| شايد شما بازار داغ تجارت بينالملل را كه دلار در آن از اهميت ويژهاي برخوردار بود به خاطر بياوريد؛ اين بازار به يكباره در سال 2001 و قبل از حملهي نظامي آمريكا به عراق، دلار آمريكا رونق خود را در مقابل واحد ارزي جديد و قوي يورو (اروپا) از دست داد. اما در حال حاضر پيشبيني ميشود كه با توجه به اينكه ايالات متحده آمريكا، كشورهاي عراق و افغانستان را به زير سلطه خود درآورده و منابع طبيعي اين كشورها را نيز از آن خود كرده است، در نتيجه دلار آمريكا آيندهي روشني را پيش روي خود داشته باشد.
سياستمداران آمريكايي مكرراً در بيانات خود اذعان نمودهاند كه قصد آنان از حمله به عراق و افغانستان رهايي مردم اين كشورها از زير سلطهي استبداد بوده و هيچگاه به خاطر دستيابي به منابع عظيم نفتي اين كشور به آنان حمله نكردهاند. اما در عمل اينچنين نيست؛ مخالفان جنگ همواره جورج دابليو بوش را متهم ساختهاند كه وي براي دستيابي به منابع غني نفتي عراق به اين كشورها حمله نموده است. البته بايد اضافه نمود كه هدف آمريكا از دستيابي به آن منابع صرفاً مصرف و استفاده از آن نبوده است بلكه آمريكا قصد دارد تا در موقع ضرورت از آن منابع به عنوان پشتوانهي پول ملي خود در بازارهاي جهان بهره گرفته و از سقوط ارزش آن در مقابل يورو پيشگيري نمايد. جالب توجه است كه صدامحسين قبل از حمله نظامي آمريكا به اين كشور قسمتي از تجارت بينالمللي خود را با يورو به انجام ميرسانده و قصد داشته تا به مرور زمان به اين پول واحد اروپايي بپيوندد. افغانستان نيز مسيري مناسب جهت صادرات نفت درياي خزر به بازارهاي بينالمللي به شمار ميرود كه خود عامل تضعيف ارزش دلار در مقابل يورو و رونق گرفتن اقتصاد برخي از كشورهاي مشتركالمنافع شوروي سابق است. اما سؤالي كه مطرح ميشود اين است كه تا چه حد نفت در اقتصاد كشورها حائز اهميت ميباشد.
در جواب بايد گفت دولتي كه در اقتصاد خود اهميت ويژهاي را براي نفت قائل نشود از گردونهي تجارت بينالمللي حذف خواهد شد. جنگ براي نفت همواره پس از جنگ براي مذهب در طول تاريخ مطرح بوده است.
سونجا ابرون كه يكي از مفسران صاحبنظر امور اقتصادي ميباشد، بر اين عقيده است كه اگر اوپك در معاملات خود يورو را جانشين دلار نمايد، آنگاه عاقبتي تاريك در انتظار دلار خواهد بود. اين پيشبيني توسط دولت كلينتون نيز صورت گرفت، دولت بوش نيز سعي در مهار و جلوگيري از تحقق اين نظريه دارد. اگر به گذشته برگرديم به روشني ميبينيم كه دلار تنها واحد پولي بود كه در چرخهي تجارت نفت به كار گرفته ميشد و اين باعث ميگرديد كه نه تنها تجارت بينالمللي بر روي اين واحد استوار گردد، بلكه اقتصاد دولتها نيز با پايهي دلار بنا نهاده شود؛ اپك دلار را به عنوان پول واحد تجاري خود ميشناخت، بانك جهاني نيز مبناي كار خود را بر پايهي دلار نهاده بود و در نتيجه، اقتصاد جهاني بر پايهي تجارت تكارزي بنا شده بود.
اما در حال حاضر، يورو سلاح اقتصادي بر عليه اقتصاد ايالات متحده آمريكا به شمار ميرود و تنها پول بينالمللي است كه تهديدي بر عليه دلار محسوب ميشود. اين واحد پولي در حال حاضر توسط دوازده كشور اروپايي به طور رسمي و با مركزيت كشورهاي آلمان و فرانسه پذيرفته شده و در معاملات آنان به كار ميرود. اقتصاد و جمعيتي كه در حال حاضر در دنيا از يورو در معاملات خود بهره ميگيرند برابر با جمعيتي است كه از دلار استفاده مينمايند. به عقيده ابرون، كشورهاي حوزهي خاورميانه در اين امر پيشگام شده و به نظر ميرسد كه ديگر نه تنها پيشرفتي را براي دلار نميتوان انتظار داشت بلكه ميبايست روز به روز شاهد افول آن باشيم.
در اين شرايط وقتي ايالات متحده رشد يورو را در مقابل خود ميبيند و پيشبيني ميكند كه در آيندهاي نزديك ممكن است يورو گوي سبقت را از دلار بربايد، چاره را در اين ميبيند كه سلطهي خود را بر منافع نفتي كشور عراق مستولي ساخته تا در زمان مقتضي از اين سرمايه براي حمايت و پشتيباني پول خود بهره جويد و تا زماني كه صنعت جهاني بر پايهي استفاده از نفت و ديگر فرآوردههاي آن استوار است و خريد و فروش آن بر اساس دلار صورت ميگيرد، نميتوان انتظار پيروزي نهايي يورو در دوئل با دلار را داشت و اين در حالي است كه كشورهاي اروپايي خود بزرگترين مصرفكنندهي نفت ميباشند. و اما يكي از عوامل پيروزي يورو در مقابل دلار اين است كه كشورها يكي پس از ديگري به اين پول بپيوندد. در حال حاضر ايالات متحده سعي دارد تا كشورها را از پيوستن به اين پول منع نمايد. به عنوان نمونه آمريكا همواره سعي داشته تا كشور انگليس را با خود همگام و همراه سازد تا مبادا اين كشور به اتحاديه اروپا بپيوندد. |