باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 46 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ايران آزمايشگاه سياست خارجي اروپا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سجاد - جعفريان

منبع: سایت های خبری - بازتاب

 
 

مسأله عراق، ‌باعث ايجاد شكاف ميان متحدان اروپايي شد. اما پرونده اصلي ارزيابي اعتبار سياست‌هاي خارجي اتحاديه اروپا، ايران است. آيا اروپا با اجراي طرح‌هاي خود مبني بر تشويق اصلاح‌طلبان در تهران، مي‌تواند ثبات در شرايط سياسي خود را تضمين كند؟ روش برخورد اتحاديه اروپا با ايران، روشن‌كننده تمايل و توان اين اتحاديه براي واكنش مناسب به خطرهاي امنيتي جديد از قبيل گسترش سلاح‌هاي كشتار جمعي خواهد بود.

با وجود اين قطعا نظرات متفاوتي وجود دارد؛ انتقاد آمريكا از ارتباط ايران با اعضاي «القاعده»، دخالت ايران در مناطق جنوبي عراق و حمايت آن از حزب‌الله به مسايلي تكراري تبديل شده‌اند. اما آنچه واقعا آمريكا را مضطرب كرده، برنامه‌هاي هسته‌اي ايران است. در حال حاضر آمريكا به محمد البرادعي ـ رييس آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ـ فشار مي‌آورد تا ايران را در ليست كشورهايي كه به صورت غيرقانوني در حال گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي خود هستند، قرار دهد.

اگر اتحاديه اروپا تنها تصميم به حفظ يك جبهه عادي در مقابل تهران و نيز چشم‌پوشي از انتقادهاي جهانيان از تهران را دارد، ‌بايد سياست خود را قطعيت ببخشد. خبر خوب و برگ برنده اروپاييان اين است كه دست‌كم آنها يك موضع‌گيري عادي در مقابل تهران داشتند و سياست مناسبي را در پيش گرفتند، كه در عين درگيري با مسايل، نگراني‌هاي خود را تنها به جنبه‌هاي اعتراض‌آميز رفتارهاي اشتباه تهران محدود كردند و نه بيشتر. اروپا با آمريكا تنها بر سر اين مسأله كه ايران پيشينه ضعيفي در حقوق بشر داشته، از تروريست‌ها حمايت مي‌كند و در حال توسعه سلاح‌هاي كشتارجمعي است،‌ اتفاق نظر داشتند. اما برخلاف واشنگتن ـ كه قصد او ايزوله‌سازي و تنبيه ايران است ـ بروكسل، سعي در حفظ كانال‌هاي ارتباطي خود با ايران دارد. با وجود اين اتحاديه اروپا ادعا مي‌كند سياست‌هاي داخلي ايران متغير است.

سياستمداران اتحاديه اروپا اضافه مي‌كنند كه در مقايسه با آمريكا احساس خوبي نسبت به اوضاع داخلي ايران دارند، زيرا برخلاف آمريكا، آنها داراي سفارت در تهران هستند و همچنين توان انجام مذاكرات و انعقاد قراردادهاي همكاري و تجاري را دارند. آنها گفته‌اند كه پيشرفت در اين گفت‌وگوها، بستگي به تغيير يك پارچه سياست‌هاي اصلي ايران دارد. كريستوفر پتن، كميسيونر روابط خارجي اتحاديه اروپا، در ديدار ماه فوريه از تهران گفت، اتحاديه اروپا آماده ادامه مذاكرات خود با ايران است و به اين شكل به صورت غيرمستقيم در مقابل فشار آمريكا براي قطع روابط با ايران ايستادگي كرد.

در مقابل، اتحاديه اروپا نيز انتظار نتايج مثبتي را از ايران داشت. تهران پيش از سفر پتن، براي نخستين بار اجازه ورود بازرسان حقوق بشر سازمان ملل را به ايران و به شيوه‌هاي وصف‌ناپذير به كارشكني و جنايات خود پايان داد (كه البته قسمتي از آن به خاطر فشار اتحاديه اروپا بود).

هم‌اكنون اتحاديه اروپا بايد اثبات كند كه «درگيري‌ در مسايل به صورت مشروط» درباره مسأله عدم گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي نيز جواب مي‌دهد.

هم‌اكنون آمريكا، انگليس و روسيه تا حد زيادي مطمئن شده‌اند كه ايران در حال توسعه برنامه‌هاي هسته‌اي خود است،‌ هرچند كه تهران رسما آن را رد مي‌كند. اما از ديد ايران، همسايگانش ـ اسراييل با قدرت هسته‌اي خود، نظاميان آمريكايي در عراق و افغانستان ـ براي او خطرناك هستند و در اين شرايط تهران، تنها مي‌تواند تسريع برنامه‌هاي هسته‌اي خود باشد.

اين امر نيز باب طبع اروپا نيست و اروپا بايد بر طبق آن واكنش نشان دهد. ايران داراي نگراني‌هاي امنيتي منطقي است اما اين دليل نمي‌شود كه به قدرت هسته‌اي روي بياورد. گروه نمايندگي اتحاديه اروپا ـ كه هفته ديگر از تهران ديدار خواهد كرد ـ بايد براي تهران روشن كنند كه اروپا خواهان اطمينان از برنامه‌هاي هسته‌اي و موشكي ايران است، به گونه‌اي كه بتواند به آنها رسيدگي و از صحت و سقم آنها اطمينان پيدا كند. مهم‌تر از همه اينها اروپا بايد بر سر مسأله امضاي قرارداد الحاقي سازمان بين‌الملل انرژي هسته‌اي بر ايران سخت‌گيري كند؛ قراردادي كه راه را براي بازرسي كامل از تمام مكان‌هاي مشكوك و منطقه‌هاي هسته‌اي هموار خواهد كرد. اتحاديه اروپا بايد بداند كه ايران و اروپا در راضي كردن آمريكا و بقيه جهان از اينكه بازرسي از ايران مؤثر خواهد بود، به اندازه كافي سهيم هستند و نقش يكساني دارند.

اروپا بايد صريحا بگويد كه سرباز زدن ايران از امضا و اجراي قرارداد الحاقي، به معناي قطع مذاكرات تجاري و سياسي خواهد بود. گروهي از دولت‌هاي اروپايي با اين اولتيماتوم مخالفت كرده‌اند اما، اروپا بايد نشان دهد در موارد لزوم، توان تصميم‌گيري صحيح را دارد و نه اينكه تنها بخواهد از پنتاگون در مسايل سياسي سبقت بگيرد.

اگر اتحاديه اروپا موفق به انجام آنچه گذشت، نشود، جبهه‌گيري عادي او قطعا مشكل‌ساز خواهد شد. در اصل،‌ رابطه سياسي و تجاري راه مناسبي براي برخورد با ايران و بساري از كشورهاي مشابه است. اما بايد در هنگام رسيدن به هدف دلخواه، شرايط را محدود كرد.

برخورد لطيف و ملايم ممكن است، نتايج ملموسي به همراه داشته باشد. اما اتحاديه آمريكا بايد آماده استفاده از ابزارهاي سياست خارجي براي حفظ منافع خود و مهم‌تر از آن جلوگيري از گسترش سلاح‌هاي جمعي شود. اما اگر چنين نشود، پس اتخاذ سياست عادي خارجي و موضع‌گيري منفعل چه نفعي دارد و چه هدفي را دنبال مي‌كند؟

 

    151 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سياست خارجي اروپا (12)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (788)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:18/03/1382

تاريخ شمسی نشر:18/03/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب