مسلمانان به شهر كهن گرانادا (قرناطه) باز مي گردند، آخرين پايگاه اسلام در اسپانيا پيش از آن كه در قرن پانزدهم بوابديل دست شاه فرديناند را ببوسد و با حسرتي تاريخي دست از حكومت اندلس بكشد. اما مرداني كه در مسجد جديد شهر، اولين مسجدي كه پس از 500 سال ساخته شده، به سجده مي روند و نماز مي گزارند، ديگر عرب هاي مغربي نيستند؛ آنها اروپايي هاي اصيل هستند. «ما آمده ايم تا تنها راه رهايي از بحران و آشفتگي فراگير فعلي را به جامعه نشان دهيم.» اين را حاج عبدالحسيب كاستيرا، اسپانيايي بلندقدي مي گويد كه يكي از بنيان گذاران جامعه اسلامي است. همزمان با مهاجرت تدريجي مسلمانان به اروپا، جنبشي داخلي و خانگي نيز در اسپانيا براي گرويدن به اسلام به وجود آمده است. نسلي از روشنفكران پس از فرانكو پيشينه اسلامي اسپانيا را بازنگري مي كنند و برآنند تا هويت اسپانيايي را اين بار با دخيل كردن اسلامي كه قرن ها قبل از عنوان «بدعت» كنار گذاشته شده بود، بازنويسي كنند.
ريشه هاي اين حركت ربطي به بنيادگرايي اسلامي ندارد كه اين روزها تصور غالب و رسانه اي مردم مغرب زمين از اسلام است، بلكه به نسلي مربوط مي شود كه سال ها پيش به دنبال پاسخي براي نيازهاي معنويشان به مراكش رفتند، جايي كه آن زمان محل برخورد فرهنگ ها و بهشتي از آفتاب و شن و حشيش بود. همان جا بود كه يان دالاس اشراف زاده اسكاتلندي اسلام آورد و با نام شيخ عبدالغدير المرابط به بريتانيا بازگشت و نو مسلمانان آن ديار را به دور خود جمع كرد كه بعدها، المرابطون نام گرفتند. توسعه جنبش مديون تبليغ هاي فراگير او بود، كه به دنبال بنانهادن يك خلافت اسلامي با اقتصادي مبتني بر دينارهاي طلا بود. بسياري از اسپانيايي ها تحت تعاليم او اسلام آوردند و بعد از مرگ فرانكو در سال 1975 براي بنانهادن جامعه اي اسلامي به كوردوواي اسپانيا بازگشتند.تغيير مذهب، رسمي كهن در اسپانياست، سرزميني كه همان قدر به مسلمانان شمال آفريقا نزديك است كه به كشورهاي همسايه و مسيحي قاره اش اروپا. در طول 800 سال حكومت اسلامي در اسپانيا بسياري از مسيحيان به اسلام گرويدند. تازه مسلمانان، روشنفكران چپ گرايي كه در فضاي خشك كاتوليك تحت حكومت فرانكو به دنبال گزينه هاي معنوي ديگر مي گشتند به خود جذب كردند و شمار تازه مسلمانان به ده ها هزار نفر رسيد، هر چند كه بسياري از آنان ديگر پيرو شيخ عبدالغدير نبودند. كساني كه اسلام مي آورند اصرار دارند كه ايمان آوردنشان ريشه در نوستالژي تاريخي ندارد. مالك عبدالرحمن روييز، اهل گرانادا كه در سال 1992 مسلمان شد و هم اكنون امير جامعه مسلمانان است مي گويد: «ما هيچ اعتقادي به بازگشتن به اسلام گذشته و احساساتي گري تاريخي نداريم. ما در اين مكان و در اين زمان جامعه جديدي بنا كرده ايم.»
هم اكنون 15000 مسلمان در گرانادا زندگي مي كنند كه البته بيشترشان مهاجرين مراكشي، سوري و اهل آفريقاي شمالي هستند كه در سه مسجد كوچك در نقاط مختلف شهر نماز مي گزارند اما 1000 نفر از آنها حضور مؤثرتري دارند، چون به گفته روييز كاري كرده اند كه نتوان اسلام را در آن منطقه ناديده گرفت. براي مثال شوراي اسلامي گرانادا تلاش مي كند تا برگزاري مراسم سالگرد تسلط مسيحيان بر گرانادا را متوقف كند. كاستيرا در سال 1977 اسلام آورد و به گروه مسلمانان اسپانيايي كوردووا پيوست. بعدها در يكي از كنفرانس هاي رهبران عرب در سويل، شهردار سوسياليست گرانادا و ديگر مسلمانان را براي بازگشت به شهر ترغيب كرد. كاستيرا مي گويد: «او گفت اگر قرار باشد مسجدي بسازيد بايد در گرانادا بسازيد، چون آخرين پايگاه مسلمانان آن دوران، مي تواند اولين آن در دوران جديد باشد.» بالاخره گروه كوچكي از تازه مسلمانان در بخش غربي شهر روبه روي الحمرا مستقر شدند. محل مسجد را در سال 1981 مشخص كردند و براي تأمين هزينه هاي خريد زمين و ساخت مجلس را هي سفري به خليج فارس شدند. آنها كمك هايي از ليبي، مراكش و حتي مالزي دريافت كردند. اما بيشترين كمك از طرف امير شارجه، يكي از حاكمان امارات متحده عربي، در اختيار آنها گذاشته شد. آنها مي گويند هر نوع كمكي كه تعهد يا توقعي به همراه داشته رد كرده اند. پول ساخت مسجد در آن زمان فراهم مي شود، ولي شهردار سوسياليست گرانادا مي رود و پروژه به دليل مخالفت هاي محلي به مدت 20 سال متوقف مي شود. در سرتاسر اروپا نيز جوامع سنتي مسيحي، كه از گسترش اسلام و تأثيرگذاري آن نگران بودند، به ساخت مسجد اعتراض كردند. شايد ساخت يك مسجد در هيچ جاي اروپا حساسيت برانگيزتر از گرانادا نبود؛ جايي كه قوت يافتن اسلام در آن براي ديگران بيشتر حالت سمبليك و تاريخي دارد.
كاستيرا مي گويد: «لابي هاي سياسي تمام تلاششان را براي متوقف كردن ساخت مسجد انجام دادند.» او همچنين مي گويد كه جمعي از خانواده هاي راست گراي كاتوليك نيز دعواي حقوقي پرخرجي را عليه ساخت مسجد تا آخرين لحظات ادامه دادند. مساحت مسجد به نصف مساحتي كه از ابتدا درنظر گرفته شده بود كاهش يافت و طول مناره ها نيز براي برآوردن خواسته هاي محلي كوتاه شد. حتي از مسلمانان خواسته شد يك ماكت هم اندازه اصل مناره ها بسازند تا خيال همسايگان بنا كاملا راحت شود.در نهايت مسجد آجري مسلمانان در محله اي اشرافي ساخته شده هر روز صدها توريست از آن بازديد مي كنند و به گفته كاستيرا هفته اي چند نفر در آن جا به اسلام روي مي آورند.