هر سيستم اجتماعي داراي حيات و نظم خاص خود است لذا هر نظم نويني كه در آنها رخ دهد سبب شكل گيري موافقتها و مخالفتهايي خواهدشد كه شدت هريك از آنها مي تواند به بحران و آشوب يا حركت براساس نظم جديد شود. فرايند جهاني شدن كه به اعتقاد بسياري از صاحبنظران در بعد اقتصاد و بازار سرمايه به صورت گسترش نظام بازار (به شيوه آمريكايي) رخ داده، نظم جديدي را به وجود آورده كه پذيرش آن در كشورهاي صنعتي و نيمه صنعتي به رشد و بسط اقتصادي، و در كشورهاي ديگري نظير اندونزي و آرژانتيـن به عدم تعادل در سيستم اجتماعي و بي نظمي و آشوب منتهي شده است.
فرايند جهاني شدن حركتي است كه شروع شده و از علايم اين رشد بيشتر تجارت جهاني نسبت به توليد جهاني، رشد شركتهاي فرامليتي و رشد سريع سرمايه گذاري هاي مستقيم و مالي خارجي است كه به واسطه انقلاب تكنولوژيكي و نيز فروپاشي امپراطوري شوروي دريك دهه اخير سرعت گرفته و به دليل وابسته شدن بازارها به همديگر سبب آسيب پذيري كشورها از بسياري جهات و تاثيرپذيري آنها از وقايع و تحولات بازارهاي مالي جهاني شده بدون آنكه قادر به حفظ منافع خود و مقابله با آنها باشند. همچنين از طرف ديگر رشد فناوريها و پيشرفتهاي بيوتكنولوژي، الكترونيك و مخابرات از اهميت كار ارزان و منابع و مواد اوليه در شكل دهي مزيت نسبي كاسته به ويژه براي كشورهاي كمتر توسعه يافته و زمينه را براي حركت كشورها در مسير اقتصاد جهاني و پيوستن به آن فراهم آورده است.
در اين مقاله به دنبال طرح ديدگاههاي موجود در رابطه با پيامدهاي جهاني شدن اقتصاد در كشورهاي توسعه يافته و كمتر توسعه يافته هستيم اما در ابتدا اشاره اي به مفهـوم، ويژگيها، دلايل شكل دهي و تسريع كننده فرايند جهاني شدن اقتصاد خواهيم داشت.
مفهوم جهاني شدن
از ديدگاه مك گرو و مارتين البرو، جهاني شدن (GLOBALIZATION) فرايند يكپارچگي مردم جهان در يك جامعه واحد است به نحوي كه حوادث و اتفاقات در نواحي دوردست سبب شكل گيري رخدادهاي محلي مي شوند. جهاني شدن سبب گسترش پيوندها و ارتباطات متقابل فراتر از دولتها مي شود و از اهميت مرزها و فاصله جغرافيايي مي كاهد.
عده اي ديگر (محمدعابدالجابري) فرايند جهانــــي سازي را با جهاني گرايي يكسان نمي دانند و معتقدند كه در مباحث كنوني، جهاني گرايي به معني بسط و گسترش و انتقال تمدن و فرهنگ ايالات متحده آمريكا به ساير كشــــورهاي جهان است درصورتي كه جهاني سازي يعني به استقبال جهان رفتن، آشنا شدن با فرهنگهاي ديگر و احترام گذاشتن به آراء و نظريه هاي ديگران است نه نفي ديگران و نفوذ در فرهنگ آنها و برخورد ايديولوژيك و درجايي ديگر »فليگستين« جهاني شدن را در ارتباط با اقتصاد آمريكا معني مي كند.
ويژگيها
جهاني شدن در مفهوم خاص اقتصادي آن به صورت گسترش نظام سرمايه داري از نيمه قرن بيستم به بعد بويژه بعداز فروپاشي شوروي و گذار بسياري از كشورهاي اروپايي شرقي به نظام بازار و گذار كشورهاي سابقاً كمونيستي شرق آسيا به نظام شبه بازاري و نيز گذار بسياري از كشورهاي كمتر توسعه يافته به اقتصاد بازار ظاهر گشته است و داراي ويژگيهايي است كه اصلي ترين آنها عبارتند از:
الف - رشد تجارت جهاني: شواهد آماري نشان مي دهند كه بعداز جنگ جهاني دوم كشورها در راه آزادسازي تجارت و گسترش آن حركت كرده اند به نحوي كه از سال 1950 تا 1995 نرخ رشد صادرات جهاني بيشتر از توليد جهاني بوده است و نيز به لحاظ كمي از سال 1960 تا 1999 حجم توليد جهاني از 7110 به 31000 ميليارد دلار در حالي كه صادرات جهاني از 124/8 به 6476 ميليارد دلار افزايش يافته است. به عبارت ديگر توليدات جهاني در سالهاي 1999-1960 نزديك به 4/5 برابر در صورتي كه صادرات جهاني نزديك به 52 برابر افزايش داشته است.
ب - رشد سرمايه گذاري مستقيم خارجي: از ويژگيهاي كنوني اقتصاد جهاني رشد چشمگير در حجم و سرعت سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجــي است. بنابر شواهد آماري حجم سرمايه گذاري هاي مستقيم خارجي به طور متوسط طي دو دوره زماني 90-1985 و 96-1991 از 141/93 به 242/5 ميليارد دلار رسيده كه 82 درصد آن در دوره 90-1985 در كشورهاي توسعه يافته و 18 درصد در كشورهاي كمترتوسعه يافته اتفاق افتاده است. اين درصدها در دوره 96-1991 به 64 و 36 درصد رسيده است.
ج - تجارت پول و سرمايه: از ويژگيهاي ديگر اقتصاد كنوني جهان رشد تجارت پول و سرمايه ناشي از افزايش چشمگير حضور بانكها و شركتهاي فرامليتي در بازارهاي مالي داخلي و خارجي است كه عمدتاً در شهرهاي بزرگي نظير نيويورك، لندن، پاريس، توكيو و ساير مراكز كشورهاي توسعه يافته كه توان جذب سرمايه هاي بين المللي، مديريت مالي و مراكز بانكي را داشته اند صورت گرفته است.
د: جريان آزادانه خدمات توليدي: رشد و دگرگوني خدمات توليدي يكي ديگر از ويژگيهاي اقتصاد جهاني است. صادرات مهارتهاي مديريتي، اطلاعات و تكنيك هاي سازماني از مهمترين نوع تجارت بدون مرز به شمار مي آيند كه عمدتاً توسط سرمايه گذاري خارجي در خدمات صورت مي گيرد. رشد خدماتـــي نظير حسابداري، انتشارات، محاسبه گرها، مهندسي مالي و حقوقي، نقش اساسي در گسترش و هدايت خدمات توليدي داشته اند. بنابر شواهد آماري سهم خدمات توليدي در توليد ناخالص داخلي در كشورهاي توسعه يافته در چند دهه گذشته رشد بالايي داشته و بيشترين تغييرات به ترتيب در كشورهاي آلمان، ايتاليا، ژاپن و فرانسه صورت گرفته است.
ه: توسعه صنعت توريسم: گسترش ارتباطات و وسايل ارتباطي امن و سريع نظير هواپيما، كشتــي هاي بزرگ مسافربري و قطارهاي سريع السير و آشنايي ملتها از همديگر انگيزه سير و سياحت را به وجود آورده است به نحوي كه صنعت توريسم را به يكي از زيربخشهاي مهم بخش بازرگاني در آورده است. چنانكه آمارها نشان مي دهند درآمد دنيا از محل صنعت توريسم در سال 1996، 425 ميليارد دلار بوده است.
عوامل موثر بر جهاني شدن اقتصاد
از مهمترين عواملي كه بر فرايند جهاني شدن اقتصاد با ويژگيهاي فوق كمك كرده اند مي توان به موارد زير اشاره كرد:
1 - انقلاب در تكنولوژي اطلاعات، حمل و نقل و ارتباطات: يكي از موثرترين عوامل موثر بر فرايند جهاني شدن اقتصاد بويژه در دو دهه گذشته، پيشرفتهاي سريع فني و تكنولوژيكي در الكترونيك و انفورماتيك و ارتباطات است. سه تحول بزرگ و مهم در دو دهه گذشته يعني فاكس، تلفن همراه و اينترنت بخش توليد، تجارت و شيوه هاي كار و زندگي مردم را در سراسر دنيا تغيير داده و موجب كاهش هزينه خدمات و ارتباطات و حمل و نقل و نيز كاسته شدن اهميت فاصله در فعاليتهاي اقتصادي و كوتاه تر شدن زمان و يكپارچگي هرچه بيشتر بازارها، مصرف كنندگان و توليدكنندگان و تحرك بيشترمنابع و مردم در درون و ميان مناطق انجاميده است. بنا بر شواهد آماري تعداد گيرنده هاي اينترنت از سال 1987 تا 1988 از 400000 به 40000000 رسيده است.
2 - رشد شركتهاي فرامليتي: در سه دهه گذشته اين شركتها رشد بالايي داشته اند و به دلايل زير سبب انتقال سرمايه انباشت شده شركتها به بيرون از مرزها شده و پيشرفتهاي فني و انفورماتيك اين روند را تسهيل كرده اند
الف: كاهش رشد كشورهاي توسعه يافته در سالهاي 77-1973 نسبت به دوره 73-1950 كه ناشي از رشد هزينه هاي توليد به واسطه بالارفتن قيمت انرژي، دستمزدها و مالياتها و نيز مقررات تجاري محدودكننده بويژه در رابطه با واردات و قوانين دست و پاگير توليد نظير رعايت بهداشت و حفظ محيط زيست.
ب: دستيابي آسان به منابع و موادخام خارجي و نيز حضور در بازارهاي آنها و توليد براساس ذوق و سليقه مصرف كنندگان.
درحقيقت رشد اين شركتها درراستاي حفظ سود و منافع شخصي آنها بوده و دنبال كردن آن، مسايل و مشكلاتي را در كشورهاي ميزبان به وجود مي آورده اما به دليل دسترسي اين شركتها به تكنولوژي برتر و منابع مالي فراوان و متنوع و نيز داشتن شبكه بزرگ توليد و توزيع جهاني به آنها اعتراض نمي شده زيرا ناديده گرفتن آنها به معني چشم پوشي از بسياري فرصتها و بخش عظيمي از منابع و امكانات است. براساس گزارش انكتاد در سال 2001 تعداد اين شركتها 65 هزار و تعداد شركتهاي وابسته به آنها 850 هزار و فروش كالا و خدمات آنها 19 تريليون و تعداد شاغلان در آنها 54 ميليون نفر بوده است.
بيشترين فروش در اين شركتها مربوط به شركتهاي ژاپني (35 درصد)، آمريكايي (28/3 درصد)، آلماني (9 درصد)، فرانسوي (7/7 درصد)، بريتانيايي (5 درصد) و سويسي 3 درصد است.
ج: فروپاشي امپراطوري شوروي: فروپاشي شوروي و پايان جنگ سرد سبب گسترش بازار جهاني و حركت كشورهاي روسيه، اروپاي شرقي و تازه استقلال يافته و كشورهاي سوسياليستي شرق آسيا به سمت نظام بازار شد زيرا با پايان يافتن جنگ سرد، جنگ ايدئولوژيك نيز تمام شد و جاي خود را به رقابت بر سر بازار و منابع كمياب و منافع اقتصادي داد. درهمين راستا آمريكا منابع خود را بعداز جنگ سرد به بازارهاي كشورهاي سوسياليستي سابق سرازير كرد و به سادگي جذب گرديدند.
د: بين المللي شدن مسائل زيست محيطي: مواردي نظير گرم شدن كره زمين و بارانهاي اسيدي مسائل زيست محيطــــي هستند كه راه حل بين المللي مي خواهند و نياز به همكاريهاي بين المللي و همسويي سياستها بويژه در بعد اقتصاد و توليد دارد كه به تفكر جهاني شدن كمك كرده است.
پيامدهاي جهاني شدن
نتايج تحقيقات بروگنر (BROGNER) نشان مي دهد كه مراكز عمده اقتصاد جهاني در سه منطقه آمريكاي شمالي، اروپا و شرق و جنوب شرقي آسيا قرار دارند و فرايند جهاني شدن اقتصاد بيشتر به نفع اين سه منطقه است. بنابرايـــــن، بسياري از كشورهاي كمتر توسعه يافته آسيايي و آفريقايي و آمريكايي كه داراي بازارهاي پولي و مالي كارآمد، ساختار اقتصادي توسعه يافته و سرمايه هاي انساني كافي نيستند از فرايند جهاني شدن اقتصاد بهره زيادي نخواهند برد و درحقيقت فرايند جهاني شــــدن اقتصاد به نفع كشورهاي قوي تمام مي شود زيرا به دلايل فوق جريان سرمايه به سوي اين كشورها نبوده و ازطرف ديگر پيشرفتهاي سريع فني و بيوتكنولوژيكي از اهميت منابع و مواداوليه كشورهاي كمتر توسعه يافته كاسته است. بسياري از مخالفان جهاني شدن اقتصاد (به شيوه آمريكايي) معتقدند كه تبليغ فرهنگ و ارزشهاي مادي مطلوب نظام سرمايه داري سبب كم رنگ شدن ارزشهاي انساني و معنوي و رشد خشونت و جنــــايت مـــــي شود و استقلال عمل و خط مشي هاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي در سطح ملي كشورها را كاهش مي دهد و فشار رقابت اقتصادي مي تواند به نابودي محيط زيست بينجامد. قاعدتاً اين موارد در كشورهاي كمتر توسعه يافته نمود بيشتري مي يابند.
نتايج و پيشنهادات
باتوجه به ويژگيهاي جهاني شدن و عوامل موثر در گسترش آن كه به گسترش و پيشروي نظام سرمايه داري درجهان انجاميده، مي توان گفت كه عملاً جهاني شدن در صحنه اقتصاد رخ داده است. در ايــــــن نكته كه نظام سرمايه داري غرب براساس علم و دانش بشري، تمدن بزرگي را به وجود آورده شكي نيست و بي توجهي به دستاوردهاي علمي، فني و اقتصادي آن به هيچ وجه ممكن نيست به همين دليل حركت كشورها به سوي آن موجه جلوه مي كند بويژه براي كشورهاي كمتر توسعه يافته، هرچند كه فرهنگ و ارزشها و شيوه زندگي آنها را نپذيرند. بنابراين، كشورها براي بهره گيري از دستاوردهاي علمي و فني و سرمايه هاي خارجي بايد تحولات و اصلاحات اساسي زير را به وجود آورند:
1 - تحول در ساختار آموزشي و تربيت نيروهايي با مهارت بالا زيرا لازمه ورود سرمايه و تكنولوژي خارجي و جذب آنها وجود اين نيروها است؛
2 - گسترش كمي و كيفي بازار بورس به نحوي كه بتواند درجهت تامين سرمايه هاي مالي و رقابتي كردن سازمانهاي صنعتي، مديريت و انتقال سهام و سرمايه هاي شركتهاي صنعتي به خارج و پذيرش سرمايه ها و برگه هاي سهام اوراق بهادار خارجي به داخل به عنوان بخش پيشتاز اقتصاد حركت كند؛
3 - تحول در ســاختار اقتصاد با گسترش سرمايه گذاري هاي زيربنايي، شكستن انحصارات دولتي و رقابتي كردن فعاليتهاي اقتصادي، افزايش كارايي بويژه درادارات و تشكيلات دولتي و اجراي سياستهاي تثبيت كارآمد؛
4 - اصلاح سياستهاي تجاري و سيستم ارزي در راستاي نگاه به بيرون و بهره گيري از آثار و فوايد تجارت و تاثير آن بر توليد و رفاه اقتصادي و نيز گسترش همكاريهاي اقتصادي و تجاري منطقه اي كه زمينه ساز حضور در بازارهاي جهاني است. نتايج تحقيقات بلابالاسا، محسن خان وراينهارت و ديگران بيانگر تاثير مثبت صادرات بر رشد اقتصادي است.
5 - اصلاح و شفاف كردن قوانين مالياتي، كار و سرمايه گذاري هاي خارجي درجهت جذب سرمايه ها، دانش فني و توان مديريتي خارجي؛
6 - تحرك در سياست خارجي در راستاي گسترش همكاريهاي اقتصادي و تجاري با مناطق مختلف جهان.