باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جهانى شدن و وضعيت اديان‏
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
گفت و گو با دكتر ژان كلود باست، استاد مطالعات تطبيقى اديان در دانشگاه لوزان سوييس


در اين سفر من به يك اتاق ساده براى اقامتم نياز دارم هم چنين به مترجم و راهنمايى كه مرا در ارتباطاتم با ديگران كمك كند. در اين سفر دو هدف مد نظر من است: يكى بهبود بخشيدن به زبان فارسى خودم و ديگر برقرار كردن ارتباط با مردم ايران به خصوص دانشجويان.

اين بخش از ايميل ارسالى دكتر «ژان كلود باست»، استاد مطالعات تطبيقى اديان دانشگاه لوزان سوئيس و كشيش پروتستان، به دوست ايرانى‏اش على‏رضا اعرافى رئيس پژوهشكده حوزه و دانشگاه است. ما اوايل خرداد امسال در اتاقى - تقريباً آن گونه كه خواسته بود - در خانه معلم قم به ديدارش رفتيم. در اين گفت و گو كه حدود چهار ساعت به طول انجاميد، من و سيد محمدتقى ابطحى بادكتر «باست» در مورد موضوعات زيادى گفت و گو كرديم. از پروتستانيزم و شباهت‏هاى آن با اسلام، تا بوديسم (درس ترم‏هاى اخير وى در دانشگاه لوزان)، هنر دينى، جهانى‏سازى و ميزان انطباق اديان با آن، فلسفه در جهان اسلام، انقلاب اسلامى و تأثير آن در جهان، وضعيت اديان و... .در اين مصاحبت چند ساعته، دكتر «باست» با اشتياق از اسلام، شيعه، كلام، حديث و... و مطالعات فكرى دينى در اين حوزه‏ها پرسيد، پاسخ شنيد و به سؤالات ما پاسخ گفت او همچنين از دوستى و آشنايى‏اش با برخى استادان حوزوى و دانشگاهى ايران و ديدارِ به قول خودش شعف‏انگيز باامام خمينى(ره) در نوفل لوشاتو سخن گفت. دكتر باست با زبان‏هاى آلمانى و فرانسه كاملاً آشنا است و در سال‏هاى 1976-1978 نيز، به عنوان كشيش، در ايران بوده است؛اما فارسى را خوب صحبت نمى‏كند و تقريباً بيش از نيمى از گفت و گوى حاضر، به زبان انگليسى انجام و به فارسى برگردان شده است.

 
   ● نام گفت و گو شونده: ژان - كلود باست

منبع: ماه نامه - پرسمان - 1383 - شماره 25، مهر

 
 

●به عنوان نخستين سؤال و درآمد بحث، كمى از آشنايى خود با اسلام و مطالعات فكرى اسلامى بگوييد.

- من پيش از اين دو سال در ايران زندگى كرده‏ام و به عنوان كشيش پروتستان فعاليت داشته‏ام. طبيعى است كه نگاه من به اسلام از زوايه فرهنگ و نگاه ايرانى باشد. علاوه بر اين، من با متفكران ايرانى مسلمان نظير دكتر نصر و ديگران آشنايى دارم و در مورد آن‏ها كار كرده‏ام. البته اقتضاى رشته تحصيلى و مطالعات من نيز آشنايى با همه اديان از جمله اسلام را برايم ضرورى ساخته است. من با آثار كلاسيك و ميراث علمى محققان مسلمان تا حد خوبى آشنا هستم و همچنان تلاش خودم را با اسلام امروزى‏تر نيز آشنا كنم. در اسلام محورهاى مورد سؤال و علاقه من، تشيع، كلام والاهيات و حديث و فقه هستند و البته فلسفه اسلامى.

 

●ظاهراً نگاه شما به فلسفه اسلامى نوعى نگاه خاص باشد و اين احتمالاً به اين دليل است كه شما شاگرد «كربن» بوده‏ايد. آيا اين تصور را در مورد خود قبول داريد؟

- در مورد خودم نه؛ اما در مورد استادم كربن چرا. نگاه كربن به فلسفه اسلامى، نگاهى فرهنگى - فلسفى بود، يعنى يك نوع نگاه فرهنگى به فلسفه اسلامى. براى او فلسفه اسلامى تركيبى از مسائل فلسفى و فرهنگ اسلامى بود. كربن با فلسفه‏هاى خيلى امروزى ميانه‏اى نداشت. براى او فلسفه آن چيزى نبود كه در آراى «فوكو» يا «لكان» ديده مى‏شود. اهميت افلاطون و ابن سينا براى او خيلى بيش‏تر از فلاسفه امروزين بود. او به نوعى به دنبال فلسفه قديم با الگوها و معانى و مسائل خاصش بود.

 

●يعنى اعتقاد به نوعى حكمت يا حكمت خالده؟

- بله، شايد. كربن ايران را خيلى دوست داشت و دوستى‏اش با علامه طباطبايى و ديگران كه دوستان فلسفى‏اش بودند، دريچه جديدى از حكمت به رويش گشوده بود. تعبير او از فلسفه اسلامى «فلسه زنده» بود و اين را به خاطر مسائل الاهياتى آميخته با فلسفه اسلامى مى‏گفت. به ياد دارم كه او درباره فلسفه اسلامى، گاهى تعبير خاص «تئوسوفيا» را به كار مى‏برد و اين نگرش او در اين زمينه را نشان مى‏دهد. او فلسفه اسلامى را يك حكمت الاهياتى زنده مى‏دانست با مسائل خاص خودش.

 

●از فلسفه اسلامى به سمت هنر اسلامى برويم. شما با جلوه‏هاى هنر اسلامى تا چه حدى آشنايى داريد؟

- متأسفانه آشنايى من با هنر اسلامى اندك است. من تنها با خوشنويسى، به عنوان يك هنر اسلامى خاص، آشنا هستم.

 

●اگر بخواهيم تعريفى از هنر دينى ارائه دهيم، تعريف شما چه خواهد بود؟

- هنر به ذات خود دو بعد دارد، فيزيكى و متافيزيكى. هنر دينى هنرى است كه ابزار دين است براى تبليغ آموزه‏هاى آن و اين مربوط به بعد متافيزيكى هنر است كه باعث تعالى مى‏شود. همان طورى كه هر دينى فلسفه و الاهيات دارد و از آن‏ها براى تبليغ آموزه‏هاى خود استفاده مى‏كند، هنر نيز دارد. مثل نقاشى در مسيحيت و مجسمه سازى و... كه به نوعى تبليغ مسيح، زندگى او و مسيحيت راستين است.

 

●آيا به نظر شما تفاوتى در نوع استفاده اديان از هنر براى تبليغ خود وجود دارد و آيا مثلاً مى‏توان دينى را ديد كه از هنر استفاده نكند؟

- بله! تفاوت هست. استفاده از هنر بسته به معتقدات خاص دينى است. حتى در مسيحيت، با همه آزادى و كثرت استفاده از هنر، مى‏بينيم كه موضوع هنر دينى در مسيحيت كاتوليك و ارتدكس با پروتستان تفاوت دارد. كليساى پروتستان معمارى خاصى ندارد، يك اتاق ساده بايك صليب است و از تصوير و... در آن خبرى نيست. در واقع ميزان استفاده از هنر براى دين و شأن و جايگاه هنر در اديان متفاوت است و اين به معتقدات معتقدان و ريشه‏هاى اعتقادى اديان مربوط مى‏شود و اين كه چه اندازه در اين موارد كار شده باشد.

 

●آيا آيين پروتستان را يك آيين سنتى مى‏دانيد يا امروزى؟

نه مى‏شود گفت امروزى نيست و نه مى‏شود گفت سنتى است. در واقع مثل اسلام و ساير اديان دو نوع برخورد با اين آيين هم وجود دارد: عده‏اى فقط به آنچه در كتاب مقدس است معتقدند و عده‏اى امروزى‏تر هستند و در واقع نگاه عقلى به دين دارند؛ و هر دو گروه هم پروتستان هستند.

 

●بحث مهم امروز جهان، بحث «جهانى شدن» است. به نظر شما، از سه گرايش عمده مسيحيت كدام يك زمينه بيش‏ترى براى جهانى شدن دارد؟

- به نظر من پروتستان زمينه بيش‏ترى دارد.

 

●چه چيزهايى در پروتستان هست كه به اين موضوع كمك مى‏كند؟

اين سؤال مشكلى است. بحث آزادى مسيحيان پروتستان از گزاره‏ها و تكاليف و مناسك دينى (نظير عبادات خاص و تقيدات كاتوليك‏ها) يك بحث مهم در اين راستا است. اين كه در آيين ما هر كسى مسؤول عمل خويش است و در برابر خداى خود و به هيچ آتوريته يا مرجع خاصى بالاتر از خود وابستگى ندارد، در جامعه نوعى آزادى ايجاد مى‏كند كه در دو بخش ديگر دين مسيح نيست. در حالى كه در آيين كاتوليك سنت نقش مهم و اساسى دارد، در آيين ما شخص و عبادت و رويكرد دينى و عبادى او اهميت دارد. ما در آيين پروتستان آزادى‏هاى زياد و قابل ملاحظه‏اى حتى براى آباى كليسا داريم. من يك كشيش هستم، اما زن و فرزند دارم و آزادى‏هاى فراوان ديگر كه در دو آيين ديگر نيست. امرزوه اين‏ها مباحث و زمينه‏هاى مهمى به شمار مى‏آيد.

 

●با توجه به مطالعات و مقالات شما و درس شما كه اديان تطبيقى است، زمينه‏هاى اديان آسيايى را براى وارد شدن به پروسه جهانى شدن چقدر مى‏بينيد؟ آيا جوامعى كه دين در آن‏ها نقش پررنگى دارد، با اين پروسه مشكل پيدا نمى‏كنند و مى‏توانند مسائل مربوط به جهانى شدن را به عنوان اصول تازه بپذيرند و حل كنند؟

- به نظر من، تجربه جهانى شدن در جوامع گوناگون مختلف است. اين بحث چيزى نيست كه صرفاً به دين مربوط باشد. هم به دين و هم به فرهنگ آن جامعه و زمينه‏هاى لازم براى جهانى شدن مرتبط است. ما مى‏بينيم در دو كشور ژاپن و تايلند، با اين كه هر دو بودايى هستند، جهانى شدن دو گونه جواب داده است. در ژاپن تجربه موفقى داشته و در تايلند تجربه ناموفق. در واقع بحث فرهنگ محلى و فرهنگ گسترده است و پتانسيل آن‏ها براى ورود به اين پروسه. دين هم در ين زمينه، اگر به روز نشده باشد و سنتى باشد، تا حدودى با مسائل جهانى شدن مشكل دارد. البته اين مشكل ريشه فرهنگى‏اش بيش‏تر است.

 

●به نظر شما، نسبت فلسفه در غرب و جهانى شدن چيست؟

نمى‏توان گفت اين دو نسبت خاصى دارند. به نظر من، جهانى شدن اول تجربى است و بعداً بنيادهاى نظرى و فلسفى براى آن ساخته شده و دارد ساخته مى‏شود؛ يعنى از ابتدا بيش‏تر بر بنياد تجربه و پيشرفت تكنولوژيكى استوار بود تا مباحث نظرى. در واقع بعد از ايجاد در ساحت تكنولوژى به ساحت فلسفه و نظر قدم گذاشت.

 

●بحث مهم ديگر در اين راستا، بحث يا بهتر بگوييم مشكل فردگرايى در جهان امروز است. امروز مى‏بينيم به نوعى حتى معتقدان به اديان نيز دارند در خود فرو مى‏روند و انسان‏ها از اين كه در يك جمع يا جامعه لحاظ شوند، گريزانند. در بعد دينى اين قضيه، گرايش از اديان مناسكى به نوعى گرايش عرفانى ديده مى‏شود و در بعد جامعه شناختى، فردگرايى مفرط كه تبعات فراوان روانى و اجتماعى نيز در پى دارد، چهره مى‏نمايد. آيا اين محور شدن خود و گرايشات درونى، آفت جامعه و تفكر جديد نيست و نوعى گريز از اتوريته‏ها و مراجع فراوان فكرى، دينى و... براى پيوستن به جريان جهانى؟

- من تا اندازه‏اى موافقم كه در جهان امروز اين مشكل و توابع روانى آن وجود دارد. وقتى من خودم مسؤول كار خودم باشم و در يك جماعت حضور نداشته باشم كه چيزى را به من تكليف و مرا ارزشيابى كند، آرامش روانى كم‏ترى دارم؛ چون معمولاً مجموعه هايى مثل مجامع دينى كاتوليك يا مسلمان به دليل معيارهايشان فرد را تخليه مى‏كنند و بخشى از مسؤوليت او را به عهده مى‏گيرند؛ اما در مجامع آزادتر، مثل پروتستان، اين مشكلات هست. البته در آن جا هم كسى كه واقعاً به خدا معتقد باشد، مشكل كم‏ترى دارد.

به هر حال، در ذات جوامع امروز و مباحثى مثل جهانى‏سازى اين تنش‏ها و مسائل وجود دارد و كارى هم نمى‏شود كرد. جالب است بدانيد شدت فردگرايى در پروتستانيزم اوليه به حدى است كه حتى عبادت در اتاق از عبادت در كليسا بهتر است. اين در حالى است كه اين آيين، پتانسيل بيش‏ترى براى جهانى شدن دارد و با مسائل آن راحت‏تر كنار مى‏آيد.

 

●با وجود اين مسائل، به نظر شما، در دنياى جديد جاى دين در كجا است و رابطه دين و مدرنيته چگونه قابل تصور است؟

- بايد بگويم در اين زمينه مشكلات زيادى وجود دارد. نسبى‏گرايى حاكم بر جهان و تفكر بشرى باعث مى‏شود بخش هايى از جامعه جهانى مدرن شود و بخش هايى از آن كه تقيدات دينى و معتقدات الاهى دارد، هماهنگى در پيشرفت با جهان هماهنگى لازم را نداشته باشد. به همين نسبت جاى دين و شأن و جايگاه آن در زندگى بشر تغيير مى‏كند و مثلاً مى‏بينيم كه گرايش به نوعى عرفان و دين شخصى بدون مناسك كه نسبتى با اديان مناسكى و كلاسيك ندارد و شما قبلاً به آن اشاره كرديد. شايد بشود گفت مدرنيته و تبعات و پيامدهاى آن، نظير جهانى‏سازى، ما و اديان را به چالشى جدى فرا خوانده است.

 

●به عنوان واپسين سؤال، كمى از ديدارتان با امام خمينى(ره) بگوييد.

بله، من با آيت اللّه خمينى(ره) در يك اتاق كوچك، مثل همين اتاق كه الان هستيم، در «نوفل لوشاتو» ديدار داشتم. يك ديدار خصوصى و خاص. ايشان به من گفت كه مسيحيان ايران و پيروان ساير اديان بايد با مردم ايران همكارى كنند و در مقابل شاه متحد شوند. من هم از ايشان سه سؤال پرسيدم. يكى معناى «جمهورى اسلامى» بود؛ ايشان در جواب من گفت كه امور به يك شورا كه نماينده مردم و آزادى‏هاى آن‏ها است، واگذار مى‏شود. سؤال ديگرم در مورد وضعيت آزادى‏هاى اقليت‏هاى مذهبى در صورت پيروزى ايشان بود، كه ايشان گفت جاى نگرانى وجود ندارد. سؤال آخرم در مورد گفت و گوى بين اديان بود. ايشان اعتقاد داشت اديان بايد با هم گفت و گو كنند، اما اسلام كامل‏تر و جامع‏تر است.

 

●با تشكر از جناب عالى و وقت زيادى كه در اختيار ما گذاشتيد.

 

    225 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام (497)
●   جهانی شدن (374)
●   دين (286)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:07/07/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب