بيشتر اوقات وقتي كه دربارهِ جهانيسازي صحبت ميكنيم ، با مفاهيم متفاوتي روبهرو ميشويم.
خيليها جهانيسازي را فرآيندي اجتناب ناپذير ميدانند و ديگران آن را شكل مدرني از امپرياليسم ميبينند و اعتقاد دارند كه جهانيسازي گرايش ناگزير كمپانيهاي انحصاري سرمايهداري براي يافتن بازارهاي تازه و توليد بيشتر است.
از همين رو ، سرمايهداري به اين گرايش دامن ميزند و تلاش ميكند تا يك فرهنگ عمومي جهاني براي يكسانسازي مشتريان خود به وجود آورد.
به نظر ميرسد تا زماني كه پشتيباني اقتصادي اصلي اين بازار جهاني توسط رسانهها صورت ميگيرد ، ابررسانههاي جهاني بزرگترين منبع جلب مشتري باشند.
پس شتاب روزافزون و سرگيجهآور رسانهها براي فتح بازارهاي تازه ، به تهاجمي مدرن براي آنچه ميتوانيم آن را امپرياليسم رسانهاي بخوانيم منتهي ميشود.
اكنون رسانههاي مدرن به جاي كشورها يا دولتها به كنترل بازار ميپردازند و با تسلط بر سلايق مردم ، ميتوانند جهتگيريهاي بازار را به سود خود تغيير دهند.
شايد براي بسياري از مردم پذيرش اين امر سخت باشد كه رسانههاي سلطهجو نگرشهاي ما را آن چنان كه بازار اقتضا ميكند شكل ميدهند ، ولي واقعيت چنين است.
به نظر ميرسد كه همهِ انواع رسانهها ، از تلويزيون و سينما گرفته تا موسيقي ومطبوعات ، در چنبرهِ چند انحصار جهاني هستند.
تقريباً همهِ شبكههاي تلويزيوني و كابلي امريكا را يكي از اين شش هيولاي رسانه اي معروف به شش خواهر اداره ميكند.
باور كردن اين موضوع مشكل است كه همهِ اخبار و اطلاعات وبرنامههاي سرگرمي امريكاييها تنها از طريق اين شبكههاي انحصاري تأمين ميشود و از آنجا كه بازار تجاري امريكا نهايتاً سيصد ميليون نفر است ، عجيب نيست كه اين غولهاي رسانهاي هر روز در فكر توسعهِ قلمرو خود در ساير كشورهاي جهان و به دنبال فنآوريهاي برتر براي انتقال امواج راديو و تلويزيوني خويش باشند.
اساساً امپرياليسم رسانهاي يكي از مؤلفههاي فرهنگ امريكايي و كالايي صادراتي است. هاليوود و ديگر غولهاي رسانه اي ستارگان و خرده فرهنگهاي خود را نه فقط به امريكاييها ، بلكه به همهِ مردم جهان تلقين ميكنند.
لوگوهاي محصولات امريكايي در سرتاسر جهان قابل شناسايي هستند.
امپرياليسم رسانهاي به قدري مخرب است كه حتي بسياري از آمريكاييها و كاناداييها كه نيز نسبت به آن از خود واكنش نشان مي دهند.
برخي از دولتمردان و احزاب كانادا سعي كردهاند تا در مورد اين سلطهجويي همسايهِ جنوبي هشدار بدهند ، اما بسياري از دولتهاي ديگر اصولاً چنين هشيارياي در برابر اين هجوم همهجانبهِ رسانههاي امريكايي ندارند.
تا زماني كه جهانيشدن ميتواند به معناي تنوع و درك فرهنگهاي ديگري هم باشد ميتواند به معناي ترويج همگوني يا تسلط يك فرهنگ خاص هم باشد.
با انحصار و منابع گستردهِ اين ابررسانهها براي كنترل رسانههاي جهاني بديهي است كه شكار به چنگ امپرياليسم رسانهاي امريكايي ميافتد و همين اتفاق هم افتاده است.
فقط و فقط چند كمپاني معدود امريكايي جريان اصلي رسانهها را در دست دارند.
تا زماني كه اين انحصار غيرطبيعي بر رسانهها وجود دارد همهِ محصولات آنها و حتي اخبار را بايد با ديدهِ ترديد نگريست ، زيرا مسلم است كه هدف اوليهِ اين كمپانيها سودجويي است ، نه اطلاعرساني.
به اين ترتيب ، اعتبار خبرياي كه از اين منابع منتشر ميشود همواره زير سؤال خواهد بود.
همچنين ، موسيقي و فيلم نيز فقط براي تخدير و سودجويي توليد ميشوند ، نه براي اهداف خلاقانهِ هنري.
فراگير شدن موسيقي پاپ كارخانهاي نشانهاي از اين سلطهجويي است ، همانگونه كه صنعت فيلم امريكايي دومين محصول صادراتي امريكا پس از اسلحه به ساير كشورهاست.
انحصار رسانه اي آمريكايي تنها محدود به تلويزيونها و مطبوعات نيست بلكه در تلاش است تا مخاطبان رسانه هاي جديد را نيز در خود ببلعد.
ابرشركت رسانه اي امريكن آنلاين بيشترين كاربران اينترنتي امريكا و جهان را در اختيار دارد و از طريق شبكهِ تلويزيونيCNN و كمپاني فيلمسازي برادران وارنر بهخوبي ميتواند فرهنگ و باورهاي امريكايي را كه در خود امريكا به ارزشهاي امريكايي موسوم شدهاند ، در سراسر جهان شايع كند حال آنكه نيوز كورپوريشن از ديگر شركت هاي رسانهاي بزرگ امريكاست كه علاوه بر ايالات متحده ، در بسياري كشورهاي جهان از جمله انگليس ، استراليا ، هند ، هنگكنگ ، چين و ايتاليا نيز سرمايهگذاريهاي كلاني كرده و در هر جاي دنيا صاحب شبكههاي راديو و تلويزيوني است.
نيوز كورپوريشن يا نيوز كورپ متعلق به غول رسانهاي جهان ، روپرت مرداك ، است كه انديشههاي فوقالعاده راستگرايانه مبتني برسرمايهداري امريكايي دارد.
بخش بزرگي از مسئوليت صدور ارزشهاي امريكايي به ساير كشورهاي جهان بر عهدهِ شركت اوست ، زيرا نيوز كورپوريشن به واسطهِ دارا بودن استوديوي فيلمسازي كمپاني فاكس قرن بيستم تسلط و نفوذ بسياري بر هاليوود دارد.
علاوه بر اين استوديوي فيلمسازي ، نيوز كورپ مالك شبكهِ تلويزيوني فاكس و فاكس نيوز است كه از پربينندهترين شبكههاي تلويزيوني امريكا به حساب ميآيند.
نيوز كورپ در انگلستان شبكهِ تلويزيوني اسكاي و سه روزنامهِ بزرگ «تايمز» ، «ساندي تايمز» و «سان» را دارد و در هند ، امريكاي لاتين و هنگكنگ و استراليا نيز چندين شبكهِ تلويزيوني را اداره ميكند و به تازگي شبكهِ اسكاي ايتاليا را نيز در رم راهاندازي كرده است.
نيوز كورپ صاحب يكچهارم از كل رسانههاي شنيداري ، ديداري و چاپي جهان است و به اين طريق به راحتي مي تواند هرآنچه را كه مطمح نظر است به مخاطبان خود حقنه كند.