باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
از مك كارتيسم تا بوشيسم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مسعود - ترقي جاه

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین

 
 

تشكيل وزارت امنيت داخلي در امريكا به دستور جورج بوش رئيس جمهور امريكا، در شرايطي كه ملت امريكا زير نگاه 26سازمان امنيتي نظامي و غيرنظامي قرار دارد ، نمايشگر امنيتي شدن هر چه بيشتر فضاي زندگي در ايالات متحده است ؛ كشوري كه خود را پيشتاز ليبرال دمكراسي مي نامد و ايدئولوژي «دفاع از آزادي فردي و حقوق خصوصي» را تبليغ مي كند.

در سال 1998 ، نشريه فرانسوي «نوول اسبرواتور» گزارش داد كه «آژانس امنيت ملي امريكا» سازماني است با بيش از 20هزار كارمند كه كارشان شنود مكالمات تلفني افراد، رديابي و تحليل محتواي پيامهاي الكترونيكي در اينترنت و مطالعه نامه هاي خصوصي شهروندان است.

3سال بعد ، هنگامي كه حادثه برخورد هواپيماها به برج هاي تجارت جهاني در نيويورك به وقوع پيوست ، دولت امريكا لايحه اي را تنظيم كرد كه محتواي آن افزايش چند برابري بودجه براي تشديد اقدامات امنيتي مشابه بود. براساس اين لايحه ، اف بي آي اجازه يافت ، تمام سايت هاي اينترنتي را كنترل و مواردي را كه مخل امنيت ملي مي داند، تعطيل و كاربران مظنون به فعاليت هاي ضدامريكايي را دستگير كند. همين لايحه به دولت امريكا اختيار داد تمامي مهاجران قانوني به امريكا را به ادارات پليس بخواند. از آنها انگشت نگاري كرده ، براي هر يك پرونده امنيتي جديد تشكيل دهد و عناصر مشكوك به فعاليت هاي سياسي ضدامريكايي را از امريكا اخراج كند. اختياري كه به دستگيري ده ها هزار نفر در شهرهاي مختلف امريكا در سال گذشته منجر شد و تكمله اي كه اينك براي آن در نظر گرفته شده به دولت امريكا اجازه مي دهد تمامي دانشجويان كشورهاي اسلامي را از اين كشور اخراج كند. اين وضعيت ، بار ديگر فضايي را در امريكا بوجود آورده كه از آن با عنوان «مك كارتيسم جديد» ياد مي كنند. در آغاز دهه 50 از سده گذشته ، امريكا پس از پيروزي بر آلمان و ژاپن و آزمايش موفقيت آميز بمب اتمي ، خود را تنها ابرقدرت جهان مي پنداشت و مست از غرور پيروزي بر آن بود تا سيطره خود را بر عالم و آدم تكميل كند. اين سيطره طلبي در عرصه جهاني به آغاز جنگ كره و در عرصه داخلي به سركوب تمامي مخالفان ايدئولوژيك انجاميد. در اين فضاي سياسي ، افرادي چون ژنرال مك آرتور ، فرماندار نظامي ژاپن اشغال شده و سناتور جوزف مك كارتي ظاهر شدند كه نهضتي راديكال عليه هر نوع فعاليت غيرامريكايي يا ضدامريكايي براه انداختند و زمينه را براي به قدرت رسيدن محافظه كاران حاكم بر حزب جمهوري خواه فراهم ساختند. با تبليغات اين گروه ، ژنرال دوايت آيزنهاور به رياست جمهوري رسيد و سناتور جوزف مك كارتي در كنگره ، كميته را تاسيس كرد كه وظيفه اش شكار افكار مخالف در سازمان هاي دولتي ، مراكز اجتماعي و موسسه هاي فرهنگي و هنري بود. جوزف مك كارتي رسما اعلام كرد فهرستي در اختيار دارد كه در آن نام برخي از مقامات دولتي ، اعضاي وزارت امورخارجه ، كارمندان بنادر ، مهندسان صنايع ، معلمان و اساتيد دانشگاه و همچنين نويسندگان و هنرمنداني را در اختيار دارد كه گرايش هاي كمونيستي دارند و درصددند امنيت ملي امريكا را به خطراندازند. ژنرال آيزنهاور به اف بي آي دستور داد تا به طور كامل با اين كميته همكاري كند و به اين ترتيب ، گروهي عظيم از ماموران اف بي آي ، براي بازپرسي از افرادي كه طبق قانون جرمي مرتكب نشده بودند به مراكز اداري ، صنعتي ، فرهنگي و هنري اعزام شدند. صدها هزار برگه بازجويي تهيه شد و پرونده هاي قطور به نام هر فرد مظنون گرد آمد و جاسوسان فراواني تعليم ديدند تا فعاليت افراد را در محيط كار و تفريح كنترل كنند.

در اولين روز از نوامبر 1983 ، الکساندرکوک برن ، روزنامه نگار مشهور امريکايي در نشريه «ويليج ويس» نوشت : «نوليبرال ها و نومحافظه کاران که اينک با هم ادغام شده اند ، بر آنند بار ديگر فضايي همچون مک کارتيسم را بر امريکا حاکم کنند.

رونالد ريگان و رونالد ردوش مي پندارند که امريکا را دشمناني محاصره کرده اند و براي مبارزه با اين دشمنان ، چاره اي جز به راه انداختن کميته مبارزه با فعاليت هاي ضدامريکايي نيست.

اينک 20سال از انتشار مقاله کوک برن مي گذرد و بار ديگر نومحافظه کاران يا همان نوليبرال هاي قديمي که در دوران رياست جمهوري ريگان ، پر و بالي گرفته بودند، در کاخ سفيد به قدرت رسيده اند. اين بار نيز همچون دوران رياست جمهوري ريگان ، از بازگشت به مک کارتيسم سخن مي رود و آنچنان که جود مک کولاچ اشاره مي کند، نومحافظه کاران براي بقاي خود نيازمند سرکوب آزادي ها و حقوقي هستند که ليبراليزم ظاهرا مدعي آن ها بود. مک کولاچ از خطر بازگشت مک کارتيسم سخن مي گويد و فضاي سياهي را که جامعه امريکا پس از 11سپتامبر 2001 درگير آن است ، تشريح مي کند؛ فضايي که به تحديد آزادي هاي مدني و حقوق خصوصي منجر شده است.

الکساندر کوک برن در آغاز دهه 1980 توضيح داده بود که نومحافظه کاران دستگاه ديپلماسي ريگان از همان عقايدي برخوردارند که جمهوري خواهان عصر ژنرال آيزنهاور و سناتور مک کارتي برخوردار بودند؛ دوراني که به سانسور هزاران عنوان کتاب ، تعطيل صدها نشريه و اخراج دهها هزار نفر از آزادانديشان امريکايي از مراکزي چون وزارت امورخارجه ، ارتش ، مدارس ، دانشگاه ها، استوديوهاي فيلمسازي و ايستگاه هاي راديو تلويزيوني منجر شد. در وزارت امور خارجه گروهي از ديپلمات ها، ازجمله سفير امريکا در روسيه و دبير اول سفارت امريکا در چين به جرم مذاکره دوستانه با مقامات روسيه و چين به کميته احضار و پس از بازجويي از کار برکنار شدند. در نيروي دريايي ، بخش وسيعي از افسران که در زمان جنگ با فرماندهان روسي در جنگ عليه آلماني ها همکاري داشتند، به عنوان عناصر نامطمئن ، بازخريد و از کار اخراج شدند. در صنايع ، بسياري از مهندسان که در عقايد اجتماعي به برقراري عدالت اجتماعي گرايش داشتند، با اتهام احتمال مشارکت در فعاليت هاي خرابکارانه از کاربر کنار و خانه نشين شدند اما مهمترين موج حمله به سوي معلمان ، اساتيد دانشگاه ، نويسندگان مطبوعات و هنرمندان شاغل در عرصه سينما و برنامه سازي تلويزيون شکل گرفت.

روث گلدبرگ تنها يکي از هزاران معلمي است که در جريان بازجويي ها، به همکاري با دشمنان متهم شد و به خاطر اين اتهام از کار معلمي محروم شد و جان استوارت سرويس نيز تنها يکي از صدها ديپلمات امريکايي بود که به خاطر دوستي با مقامات چيني از فعاليت در وزارت خارجه منع شد. در عرصه سينما، نخستين گروهي که به کميته هاي بازجويي فراخوانده شدند، فيلمنامه نويسان بودند. افرادي چون ريچارد بروکس ، نويسنده فيلمنامه هاي معروف «کي لارگو» ، «قدرت خشن» ، «آخرين باري که پاريس را ديدم» و «جنگل تخته سياه» ، براي مدتي از کار در هاليوود محروم شد ، اما وضعيت ژول داسن ، کارگرداني که فيلمنامه «قدرت خشن» او را کارگرداني کرده بود، از وضعيت بروکس هم بدتر بود. ژول داسن به خاطر ساختن فيلم «قدرت خشن» و تصويري که در اين فيلم از زندان هاي امريکا ارائه کرده بود، به طور کامل از کار در هاليوود، محروم و مجبور شد به اروپا مهاجرت کند. در آتن او با ملينا مرکوري ، هنرپيشه يوناني و وزير فرهنگ آن کشور ازدواج کرد و فيلم معروف «يکشنبه ها هرگز» را با بازي او کارگرداني کرد. جان هوارد لاوسن ، يکي از ده فيلمنامه نويس برتر هاليوود بود که فيلم هاي «محاصره» و «عمليات در شمال آتلانتيک» از آثار مهم وي به شمار مي آمدند. لاوسن که در دهه 1930 ، اتحاديه نويسندگان سينمايي را تاسيس کرده بود ، در نوک تيز حمله «کميته بررسي فعاليت هاي ضدامريکايي» قرار داشت.

لاوسن متهم بود که در فيلم «محاصره» از جمهوري خواهان اسپانيايي ضدفرانکو حمايت کرده و به گروه هاي کمونيستي تمايل دارد. او همچنين متهم بود که در تهيه بيانيه دفاع هنرمندان امريکايي از جمهوري خواهان اسپانيا، نقش داشته و بازجويي از وي ، تنها به محروميت از نويسندگي براي هاليوود منجر نشد، بلکه اين بازجويي ها به دستگيري و زنداني شدن وي نيز انجاميد. همکار ديگر لاوسن ، باد شولبرگ فيلمنامه نويس بود که در نگارش فيلمنامه «در بارانداز» ، همکار اليا کازان بود و فيلم معروف ديگرش «چهره اي در ميان جمع» نام داشت.

او نيز چون لاوسن به اشاعه فرهنگ ضدسرمايه داري و ضدامريکايي در هاليوود متهم شد و براي مدتي از کار برکنار شد. مشهور است که اليا کازان ، فيلمسازي که به تازگي درگذشت ، از افرادي بود که به کميته رفت و عليه شولبرگ و ديگر همکارانش شهادت داد. شولبرگ به اروپا رفت و به گروه مهاجران امريکايي که در اروپا اقامت گزيده بودند ، پيوست.

يکي از معروف ترين اين افراد ، چارلي چاپلين بود که او نيز به خاطر ساخت فيلم هايي چون «عصر جديد»، «پسر بچه» و «زندگي سگي» به داشتن عقايد ضدامريکايي متهم شده بود و براي کار در هاليوود با مشکلاتي مواجه بود چاپلين ترجيح داد امريکا را ترک کند و به اروپا برود. اين وضعيت را وي به صراحت در فيلم «سلطاني در نيويورک» به تصوير کشيد و از موقعيتي که در دوران رياست جمهوري آيزنهاور و تشکيل کميته سناتور مک کارتي به وجود آمده بود ، انتقاد کرد. افرادي چون اليا کازان و ادوارد ديميتريک و جان فورد نيز به کميته فراخوانده شدند و تنها پس از قبول همکاري با کميته و افشاي نام دوستان چپگراي خود، اجازه يافتند مجددا در هاليوود به کار مشغول شوند. فيلم هاي بعدي اين افراد کاملا با فيلم هاي دهه چهل آنها متفاوت بود و اين تفاوت از ميزان فشار کميته فعاليت هاي ضدامريکايي بر ساخت آثار هنري در عرصه سينما حکايت مي کرد.

 

    144 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   مك كاريتسم (2)
●   نو ليبراليسم (87)

افراد مرتبط
●  بوش   جورج(193)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/07/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب