باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اصلاح طلبي و مردم سالاري ديني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: جمشيد - ديواني

منبع: روزنامه - شرق

 
 

هم اكنون مدتي است جنبش مبارك اصلاح طلبي در كشورمان جوهريت و ابتكار عملي را كه در سال هاي اوليه داشت از دست داده و در بسياري موارد هم عرض و دنباله رو جريان هاي ديگر شده است. اين جنبش جهت برون رفت از اين حالت در شرايط فعلي بيش از هر چيز نيازمند شعاري فراگير و استراتژيك است كه ضمن تأمين و تعالي «وحدت در كثرت» داخلي اش، رشد و گسترش و پويايي جنبش را نيز تضمين نمايد. براي رسيدن به شعاري فراگير لازم است گفت وگويي گسترده در درون نيروهاي اصلاح طلب آغاز گردد و همه صاحبنظران در تلاشي جدي پروسه تكاملي نيل به شعار فراگير را پيگيري كنند. پروسه اي كه طي آن برخورد صادقانه افراد باعث اصلاح نظرات آنها شده و در مرحله بعد اين امر منجر به اصلاح شعار پيشنهادي خواهد شد و اين روند تا رسيدن به شعار مطلوب و مناسب در شرايط فعلي ادامه خواهد يافت. نگارنده بر اين است كه شعار فراگيري كه متناسب با شرايط فعلي جنبش اصلاح طلبي بوده و مي تواند اهداف مورد نياز را برآورده سازد شعار «مردمسالاري ديني» است و در اين گفتار سعي خواهد شد دلايل توجيهي اين امر مختصرا بيان شود.سر پل هاي استراتژيك جهت نيل به شعار استراتژيك:

الف) از قديم ترين ايام و از دوران باستان، دين نقشي بس مهم در زندگي مردم كشورمان داشته است و ملت متمدن و با فرهنگ ما همواره ديندار و مقيد به دين و معنويت بوده اند.اين امر نشان دهنده تيزهوشي اين ملت بزرگ است كه از آغاز با درك صحيحي از هستي و با فطرت خداجوي خود در مواجهه با طبيعت و تاريخ به سئوال هاي ايجاد شده، پاسخ هاي صحيحي داده و بدين سان پايه گذار تمدني عظيم و ماندگار شده است. با ورود و رشد و گسترش اسلام در بين مردم، به مرور حجاب هاي تيره غفلت و انحراف كه طي قرون و اعصار قبل از اسلام بر افكار ديندارانه مردم سايه افكنده بود، كنار رفته و تلقي و نگرش نويني به هستي ايجاد شد و اين گونه بود كه تمدن و فرهنگ ايراني در پيوندي پربركت با اسلام، از مهم ترين عوامل در تأسيس و گسترش تمدن نوين اسلامي گرديد. بنابراين باتأملي بر تاريخ گذشته اين سرزمين مي توان به دو سرپل اساسي زير دست يافت:

1- نفوذ عميق وديرپاي دين در بين مردم.

2- عملكرد پايه اي انديشمندان و مردم مسلمان ايران در رشد و گسترش دين الهي نوين و شكل گيري تمدن پربار اسلامي.

ب) در بررسي تاريخ كهن و پردحادثه كشورمان همچنين شاهد «مدارا»  و «همدلي»  هميشگي ملت در درون و نسبت به ساير ملل و نيز مخالفت و تضاد و شكاف تقريبا هميشگي بين ملت و حاكمان ستمگر (شكاف ملت- دولت) مي باشيم. مدارا و آزاديخواهي اين ملت از قديم ترين ايام از ويژگي هاي اصلي آنها بوده است و با اين ويژگي ها نزد ساير ملل نيز شناخته شده اند آنجا كه صحبت از مهمان نوازي و خونگرم بودن اين ملت مي شود و همچنين سرمشق بودن مبارزات ضد ظلمي و ضد استبداد و استعماري اين ملت نشان از اين روحيات دارد. «مدارا»ي سياسي، ديني و اجتماعي و نيز روحيه آزاديخواهي و ضد استبدادي مردم كشورمان دو سرپل اصلي ديگر در شناخت اين مردم است.

ج) بررسي وضعيت جوامع مختلف در نقاط مختلف جهان بيانگر تغييرات عمده اي در بينش و مطالبات مردمي طي دهه هاي اخير است. سال هاست حتي در دورترين نقاط جهان فريادهاي آزاديخواهي و عدالت طلبي از هر گوشه اي بلند است و اين امر با گسترش روز افزون ارتباطات و كوچك تر شدن روز به روز جهان، بيش از پيش خود را نشان مي دهد. هم اكنون رشد كمي و كيفي توده ها با مطالبات عدالت خواهانه و ضد ظلم ويژگي اصلي اكثر جوامع شده است. هويت كمي و كيفيت توده هاي عدالت طلب كه دليل اصلي دموكراسي خواهي فعلي دشمنان واقعي دموكراسي و مردمسالاري نيز مي باشد سرپل مهم ديگري در شناخت جوامع به خصوص مردم كشورمان است. از آنجا كه شعار «مردم سالاري ديني» كه در دوره نوين اصلاحات توسط رئيس جمهور محترم مطرح گرديده و همواره بر آن توجه و اصرار شده است با توجه به ويژگي هاي ياد شده و نيز ساير ويژگي هاي دين مردم بيان شده است مي تواند به عنوان شعار محوري و استراتژيك اين مرحله از جنبش مورد تأكيد و توجه قرار گيرد.

اين شعار:الف) شعاري فراگير است

همانگونه كه بيان شد يكي از ويژگي هاي اصلي مردم كشورمان نفوذ ديرپا و گسترده معنويت و دين اسلام در بين آنهاست و براين اساس هر شعاري كه به اين وجه اعتقادي مردم به طريق اصولي توجه داشته باشند خيلي زود به صورت گسترده اي مقبوليت و اشاعه خواهد يافت.از طرف ديگر پس از قرن ها مبارزات ضد ديكتاتوري مردم اين كشور ديكتاتورزده، هم اكنون بيش از يكصدسال است كه «حاكميت مردمي» به يكي از خواست هاي اصلي توده ها تبديل شده است. هويت كمي و كيفي توده هاي عدالت طلب خواستار احقاق حق خود در تعيين سرنوشت و اداره امور خود است. شعار فوق به شرطي كه سعي كافي در شفاف سازي آن از قرائت هاي فاشيستي به عمل آيد بيانگر خواست اصيل اكثريت فراگير مردم ايران است. بديهي است وجه «مردم سالاري» اين شعار توسط ساير ملل در منطقه و جهان مورد پذيرش بوده و وجه ديني آن نيز با توجه به فطري بودن دين و نيز بازگشت اخير گسترده جهاني به معنويت كه آثار آن در غرب و شرق جهان به وضوح ديده مي شود، مورد پذيرش اكثريت توده ها قرار خواهد گرفت و به اين ترتيب اين شعار بيش از پيش فراگير و جهاني خواهد شد.

ب) شعاري تعالي بخش است

اين شعار مي تواند به رشد و تعالي دو جريان افراطي دو سوي طيف يعني معتقدين به مردم سالاري صرف و نيز حاكميت ديني بدون پشتوانه مردمي منجر شود. اين شعار از آنجا كه حداقلي از خواست هاي جريان هاي دو سوي طيف را برآورده مي سازد مي تواند آنها را وارد پروسه اي اصلاحي سازد كه در نهايت به تعديل و رشد همه نيروها منجر شود.همچنين با توجه به فراگيري اين شعار مي توان اميدوار بود وحدت نيروهاي اصلاح طلب با ساير ملل منطقه و جهان تعالي يافته و همدلي با آن روزبه روز بيشتر مي شود.

ج) شعاري دراز مدت است

با توجه به ديرپا و مانابودن دين و مردم،  بديهي است هيچ شعاري نمي تواند دير زي تر از خواستي باشد كه هر دو عنصر پايدار را مورد نظر قرار دهد.بر اين اساس مجددا يادآوري مي شود كه همه كساني كه درد دين و مردم را دارند مي توانند با پرهيز از مطلق گرايي و به خاطر مصلحت بالاتري كه بقا و رشد و توسعه كشورمان است، شعار «مردمسالاري ديني» را به عنوان اصلي ترين خواست خود مطرح نموده و وارد پروسه وحدت بخشي آن گردند. با شفاف سازي و تكيه بر اين شعار همچنين:

1- وحدت اصلاح طلبان با رئيس جمهور كه منادي اصلي اين شعار است تعالي خواهد يافت و بدين گونه با وحدت متعالي اصلاح طلبان با رئيس جمهور انرژي جديدي در اردوگاه اصلاح طلبي به وجود خواهد آمد كه برطرف كننده مشكلات و موانع جدي و سخت ماه ها و سال هاي آينده خواهد بود.

2- مردمسالاري متناسب با شرايط و ويژگي هاي كشور و مردم مان به نحوي واضح بيان مي شود و مرزبندي دموكراسي منبعث از تعاليم معنوي و متكي به آن با دموكراسي ليبرال انجام خواهد شد.

3- قرائت مورد نظر از دين و مرزبندي آن با قرائت هاي جدا از مردم واداده در مقابل زور و قلدري و ... انجام مي شود.

4- گذار به سوي تحقق هرچه بيشتر مردمسالاري و مشاركت مردم خداجو در تمامي امور به عنوان اصلي ترين هدف اصلاح طلبان اعلام و بر آن تأكيد مي گردد.

 

مفهوم «مردم سالاري ديني»

1 - «مردمسالاري ديني» تأكيدي است بر ارتباط وثيق دستاوردهاي بشري با وحي الهي، كه «راه بشر» و همه آنچه عقل بشري تاكنون به دست آورده است در فضايي مملو از نور و هدايت الهي و «راه انبيا» قابل دستيابي بوده است. عقل بشري بر فطرت الهي خلق شده است و كمال  طلبي، عدالت طلبي، مساوات خواهي و آزادي خواهي و،... كه در تمامي افراد انسان وجود داشته و در هر يك به نوعي تجلي مي يابد همه و همه ناشي از اين فطرت خداجوي بشر است. خدايي كه از رگ گردن به انسان نزديك تر است. «... و نحن اقرب اليه من حبل الوريد: و ما نزديكتريم بدو از رگ گردن.»

آيه 16 سوره ق 

و بين انسان و قلبش (كه مركز شناختش مي باشد) حائل است: «و اعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه... و بدانيد كه خدا حائل مي شود ميان مرد و دلش.»

آيه 24 سوره انفال

در حالي كه عقل بشر از آغاز خلقتش توسط اين نور دروني هدايت و راهنمايي شده است، وحي عام ساري و جاري خداوند  هادي همه موجودات از جمله انسان به سوي كمال و رشد بوده است، همان وحي كه به زنبور عسل و مادر حضرت موسي(ع) و آسمان ها شد و همان هدايتي كه به امر خداي تعالي توسط طبيعت به بشر داده مي شود: پس برانگيخت خدا كلاغي كه مي كاويد در زمين تا بنماياندش كه چگونه پيكر برادر خويش را  نهان سازد.

آيه 31 سوره المائده

در همين حال زمين هيچگاه از حجت خدا خالي نبوده است و هيچ امتي نبوده است كه در ميان آنها رسولي از جانب خداوند نيامده باشد... «و ان من امه الا خلافي ها نذير. و نيست هيچ ملتي جز آنكه در ميان آنها ترساننده اي بگذشت.»

آيه 24 سوره فاطر

ابنياي الهي از همان سپيده دم خلقت آدم(ع) حضور خود را در ميان بشر و براي هدايت و انذار وي آغاز كرده اند حضوري همه جانبه و مستمر انبياي الهي ضمن كنار زدن پرده ها و حجاب هايي كه چشم ها و گوش ها و قلب بشر را پوشانده و او را از شناخت صحيح و واقعي باز داشته است و نيز از طريق ارائه معرفت هاي ناب و خالص، نقش جوهري و اصلي را در رشد عقل و معرفت بشر داشته اند.ديده مي شود كه اين هديه ارزشمند  الهي و اين رسول باطني آدمي (عقل) از همه طرف در معرض هدايت انوار الهي و راه انبيا است و بنابراين مي توان گفت كه تمامي دستاوردهاي مترقي بشر در زمينه هاي مختلف (راه بشر) جز در ارتباطي محكم و جوهري با «راه انبياي الهي ...» قابل دسترسي نبوده است و از آن جمله است دستاوردهاي بشر در زمينه حقوق بشر، برادري و برابري و آزادي انسان ها، روش هاي دموكراتيك روابط انسان ها و روابط حاكمان و مردم و ...

2- «مردم سالاري ديني» تأكيدي است بر مقدس بودن دستاوردهاي گرانقدر بشر «(راه بشر)» و پذيرش حاصل تلاش هاو مجاهدت هاي «انسان خردورز»،  دستاوردهايي كه به مدد عقل بشري حاصل شده است و «عقلي خدابنياد» كه در فضايي مملو از انوار هدايت الهي عمل مي كند. دستاوردهاي چنين تلاشي- از جمله مردم سالاري- بايستي مورد توجه و استفاده قرار گيرد.كوشش هايي كه طي قرون اخير براي جداسازي «دستاوردهاي بشر» از دين و محدودكردن حوزه عمل و فعاليت هريك از آنها شده است، در حقيقت تلاش در جهت جداسازي «راه بشر» از قرائت هاي غير الهي و ضد مردمي از دين بوده است. چرا كه پس از قرن ها حاكميت چنين قرائت هايي (دوران قرون وسطي در غرب) و توقف و در جازدن كاروان تكامل بشر در آن سوي دنيا، آدمي چاره كار را در جدا كردن اين دو راه و رها كردن «راه بشر» از سلطه قرائت هاي انحرافي از دين و در نتيجه اجازه حركت و رشد دادن به آن دانست. به عبارتي ديگر« راه بشر» از سلطه آن قرائت ها رها و خود را به هدايت دروني فطري بشر و هدايت ساري و جاري عام هستي سپرد.

3- «مردم سالاري ديني» تاكيدي است بر لزوم اصلاح دستاوردهاي بشر به وسيله آموزش هاي معنوي و «راه انبيا»، كه اگر اين دستاوردها در پرتو انوار هدايت اديان به دست آمده است از همان طريق هم مي توان زنگارهاي غفلت و انحراف و اشتباه را از آنها زدود. زنگارهايي كه طي زمان و متاثر از خصلت هاي ناپسند و زياده خواهي ها و ظلم ها و انحراف هاي بشري ايجاد شده است و باعث شده كه از اين دستاوردهاي گران قدر بيشتر نام و اسمي باقيمانده و محتواي دروني آن به حداقل ممكن رسيده باشد.«مردم سالاري» و ساير دستاوردهاي گرانقدر و مقدس بشر در برگشتي به اصل و مبنا (معنويت) از زنگار جهالت ها و انحراف ها پاك شده و به صورتي نوين در راه رشد و تكامل بشر امروز قرار خواهند گرفت.

 

راه طي شده تا نيل به شعار «مردم سالاري ديني»

شعار «مردم سالاري ديني» حاصل تلاش خلاقانه اصيل ترين قرائت نوانديشي از دين طي ده ها و صدها سال مواجهه ارزشمند با دنياي بيرون است. اين شعار بيانگر ارزش و كرامت والاي عقل و خرد انسان و اوج عظمت و اقتدار آن در پيوند مقدس آن با وحي الهي است.پس از چند قرن پرچمداري رشد و تكامل تمدن ها و فرهنگ هاي مختلف جهان توسط تمدن اسلامي، انحطاط اين تمدن ها آغاز و اوج اين افول مصادف با آغاز رشد و شكوفايي تمدن جديد غربي بود، همان تمدني كه به اعتقاد بسياري از مورخين نامدار در تعامل با تمدن اسلامي توانسته است از دوران تاريك قرون وسطي رهايي يابد.

تمدن اسلامي - ايراني در مواجهه هميشگي خود با فرهنگ ها و تمدن هاي مهاجم در كنار تاثيرپذيري و پذيرش هاي اجباري و ناخود آگاه از اصول و انديشه ها و دستاوردهاي آنان همواره مقاومتي عظيم را نيز براي حفظ اصول و دستاوردهاي ارزشمند خود نشان داده است و در بسياري موارد توانسته است بسان مغلوب غالب، عمل كنند.تمدن اسلامي - ايراني در مواجهه پربركت خود با غرب در دوران جديد به جاي پذيرش بي چون و چراي مدرنيته، به مرور و با بازگشت و تكيه بر خود توانسته است از دستاوردهاي مترقي غرب در دوران مدرن - كه همان گونه كه بيان شد جز با هدايت الهي و راه انبيا قابل دسترسي نبوده است - بيشترين بهره را بگيرد.در جنبش مشروطه ريشه ها و اصول ديني در پيوندي مبارك با افكار مدرن شعارها و قانون اساسي مشروطه را شكل بخشيد.

اين روند در راه رشد و گسترش خود در انقلاب اسلامي سال 57، شكل نوين و تحققي تري را پياده نمود: «جمهوري اسلامي» پيوند دين و افكار دستاوردهاي مدرن را در عرصه عمل آغاز كرد.دوم خرداد 76 و جنبش اصلاح طلبي با شعار «مردم سالاري ديني» نقطه عطف جديدي را در اين مسيررقم زد. مي بينيم كه فرهنگ و تمدن پربار اسلامي - ايراني به رغم حاكميت تقريبا مستمر حاكمان ظالم و ضدمردم بر اين مملكت و به رغم هجوم هاي بي وقفه اقوام و قبايل بيگانه و بي فرهنگ بر اين كشور، همواره توانسته است جوهريت خود را حفظ كرده و در مواجهه با انديشه هاي مهاجم وارداتي بدون آنكه به صورت يك عامل وارداتي و در اختيار درآيد دست به انتخاب زده است. انتخاب «جمهوري اسلامي» از سوي مردم ايران در دوراني كه تصور مي شد مدرنيته دين را براي هميشه به خلوت خصوصي افراد رانده است نظرهاي بسياري از انديشمندان جهان را به خود جلب كرد. و هم اكنون اين تمدن پربار و غني با شعار «مردم سالاري ديني» داعيه بزرگ و جديدي در دنياي جديد دارد. راه سومي پيش پاي مردم جهان گشوده شده است. اصلاحات با اين شعار زنده تر و پوياتر از هميشه در راه تكامل قدم بر خواهد داشت. افول فعلي جنبش بيشتر ناشي از عدم توجه و پيگيري جدي شعارهاي اساسي اصلاحات توسط اصلاح طلبان است نه ناشي از مرگ اصلاحات.پس براي زنده ماندن اصلاحات پيش به سوي «مردم سالاري ديني».

 

    253 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اصلاحات (48)
●   مردم سالاري ديني (36)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:03/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب