموكراسي در حال شكوفا شدن است، آزادي نه."

آزادي از طريق "ليبراليسم قانوني" تضمين مي شود، يعني حكومت قانون تفكيك قوا، حفاظت از اموال خصوصي، آزادي بيان، اجتماعات و مذهب. در برخي كشورها همچون يوگسلاوي و پرو، دموكراتيزه شدن با ليبراليسم قانوني ضديت دارد و اشكال جديد سركوب حاكم است. در آمريكا هم برده داري و تبعيض نژادي را يك نظام دموكراتيك در جنوب اعمال كرده بود. "كنگره آمريكا امروز در حرف و كلام به روي نظرات رأي دهندگان باز است و در مقابل فشارهاي آنها پاسخگو، اما به همان اندازه كه دموكراتيك است ناكارآمد هم هست."

احزاب سياسي و حرفه اي ها در جست وجوي كوچكترين واكنش مردم هستند،  اما ذكريا مي گويد كه دموكراسي غربي به پوپوليسم، توجه به منافع خاص و لابي ها گرايش پيدا كرده و به همين دليل آزادي لطمه خورده است. او مي گويد كه جوامع دموكراتيك به حائل ها و راهنماهاي جديدي نياز دارند، نهادهاي غيرمنتخبي كه بتواند احساسات شديد مردم را كنترل و رام كند، شهروندان را آموزش دهد و آزادي را حفظ نمايد.

نخستين شعله هاي آزادي زماني برافروخته شد كه در زمان كنستانتين در اروپا ميان كليسا و حكومت كشمكش پيش آمد. استقلال كاتوليسيسم از حكومت، دولت را محدود مي كرد. روابط نزديك و برابر طبقه اشراف اروپا با پادشاهان در قرون وسطي زمينه را براي تفكيك قوا فراهم كرد. دوك  ها بارون ها و كنت ها پادشاهان را مجبور كردند كه آزادي را بپذيرند به اين ترتيب ميزان استبداد اين حكومت ها تحت كنترل درآمد. كاپيتاليسم طبقه مستقل از بازرگانان را ايجاد كرد كه براي تجارت آزاد، بازارهاي آزاد و حقوق فردي فشار مي آوردند. ذكريا تأكيدمي كند كه رشد سرمايه داري تنها و بهترين راه براي ايجاد يك حكومت كارآمد با قدرت محدود است.

اگر سرمايه داري و قانون گرايي در اولويت قرار گيرد و دموكراسي در پس آن بيايد روند وقايع به افزايش سطح آزادي منجر مي شود. كره جنوبي، تايوان، تايلند و مالزي اقتصاد خود را آزاد كردند، نظام حقوقي خود را تدوين نمودند و بعد به سوي دموكراسي حركت كردند. به نوشته ذكريا "از دموكراتيزه كردن ناپخته و زودرس" بايد اجتناب كرد. با نگاهي به تاريخ نمونه هاي ديگري بدست مي آيد. آلمان،  اتريش، مجارستان و فرانسه جوامع مدني داشتند كه ضعيف، متفرق و مطيع حكومت بود. دموكراتيزه كردن اين جوامع با شوك هاي خشونت آميزي همراه بود. شيخ نشين هاي نفتي خليج فارس، نيجريه و ونزوئلا طبقات تجاري دارند كه به شدت به حكومت وابسته است. آنها براي رسيدن به يك دموكراسي تمام عيار هنوز ناپخته اند؛ كشورهايي چون بلاروس، بلغارستان ،مالزي، تركيه، مراكش و تونس كه نهادهاي اقتصادي مستقلي دارند.

براي شكوفا شدن دموكراسي مكان هاي مطلوبي هستند. سنگاپور كه يك الگوي آزادي اقتصادي است طي يك نسل به يك دموكراسي ليبرال كارآمد تبديل مي شود. اصلاحات دولتي و حقوقي در چين و محدود كردن قدرت حكومت در اقتصاد نيز موضوعي مورد توجه در شكل مورد علاقه ذكريا از دموكراسي است. ذكريا ادعا مي كند كه بسياري از كشورها با ناديده گرفتن توجه به آزادي، حكومت هاي مستبد منتخب دارند و دموكراسي هاي غيرليبرال.

او مي گويد نيمي از كشورهاي در حال دموكرات شدن در دنيا دموكراسي هاي غيرليبرال  هستند. بوريس يلتسين مجموعه اي از مركز قدرت رقيب را در روسيه عقيم كرده بود، مجالس، دادگاهها و فرمانداران منطقه اي.

ولاديمير پوتين هم آنها را از كنترل و چك كردن كرملين بازداشت. كشورهاي آفريقايي بيش از حد بر انتخابات چندحزبي تأكيد كردند و در نتيجه پايه هاي اصلي حكومت ليبرال را ناديده گرفتند. پاكستان در دهه 1990 نظامي داشت كه "دموكراسي فاشيستي" بهترين توصيف براي آن بود، اكنون يك حاكم مستبد منتخب همچون پرويز مشرف سعي در تغيير آن دارد. دموكراسي نيمه ليبرال هند در دهه هاي اخير ويژگي هايي چون مداراي كمتر، اطاعت كمتر از قانون و غيرليبرال تر يافته است. نظام دادگاههاي آن فاسد و بازيچه سياستمداراني است كه براساس حمايت و وحدت حزبي و يا مخالفت با گروههاي ديگر، مردم را قطب بندي مي كنند. شروع به كار دموكراسي غيرقانونمند در بوسني، آذربايجان و گرجستان در جنگ پايان يافت. ذكريا با تكرار سخن امانوئل كانت مي گويد: بدون ليبراليسم قانوني دموكراسي به خودي خود ويژگي هايي كه با خود صلح همراه داشته باشد ندارد.

انتخابات هايي كه در دنياي عرب برگزار مي شود مردم را از نظر تفكرات به اسامه بن لادن بيشتر نزديك مي كند تا به ملك عبدالله اردن . ويژگي اين انتخابات يك شعر، يك رأي يك زمان است اما بعد از آن نتيجه اي كه بدست مي آيد چيز ديگري است.

بنيادگرايي به دليل شكست كامل نهادهاي سياسي عربي، روبه رشد است. ذكريا اين پادشاهي را "حكومت هاي سپرده يا اماني" مي خواند كه درآمد فراوان زحمت نكشيده اي دارند و نيازي به دريافت ماليات از مردم و در نتيجه پاسخگو بودن، شفاف بودن و تأمين آزادي براي آنها ندارند. به عقيده او آمريكا در اين كشورها پيش از آزادي و انتخابات آزاد بايد كاپيتاليسم، طبقه متوسط حقيقي، حكومت قانون،  نهادهاي مدني، دادگاه و احزاب سياسي ايجاد كند.

ذكريا به مسائل داخلي آمريكا هم مي پردازد و مي گويد، دموكراسي بيش از حد بر آزادي ها لطمه مي زند. او مي گويد، پيگيري افكار عمومي در واشنگتن از كنترل خارج شده، تفكرات و خواسته  هاي هر يك از اعضاء به كنگره ديكته مي شود و در نتيجه كنگره به سخنگوي لابي ها تبديل شده است.

احزاب سياسي آنقدر باز و تمركززدا هستند كه هيچ كس در آنها كنترلي ندارد. كانديداهاي رياست جمهوري از سازمانهاي حزبي بيرون آمده وبه رأي دهندگان پيشنهاد مي شوند. دموكراتيزه كردن تأمين مالي تبليغات انتخاباتي گردآورندگان كمك هاي مالي را به دولت سازها تبديل كرده است.

سياستمداران منحصراً به اين هدف فكر مي كنند كه انتخابات بعدي را از دست ديگران خارج كنند. ايالاتي چون كاليفرنيا چنان گرفتار روندهاي دموكراتيك مستقيمي چون همه پرسي ها هستند كه سالهاست گرفتار هرج ومرج حكومت ليبرال شده اند. ذكريا مي نويسد، وقتي فيات حكومت كند سياست كارآمد نخواهد بود.

پيشنهاد ذكريا اين است كه نهادها و نخبگاني كه از توده سالاري لطمه ديده اند احيا شوند.

دوران خوب دموكراسي آمريكا از نظر او وقتي بود كه نخبگان با حمايت مردم در قدرت بودند و همچون ثبات  دهندگان اجتماعي عمل مي كردند. از زمان استقلال آمريكا تا سال 1960 نخبگان WASP (سفيدها، انگلوساكسون ها و پروتستان ها)  خدمت دولتي را به عنوان مسئوليتي كه با قدرت مي آيد انجام مي دادند. آنها بر قانون نانوشته شرافت پايبند بودند و مسئوليت سياست هاي در سطح ملي را به عهده داشتند و راه را بر توده ها نشان مي دادند.

"بدون راهنمايي يا ارجاع به مرجعي، مردم ممكن است انتخاب هاي بدي بكنند." ذكريا مي گويد كه حكومت بايد به شهرونداني باتجربه كارهاي دولتي و متخصصان غيرحزبي كه مدهوش منافع كوتاه مدت نمي شوند سپرده بشود. تصميم گيران اصلي را بايد از كشمكش هاي سياست به دور داشت تا سياست هاي مفيد و غيراحساسي اجرا شود. بانك هاي مركزي،  اتحاديه اروپا و سازمان تجارت جهاني بايد دور از ملاحظات كار كنند. آنها كه قدرت زياد دارند بايد در رأس باشند و استانداردهاي حقوقي و اخلاقي را مشخص كنند كه در غير اين صورت دموكراسي غيرليبرال دنيا را به رقابتي بي پايان مي كشد.

نظريه پيچيده و پخته ذكريا بايد مورد توجه همه كساني كه نگران نواقص دموكراسي هستند قرار گيرد. اما تقدير او از نخبگان و ليبرال دموكرات ها نگران كننده است. اين كه عده اي از اشرافي كه همه چيز مي دانند مي توانند بهتر از جانب تهيدستان بي سواد كه غذايي براي خوردن ندارند تصميم بگيرند برخلاف درك و عقل و اصل تمركززدايي و رأي فردي است. اينجا هيچ اشاره اي به برابري نمي شود و اين موضوع در نظر گرفته نشده است. نابرابري موقعيت  ثروت و قدرت مشكلي به مراتب مهمتر از نبود "آزادي ها" در دنياست.

 

    122 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دموكراسي (342)
●   ليبراليسم (137)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/06/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب