مالزي كشوري با ٢٥ ميليون جمعيت كه مردماني سخت كوش و نگرش رو به جلوي مثبتي دارد، امروزه يكي از مدرنترين و پيشرفتهترين ملتها در ميان ملل در حال توسعه محسوب ميشود. در حالي كه بيش از ٤٥ سال از استقلال مالزي نگذشته است، اقتصاد اين كشوراز قدرت بسيار زيادي برخوردار شده است. توسعهي اين كشور تقريبا متوازن و همه جانبه بوده است و جنبههاي سياسي، اجتماعي، معنوي، اقتصادي، آموزشي، توريسم و منابع انساني را در بر ميگيرد. مالزي هماكنون هفدمين رتبهي جهاني را از نظر ميزان تجارت خارجي و صادرات محصولات الكترونيكي دارا ميباشد و جزء ٢٠ كشور توسعه يافتهي جهان محسوب ميشود.(1)
به گزارش دفتر مطالعات بينالملل خبرگزاري دانشجويان ايران، توسعهي چشمگير مالزي در دورهي ٢٣ سالهي نخست وزيري داتوك ماهاتير محمد، نخست وزير اين كشور صورت گرفته است. پس از گذشت بيش از دو دهه از نخست وزيري مالزي، وي تصميم گرفته است كه در ٣١ اكتبر سال جاري(٩ آبان) خود را بازنشست كند و عبدالله احمد بداوي، معاوناش را جايگزين خود كند.
اين تصميم شخصيت ضدآمريكايي و مخالف استعمار نوين، بيشك تاثير جدي بر مالزي خواهد داشت ضمن اينكه يك سنت حسنهاي را درخصوص گردش مسالمتآميز قدرت درتاريخ سياسي اين كشور آسياي جنوبشرقي برجاي خواهد گذاشت. از اينرو در آستانهي اين اتفاق قابل توجه، كه درست يك ماه تا تحقق آن وقت باقي است، نگاهي به شخصيت، زندگينامه و نيز حيات سياسي و نقش وي در تاريخ معاصر مالزي ميتواند؛ مثمرثمر باشد.
زندگينامه و حيات سياسي
ماهاتير محمد ٧٧ ساله در ٢٠ دسامبر ١٩٢٥ در ايالت كادا در مالزي به دنيا آمد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطهاش را در همان شهر گذراند و در سال ١٩٤٧ وارد دانشكدهي پزشكي “شاه ادوارد هفتم“ سنگاپور شده و از سال ١٩٤٥ وارد عرصههاي فعاليت سياسي شد. در سال ١٩٤٦ يكي از اعضاي سازمان ملي مالزي متحد (UMNO) شد و در سال ١٩٦٤ در چارچوب همين سازمان نامزد انتخابات پارلمان مالزي شد و به عنوان نماينده پارلمان از سوي مردم انتخاب شد. وي در سال ١٩٦٨ به عنوان رييس شوراي آموزش عالي مالزي و در ١٩٧٢ به عنوان عضو شوراي مشورتي آموزش عالي اين كشور انتخاب شد. ماهاتير محمد در سال ١٩٧٤ رياست شوراي دانشگاه مالزي را برعهده گرفت و در سال ١٩٧٦ به عنوان وزير صنايع و بازرگاني مالزي منصوب شد كه طي اين دوره كميسيونهاي مختلفي براي نظارت بر سرمايه گذاري ايجاد كرد؛ وي در سال ١٩٧٥ يكي از سه معاون سازمان ملي مالزي متحد و در سال ١٩٧٨ معاون ارشد رييس اين سازمان گرديد كه در نهايت در سال ١٩٨١ به عنوان رييس اين سازمان انتخاب شد و در نتيجه به مقام نخست وزيري مالزي منصوب شد. تحت رهبري وي سازمان ملي مالزي متحد در انتخابات متعدد پارلماني در سالهاي ١٩٨٢، ١٩٨٦،١٩٩٠، ١٩٩٥، ١٩٩٩ اكثريت آرا مردم را به خود اختصاص داد.(2)
ماهاتير محمد از زماني كه به مقام نخست وزيري مالزي رسيد، ايدههاي خود را عملي كرده و اين كشور را از يك صادر كنندهي كائوچو و قلع به يكي از ببرهاي آسيا در توليد تجهيزات الكترونيكي فولاد و اتومبيل تبديل كرد. در سال١٩٨١ با آغاز نخست وزيري وي سياست صنايع سنگين مالزي به مرحلهي اجرا گذاشته شد و يك سازمان دولتي با عنوان” سازمان صنايع سنگين مالزي ”به منظور انتقال صنايع نسبتا كوچك به صنايع توسعه يافته و سنگين ايجاد شد. سازمان صنايع سنگين مالزي چند صنعت خاص را مدنظر داشت كه از طريق آنها صنايع ديگري مانند فولاد، سيمان و مهندسي سنگين رشد كرده و به دنبالآن سه پروژهي ديگر كاغذسازي، موتورهاي كوچك و اتومبيل سازيكه ارزش كل پروژه را به ٢/٤ ميليارد دلار مالزي ميرساند، به آن افزوده شد. در همان حال كه ماهاتير محمد صنعت مالزي را تشويق ميكرد كه تحت سياست نگاه به شرق، سياستهاي اقتصادي ژاپن و كرهي جنوبي را مورد توجه قرار دهد، مراكز مبادله تجاري بزرگ به سبك ژاپن به منظور توسعهي صادرات را ايجاد كرد و در همان حال سياست واگذاري سهامهاي دولتي به بخش خصوصي را به مرحلهي اجرا درآورد.(3)
ماهاتير محمد در دوران نخستوزير خود بر يكي از غولهاي نوظهور اقتصادي در جنوب شرقي آسيا، كم كم به عنوان سخنگوي آسياي جديد مطرح شد و بر ارزشهاي آسيايي و مالزيايي تاكيد كرد و از معيارهاي دوگانه و تبعيضآميز غرب انتقاد كرده و ميكند. وي طبقهي متوسط مالزي را گسترش داد و اين در حالي است كه همواره رضايت سرمايهداران خارجي و داخلي را حفظ كرده است. از مهمترين نمادهايي كه هم ماهاتير محمد و هم مردم مالزي نسبت به داشتن آنها احساس غرور ميكنند؛ نخست، بلندترين برج جهان يعني برجهاي دوقلوي پتروناس به ارتفاع ٤٣٢ متر و ديگري كريدورهاي عظيم چندرسانهيي است كه ميتوان آن را به عنوان رقيب دره سيليكون كاليفرنيا (مهمترين مركز صنايع الكترونيك آمريكا) در نظر گرفت.(4)
ديدگاههاي ماهاتير محمد
ديدگاههاي وي درباره مسايل جهاني از جمله تروريسم، صلح و جهاني شدن همواره مورد توجه جهانيان بوده است. كشوري كه وي حدود ٢٣ سال رهبري آن را به عهده دارد، از جمله الگوهاي موفق ملت سازي در دهههاي اخير بوده است، به گونهاي كه شهروندان مالزي با نژادها، مذاهب و ريشههاي مختلف باهم متحد هستند.
امروزه به طور كلي چهار گروه مختلف نژادي از جمله اورانگ اصلي، مالايو، چيني و هند و پاكستاني در مالزي زندگي ميكنند. گروه اورانگ اصلي، كوچكترين گروه دربين اين گروهها است. مالايوها بيش از نيمي از جمعيت مالزي را تشكيل ميدهند، چينيها نيز ٣/١ و هندي و پاكستانيها هم حدود ١٠ درصد از جمعيت اين كشور را شامل ميشوند. مذاهب و اديان اسلام، بودايي، هند و مسيحيت از اديان اصلي اين كشور ميباشند. (5)
با اين حال انتقادهايي نيز از سياستهاي ماهاتير محمد ميشود، از جملهي اين انتقادها مي توان به طرحهاي بلندپروازانهي وي كهعامل اصلي بدهيهاي سنگين اين كشور ميباشد و به بحران پولي اين كشور منجر شده است ،اشاره كرد. از سوي ديگر عدهاي معتقدند كه موضع مبارزه جويانه و ضدغربي ماهاتير محمد ممكن است ركود اقتصادي مالزي را بدتر كند.
موضع ماهاتير محمد همواره نسبت به غرب حالت انتقادي داشته است و نه تنها هيچگاه حاضر نشده است كه درهاي كشور را كاملا به روي سياستها و سرمايه گذاريهاي صرفا غربي بگشايد؛ بلكه سياست وي بومي كردن وجهي مثبت سرمايه و تكنولوژي غربي بوده است. وي همواره جنبهي اسلامي بودن سياستهاي مالزي را مدنظر قرار داده و به كشورهاي مسلمان پيشنهاد كرده تا مسير اصلاح و توسعه را بپيمايند تا ديگران نتوانند سياستهايشان را به آنها تحميل كنند. ماهاتير محمد در ١٧ سپتامبر ٢٠٠٣ (٢٦ شهريور) سخنرانييي داشت كه در آن به مسلمانان توصيه كرده بود مهارتها و تكنولوژيهاي پيشرفتهاي را اتخاذ كنند تا بتوانند تسليحات مدرن توليد كرده و با داشتن اين تسليحات مدرن به دل دشمنانشان (منظور وي بيشتر غرب است) ترس بيندازند.
وي ادامه داده بود:“ رهبران مسلمان بايد توسعهي غرب را اخذ كنند تا از تحقير اسلام جلوگيري به عمل آورند و مانع از نگاه به اسلام به عنوان يك مذهب تروريست پرور شوند.”
ماهاتير محمد با بيان اين مساله كه ناكاميها در مسلمانان جهان موجب بروز خشم و اقدامات خشونتآميز ميشود گفته بود:“ كشورهاي مسلمان، وابسته به ديگران از جمله دشمنانشان هستند. هيچ گونه اسطورهيي در برتري آنها برما وجود ندارد و اگر كشورهاي مسلمان قوي باشند، ديگران به آنها حمله نميكنند؛ همان طور كه آمريكا جرات نميكند به كشور قدرتمندي مثل چين حمله كند، چون ميداند عواقب وخيمي برايش در پي خواهد داشت.(6)
كنارهگيري ماهاتير محمد و آيندهي مالزي
با صرف نظر كردن از نقاط قوت و ضعف ساختاري مالزي، پرسش اساسي كه مطرح ميشود اين است كه مالزي پس از ماهاتير محمد چه مسير و روندي را طي خواهد كرد؟ آيا اين كشور قادر خواهد بود به سياستهاي توسعهي اقتصادي، سياسي و اجتماعي خود ادامه دهد.
به هرحال ماهاتير محمد از جمله سرشناسترين رهبران آسيايي به حساب ميآيد كه نظراتش در عرصهي بينالمللي از اهميت و وزنه سنگيني برخوردار است و با كنارهگيري وي از قدرت، آسيا يكي از معدود رهبران با نفوذ خود را از دست خواهد داد.
از نظر رابطه آمريكا و مالزي سوالي كه مطرح ميشود و آن اينكه چگونه است كه با وجود انتقادات تندي كه ماهاتير محمد از سياستهاي دولتهاي حاكم بر آمريكا ميكند؛ روابط آمريكا با مالزي هيچ گاه به شدت تيره نشده است؟ آمريكا از همان ابتدا و در جنگ سرد از تشكيل فدراسيون مالزي كه با مخالفت اندونزي و فيليپين روبهرو شده بود؛ حمايت نمود و آن را فورا به رسميت شناخت؛ به گونهاي كهروابط آنها روبه گسترش نهاد. طي جنگ سرد دولت مالزي كه نگران اوضاع منطقه و رخنه كمونيسم در كشورش بود، هرچه بيشتر به آمريكا متكي شد، با اين حال در اين تمايل محدوديتي قائل شد و برخلاف كشورهايي مانند تايلند از پيوستن به بلوكهاي نظامي سرباز زد. در حال حاضر سطح روابط اقتصادي دو كشور آمريكا و مالزي به ميلياردها دلار رسيده است. در سال ١٩٨٧ ،١٩ درصد از واردات مالزي از آمريكا بوده است و در عين حال صادرات مالزي به آمريكا بين ٢ تا ٨/٢ ميليارد دلار بود. پيشرفت صنايع الكترونيك مالزي مديون سرمايه گذاريهاي آمريكا بوده كه حوزهي اصلي آن نيز در بخشهاي نفت و الكترونيك بوده است. در سالهاي اخير روابط سياسي و اقتصادي دو كشور در عين حال كه از رشدي فزاينده برخوردار بوده است، مشكلاتي را نيز به ويژه در سطح مسايل اقتصادي به خود ديده است. بنابراين آمريكا منافع هنگفت اقتصادي، سياسي و نظامي در جنوب شرق آسيا دارد كه مالزي منبع اصلي اين منافع است و به نظر عدهاي انتقادات ماهاتير محمد نسبت به سياستهاي غرب و آمريكا هيچ گاه جدي و بنيادي نبوده است و طوري مطرح نشدهاند كه آسيب و لطمهيي به روابط طرفين وارد آورد.(7)
منابع:
١-www.bn.org.my
٢-www.drmahathir.com
٣- مسائلي، محمود، كتاب سبز مالزي، تهران: دفتر مطالعات سياسي و بينالملل وزارت امور خارجه، ١٣٧٢، ص٣٢-131
٤- news.bbc.co.uk
٥- مسايلي، محمود، همان، ص ٢١ و ٤٢
٦- utan.indy media.org
٧- مسايلي، محمود، همان. ص ٢٥٦-253