باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 45 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
نسبت شادى و دين
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: كاظم - مصطفايي‏

منبع: ماه نامه - پرسمان - 1383 - شماره 25، مهر

 
 

ارمغان دين براى بشر شادى، بهجت و سرور به معناى واقعى و عميق آن مى‏باشد. دين هم بشر را با شادى واقعى آشنا كرده و هم راه رسيدن به آن و بهره‏مندى كامل از آن را پيش روى او نهاده است.

خواندن دعايى با شور و حال و نمازى با حضور قلب، نجوايى شبانه و زمزمه‏اى عاشقانه، كمك به انسانى افتاده، نوازش يتيمى غمگين، سير كردن گرسنه‏اى بينوا، زيارت بارگاه انسانى پاك، ديدار وابستگان و گفت‏وگو با دوستى صميمى كه همگى از سفارش‏هاى دين و تعاليم پرمحتواى آن است، همان سرور و نشاطى را به دنبال دارد كه ديدن بهار طرب‏انگيز و صبح پرلطافت و قطره‏اى شبنم بر رخسار گل سرخ و زمزمه جويبار و وزش نسيم روح فزا.

هر دو نوع شادى برگرفته از يك حقيقت و هر دو جلوه‏اى از زيبايى وعظمت و كمال خداوند بزرگ و كريم است. نگاهى گذرا به تعاليم دينى نشان مى‏دهد، شادى و سرزندگى از آثار ايمان مذهبى است؛ چرا كه مذهب بر زمينه‏هاى پيدايش شادى سفارش كرده و نشانه‏هايش را ستوده است. نداشتن نگرانى و اضطراب و غم و اندوه و رسيدن به اطمينان قلبى اساس هر نوع شادى است و اين ممكن نيست مگر با ايمان به قدرت مطلقى كه سرچشمه همه نيكى‏ها است.1 به همين دليل، عميق‏ترين و عالى‏ترين شادى‏ها و سرورها از آنِ مردان پاك سيرت و آشنا با خداوند است. در حديثى از پيامبر(ص) مى‏خوانيم: «ركعتان فى جوف الليل أحب الىّ من الدنيا و مافيها؛ دو ركعت نماز در دل شب نزد من از دنيا و آنچه در آن است، ارزنده‏تر و دوست داشتنى‏تر است.»2

حضرت صادق(ع) مى‏فرمايد: اگر مردم از فضيلت شناخت خداوند متعال آگاه بودند، چشمان خود را به بهره‏هاى مادى كه خداوند به دشمنانش بخشيده نمى‏دوختند و دنياى آن‏ها در نظرشان از چيزى كه زير پالگد مى‏كنند، بى‏ارزش‏تر بود و از شناخت خداوند چنان لذت مى‏بردند كه گويا پيوسته در باغ‏هاى بهشت با دوستان خدا، همنشين و همراهند.3

در دين اسلام دستورهاى فراوانى كه زمينه‏ساز شادى و سرور است وارد شده است: مانند سفارش به حسن خلق و گشاده‏رويى و ديدار برادران ايمانى با روى گشاده و چهره شكفته و تلاش براى شادى كردن مؤمنان؛ چنان كه در روايت آمده است:

«الق اخاك بوجه منبسط؛ با رويى گشاده با برادران ملاقات كن.»4 «ايما مسلم لقى مسلماً فسره، سرّه الله عزوجل؛ هر مسلمانى كه مسلمانى را ببيند و او را مسرور كند، خداوند را شاد كرده است.»5

در بهشت خانه‏اى است به نام خانه شادى، تنها كسى كه يتيمان و بچه‏ها را خوشحال كند به آن داخل مى‏شود.6

بوى خوش عامل مهم شادمانى است و متقابلاً بوى بد عامل نااميدى و افسردگى؛ در روايات اسلامى توجه ويژه‏اى به استفاده از عطريات و بوى خوش شده است و خوشبو بودن از ويژگى‏هاى پيامبر اسلام - صلى الله عليه و آله - و از سنت‏هاى آن حضرت شمرده شده است؛ حضرت صادق - عليه السلام - مى‏فرمايد: رسول خدا - صلى الله عليه و آله - براى بوى خوش بيش‏تر از خوراك خرج مى‏كرد.7

رنگ روشن شادى آفرين است؛ در دين نيز به پوشيدن لباس‏هاى روشن و به ويژه سفيد، توجه زيادى شده است؛ در حال نماز بر پوشيدن لباس سفيد تأكيد شده و پوشيدن لباس سياه در اين حال مكروه شمرده شده است؛ در حديثى از پيامبر بزرگ اسلام(ص) آمده است: «لبسوا البياض فأنهما اطيب و اطهر و كفنوا فيها موتاكم؛ لباس‏هاى سفيد بپوشيد، چون بهتر و پاك‏تر است و مردگان خود را در آن‏ها كفن كنيد.»8

در اسلام آراستگى ظاهرى امتيازى براى فرد و يكى از نشانه‏هاى ايمان شمرده شده است. هر مسلمان مؤمنى از كودكى با حديث «النظافة من الايمان» آشنا است؛ نقش آراستگى ظاهر در آرامش و نشاط روحى و ايجاد شادى و انبساط فردى و اجتماعى انكارناپذير است.

كار جوهر آدمى و نشانه حيات او است، انسان تنبل، بهره‏اش از زندگى اندك و سلامتى‏اش در معرض خطر و شادابى‏اش برباد است. كار و تلاش از انحرافات و لغزش‏ها جلوگيرى مى‏كند؛ زمينه بسيارى از مفاسد اخلاقى و اجتماعى را از بين مى‏برد و بر سرزندگى و نشاط مى‏افزايد. در روايات اسلامى به حدى بر اهميت كار وتلاش در راه كسب روزى حلال و تأمين هزينه‏هاى زندگى تأكيد شده كه انسان غرق در شگفتى و حيرت مى‏شود. حضرت صادق(ع) در روايتى مى‏فرمايد: فرد زحمتكش كه براى رفاه خانواده‏اش مى‏كوشد، همانند مجاهد در راه خدا است.9

سير و سفر در شهرها وسرزمين‏هاى مختلف و گشت و گذار در طبيعت و ديدن منظره‏هاى زيبا و آشنايى با آداب و رسوم ملت‏ها، گذشته از فايده‏هاى فراوان مادى و معنوى، آدمى را از افسردگى مى‏رهاند و به سلامتى جسم و روان و ايجاد شادابى كمك شايانى مى‏كند. از اين رو، دين مقدس اسلام مردم را بسيار بدان سفارش كرده است و تعبير «سيروا فى الارض» را در آيات متعددى از قرآن مى‏توان يافت. 10

توصيه به شركت در مجالس شادى مثل مجالس عروسى و وليمه و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند وخريد خانه و برگشت از حج و زيارت‏11 كه هدف از از آن‏ها ايجاد انس و الفت و صفا بين مؤمنان و شاد و مسرور ساختن آن‏ها است، گواه اهميت دادن دين مبين به مقوله شادى وسرور است. سفارش به پوشيدن لباس‏هاى نيكو و زيبا و زينت كردن و معطر بودن و شادى كردن و شاد ساختن يكديگر در اعياد اسلامى، به ويژه عيد سعيد غدير و تأكيد بر صله ارحام و اطعام دادن و دست دادن و مصافحه با مؤمنان و زيارت آن‏ها و تبسم كردن به روى آن‏ها و هديه دادن به آن‏ها، شاهد ديگرى بر توجه اسلام به اين امر است.

بايد دانست شادمانى تنها در لذت‏هاى مادى گذرا خلاصه نمى‏شود. شادمانى واقعى در نزديك شدن به هدف والاى آفرينش و آراسته شدن به خصلت‏ها و خوى‏هاى انسانى و الاهى است. به گفته ارسطو: «شادمانى عبارت است از پروراندن عالى‏ترين صفات و خصايص انسانى.»12 بنابراين، لذت و خوشى تنها با عوامل مادى به دست نمى‏آيد. عوامل معنوى نيز در ايجاد شادى مؤثرند. گاهى انجام كارهايى كه عادتاً بايد لذتبخش باشند، نه تنها لذتى به انسان نمى‏بخشد، بلكه عذاب وجدان و تشويش روحى نيز مى‏آورد؛ چرا كه روح و وجدان آماده لذت بردن نيستند. يك غذاى لذيذ يا رابطه جنسى و يا خانه بسيار زيبا، اگر حرام و نامشروع و غير معقول باشد، براى انسان سالم و طبيعى تلخ و ناگوار است.

پرهيز از گناه در بيش‏تر مواقع، پرهيز از لذت‏هاى مادى سطحى است؛ ولى در عين حال شادى آور است؛ زيرا روح آدمى به گونه‏اى است كه گاه از پرهيز و رياضت معقول سرخوش مى‏شود. ارضاى تمايلات به هر صورت و در هر شرايط شادى آور نيست. گاه پرهيز از لذت، لذت بخش‏تر از نيل به لذت است.13

اگر مادرى برخلاف ميل فرزند دلبندش او را از خوردن غذايى زيانبار بازداشت، آيا مانع شادمانى او شده است؟

اگر پزشكى براى راحت ساختن بيمارى كه غده‏اى در مغز دارد، با چاقوى تيز جراحى جمجمه‏اش را شكافت، آن غده دردآور را بيرون آورد و او را از غم و درد جانكاه رهانيد، به او شادى نبخشيده است؟ آيا درست است بگوييم اين پزشك با شكافتن استخوان اين بيمار او را آزرده ساخته و شادمانى را از او گرفته است؟

آيا منع بيمار از بعضى غذاها و كارها، محروم كردن او از سرور و شادمانى است؟

آيا منع از شراب خوارى كه ارزنده‏ترين گوهر وجود آدمى يعنى عقل را محجوب و پوشيده مى‏سازد و بزرگ‏ترين جنايت‏ها و زشت‏ترين كارها را آسان و زيبا جلوه مى‏دهد، بازداشتن انسان از شادى و شادمانى است؟

آيا سفارش به دورى از تهمت و غيبت و دروغ و ريا و نگاه ناروا و رابطه ناسالم كه زمينه‏ساز هزاران آسيب فردى و اجتماعى و بستر همه ناهنجارى‏هاى روانى و اجتماعى است، دور كردن انسان از شادى است؟

آيا سفارش به ارتباط با كانون عظمت و كمال يعنى خداوند متعال و رسيدن به سكون و اطمينان قلب در پرتو اين ارتباط كه محور اصلى آموزه‏هاى دينى و مذهبى است، شادى بخش نيست؟

آيا دستور به نماز و عبادت و صله رحم و انفاق به تهى‏دستان و گذشت و بزرگوارى و كمك به برادران دينى و پيشى گرفتن در نيكى و خوبى و تقوا و پاكدامنى و عفت و وقار و اخلاص در اعمال و تكبر نورزيدن و خودپسند نبودن و هزاران دستور فردى و اجتماعى و اخلاقى و اقتصادى و سياسى ديگر، زمينه ساز شادى حقيقى و راستين بشر در دنيا و آخرت نيست؟

ستودن اعمالى چون گريه از خوف خداوند و عظمت و كبرياى او و گريستن بر خطاها و گناهان و نيز گريه و سوگوارى در عزادارى اولياى الاهى و انسان‏هاى برجسته و ممتاز و سفارش به آن‏ها، به هيچ وجه با سرزندگى و نشاط ناسازگار نيست. گريه‏اى كه از سر عشق به خداوند و يادآورى عظمت او باشد، پيوند با درياى بى‏كران همه نيكى‏ها و زيبايى‏ها و سرچشمه همه شادى‏ها و بهجت‏ها است. گريستن بر مظلوميت اولياى الاهى و جفايى كه بر آنان رفته است، در واقع گريستن بر پنهان شدن خورشيدهاى تابان و زندگى بخش و چيرگى ظلمت و تيرگى بر آسمان انسانيت است؛ چنين گريه‏اى نه تنها به افسردگى نمى‏انجامد بلكه به گواهى تاريخ و تجربه، هماره نيروى معنوى و قدرت روحى و سرزندگى را افزايش مى‏دهد و پويايى و تحرك جامعه انسانى را رونق مى‏بخشد.

 

پى‏نوشت:

1. حديث مهر، سالنماى تحصيلى جوان‏82-1381.

2. علل الشرايع، شيخ صدوق، ج‏2، ص‏363.

3. ميزان الحكمة، ج‏6، ص‏155، ح‏11937.

4. همان، ج‏1، ص‏418، ح‏1707.

5. همان، ج‏3، ص‏439، ح‏8466.

6. همان، ج‏3، ص‏438، ح‏8461و8460.

7. همان، ج‏5، ص‏574، ح‏11021.

8. سفينة البحار، شيخ عباس قمى، ج‏1، ص‏291.

9. ميزان الحكمة، ج‏4، ص‏119، ح‏7203.

10. مثل نحل(16):36، نمل(27):69 و انعام(6):11.

11. سفينه البحار، شيخ عباس قمى، ج‏4، ص‏763.

12. حديث مهر، سالنامه تحصيلى جوان 82-1381.

13. همان.

 

    121 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دين (286)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:05/07/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب