باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 27 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تاريخ هسته اي ايران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نام گفت و گو شونده: هرميداس - باوند

منبع: روزنامه - شرق

 
 

• در ابتدا مقدمه اي كلي درباره سلاح  هاي اتمي و به وجود آمدن آن بيان فرماييد.

در طول جنگ جهاني دوم، نسبت به  امكان توليد چنين سلاحي، آگاهي پيدا شد و كشورهايي در جهت به دست آوردن آن تلاش كردند. از آنجا كه آمريكا از تهاجم ها و بمباران هاي جنگ دوم دور بود، با آسودگي اين پروژه را پيگيري كرد و در سال 1945 آزمايش را با موفقيت به انجام رساند. بعد از جنگ دوم جهاني روسيه هم اطلاعاتي از اين سلاح به دست آورد و در سال 1949 موفق شد كه اولين بمب اتمي خود را امتحان كند. در سال هاي بعد چين و فرانسه تلاش مي كردند تا با كمك شوروي و آمريكا به اين سلاح دسترسي پيدا كنند. ليكن درخواست آنها با واكنش سرد آمريكايي ها روبه رو شد. در واقع مشكلي كه فرانسه با ناتو پيدا كرد حتي نيروي دريايي و هوايي خود را از ناتو خارج نمود به همين دليل باز مي گردد.زماني كه قرارداد منع آزمايش هسته اي در سال 1965 بين آمريكا و شوروي منعقد شد و منع آزمايش در فضا، و فضاي ماوراي جو، زمين و دريا (منهاي آزمايش هاي زيرزميني) پذيرفته شد فرانسه و چين هر دو در مقام مخالفت برخاستند و گفتند كه هدف اين دو ابرقدرت آن است كه اين سلاح را در انحصار خود داشته باشد و بنابراين آنها نه تنها امضا نكردند و به قرارداد ملحق نشدند بلكه مخالفت هم كردند و تلاش كردند كه مستقلا به سلاح اتمي دست پيدا كنند.در سال 1968 قرارداد منع گسترش (NPT) منعقد شد و باز هم چين و فرانسه هر دو استدلال خودشان را تكرار كردندكه آن قدرت ها انحصار قدرت هسته اي را مي خواهند كه  با در دست داشتن آن، هژموني خود را به ديگران تحميل كنند. بنابراين فرانسه و چين آن را امضا نكردند.

 

• چطور با وجود چنين قراردادها و كنوانسيون هايي، كشورهاي جهان سوم مثل هند، پاكستان، كره شمالي و اسرائيل توانستند به سلاح هاي اتمي دست پيدا كنند؟

استدلال هند در همان تاريخ معطوف به چين بود، يعني هميشه تهديد عمده را از سوي چين تلقي مي كرد به خصوص كه برخورد مرزي بين هندوچين به وجود آمده بود.چين در طلب دستيابي به سلاح هسته اي بود و هند چون مي دانست كه چين در طلب سلاح هسته اي است نه قرارداد منع آزمايش را امضا كرده و نه منع گسترش سلاح هاي هسته اي را قبول كرد. در همان زمان كه كنوانسيون منع گسترش مطرح بود تقسيم بندي به اين شكل بود كه كشورها به سه گروه تقسيم مي شدند.اول: كشورهاي هسته اي، شامل آمريكا، شوروي، انگلستان.دوم: كشورهايي كه در طلب دسترسي به صورت جدي بودند مانند چين و فرانسه.سوم: كشورهايي كه در آستانه دسترسي بودند مانند هند، آفريقاي جنوبي، اسرائيل و برزيل كه هيچ كدام اين كنوانسيون را امضا نكردند.

 

• آيا در آن زمان با اين كشور ها برخوردي هم شد؟

نه، فقط تقاضا اين بود كه كشورها به كنوانسيون ملحق بشوند. به هر حال اين كشورها به تدريج در جرگه كلوپ هسته اي قرار گرفتند. فرانسه و چين توانستند قدرت هسته اي شوند. اسرائيل هم موفقيت هايي را كسب كرد. آفريقاي جنوبي هم بعد از پذيرش پايان دادن به تبعيض نژادي، برنامه هاي هسته اي خود را متوقف كرد.

 

•ماجراي پروتكل چه بود؟

در سال 1953 آيزنهاور پيشنهاد استفاده از نيروي اتمي براي مقاصد صلح جويانه را به سازمان ملل مطرح كرد و به دنبال آن مذاكراتي براي ايجاد آژانس بين المللي انرژي اتمي انجام گرفت. در واقع به وجود آمدن آژانس بين المللي انرژي اتمي اصولا براي كمك به كشورها جهت استفاده از نيروي اتمي براي مقاصد صلح جويانه بود كه در سال 1957 عملا تحقق يافت.وظايفي كه براي آژانس پيش بيني شده بود، چند نكته داشت؛ نكته اول اينكه به تحقيقات و استفاده عملي از نيروي اتمي براي مقاصد صلح جويانه و از آن جمله توليد برق كمك كند و مهم تر از همه به كشورهاي در حال توسعه براي دستيابي به اين نيرو براي مقاصد صلح جويانه كمك  شود.در بند دوم، ايفاي نقش واسطه براي كمك به خدمات، انتقال مواد، تجهيزات و تسهيلات اتمي از يك كشور عضو آژانس به كشورهايي كه فاقد اين تكنولوژي هستند، پيش بيني شده است. بند سوم مي گويد: ترغيب به مبادله اطلاعات مربوط به خدمات، تحقيقات، تجهيزات و تسهيلات بين كشورهاي دارنده اين تكنولوژي و كشورهاي در حال توسعه.نكته بعدي، عبارت بود از تشويق مبادله دانشمندان و كار آموزي دانشمندان و متخصصان كشورهاي در حال توسعه و وظيفه بعدي همكاري اين سازمان با سازمان هاي بين المللي در جهت حفظ سلامت و ايمني جامعه و مردم از خطرات احتمالي تشعشات اتمي بود.نكته مهم اين بودكه مديريت و نظارت و اداره اين مسائل براي مقاصد صلح جويانه به سوي مقاصد نظامي منحرف نشود، يعني كشورهاي دارنده سلاح بايد به كشورهاي در حال توسعه هم از نظر خدمات و هم تحقيقات و هم از جهت استفاده عملي و مبادله دانشمندان و اطلاعات و واسطه بين كشورهاي دارنده و  انتقال از يكي به ديگري كمك كنند.ولي يكي از وظايف مهم آن استمرار نظارت و بازرسي بود تا اين استفاده صلح جويانه بماند و جنبه انحراف به مقاصد نظامي پيدا نكند.

 

•اگر كسي تخطي مي كرد نظارت به چه صورت اعمال مي شد؟

اين سازمان به شوراي حكام گزارش مي داد و اين شورا اولا راجع به عضويت آن كشور در سازمان تصميم مي گرفت و بعد هم گزارش را به شوراي امنيت مي برد.

 

• چرا در آن زمان با كشورهايي مثل هند، پاكستان، اسرائيل، مصر و ساير كشورهايي كه براي دستيابي به سلا ح هاي اتمي تلاش مي كردند، برخوردي صورت نگرفت ولي اكنون اين برخوردها صورت مي گيرد؟

در آن زمان دوران نظام دو قطبي بود و رقابت بين شرق و غرب جدي بود. برخي از اين كشورها مثل هند و مصر غير متعهد بودند و در آن زمان اين كشورها نمي گفتند كه ما در طلب مقاصد نظامي هستيم بلكه ادعا مي كردند كه براي مقاصد صلح جويانه فعاليت مي كنيم. حتي برزيل هم همين حرف را مي زد. اسرائيل هم نمي گفت كه در طلب دسترسي است، بلكه همه ادعا مي كردند كه براي مقاصد صلح جويانه قصد به كارگيري تكنولوژي هسته اي  دارند. در مورد كشور هند، هم شوروي و هم غربي ها مايل بودند كه هند به اين تكنولوژي دسترسي پيدا كند تا بتوانند چين را از چند طرف در محاصره قرار دهند.

 

• اوضاع پاكستان  و اسرائيل چگونه بود؟

چين چون مي دانست كه غرب و شوروي به هندكمك مي كنند، آنها هم براي اين كه هند مورد تهديد قرار گيرد، بر آن شدند كه به پاكستان كمك كنند.اسرائيل هم طبيعتا به طور غيرقانوني از طريق سوئيس و ظاهرا دزدانه اين اطلاعات را منتقل كرد.

 

• اكنون توانايي اسرائيل در چه سطحي است؟

توانايي اسرائيل تعداد قابل توجهي بمب اتمي و موشك هاي ميان برد و دور برد دارد و البته براي اسرائيل بيشتر موشك هاي ميان برد و كوتاه برد كاربرد دارد.

 

• ايران چه زماني وارد اين ماجرا شد؟

ايران و هند تقريبا برنامه هاي خود را همزمان شروع كردند. ايران درسال 1955- 1954 و هند هم در كنوانسيون 1960.من آن زمان در كنفرانس ژنو بودم، از جمله گزارش ها كه در آن كنفرانس توزيع شد مربوط به كشورهاي هند، پاكستان، شوروي و آمريكا بود. اين كشورها در مورد تكنولوژي هسته اي اطلاعاتي را توزيع كردند.

 

• ايران هم گزارشي ارائه كرد؟

خير، ايران گزارشي نداشت و در وضعي نبود كه بتواند گزارشي بدهد. حتي به خاطر دارم براي الحاق به كنوانسيون آژانس بين المللي وقتي در وزارت خارجه اين مسئله مطرح شد، در اداره حقوقي ما سه نفر بوديم كه اين مسئله را بررسي مي كرديم، آقاي دكتر پرويز مهدوي، آقاي عضدالدين كاظمي و بنده اگر حقيقت را هم بخواهيد خيلي اطلاعات نداشتيم. به هر حال در سال 1965 ايران هم قرارداد با آژانس را امضا كرد.

 

•ظاهرا نخستين تأسيسات با نظر موافق آمريكا ايجاد شد؟

آن زمان نظر ما با آمريكايي ها موافق و مساعد بود، ولي قرارداد را ايران با آلماني ها منعقد كرد سپس قراردادي با فرانسوي ها منعقد كرديم كه سه راكتور هسته اي يا بيشتر در ايران تأسيس كنند.

 

• براي استفاده صلح جويانه؟

براي مقاصد صلح جويانه بود. آن زمان هند از ابتدا ادعا مي كرد هدفش از دستيابي براي مقاصد صلح جويانه است ولي چون كشور فقيري بود و نياز به كمك مالي داشت هيچ وقت ادعا نمي كرد. ولي به خاطر دارم كه كشور ما به محض اينكه اين قرارداد بسته شد در تمام روزنامه ها، اين كه ايران يكي از قدرت هاي هسته اي جهان خواهد شد، به صورت تيتر درآمد. يعني نوعي از غرور كاذب مطرح شده بود، حتي همسايگانمان را هم تحريك كرده بوديم. در هر حال با وقوع انقلاب پيگيري اين مسائل متوقف شد.

 

•با چه توجيهي؟

استدلال اين بود كه ايران داراي گاز فراوان و نفت است و نيازي به اين تكنولوژي ندارد. بنابراين طرح ها متوقف شد در حالي كه 70 درصد كار نيروگاه هسته اي بوشهر تمام شده بود و قرارداد «اورديف» به صورت يكجانبه با فرانسه لغو شد. فرانسوي ها اقامه دعوا كردند و ما دو ميليارد دلار در آنجا پول داشتيم كه يك ميليارد دلار آن سهام ما از شركت طرف قرارداد ايجاد راكتور هسته اي بود و يك ميليارد دلار هم وام داده بوديم.شركت «اورديف» ادعا كرد كه براي ده سال برنامه ريزي كرده بود و لغو يكجانبه ايران موجب خسارت اين شركت شده است و در حدود نهصد ميليون فرانك حكم پرداخت خسارت صادر شد كه از آن دو ميليارد مي بايست تأمين شود. بعدها   با مذاكراتي كه با فرانسوي ها انجام داديم بقيه را به صورت كالا با ما تسويه كردند.

 

• به هر حال خسارت گرفتند؟

بله خسارت گرفتند، در حالي كه فقط برنامه پروژه طرح شده بود و اقدامي نشده بود اما آنها استدلال كردند كه ما ده سال برنامه ريزي داشتيم و ادعاي عدم  النفع داشتند.

 

•چطور شد كه دوباره تصميم گرفتند اين كار را ادامه دهند؟

در طول جنگ مسئله فعال كردن نيروگاه بوشهر مطرح شد، البته بوشهر در خطر حملات هوايي عراقي ها قرار گرفت ولي در همان تاريخ فعاليت ها آغاز شد. يكي از متخصصيني كه فعاليت داشت نياز به اورانيوم پيدا كرد چون در رژيم گذشته ما با آفريقاي جنوبي قرارداد داشتيم و آفريقاي جنوبي به دلايل مختلف با ايران همكاري مي كرد، اين اورانيوم را در اختيار ايران مي گذاشت.اما بعد از انقلاب مناسبات ايران با آفريقاي جنوبي قطع شده بود. مسئله براي مقامات وقت مطرح شد اما به هر حال قراردادهاي گذشته لغو شده بود.در واقع لغو قرارداد اشتباهي بود كه بعدها به آن رسيديم.

 

•لغو اين قراردادها چگونه رخ داد؟

اول انقلاب چنين مطرح بود كه تمام قراردادهايي كه زمان شاه منعقد شده، مغاير با منافع مردم است و اين يك ژست انقلابي بود و به خاطر دارم كه براي اين مسئله جلسه اي در وزارت دارايي تشكيل شد. آقاي فريدون سحابي مسئول انرژي اتمي ايران بودند و من گفتم كه شما اشتباه مي كنيد. اولا در آن تاريخ هم عراقي ها و هم برزيل حاضر بودند كه سهام ايران را از اورديف  بخرند. گفتم كه حتي آنها حاضرند سهام را بخرند و ما بايد قسط خودمان را كه 400 ميليون فرانك است پرداخت كنيم و گفتم كه شما اين 400 ميليون را بپردازيد و بگوئيد كه آن اعلام شفاهي (رد قرارداد) در شرايط فورس ماژور بوده است تا با اقدام فرانسوي ها در كشاندن مسئله به دادگاه دچار مشكل نشويم. آقاي فريدون سحابي گفت كه ما عجله نكرديم و كار درستي هم انجام داده ايم و حتي در زمان خداحافظي با من دست نداد. چرا كه من از وزارت خارجه در اين جلسه شركت كرده بودم و در وزارت دارايي آن زمان آقاي بني صدر بود و هنوز به وزارت خارجه نيامده بود. رئيس جمهور هم انتخاب نشده بود. آقاي تسليمي قائم مقام ايشان بودند و جلسه هم در همانجا با حضور آقاي تسليمي،  آقاي فريدون سحابي و ديگران تشكيل شد.ايشان معتقد بودند كه كارشان بسيار صحيح بوده به هر حال اول انقلاب بود و خيلي ها مسابقه لغو كردن قراردادها را دنبال مي كردند.بعدها در اواسط جنگ به اين نتيجه رسيديم كه نيروگاه بوشهر احيا شود،  آلماني ها به همان دلايلي كه مي دانيد ديگر نمي آمدند. بعد از پايان جنگ شوروي ها وارد موضوع شدند. آنها در زمان جنگ به عراق كمك مي كردند.

ايران اعلام كرد كه براي مقاصد صلح جويانه تلاش مي كند تا به تكنولوژي هسته اي دست يابد اما در مقابل استدلال شد كه ايران قصد و نيت ديگري دارد. به خاطر دارم كه آقاي كردزمن در مقاله اي راجع به ايران در اجلاس Guff2000 اشعار داشت كه «سيستم تسليحاتي ايران بسيار كهنه شده است. تانك هاي چيفتن كهنه شده اند و هواپيماهاي ايران با قطعات يكديگر سرپا مانده اند و كارآيي لازم را ندارند.»مقايسه اي نيز بين بودجه ايران و عربستان به عمل آورد كه ايران در مرتبه پايين تر بود ولي بعد او مدعي شد كه ايران تهديدي براي امنيت منطقه است.من گفتم: با تمام اين ارقام كه گفته مي شود، با تمام اين حرف ها ايران چه تهديدي براي منطقه است و او هم گفت كه آنچه براي ما مهم است قصد و نيت ايران است كه قرائن و شواهد آن موجود است.آنها هميشه روي قصد ايران تأكيد داشتند و استدلال شان اين بود كه اينها كشورهاي غير مسئول هستند. اين همان چيزي است كه بعدها به عنوان كشورهاي ياغي مطرح شد. مثل ليبي، سوريه، ايران، عراق و كره شمالي. در حالي كه ايران مكرر اعلام مي كرد كه هدفش در جهت مقاصد صلح جويانه بوده و هست و اينك نيز قصد و نيت ايران را متفاوت از اعلام و ادعاي آن مي دانند.

 

    2250 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژي هسته اي ايران (370)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:12/07/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب