باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 33 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ملي انديشي و جهاني عمل كردن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حسين‌ - دهشيار

منبع: روزنامه - شرق

 
 

منزلت كشورها در صحنه بين المللي در رابطه با عملكرد آنان در حيطه سياست خارجي وجاهت مي يابد. اين عينيت،  امروزه بيش از هر برهه تاريخي ديگري در حيات بشري مشهود و قابل رويت است، چرا كه ژرف تر شدن كنش هاي متقابل و فراخ تر گرديدن تعاملات بين بازيگري، ضرورت اين برجستگي را رقم زده است. در بستر اين واقعيت به نيكي قابل درك است كه چرا سياستمداران بالاخص سياستمداران كشورهاي مطرح در قلمرو سياست بين الملل به ميزاني فزاينده مشتاق به حضور وسيع تر در رابطه با مسائل جهاني هستند. جان اف كندي و رونالد ريگان چه در قلمرو داخلي و چه در ابعاد بين المللي بالاترين ميزان اشتهار را برخوردار هستند نه به لحاظ اينكه اولي كاهش ماليات ها را مشروعيت و ديگري آن را نمادينه ساخت بلكه به لحاظ نقش بلند آنان در دگرگون ساختن فضاي حاكم بر روابط بين كشورها و متحول كردن ماهيت روابط بين بازيگران است. جورج دبليو بوش با اينكه به لحاظ عملكرد قابل قبول شهروندان تگزاسي براي بار دوم با آراي وسيع تري انتخاب شد در هنگام مبارزات انتخاباتي براي كسب مقام رياست جمهوري ، با واكنش منفي صاحب نظران سياسي به لحاظ عدم تجربه در صحنه سياست خارجي مواجه گرديد. اينان بر اين اعتقاد بودند كه صحنه جهاني ضرورت حضور كساني را مي طلبد كه با چند و چون مفاهيم حاكم بر سياست خارجي آشنا باشند.

در صحنه داخلي تصميم گيرندگان دغدغه اصلي را در خصوص مطالبات مردم و چگونگي ايجاد رضايت در بين آنان دارند كه ماهيت رابطه مردم و رهبران است كه تعيين كننده قلمداد مي شود. در حيطه سياست خارجي فرايند بسيار متفاوت و موضوع به شدت متمايز است. در قلمرو رابطه با ديگر كشورها، تصميم گيرندگان نه تنها ملزم به آگاهي از نيازها و خواست هاي ملي در سطح جهاني هستند بلكه فراتر و شايد مهم تر از آن، مي بايست الزامات منفعتي ديگر بازيگران را به خوبي درك و تفسير كنند. اين بدان معنا است كه سياست گذاران در فضاي بين المللي در خصوص حيطه هايي كه در مورد آن بايد به نظرپردازي عمل كنند ضرورت دارد كه از بيشرين ميزان اطلاعات و وسيع ترين قلمرو مشاوره و محدودترين ميزان پيش داوري بهره مند و برخوردار باشد. سياست خارجي در وسيع ترين معناي  آن قلمرو مديريت و آمال است. تصميم گيرندگان در صحنه سياست خارجي ضرورت دارد كه از ويژگي هاي مديريت كه مهم ترين آنان، قاطعيت، آگاهي، انعطاف پذيري، ذهنيت انتزاعي و تقدم منافع ملي به منافع فردي است برخوردار باشند. در كنار خصوصيات مديريت، تصميم گيرندگان  حوزه سياست خارجي نيازمند برخورداري از آرزوها و طلبيدن ها هستند كه اين ملزم به داشتن مجموعه اي از ارزش ها در راستاي سربلندي و برتري جايگاهي كشور در صحنه بين المللي است. آنچه مهم است ارتقاي مقام و پرستيژ كشور است كه اين مستلزم به دور انداختن پيش داوري ها و هماهنگ ساختن ارزش ها با واقعيات است.

تنها كشورهايي بهره مند از سياست خارجي برخوردار از مديريت در سطوح مختلف تصميم گيري و آمال در بين تصميم گيرندگان در تمامي رده ها هستند كه درك و همسو از منافع ملي، نگاه پويا به تحولات جهاني و تفوق فرهنگ بر ايدئولوژي، سنت حاكم در بين طراحان و مجريان سياست خارجي است. در كشوري كه فضايي از اين گونه و با اين ويژگي ها، قديسيت دارد ملي انديشي و جهاني عمل كردن، روزمرگي پيدا مي كند. ملي انديشي بدين مفهوم است كه مي بايستي يك درك همه جانبه و تاريخي از ماهيت منافع ملي و در كنار آن ذهنيت تجزيه و تحليلگر حوادث و روندهاي جهاني در بستر مادي آن وجود داشته باشد. مجهز بودن به درك منافع ملي مستلزم محفوظ داشتن فرهنگ مردم كه هستي تاريخي دارد در روند تصميم گيري است. دگرگوني هاي جهاني و روندهاي حاكم بر سياست جهاني مي بايستي باتوجه به متني كه اين حوادث در آن حادث مي گردند به تجزيه و تحليل گرفته شوند نه اين كه براساس ذهنيت هاي از پيش قالب گرفته تصميم گيرندگان به ارزيابي گرفته شوند. تصميم گيران در متن حوادث بايستي به تصميم گيري بپردازند در غير اين صورت ملزم به تصميم گيري قالبي مي گردند كه بري از ماهيت پوياي لازمه تصميم منفعت محور است.هدف از سياست گذاري در قلمرو سياست خارجي گزينه سازي است. عملكرد سياست خارجي در اين است كه طيف وسيعي از گزينه اي را در برابر تصميم گيرندگان ارشد كشور قرار دهد تا آنان با توجه به منافع تاريخي و منافع آتي كشور، مطلوب ترين، كم هزينه ترين  پرستيژ آور ترين وجاهت بارترين گزينه را انتخاب كنند هر زمان كه مسئولين سياست خارجي كشوري فاقد درك تاريخي از منافع ملي، بري از ارزش  هاي جهانشمول، بي بهره از منابع اطلاعاتي متعدد و متفاوت غرق در پيش داوري هاي جزم گرايانه و در كنار آن فاقد آگاهي راجع به نيازها و منافع كشورهايي كه بيشترين حساسيت را در قبال آنان دارند باشند، محققا قابليت گزينه  سازي را از دست مي دهند. در همين صورت مديران ارشد كشور با محدودترين و در عين حال منفعت ستيزترين گزينه ها روبه رو مي گردند. جدا از اين كه آنان كدامين گزينه را انتخاب كنند نتيجه اكثرا مشخص و  هزينه  آور است. بيشتر گزينه ها باخت را به دنبال مي آورند. در صورتي كه مديران كشوري به لحاظ عملكرد  دستگاه سياست خارجي با چنين موقعيتي روبه رو گردند اين ضرورت است كه باختي انتخاب گردد كه كمترين ميزان نابودي منابع ملي و پرستيژ جهاني را طلب مي كند.

 

    121 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   روابط بین الملل (170)
●   منافع ملي (12)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:29/06/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب