در حالي كه آمريكايي ها پس از حوادث 11 سپتامبر بيشتر توان خود را در دو جبهه افغانستان و عراق متمركز كرده اند، وجود برخي نشانه ها حكايت از اين دارند كه نگرش ضد آمريكايي شبيه به آنچه در افغانستان رفته رفته اين كشور را به مأمني براي گروه هايي نظير القاعده تبديل كرد، در نقاط ديگر آسيا درحال شكل گيري و گسترش است. اين وضعيت باعث شده است كه توجه عناصر باقي مانده طالبان و القاعده به سوي نقاط ديگري در منطقه جلب شود. اين نقاط جديد را در واقع بايد جبهه هاي گشوده شده جديد براي جنگ عليه تروريسم به رهبري آمريكا تلقي كرد. جبهه هايي كه مي توانند به عنوان بهانه هايي جديد براي گسترش حضور نظامي آمريكايي ها در منطقه مورد بهره برداري واشنگتن قرار گيرند. يكي از اين جبهه ها كشور ازبكستان است.
سياست سازان آمريكايي آوريل گذشته با صدور يك بيانيه نسبت به سازماندهي جديد «نهضت اسلامي ازبكستان» (IMU) هشدار دادند. وزارت خارجه آمريكا يك ماه پس از اين هشدار اعلام كرد كه اين گروه تروريستي مرتبط با القاعده احتمالا درصدد حمله به كشور همسايه ازبكستان يعني قرقيزستان است. سپس براساس گزارش هاي اطلاعاتي ازبكستان چنين نتيجه گيري شد كه IMU در حال بازسازي توان خود است و تلاش مي كند تا خود را به عنوان جنبش اسلامي با توان عملي فراتر از مرزهاي ازبكستان - در آسياي ميانه - مطرح كند.
«اسلام كريم اف» رئيس جمهور ازبكستان از جمله رؤساي جمهوري هاي سابق شوروي است كه همچنان بر محدوديت هاي مذهبي به جا مانده از قوانين شوروي سابق پاي مي فشارد. كريم اف براي مهار اسلام گرايان ازبكستان هنوز به روش سركوب و ارعاب اتكا دارد، اما فشارهاي بين المللي و اخيرا آمريكا براي كاهش فشارها عليه مسلمانان ازبكستان باعث شد تا رئيس جمهور اين كشور به تعديلاتي در روش معبود خود تن دهد. كريم اف سال گذشته گام هايي را در اين راستا از جمله عفو 900 مسلمان زنداني و تائيد فعاليت چند گروه طرفدار حقوق بشر در ازبكستان برداشت. اين درحالي است كه گروه هاي حقوق بشر اقدامات اخير كريم اف را تنها تلاشي از سوي وي براي فرونشاندن و يا كاهش فشارهاي بين المللي قلمداد كرده اند. براساس آماري كه برخي از فعالان حقوق بشر از وضعيت زندانيان سياسي ازبكستان داده اند هم اكنون بيش از 6 هزار مسلمان به دليل پافشاري بر اعتقاداتشان در زندان هاي ازبكستان محبوس هستند. به گفته اين فعالان شكنجه همچنان در زندان هاي اين كشور رايج است. بدين ترتيب شايد وضعيت فعلي را بتوان اين طور تعبير كرد كه اقدامات سركوب گرانه مذهبيون و در رأس آنها اسلام گرايان در ازبكستان به هيچ وجه كاهش نيافته و تنها روش ها و تاكتيك ها تغيير يافته است. اما سئوالي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه سركوب گروه هاي تندرو در منطقه آسياي ميانه به هر شكلي، آيا نمي تواند پاسخي معكوس را به بار آورد و به افزايش توان اين گروه ها و گرايش هاي تندروانه در اين منطقه منجر شود؟
گرايش هاي تندروانه در آسياي ميانه در واقع در قوانين محدود كننده فعاليت هاي مذهبي شوروي سابق و تلاش هاي آمريكا براي آموزش گروه هاي شبه نظامي به منظور مقابله با افزايش بيشتر حوزه نفوذ روس ها در منطقه آسياي ميانه به ويژه در افغانستان ريشه دارد. در همين دوران بود كه بسياري از تندروهاي عرب فضا را براي فعاليت خود در اين منطقه مساعد ديده و با ايجاد مدارس مذهبي در برخي نقاط از جمله دره «فرقانه» كه در مرز ميان كشورهاي ازبكستان، قرقيزستان و تاجيكستان واقع شده است، به پرورش و رواج رويكردهاي راديكال پرداختند. بديهي است كه آمريكايي ها از حضور اين اعراب در منطقه كه در زمينه جلب توجه عده بسياري از مسلمانان منطقه و ترغيب آنان به پيوستن در گروه هاي تندرو فراهم مي آورد، استقبال كردند. پس از فروپاشي شوروي سابق در سال 1991 جمهوري هاي تازه استقلال يافته ناگزير از تداوم روندي بودند كه فدراسيون روسيه بيشتر به آنها ديكته مي كرد.
در اين روند كريم اف گوي سبقت را از همتايان خود در ساير كشورهاي آسياي ميانه ربود و تا حدي پيش رفت كه ديگر هيچ مردي با محاسن بر چهره قادر نبود خارج از خانه خود آفتابي شود، زيرا خيلي سريع توسط مأموران حكومتي بازداشت و زنداني مي شد. تداوم چنين روندي منجر به ظهور گروه ها و جنبش هايي نظير جنبش اسلامي ازبكستان شد. اين جنبش در سال 1999 به رهبري «جمعه نمنقاني» و «طاهر يولداش» و به هدف مبارزه با اقدامات سركوبگرانه كريم اف تأسيس شد. اين جنبش در مرامنامه خود تأكيد كرد كه بايد كريم اف از قدرت بركنار شود. IMU در اين راستا اقدام به اجراي طرح هاي خرابكارانه اي از جمله انجام عمليات هاي بمب گذاري در تاشكند، پايتخت ازبكستان كرد. سپس رهبران گروه مذكور به افغانستان گريخته و اولين ارتباط هاي خود با گروه القاعده و طالبان را پايه گذاري كرد. اما اين تصميم در واقع زمينه اضمحلال IMU را فراهم آورد، زيرا بسياري از نيروهاي خود را در تهاجم آمريكا به افغانستان از دست داد.
اما در حالي كه كارشناسان اطلاعاتي منطقه به احياي اين گروه در كشور تاجيكستان اشاره دارند، توجه برخي ديگر به سوي «حزب التحرير» به عنوان يكي ديگر از تهديدات بالقوه و گروهي تندرو در منطقه جلب شده است. اين گروه كه در سال 1952 تأسيس شد، داراي 15 تا 20 هزار عضو و نيرو است و سال ها است كه به عنوان بزرگ ترين سازمان ايدئولوژيك تندرو در منطقه آسياي ميانه مطرح بوده است. براساس مرامنامه اين گروه بايد با هر كافري در هر كجاي دنيا مبارزه شود. بر مبناي اهداف اين گروه حتي كشورهايي مثل ايران و عربستان سعودي نيز نتوانسته اند قواعد اسلامي و قانون شريعت را به اجرا درآورند. اما توجه كارشناسان اطلاعاتي از آن جهت اكنون به حزب التحرير جلب شده است كه اخيرا اخباري پيرامون نزديك شدن اين سازمان ايدئولوژيك به IMU و ايجاد ارتباط هايي با رهبران باقيمانده اين گروه انتشار يافته است. حزب التحرير تاكنون به دليل اينكه كمتر دست به عمليات هاي تروريستي و خرابكارانه زده، از قرار گرفتن در فهرست گروه هاي تروريستي آمريكا در امان مانده است. اما اين سازمان ظاهرا در ماه هاي اخير تغيير رويه داده است. نزديكي به IMU را بايد در همين راستا مورد توجه و ارزيابي قرار داد. اين ادغام مي تواند براي كريم اف بسيار ناميمون باشد، زيرا نيرويي تندرو اما تقريبا از هم پاشيده مي تواند از توانايي ها و نيروهاي يك گروه سازمان يافته با پايگاه هاي اجتماعي و مردمي استفاده كرده و بدين ترتيب بار ديگر احيا و ادامه حيات دهد. به گفته منتقدان كريم اف، اقدامات سركوبگرانه وي باعث مي شود كه روند اين ادغام بسيار سريع تر انجام گيرد. ضمن اينكه اين اقدامات مي تواند نيروهاي جديدي را كه هرگز با دو گروه حزب التحرير و حزب اسلامي ازبكستان ارتباط و يا آشنايي نداشتند، براي پيوستن به اين دو گروه داوطلب كند.
آمريكايي ها زماني در منطقه آسياي ميانه براي آنكه منافع خود را از دست ندهند، پرورش گروه هايي نظير طالبان را در رأس برنامه ها و طرح هاي تاكتيكي خود قرار دادند. شايد آنها تصور نمي كردند كه گروه هايي نظير گروه طالبان و يا القاعده بعدها به گروه هاي كوچك تر تبديل شده و به تهديداتي براي همان منافع پيشين تبديل شوند. آمريكايي ها اكنون نمي دانند كه براي فرو كوفتن اين تهديدات در آسياي ميانه بايد به روش هاي سركوبگرانه اي كه جمهوري هاي سابق شوروي كاملا با آنها آشنا هستند، اميدوار باشند، يا اينكه براي تبديل شدن آتش هاي زير خاكستري ديگر در اين منطقه به شعله هاي فروزان، رهبران اين كشورها را به استفاده از روش هاي مدارامنشانه ترغيب كنند.