باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 33 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
چرا بايد از خدا ترسيد؟
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: ماه نامه - پرسمان - 1383 - شماره 25، مهر

 
 

چرا بايد از خدا ترسيد؟ مگر خدا موجود ترسناكى است؟ ترس از خدا به چه معنا است و چگونه حاصل مى‏شود؟

ابتدا بايد توجه كنيم كه معناى ترس از خدا چيست؟ ترس از خدا به معناى ترس از مسؤوليت‏هايى است كه انسان در برابر او دارد. ترس از اين كه در اداى رسالت و وظيفه خويش كوتاهى كند و به خوبى وظيفه‏اش را انجام ندهد؛ و به عبارتى، ترس از گناهان خود است. حضرت على(ع) در اين زمينه مى‏فرمايد: «و لا يخافن الاذنبه؛ هيچ يك از شما ترس نداشته باشد مگر از گناه خويش.»1

 

سرچشمه‏هاى ترس از خدا چيست؟

ترس از خدا سرچشمه‏هاى مختلفى دارد. شمارى از آن‏ها عبارت است از:

الف) اعمال ناپاك و افكار آلوده سبب ترس مى‏گردد.

ب) در مقربان، به خاطر قرب به ذات پاكش، كم‏ترين ترك اولى و غفلت مايه وحشت مى‏شود.(اين دو مورد را خوف از تقصير گويند).

ج) گاه مقربان هنگامى كه آن ذات نامحدود و بى‏پايان را تصور مى‏كنند و در مقابل به قصور ذاتى خود نظر مى‏دوزند، حالت خوف مى‏يابند.(خوف از قصور) خداوند در اين زمينه مى‏فرمايد: « الذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم؛ آن‏ها كسانى هستند كه وقتى نام خدا برده مى‏شود دل‏هايشان مملو از خوف پروردگار مى‏گردد».2

 

فرق خوف و خشيت

1. برخى مانند راغب اصفهانى گفته‏اند: فرق ميان اين دو آن است كه خشيت خوف توأم با تعظيم است و بيش‏تر از دانايى ناشى مى‏شود. از اين رو، خداى سبحان آن را به علما اختصاص داده مى‏فرمايد: «انما يخشى الله من عباده العلماء.»

2. بعضى نيز گفته‏اند: خوف هم از امر ناخوشايند حاصل مى‏شود و هم از ناحيه كسى كه ممكن است اين ناخوشايندى را به آدمى برساند. هم گفته مى‏شود: من از بيمارى خوف دارم و هم گفته مى‏شود: من خوف دارم از اين كه فلان چيز بيمارم كند. برخلاف خشيت كه تنها از آورنده شر است. از اين رو، گفته مى‏شود: «خشيت الله؛ من از خدا ترسيدم» ولى گفته نمى‏شود: «خشيت المرض؛ از بيمارى ترسيدم».

3. برخى هم مانند علامه طباطبايى مى‏فرمايند: ظاهراً فرق ميان آن دو اين است كه خشيت به معناى تأثير قلبى از اقبال و روى آوردن شر يا نظير آن است و خوف به معناى تأثير عملى انسان است به اين كه از ترس در مقام اقدام برآمده، وسايل گريز از شر و محذور را فراهم سازد؛ هرچند كه در دل متأثر نگشته، دچار هراس نشده باشد. آنگاه علامه در مقام استدلال بر مدعاى خويش چنين مى‏آورد: و لذا مى‏بينيم خداى سبحان در توصيف انبيا مى‏فرمايد: «و لا يخشون احدا الا اللّه‏3»، و ترس از غير خدا را از ايشان نفى مى‏كند و حال آن كه خوف را در بسيارى از جاها براى آنان اثبات نموده، از آن جمله مى‏فرمايد: «فاوجس فى نفسه خيفةً موسى؛ در خود احساس ترس نمود4، و نيز مى‏فرمايد: «و اما تخافن من قوم خيانة؛ و اگر از مردمى ترس خيانتى داشتى.5»

4. بين خداترسى و آگاهى ارتباط تنگاتنگ حكمفرما است. به علت اين كه خداترسى نتيجه هدايت به سوى خدا است، هر قدر معرفت انسان به خدا از عمق بيش‏ترى برخوردار باشد، به آن اندازه ترسش هم عمق پيدا مى‏كند. اساساً بايد گفت هرگز خشيت بدون معرفت حاصل نمى‏شود. لذا در آيه 28 سوره فاطر مى‏خوانيم: «انما يخشى الله من عباده العلما» به همين جهت، بايد گفت خوف ناشى از معرفت شرط اول بهشتى شدن است.

5. همان طور كه انسان در عيان از خدا مى‏ترسد، در نهان نيز بايد از او بترسد؛ زيرا تا در دلى خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار احساس مراقبت يك نيروى معنوى برخود نكند، انذارهاى انبيا و اوليا بى‏اثر خواهد بود. براى همين است كه خدا مى‏فرمايد: «انما تنذر الذين يخشون ربهم بالغيب؛ تو فقط كسانى را انذار مى‏كنى كه از پروردگار خود در غيب و پنهانى مى‏ترسند.6»

باز در اوصاف بهشتيان مى‏فرمايد: «من خشى الرحمن بالغيب؛ همان كسى كه از خداوند رحمان در نهان بترسد7». همانند داستان حضرت يوسف و زليخا.

 

پى نوشت:

1. نهج البلاغه، كلمه قصار82.

2. حج(22)36.

3. احزاب(33):39.

4. طه(20):67.

5. انفال(8):58، ترجمه الميزان، ج 11،ص 252.

6. فاطر(35):18.

7. ق(50): 33.

 

    507 بازديد     4 امتياز     1 نظر



●   [ جوابيه ]  shabgard67 مي نويسد:     سلام 

مطالعات موضوعي مرتبط :
●   خداترسي (1)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:10/07/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب