فضيل شورورو مقام سياسي ارشد جبهه خلق براي آزادي فلسطين ـ فرماندهي كل ـ متعلق به احمد جبرئيل را اول بار 35 سال پيش در دره غور در اردن ديدم، جايي كه بستر حركت هاي چريكي براي آزادي اراضي فلسطيني كه در 1948 اشغال شده بود محسوب مي شد، از آن زمان تاكنون فضيل راه زيادي را پيموده است. در آن زمان رژيم بعثي سوريه حامي و پشتيبان مبارزان عرب بود. اما اكنون او حتي نمي تواند در دفتر خود پذيراي من باشد و از اين رو به هتل من مي آيد تا با يكديگر ملاقات كنيم. چرا كه جبهه خلق براي آزادي فلسطين ـ فرماندهي كل يكي از چهار سازمان «تروريستي» است كه آمريكا از سوريه خواسته تا دفاتر آنان در دمشق را ببندد. تسليم سوريه به خواست آمريكا در مورد جبهه خلق براي آزادي فلسطين ـ فرماندهي كل ـ جنبه صوري داشت اما در مورد حماس و جهاد اسلامي جدي تر عمل كرد. برخلاف احمد جبرئيل سوريه از رمضان شلح، رهبر جهاد اسلامي خواست كه خاك اين كشور را ترك كند.شورورو مي گويد: «حرف من يادت باشد وقتي خواهد رسيد كه بوش به بشار اسد بيشتر از اسد به بوش نياز خواهد داشت.»
آنچه شكي در مورد آن وجود ندارد آن است كه اين دولت عربي، به دليل حمايت از صدام در طول جنگ، پيش تر از اين هراس داشت كه مورد حمله آمريكا قرار گيرد و اكنون اعتقاد دارد كه ايالات متحده در حال فرو رفتن در «باتلاق» عراق است. بر طرف شدن اين حس هراس و وحشت در دمشق كاملا محسوس است. معاون وزير امور خارجه سوريه از من مي پرسد «چه كسي الان احساس راحتي مي كند سوريه يا آمريكا؟» با اين همه عليرغم آنكه مقامات سوري معتقدند كه كشورشان در دوران پس از جنگ بيش از حد محتاطانه عمل مي كند اما دولت بوش همچنان انگشت تهديد را به سوي سوريه نشانه رفته و مصرانه از اين كشور مي خواهد كه نه تنها گروه هايي مثل حماس را تحت كنترل خود درآورد بلكه نسبت به برچيدن جناح نظامي حزب الله لبنان نيز اقدام كند. وقتي چندي پيش بوش سوريه را به «ادامه ياري به تروريست ها» متهم كرد، اين اظهارات فاروق الشرع را از كوره به در كرد و وي در پاسخ اظهار داشت «دولت بوش در «حماقت و استعداد بروز خشونت» گوي سبقت را از ديگران ربوده است و جنگ طلبان در درون اين دولت همچنان مي خواهند كه شمشير تهديد را بر بالاي سر سوريه نگه دارند».در سوريه اين سخنان نشاني است از ضديت دو دشمن: يكي نومحافظه كاران كه شكل دهنده استراتژي جديد نوامپرياليستي بوش در خاورميانه هستند، و ديگري كهنه سربازان سوري، همان ساختار مستحكم قدرت كه حافظ اسد بنيان گذار آن بود.
براي نومحافظه كاران هيچ كشور عربي بعد از عراق مانعي بر سر آنچه آنها در اين منطقه در پي آن هستند نخواهد بود، و در هيچ كشور عربي «تغيير رژيم» و «دموكراسي» كه توسط آمريكا طراحي شده باشد اثر مثبت بيشتري در پي نخواهد داشت. آمريكا سعي در پنهان نگاه داشتن اين امر يا اينكه سوريه كارزار مناقشات سياسي آمريكا در خاورميانه است، ندارد. در آمريكا ميانه روها همكاري سوريه در جنگ بر عليه القاعده را تحسين مي كنند، اما افراطي ها معتقدند كه رژيم بعث بخش لاينفك مسائل منطقه محسوب مي شود. جان بولتن معاون جنگ طلب وزير امور خارجه آمريكا در كنترل سلاح مي گويد كه توسعه سلاح هاي كشتار جمعي در سوريه تهديدي عليه كل منطقه است ـ يعني مشابه همان اظهار نظري كه منجر به جنگ عراق شد. آنچه نومحافظه كاران، به عنوان نظريه پردازان طرفدار اسرائيل، از آن متنفر هستند دقيقا همان موضعي است كه به ظاهر كهنه سربازان سوري از آن حمايت مي كنند. همان موضوعي كه بثينا شعبان سخنگوي بشار اسد اظهار مي دارد: سوريه «نبض و هويت جهان عرب» است، در ميان همه كشورهاي عرب سوريه از ناسيوناليسم عربي كه نقطه مقابل تلاش همه جانبه صهيونيسم براي تجزيه «ملت» عرب است مصرانه دفاع مي كند. تقدير سوريه آن است كه از آرمان اعراب كه اكنون علاوه بر فلسطين عراق را نيز شامل مي شود مجدانه دفاع كند.
اين در مقام حرف و نظر است. در عمل سوريه به شكلي دردناك درباره نقشي كه سوداي آن را در سر دارد دچار ضعف است. به واسطه مديريت بعثي اين كشور به تدريج ضعيف تر هم شده است و كارت هاي استراتژيك بازي را يكي بعد از ديگري از دست مي دهد. جداي از حزب الله اكنون چند جناح فلسطيني و حضور تضعيف شده نظامي در لبنان تنها كارت هاي سوريه براي بازي است. رژيم سوريه به ندرت چنين در محاصره قرار گرفته است و محاصره خارجي به ندرت چنين پيامدهاي داخلي در بر داشته است. چرا كه علاوه بر دشمن صهيونيستي ـ كه پس از جنگ اعراب ـ اسرائيل در 1967 اكنون براي اولين بار خاك سوريه را مورد حمله هوايي قرار داده ـ در يك طرف، و آمريكاي طرفدار اسرائيل و اشغال كننده كشور عمده عرب در همسايگي سوريه در طرف ديگر، اكنون به گفته رياض ترك عضو ارشد مخالفين كه بيش از ديگران در زندان بوده رژيم سوريه در برابر «نيروي سومي در اين معادله» قرار گرفته: يعني مردم سوريه.
مردم سوريه ممكن است به خوبي بازگوكننده شعار ناسوناليسم عربي باشند كه كهنه سربازان به آن متوسل مي شوند، ممكن است به آمريكا هم دشنام بدهند، اما اصلاح طلبان سوري كه شمار آنان رو به فزوني است بر سر دوراهي قرار گرفته اند چرا كه كهنه سربازان تجسم آن چيزي هستند كه اينان مي خواهند از آن خلاصي يابند. آنها مي دانند كه اين ژست هاي ناسيوناليستي تنها وسيله براي ممانعت كردن از فعاليت مخالفان، براي توجيه قانون سركوبگرايانه «حالت اضطراري» كه از 1963 حكمفرما است، و در كل ابزاري جعلي و ساختگي است چرا كه آنچه اين كهنه سربازان انجام داده اند كشور را براي هر گونه مبارزه ملي از تاب و توان انداخته است.
انور بوني يكي از معروف ترين فعالان حقوق بشر مي گويد «ما مي دانيم كه شعار آمريكا براي دموكراسي صرفا سرپوشي است براي منافع اقتصادي و استراتژيك اين كشور اما بعضي از ما بر اين اعتقاد هستيم كه تنها به خاطر اقدام آمريكا در عراق، و وحشتي كه در دل حاكمان ما ايجاد شده، مجالي براي ما اصلاح طلبان باقي مانده است».كهنه سربازان اكنون بين دو نيرو، يعني افراطي هاي طرفدار اسرائيل در واشنگتن و اصلاح طلبان ضدآمريكايي در سوريه گير افتاده اند و تنها بازي صبر و انتظار پيش گرفته اند، يعني همان كاري كه سال هاست بدان مشغولند و اين بار در انتظار آن هستند كه آمريكا در باتلاق عراق فرو برود. يك ديپلمات غربي مي گويد «به طور موجز بگويم تعداد كشته هاي سربازان آمريكايي دقيق ترين شاخص براي روحيه سوري هاست.» سوريه كاري نخواهد كرد كه اين روند شتاب بگيرد. دليلي براي اين كار وجود ندارد. شعبان با اشاره به نقش مهمي كه سوريه در بيرون راندن نيروهاي آمريكايي و اسرائيلي از لبنان در 1980 ايفا كرد مي گويد عراق لبنان نيست. نگراني آمريكايي ها در مورد دخالت سوريه در عراق به معناي دست كم گرفتن عراقي هاست.»
با اين همه هميشه امكان آن وجود دارد كه نو محافظه كاران دعوا را به نفع خود به پايان ببرند و خشمگين از مشكلات پيش آمده در عراق بوش را ترغيب كنند كه به عنوان يك راه حل به سوريه حمله كند. اما محاسباتي كه در دمشق مي شود، همان گونه كه عدنان عمران وزيرپيشين اطلاعات سوريه مي گويد حاكي از آن است كه «بوش در خواهد يافت كه نومحافظه كاران او را به نابودي مي كشانند»، و گرايش سنتي و عمل گرايانه آمريكا در سياست خاورميانه مورد بازبيني قرار خواهد گرفت و در تلاش براي حل و فصل كلي مسائل به سوريه به عنوان طرف اصلي گفت وگو نگاه خواهد شد. شكست نومحافظه كاران ممكن است چنين موهبتي براي مردم سوريه نداشته باشد چرا كه برخي از آنان از اين وحشت دارند كه با عقب نشيني غول آمريكا رژيم ديگر تمايلي به انجام اصلاحات نخواهد داشت. اصلاح طلبان عرب در همه جا مي گويند كه اين عدم تمايل به انجام اصلاحات باعث تاسف خواهد بود چرا كه اصلاح و رفرمي كه فرآورده داخلي باشد تاثيري به مراتب بيشتر از آني خواهد داشت كه آمريكايي ها درصدد تحميل آن در عراق هستند.