به محض اينكه درباره چگونگي ارتباط و همكاري عربستان سعودي و پاكستان در مورد حمايت از تروريسم بينالمللي "القاعده" مدركي به دست بيايد، دولت بوش در پي يافتن ردپاهايي است كه ايران را به خاطر اينكه ادعا ميشود از تروريسم حمايت ميكند، مورد سرزنش قرار دهد، همانطور كه در مورد عراق عمل كردند.
بيش از چهار دهه، ايالات متحده و عربستان سعودي از گسترش و توسعه بنيادگرايي به سبك وهابيت، به عنوان ابزاري براي ضعيف كردن تدريجي رژيمهاي سكولار در جهان اسلام استفاده كردند.
اما آنچه كه در آخرين ديدار از آمريكا به نظرم آمد، تداوم ناراحتي آمريكاييها از اين موضوع بود كه آل سعود عربستان به ايجاد گروههاي راديكال و بنيادگرا و حمايت آنها ادامه ميدهد كه اين گروهها در سراسر دنيا وصل به "القاعده" خواهند شد. در حال حاضر مدارك و شواهدي نيز در حال شكلگيري است كه چگونه پاكستان و عربستان سعودي، همكاري كردهاند تا از تروريسم بينالمللي "القاعده" حمايت كنند.
به غير از تأييد اين واقعيت، دولت بوش در تعقيب ردپاهايي است و ايران را به خاطر اتهام حمايت از تروريسم مورد سرزنش قرار ميدهد؛ اين همان كاري است كه در مورد حاكميت صدام حسين نيز در عراق اتفاق افتاد. حاكم جوان و روشنفكر اردن ملك عبدالله به تازگي گفته است كه وهابيت و سنتگرايي، تهديد بزرگي براي ايران، ما و بقيه مسلمانان و جامعه بينالمللي به شمار ميرود. در اينجا اصل مشتركي وجود دارد كه ايرانيها ميخواهند تا رابطه كاري با ما را حفظ كنند. خانواده ملك عبدالله بهتر از همه بايد به خطر شبكه ارتباطي پاكستان و عربستان سعودي كه وانمود ميكنند رژيمهاي اسلامي معتدلي هستند و مانند هند جوامع سكولار و كثرتگرايي ميباشند، توجه كنند.
سرانجام اسامه بنلادن اعلام كرد كه يك تروريست عضو "القاعده"، به نام "زبيده" ـ كه اهل عربستان است ـ هتل راديسون در عمان را در تاريخ اول ژانويه سال 2000 منفجر كرد؛ توطئهاي كه سرويس اطلاعاتي اردن آن را خنثي كرد. بنا بر گزارشهاي رسيده، زبيده ـ كه اكنون در توقيف آمريكاييها به سر ميبرد ـ اقدام به چند افشاگري عجيب نزد آمريكاييها كرده است.
او اسامي سه عضو از خانواده پادشاهي سعودي را كه به طور جدي در ايجاد "القاعده" و طالبان نقش داشتند، به آمريكاييها ارايه كرد.
بر اساس گزارشها او اعلام كرده است كه پس از آنكه اسامه بنلادن در سال 1998 جبهه اسلامي بينالمللي جهاد را عليه يهوديان ايجاد كرد، رييس سرويس اطلاعات عربستان سعودي ـ ملك تركي الفيصل ـ با طالبان و اسامه بنلادن به توافق رسيدند كه عربستان سعودي به آنها اطمينان ميدهد كه كمكهاي مالي و اقتصادي بيشتري به طالبان خواهد داد و در پي تحويل بنلادن نباشد، به شرط آنكه همواره "القاعده" به قول خود در مورد هدايت و رهبري تروريسم، خارج از مرزهاي عربستان سعودي عمل كند.
عربستان سعودي، هزينه و بودجه پاكستان و طالبان را تأمين ميكرد و روزانه 150 هزار بشكه نفت را به قيمت رسمي 5/1 ميليون دلار در سال، عملا بدون دريافت شارژ به آنها ارايه ميداد. در عوض به وزير دفاع سعودي به نام ملك سلطان، دسترسي بي سابقهاي به تجهيزات هستهاي پاكستان در كويته ارايه شد كه تاكنون چنين دسترسي حتي به نخستوزير پاكستان داده نشده بود. ابوزبيده حتي افشا ساخت كه در سال 1996 اسامه بنلادن با موشف علي مير، يك افسر نيروي هوايي پاكستان ـ با گرايش تند و راست اسلامي ـ به توافق رسيده است.
پاكستان پس از آن موافقت كرد تا به "القاعده" سلاح و پشتيباني و ملزومات ارايه دهد. پيشتر اسامه بنلادن به سعوديها و ژنرال مير، گفته بود كه در تاريخ 11 سپتامبر 2001 عليه ايالات متحده درگيري تروريستي قريبالوقوع رخ ميدهد.
اكنون آمريكاييها كه به خاطر اين رويداد از سعوديها و پاكستانيها عصباني هستند، اصلا كم نياوردهاند، اما دولت بوش مصلحت ميبيند تا ساكت بماند، نظر خود را پنهان نگه دارد و زماني كه ارتباط سعودي و پاكستان با طالبان مطرح ميشود و شكل ميگيرد، آن را در پرده ابهام قرار ميدهد. در نهايت مشكل است كه پسرخوانده را توبيخ كرد يا مأموريت را انكار كرد.
در عرض چند هفته از افشاگري ابوزبيده در مورد ارتباطهاي سه نفري شاهزادههاي عربستان سعودي و موشف علي مير با "القاعده" در اوايل سال 2002، هر سه شاهزاده به طور مرموزي مردند. شاهزاده نسبتا جوان احمد بن سلمان به خاطر حمله قلبي مرده است و يك روز بعد سلطان بن فيصل در يك حادثه رانندگي مرده است.
يك هفته بعد ادعا شد كه شاهزاده فهد 25 ساله، هنگام رانندگي از رياض به جده از تشنگي فوت كرد. ژنرال پرويز مشرف، 5 افسر ارشد نيروي هوايي را كنار گذاشت تا موشف علي مير را به عنوان رييس نيروي هوايي پاكستان تعيين كند. مير در حالي كه در هواپيماي نيروي هوايي پاكستان در يك اسكادران ويژه مشغول پرواز بود در سال گذشته با شرايط مرموزي به هلاكت رسيد.
جاي تعجب نيست، اگر عمر سيد شيخ كه در مورد قتل روزنامهنگاري به نام دانيل پرل مقصر شناخته شده است، نيز به وضعيت مشابهي ناپديد شود. عمر سيد شيخ نيز مثل موشف مير، در مورد روابط ISI و ژنرال مشرف با تروريسم در سراسر دنيا، بيش از اندازه ميداند.
اكنون به طور فزايندهاي تأكيد ميشود كه در خانواده سلطنتي درمورد تأمين مالي در جهان، انشعاباتي براي عوامل بنيادگراي وهابي وجود دارد كه ابعاد تروريست را آشكارا مشخص ميكند. در حالي كه امير عبدالله، پادشاه عربستان فردي ملايم به نظر ميرسد، ديگران مثل وزير كشور نحيف و حاكم رياض، ملك سلمان، طبق گزارشهاي رسيده بر عقايد قديمي خود پابرجا هستند. آمريكاييها اعتقاد دارند كه صدها جهادي از مرزهاي عراق و عربستان گذشتهاند و در عراق عليه نيروهاي آمريكايي ميجنگند. اكنون مشكلات اساسي در رابطه بين ايالات متحده با عربستان ديده ميشود و آقاي ولاديمير پوتين رييسجمهور روسيه پيش آمده تا از شرايط موجود بهرهبرداري كند.
تا كنون بيش از يك دهه عربستان سعودي و پاكستان، مبازرات در چچن را از نظر مالي، سياسي و نظامي حمايت كردهاند. اما به نظر ميرسد تغييراتي در حال انجام است و اين تغييرات، ناشي از نخستين ديدار ردهبالاي ملك عبدالله از مسكو است.
نشانههايي از حمايت عربستان سعودي از شورشيان چچن وجود دارد كه احتمالا به گذشته برميگردد و روسيه و عربستان به عنوان دو توليدكننده مهم نفت در دنيا با هم همكاري ميكنند تا قيمت نفت خام را در سطح دلخواه خود حفظ كنند.
پاكستان احتمالا با پيروي از سعوديها، حمايت از مبارزه در چچن را محدود ميكند. عربستان سعودي نيز ميتواند از خواست مسكو براي پيوستن به OIC حمايت كند؛ حركتي كه پاكستان از آن خوشش نخواهد آمد. بدون شك اين اقدامات منجر به تغيير در سياست آمريكاييها در عراق و افغانستان شده است. زمزمههايي در آمريكا به گوش مي رسد كه اقدام شديدتري را براي وادار كردن عربستان سعودي به دست كشيدن از حمايت خود از عوامل اسلامگراي افراطي و جداييطلب تبليغ ميكند.
آمريكا با ارايه نشانههايي از بيثباتي سياسي در عربستان سعودي، به طور آشكار مايل است كه عراق را به عنوان يك صادركننده اصلي نفت خام ـ با مقدار توليد نزديك به توليد عربستان سعودي ـ ببيند. لابي بانفوذي در پنتاگون وجود دارد كه ترجيح ميدهد قدرت بيشتر را به نمايندگاني بدهد كه به طور مؤثر از دادن اختيار به اكثريت شيعه در عراق حمايت ميكند. اين موضوع باعث نگراني عربستان سعودي ميشود، چراكه جامعه شيعه در عربستان مانند پاكستان مدت طولاني منع و سركوب شدهاند. مثلا پزشكان شيعه به طور مداوم شناسايي شده و در كراچي گروههاي بنيادگراي وابسته به عربستان سعودي آنها را كشتهاند.
باوركردني نيست كه رهبر قبلي اسلامي پاكستان مثل سيد علي شاه گيلاني ـ كه مجبور شد از كنفرانس حريت خارج شود ـ بتواند بدون پشتيباني عربستان دعوتنامهاي از OIC دريافت كند. دهلي نو اين عوامل را بايد در رويارويي با شكلگيري اقدامات خود نسبت به همسايگان غربي در نظر بگيرد.