باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز شنبه 16 شهريور 1387 كاربران برخط 122 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تلويزيون و نخبگان
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

اين دوره اي كه ما در آن زندگي مي كنيم به «عصر اطلاعات و ارتباطات» معروف است، ولي در اينكه اين اطلاعات، مفيد و اين ارتباطات حقيقي و اصيل هستند تفاوت نظرهاي زيادي وجود دارد. تاريخ اجتماعي را نمي توان به سادگي به دوران كشاورزي، صنعتي، مافوق صنعتي و اطلاعاتي تقسيم كرد، زيرا اطلاعات مانند تراكتور و بذر و ماشين نيست و در همه دوران تمدن بشري وجود داشته است و بدون اطلاعات جوامع بشري نمي تواند پايدار باشد.

اين قرن اخير را قرن دانش و علم و صنعت هم خوانده اند، زيرا كه علوم و دانش بشري به مرزهاي جديد و وسيع تري رسيده است. حال سؤال اصلي اين است كه اين دانش و علم و اين خزائن و منابع به اصطلاح اطلاعاتي و ارتباطي در اختيار و استفاده چه كساني هستند و نقش نخبگان يك جامعه در اين جريان چه مي باشد؟

داده ها و آمار با اطلاعات فرق مي كند، همان طوري كه اطلاعات با دانش تفاوت فاحشي دارد، دانش با فضيلت نيز يكي نيست و بين اين دو فاصله بسيار زيادي وجود دارد. آمار و داده ها را مي توان به اطلاعات تبديل كرد و از اطلاعات براي دانش كمك گرفت و از دانش و علم به فضيلت ارتقاء پيدا كرد و اينجاست كه رسانه ها و سازمان هاي انساني مي توانند نقش بزرگي را در اين مراحل ايفا كنند و نخبگان يك جامعه در اين تحولات موثر و مفيد واقع شوند.

سال هاست اين شبهه به وجود آمده است كه تلويزيون يك رسانه عامه است و نقش چنداني براي نخبگان در آن نيست و ارتباط ما بين نخبگان در خصوص علم، هنر، فلسفه و ادبيات از اين طريق كمتر ميسر مي باشد. ولي اين نوع الگوهاي تلويزيون بر مبناي تئوري هاي جوامع و نظام هاي توده وار مصرفي و كنترل شده و برپايه اصول سوداگري، قدرت گرائي و صنايع فرهنگي پايه ريزي شده اند و بدين ترتيب، اطلاعات و دانش ما درباره تلويزيون و امكانات و تاثيرات آن در جوامع و فرهنگ هاي مختلف بسيار ناقص است و اين فرصت براي ما وجود دارد كه بتوانيم، اگر همت كرده و مستقل فكر كنيم، الگوها و تئوري هاي جديد و نويني درباره تلويزيون و طرز استفاده از آن براي عالم و نخبگان جامعه ارائه دهيم.

توجه به تاريخ طبيعي و اجتماعي رسانه ها و تكنولوژي هاي اطلاعاتي و ارتباطي در اين يك قرن اخير بسي آموزنده است. مطبوعات يعني روزنامه ها و مجلات در آغاز يك رسانه متعلق به نخبگان و يك رسانه ميان نخبگاني بود و عامه مردم در توليد و تكثير و حتي مالكيت آن نقشي نداشتند، ولي با انقلاب صنعتي و توسعه نظام سرمايه داري، مطبوعات به رسانه هاي جمعي تبديل شد و نقش آن دربين عامه مردم و نخبگان كاملاً تغيير كرد. برعكس، تلويزيون به صورت يك رسانه عامه به اغلب جوامع ارائه شد و اكنون كه بيش از هفتاد سال از توسعه آن مي گذرد در بسياري از مواقع و شرايط و در تحت زيرساخت هاي مختلف، تدريجاً بعد ارتباطات و گفت وگوي ميان فرهنگي و ميان نخبگاني را در سطح ملي وجهاني بدست مي آورد.امروز شبكه تلويزيوني سي. ان. ان» در سطح بين المللي به يك رسانه خبري و سياسي ميان نخبگان و به ويژه دولتمردان تبديل شده است. شبكه هاي اختصاصي تلويزيون در سطح ملي و بين المللي در رشته هائي مانند اقتصاد، بورس، تاريخ و هنر نه تنها وسيله اي براي انتقال اطلاعات و دانش از نخبگان به طبقات عامه مردم شده است، بلكه بتدريج خود به يك وسيله ارتباط و بحث و مناظره بين نخبگان تغيير نقش پيدا كرده است.

شبكه اينترنت در آغاز يك رسانه ارتباطاتي و اطلاعاتي بين نخبگان و سازمان هاي دولتي آمريكا و نخبگان تحقيقاتي دانشگاه هاي آمريكا در رشته هاي نظامي، صنعتي و علمي بود، ولي در دهه اخير به يك شبكه پيچيده مورد استفاده عامه در سطح جهاني مبدل شده است و ابعاد بازرگاني و تجارتي آن روزبروز روبه افزايش است.

امروز نخبگان مالك تلويزيون و توليدكننده برنامه هاي آن هستند. نخبگان اقتصادي، سياسي، فرهنگي و هنري در شرايط مختلف بر تلويزيون تسلط دارند و در برخي موارد تلويزيون مانند ساير رسانه ها نخبگان ويژه خود را خلق كرده است. گرچه جريان اطلاعاتي در تلويزيون به طور كلي از نخبگان به سوي مصرف كنندگان و عامه ميباشد، ولي درعين حال، اهميت تلويزيون به عنوان يك رسانه و وسيله ارتباطاتي بين نخبگان درحال افزايش است و اين يك مسئله را مطرح مي كند كه در آينده الگوي اين نوع ارتباطات چه بوده و برمبناي چه تئوري هائي مشروعيت و عاميت پيدا خواهد كرد.

راديو وتلويزيون تكنولوژي ها و رسانه هاي وارداتي از دنياي صنعتي غرب بودند و با ورود و توسعه آن، دو نوع تصوير در مغز نخبگان شرق و كشورهاي اسلامي به وجود آمده است: يكي اينكه اين رسانه ها هنوز يك وسيله و ابزار غربي هستند و ذاتاً نمي توان آنها را تغيير داد؛ و دوم اينكه اين نوع رسانه و تكنولوژي ومحتويات و ايدئولوژي غربي را همراه داشته و خواهد داشت. ولي نخبگان هر نظام مي توانند در مرحله اول به ذات وكاربرد اين تكنولوژي ها و اين نوع زيرساخت ها و سازمان ها آگاهي پيدا كرده و امكانات آنرا در چارچوب فرهنگ و اهداف سياسي و اقتصادي و هنري خود بررسي و مطالعه كنند. علاوه بر اين، هرگروه نخبگان اين فرصت را دارند كه در حدود كار و فعاليت و اهداف خود در تشكيل و توليد و توزيع محتويات و تأثيرات تلويزيون متعلق به خود دخالت داشته و مؤثر باشند.

در آغاز اختراع و توسعه تلويزيون در غرب، آمريكا و انگليس دو الگوي كاملاً متفاوت از يكديگر را براي تلويزيون انتخاب كردند. تلويزيون آمريكا از نخستين روزها تا امروز داراي اشكال عامه، بازرگاني، مصرف كننده بوده و تحت كنترل و مالكيت شركت ها و بنگاه هاي تجارتي مي باشد. در انگلستان شبكه تلويزيوني «بي. بي. سي» تا اوايل دهه 1960 ميلادي، انحصاري، دولتي و متعلق به يك طبقه نخبه توليدكننده بود. در غيبت سازماني مانند

«وزارت فرهنگ و هنر» در آمريكا و انگليس، سازمان راديو تلويزيون و تشكيلات رسانه اي اين دو كشور در حقيقت و آشكارا به عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد و هنر اين نظام ها بودند. امروز الگوي بازرگاني و تجارتي بر تلويزيون هر دو كشور تسلط دارد، گرچه در مورد انگلستان هنوز شبكه «بي.بي.سي» به عنوان يك سازمان تلويزيوني عمومي و نه تجارتي و بازرگاني اداره مي شود. امروز اغلب سيستم هاي ملي تلويزيوني دنيا مخلوط و تركيبي از الگوي تلويزيون بازرگاني و تجاري و الگوي تلويزيون خدمات عمومي مي باشد. ولي آيا اين دو نوع سيستم يا تركيبي از آنها الگوهاي مطلوب و ايده آلي مي باشند؟ آيا تئوري ها و ديدگاه هاي مناسب تري كه با فرهنگ و جهان بيني جوامع ديگر تطبيق كند وجود ندارد؟ مطالعات و تحقيقاتي كه درباره تلويزيون به عنوان يك رسانه در نيم قرن اخير انجام گرفته و پژوهش هاي فراواني كه در مورد نخبگان جوامع بشري در طول تاريخ جمع آوري شده است، ميدان ابتكارات و افق الگوريزي و تئوري هاي نوين را در اين مورد براي ما كاملاً باز گذاشته شده است. تلويزيون ايران مي تواند به سوي يك الگوي «نظام و جامعه» حركت كند.

اينگونه الگوها و نظرپردازي ها بايد از داخل خود جوامع اسلامي شروع شده و پرورش پيدا كند. در رشته اطلاعات و ارتباطات، دنياي اسلام اولين تمدني بود كه در تاريخ، ارتباطات شفاهي و كتبي را به صورت يك الگوي واحد و مركب به بشريت ارائه داد و اين سيستم اطلاع رساني و ارتباطات بين عامه و نخبگان پايه هاي علوم و دانش و هنر و معماري دوران طلائي تمدن اسلامي را در قرون وسطي و گسترش آنرا به نقاط مختلف دنيا تشكيل مي داد.

يك سؤال بزرگ در جوامع و دنياي امروزي اينست كه چه كساني، تحت چه شرايطي، و براي چه اهدافي زير ساخت هاي اطلاعاتي و ارتباطي و رسانه اي امروزي را كنترل و اداره مي كنند و چه ارزش هاي اخلاقي بر اين زيرساخت ها و رسانه ها و وسائل و ابزار اطلاعاتي و ارتباطي تسلط دارد؟ تحولات و تغييرات و دگرگوني هاي اطلاعاتي و ارتباطي بدون ارزش، و اخلاق نمي باشند. سه قرن پيش موج «انقلاب صنعتي» آغاز گرديد و دنيا را فراگرفت. امروز آن عده كه از انقلاب اطلاعاتي سخن مي گويند، بايد از عواقب و تأثيرات اين انقلاب جديد هم آگاه باشند: آيا ما انقلاب اطلاعاتي را بهتر از انقلاب صنعتي اداره خواهيم كرد و يا اينكه اين انقلاب نيز مانند گذشته يك انقلاب ناتمام بشري است؟

 

    262 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   امپراتوري رسانه اي (20)
●   تلویزیون (81)
●   رسانه (323)
●   عصر اطلاعات (50)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:01/08/1382

   

دعوت همکاری با باشگاه


 
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب