| ايالات متحده امريكا داراي 417 ميليون نفر سرباز و 76 هزار افسر است. 146 هزار سرباز امريكايي در عراق, 34 هزار در كويت و 10 هزار نفر در افغانستان, 37 هزار در كره جنوبي, 5 هزار نفر در بالكان و 100 هزار نفر در اروپا مشغول هستند. امريكا داراي 33 تيپ فعال است. حداقل 16 تيپ اكنون در عراق به سر مي برد. دو تيپ در افغانستان, 2 تيپ در كره جنوبي و 1 تيپ در بالكان به سر مي برند. نيروي نظامي امريكا داراي 5 يگان فراگير و يكپارچه است: 1. يگان مركزي 2. يگان شمالي 3. يگان پاسيفيك 4. يگان فضايي امريكا 5. يگان عمليات ويژه. مسئوليت يگان مركزي در بردارنده 3100 مايل از شرق به غرب و 3600 مايل از شمال به جنوب است. يگان مركزي شامل امارات متحده عربي, بحرين, كويت, عمان, قطر, عربستان صعودي, مصر, ايران, عراق, اردن, يمن, پاكستان, افغانستان, جيبوتي, اريتره, اتيوپي, كنيا, سومالي, سودان و كشورهاي آسياي ميانه است. يگان اروپايي آمريكا, مسئوليت 13 ميليون مايل در 89 كشور را بر عهده دارد. لشگر سوم امريكا در عربستان, لشگر هفتم آموزشي در آلمان, مركز آموزشي قطب در پاناما, گوام, ايستگاه هوايي و دريايي در ايسلند, لشگر پشتيباني دريايي در ايتاليا, ايستگاه نيروي دريايي در اسپانيا و ناوگان يكم در ژاپن واقع شده اند. در راس همه آنها پايگاه هوايي آويانو در ايتاليا, كادنا, يوكوتا و ميساوا در ژاپن, پايگاه كانسان و اوسان در كره, پايگاه هوايي رامتين در آلمان, تاسزار در مجارستان, پايگاه توزلا در بوسني – هرزگوين و انجرليك در تركيه قرار دارند.
در سال 1968 و اوج جنگ ويتنام, نيروي كلي حاضر در صحنه امريكا اعم از زن و مرد به 5/2 ميليون نفر مي رسيد و از اين نيروها 4/1 ميليون نفر فعال بودند. در سال 2003, نيروي آماده و حاضر دريايي و هوايي به 6/1 ميليون نفر مي رسد كه 480 هزار نفر آنها فعال هستند. در پايان جنگ خليج فارس, ارتش داراي 18 لشگر و 71 هزار سرباز بود.
در 20 ژانويه 1989, جورج بوش ارتش را به 14 لشگر تقسيم كرد و بيل كلينتون درسال 1993 ارتش را به 10 لشگر تقسيم كرد. در سال 2002, 16 هزار و پانصد سرباز از لشگر مكانيزه دركويت مستقر شدند.
در مارس سال 2003 اين نيروها در مرز عراق وكويت مستقر شدند. در حاليكه به لشگر مزبور قول داده شده بود كه تا سال 2003 به خانه بر مي گردد. اين لشگر جنگديده اكنون در عراق است و در وضعيت بدي به سر مي برد و اكنون اين سوال را مي پرسد كه براي چه وارد عراق شده است؟ آيا كسي دنبال تسليحات كشتار جمعي است؟ هيچ كس نيست كه وظيفه و محل استقرار لشگر سوم را مشخص نمايد و بگويد كه آيا در عراق بايد بماند يا اينكه به نقاط ديگر اعزام شده و يا به امريكا بر مي گردد.
توني بلر فقط 12 هزار نيرو رهسپار عراق كرده است. واچپايي با شرايط حاضر قصد ندارد نيرويي اعزام نمايد و پاكستان در اين باره به تصميمي جدي نرسيده است.
بوش به عنوان چهل و سومين رئيس جمهور وارد كاخ سفيد شد . در 20 سپتامبر 2002, دولت وي استراتژي امنيت ملي آمريكا را اعلام كرد. اين استراتژي داراي دو پايه است: 1. از بين بردن رقابت تسليحاتي و نظامي (حتي الامكان با خنثي كردن رقباي نظامي و چالشهاي استراتژيك, خرج كمتري به پاي امريكا بگذارد) 2- تسلط امريكا بر منافع اقتصادي از طريق wto, imf و بانك جهاني . امريكا با داشتن اهداف فوق نيازمند لشگرهايي دو برابر نيروي نظامي حاضر است. شكل دهي هر لشگر 10 ميليارد دلار و دو سال زمان نياز دارد.
در سال 1947, دكترين ترومن شكل گرفت و در سال 1949 پيمان ناتو به امضا رسيد. بنابراين جنگ سرد شروع شد و استراتژي امريكا به مساله بازدارندگي تعلق يافت اما استراتژي امنيت ملي امريكا در زمان بوش ناظر بر سلطه اقتصادي, نظامي و سياسي است و امريكا از بازدارندگي به سلطه و تفوق سير كرد. امريكا اكنون از جمهوري فدرال به سوي امپراتوري در حال حركت است. لذا ماشين جنگي امريكا نيازمند هزينه اي دو برابر هزينه فعلي (380 ميليارد دلار) نيازمند است. جنگ با تروريسم پايان ندارد. جنگي كه پاياني ندارد, نيازمند خزانه اي است كه كف ندارد.
- منبع اينترنتي farrukh saleem , america needs a bigger army
- مترجم : اصولا افكار ناكجا آباد گرايانه كه مدعي بهشت زميني هستند با تحميل جنگ بي حد و حصر به بشريت از مسير عقل خارج مي شوند و با برداشتن تعهدات سنگين به تعبير كارل پوپر ريشه خود را مي زنند. در اين باره پال كندي مورخ سياسي شهير امريكايي , در كتاب ظهور و سقوط قدرتهاي بزرگ به دولتمردان امريكا هشدار مي دهد. |