باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز چهارشنبه 18 دي 1387 كاربران برخط 38 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
يك نصيحت به سكولارها
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: ‌رسول‌ - جعفريان‌

منبع: سایت های خبری - بازتاب

 
 

بدون ترديد سكولاريسم، طي سالهاي اخير در داخل ايران و خارج از آن، دست كم در ظاهر نيرومند شده است. محصول سياسي اين رشد و قوت، حركت دموكراسي خواهي غير ديني است كه در ايران و در خارج هم با بيانيه هاي پي در پي و اتحاديه هاي خيالي خود را نشان داده است.

اين كه عاقبت اين نوع دموكراسي خواهي چه خواهد شد، بايد صبر كرد و ديد. اما مي توان در اين زمينه حدسي هم بر اساس آنچه كه در مشروطه و پس از آن رخ داد و با اسم يا بي اسم، براي سكولاريسم و مبارزه با دين بود، زد و قدري عاقبت انديشي كرد.

من فكر مي‌كنم هر كسي كه در روزهاي بعد از مشروطه دوم در تهران و برخي شهرهاي بزرگ مي‌زيست، مخصوصا اگر در ميدان توپخانه شاهد اعدام شيخ فضل الله نوري به دست يپرم خان ارمني سكولار و داشناك بود، چنين فكر مي‌كرد كه عن قريب بساط آخوندي به طور كامل برچيده شده و اثري از دين برجاي نخواهد ماند.

همين شخص اگر قدري تامل مي كرد و شاهد فعاليتهاي رضاشاه و دار و دسته او بود كه چگونه به طور هماهنگ لباس روحاني را از تن علما درآوردند و چادرها را به زور از سر زنها كشيدند، در اين باره به يقين بيشتر مي رسيد و حاضر بود سر جان خود شرط بندي كند كه ديري نخواهد پاييد كه اثري از دين و دينداري در ايران برجاي نمانده و نه از تاك نشاني مي ماند و نه از تاك نشان.

بد نيست طنزي هم بگويم: گفته اند در اواخر روزگار رضاشاه، زن بي حجابي كه در ماشين نشسته بود، دراطراف شاه عبدالعظيم نگاهش به آخوندي افتاد. فرياد زد: آخوند، مي گويند ريشه آخوندها را كنده اند، تو چه مي كني؟ گفت: من را به عنوان بذر آخوندها نگه داشته اند.

اما و صد اما كه رضاشاه در شهريور 1320 از ايران رفت و دو سال نگذشت كه آيت الله حاج آقا حسين قمي كه در سال 1316 ش با ذلت از همين شاه عبدالعظيم به عراق تبعيد شده بود، ـ با چنان استقبال گرمي وارد ايران شد و در شهرها مورد استقبال قرار گرفت كه هيچ كس باور نمي كرد. دولت سهيلي، همه درخواستهاي آيت الله قمي را پذيرفت و اندكي بعد ساعد و هژير دروس ديني را در مدارس برقرار كردند و بيشتر مدارس ديني را كه در روزگار رضاشاه به مدرسه هاي جديد و دانشسراها تبديل شده بود دوباره به مدرسه ديني تبديل كردند.

بدين ترتيب نتيجه سي سال تلاش سكولارها كه پشتوانه هايي مانند مستشارالدوله و تقي زاده وحتي بسياري از روحانيون مترقي و روشنفكر كه به تدريج يا خلع لباس شدند يا خود از لباس روحاني درآمدند را پشت سر داشت، دوباره كاروان به همان نقطه اول برگشت، آن هم در شرايطي كه به خاطر اين نزاع بخش زيادي از وقت پيشرفت را براي ايران هدر داده بود.

سكولارها از سال 1322 به اين سو با ديدن نشانه هاي بازگشت دين فريادها برآورند كه باز ارتجاع آمد. از بازگشت حجاب بر سر زنان اظهار تاسف كردند. از استقبال مردم نسبت به آيت الله قمي اظهار نگراني كردند و در مطبوعات فراوان در اين بار نوشتند. اما آب رفته اين بار برعكس به جوي برگشته بود.

وقتي كسروي ترور شد چنان استقبالي از اين ماجرا صورت گرفت كه هيچ كس جرات دخالت در ماجرا را به نفع كسروي نداشت.

زماني كه آيت الله كاشاني از تبعيد لبنان برگشت چنان استقبال گرمي از وي شد كه از فرودگاه تا خانه وي در سنگلج جمعيت ايستاده بود.

آيا سكولارها در اين قضايا تامل كرده اند؟

آيا پاسخي براي اين بازگشت فراهم آورده اند؟

لابد با تاسف خواهند گفت: البته حركت عميق نبوده است. اگر از ابتدا كار اساسي مي شد ، چنين بازگشتي رخ نمي داد و...

اما اين تازه اول كار بود. آنان بايد مي ماندند و مي ديدند كه تمام آن تبليغات و تلاشها كه سكولارهاي عصر مشروطه و شاگردان آنها كردند، با آن همه حمايتهاي سياسي و صرف هزينه ها، يكباره بر باد فنا رفت.

در سال 1357 در اوج شگفتي عالم و عالميان، زماني كه مدرنيته و سكولاريسم تسلط مطلق اما صوري در ايران يافته بود ، ناگهان يك انقلاب مذهبي رخ داد. امام خميني با چنان استقبالي وارد ايران شد كه در تاريخ اين كشور مانند نداشت. تمامي سكولارها و شبه سكولارها بهت زده شدند. برخي در فرانسه به ديدن امام شتافتند و بسياري همراه او به ايران بازگشتند.

قصد من بيان تاريخ اين دوره نيست. هدف اين است كه يك تلاش هفتاد ساله با پشتوانه اي نيرومند در سمت و سوي تجدد و سكولاريسم محتوايي، در برابر قدرت دين و روحانيت سر تسليم فرود آورد.

افرادي مانندهادي خرسندي كه با تمام ظرفيت طي بيست و پنج سال در ضديت با دين و روحانيت تلاش مي كند، در صدر مشروطه فراوان بودند. مسلما در تمسخر نسبت به روحانيت و احكام ديني ،هادي خرسندي به گرد ايرج ميرزاي فاسق و بسياري ديگر نمي رسد. آن اندازه كه براي ستايش كشف حجاب،شعر گفته شد و تصور مي شد كه حجاب هيچگاه به ايران باز نمي گردد ، در سالهاي پس از انقلاب عليه حجاب شعر گفته نشد. بنابر اين فعاليت سكولارها جدي ، ريشه دار و عميق بود، پشتوانه سياسي داشت، اما چرا سرانجامي نيافت.

من فكر مي كنم سكولارها بايد به يك نكته مهم ديگر توجه كنند و آن اين كه امكان ريشه كني روحانيت از ايران نيست. اين غيرواقعي است كه كسي تصور كند مي تواند دين و روحانيت را از مردم ايران بگيرد. در اين باره تقريبا تمام راه ها تجربه شده است. حتي بسياري از روشنفكران مذهبي هم تلاش كردند و مي كنند تا دين را و لو صوري بپذيرندند و روحانيت را كناري بگذارند و بدين بهانه راهي براي تفكيك دين و روحانيت يافته و مردم را به جدا شدن از روحانيت قانع كنند.

اكنون پس از اين توضيحات، وقت نصيحت كردن به سكولارهاست. نه تنها سكولارها بلكه حتي كساني كه در مسير آنها قدم بر مي دارند و دل خوش كرده اند كه گرچه به ظاهر در چهارچوب قانون اساسي و جمهوري اسلامي حركت مي كنند ، مي بايست با حذف روحانيون از فهرست كانديداهاي خود نظر مخالفان را به خود جلب كنند، مي توانند به اين نصيحت توجه كنند.

نصيحت اين است كه اين روش و رويه قابل پيگيري و تحقق نيست و اين امري مجرب است. مي توان براي مدتي روحانيت را حذف كرد، مي توان دسته دسته آنان را ترور فيزيكي و شخصيتي كرد، اما آيا اين وضعيت قابل دوام است؟

بالاتر از اين نيست كه دوباره يك انقلاب مشروطه ديگر محقق شود. يك رضاشاه ديگر بيايد، مدعي جمهوري خواهي بشود و پس از سوار شدن بر مردم سلطنت مدرن به راه بيندازد. از تمام ظرفيتهاي روشنفكري بهره بگيرد . يك داور ديگر عدليه مدرن برپا كند و رنگ دين از سطح جامعه پاك كند و....

اما مگر غير از اين است كه اين تجربه يكبار محقق شده ، نهايت تلاش صورت گرفته، وقتها و انرژيها صرف شده اما كار به جايي نرسيده است؟

فرض كنيم دوباره سكولارها در ايران به قدرت برسند. باز هم همان آش است و همان كاسه. مگر دينداران و روحانيون آنها را رها خواهند كرد؟ اين جنگ و نزاع ادامه خواهد يافت و باز نيروي ايراني صرف جدال خواهد شد. اين روشن است كه در چنين شرايطي قدرت روحانيون براي مخالفت بسيار جدي تر و بيش تر از سكولارهاست كه نفوذي در توده مردم ندارند.

به نظر مي رسد اين افراد از نقش دين و روحانيت در جامعه و نهاد ايراني آگاه نيستند. نوع نگرش اسلام و قرآن، هوادار دخالت صريح دين در زندگي مردم است. حتي اگر براي قرنها ، قرآن تنها و تنها صوري خوانده شود، باز آموزه هاي آن راه را براي نفوذ دين در عرصه هاي مختلف اجتماعي باز خواهد كرد.

به نظرم عقل ميرزا ملكم خان كه 150 سال قبل مي گفت اگر بناست اصلاحاتي هم باشد بايد از طريق روحانيون باشد بهتر از اينهاست. سكولاريسم منهاي معنويت به هيچ كجا راه نخواهد برد و جمهوري منهاي دين و معنويت، مطلقا نفوذي نخواهد يافت.

اين را هم بايد افزود كه روحانيت اگر به زعم اينان فاقد سياست و فرهنگ لازم براي اداره كشور باشد، آن اندازه عقل دارد كه در روشهاي سياسي خود تجديد نظر كند و راه را براي بقاي هر مقدار از دين كه ممكن است حفظ كند. اين چيزي است كه تجربه شده و به نظرم هر روز در حال تجربه شدن است.

آخرين توصيه بنده اين است كه نبايد مخاطبان اين نوشتار تصور بفرمايند كه اين اظهارات از آن روست كه نويسنده در كسوت روحانيت است. بلكه بهتر است به اين بخش بينديشند كه پس از يك دوره تجربه صد ساله از مشروطه به اين سو، اگر ما هنوز جامعه خود را نشناخته باشيم و در عالم خيالات براي جمهوري محض و سكولاريسم تلاش كنيم ، بايد بسيار عقب مانده باشيم.

امروز پس از 25 سال، ايران اسلامي راه خود را يافته است. جمهوري اسلامي تلاش مي كند تا در ميان بحرانهاي موجود، هويت ايراني واسلامي خود را حفظ كند. چرا بايست استعدادهايي كه در هر نقطه مي توانند به ايران كمك كنند، بي جهت خود را اسير افكاري كنند كه جز ايجاد نزاع و افتراق بيشتر حاصلي ندارد؟ آيا صد سال نزاع كافي نيست؟ واقعا اگر گفته شود كه نزاع ميان دينداران و سكولارها يكي از مهم ترين دلايل عقب ماندگي ماست، نبايد سخني بيراه باشد.

آيا امكان آن نيست كه ايران را نه بر اساس جدايي گروه ها از هم، بلكه بر اساس ديدگاه هاي مشترك، بر پايه اسلام و دين و مليت ايراني بپذيريم و هماهنگ براي ساختن ايراني آباد به پيش برويم. البته اين توصيه اي است كه همه بايد در باره اش تامل كنند، نه فقط سكولارها.  به اميد آن روز.

 

    185 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ معاصر ایران (239)
●   روشنفکری (179)
●   سكولاريسم (111)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:02/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب