باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 18 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مؤلفه هاي افول امپراتوري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

بسياري از آمريكائي ها قبول ندارند كه نظام ايالات متحده آمريكا يك نظام امپراتوري است و در اين مورد نيز اطلاعات چنداني ندارند. در اواخر قرن نوزدهم نخبگان آمريكا به داشتن سياست امپرياليستي خود در حوزه آمريكاي لاتين و اقيانوس آرام افتخار و به ظاهر از امپراتوري هاي اروپاي وقت تقليد مي كردند. ولي با سقوط امپراتوري هاي روسيه، عثماني، اتريش و مجارستان و سپس انگليس، آلمان، فرانسه، اسپانيا، پرتغال، هلند و بلژيك، از جنگ جهاني اول به بعد، نخبگان و دولتمردان اين كشور يعني آمريكا، امپراتوري بودن خود را تكذيب كردند زيرا دنيا از امپراتوري ها به خشم آمده بود و عليه آنها شورش مي كرد. با بحران بزرگ اقتصادي دهه 1930 كه گريبان آمريكا و دنيا را گرفت، امپراتوري آمريكا آسيب بسيار شديدي ديد ولي با آغاز و پايان جنگ جهاني دوم، اقتصاد آمريكا از اين مرحله نجات پيدا كرد و با ظهور شوروي و احساسات ضدامپرياليستي در جهان اين بار هر دو نظام آمريكا و شوروي خود را "ابرقدرت" ناميدند و نه امپراتوري. 

با سقوط نظام شوروي، امپراتوري آمريكا، از جلد اصلي خود بيرون آمد. دولت كنوني آمريكا در استراتژي تهاجمي خود در دوسال اخير سعي كرده است اين امپراتوري را به طوري بسته بندي كرده و به شهروندان خود ارائه كند كه افكار عمومي و مردم آمريكا دو موضوع را جزو لاينفك سياست جهاني آمريكا بدانند: يكي اينكه توسعه ارزش هاي آمريكا جزو اين استراتژي است و ديگر اينكه علت اصلي جنگ آمريكا عليه كشورهائي مانند افغانستان و عراق به خاطر حفظ و توسعه اين امپراتوري نيست بلكه براي دفاع ملي و تأمين امنيت مردم و ملت آمريكاست. به عبارت ديگر، آنچه در سطح بين المللي امپراتوري ناميده مي شود، دولت جرج دبليوبوش آن را در سطح داخلي با ابزار ملي گرائي هدايت مي كند و بدين ترتيب عمليات نظامي واشنگتن در عراق و نقاط ديگر براي ماليات دهندگان آمريكا توجيه مي گردد. 

عمر امپراتوري ها بدون حمايت مردم هميشه كوتاه بوده است. تا جنگ جهاني اول امپراتوري انگليس و ساير امپراتوري هاي اروپا جهانگشايي خود را با هزينه هاي متعادل اداره مي كردند، ولي توسعه ناوگان جديد، صنعت هواپيمائي و ارتش زرهي، لشكركشي و جنگ به نقاط دوردست، هزينه هاي سنگيني به اين امپراتوري ها وارد آورد. مقاومت و مبارزه مردم مستعمرات و نقاط اشغالي نيز تلفات جاني فوق العاده اي به قشون اشغالگران استعماري اضافه كرد و بدين ترتيب نه تنها حمايت داخلي از سياست هاي توسعه طلبانه امپراتوري ها كاهش يافت بلكه امپراتوري هائي مانند انگليس و ايتاليا در اثر تلفات فوق العاده و هزينه هاي بزرگي كه در جنگ افغانستان، چين و حبشه متحمل مي شدند مجبور به عقب نشيني از آن مناطق گرديدند. خلاصه اينكه اروپائي ها در اوائل قرن بيستم به محدوديت دخالت مستقيم نظامي در مناطق استعماري پي بردند و سعي كردند تا حد امكان از ايادي بومي و يا قواي ساير كشورها براي سياست هاي نظامي و اشغالگرانه خود استفاده كنند. مثلاً "لژيون فرانسه" براي همين تشكيل شده بود تا غير فرانسوي ها تحت اينگونه سازمان، اهداف امپراتوري فرانسه را دنبال كنند. 

اين روزها اين نوع سياست تحت عنوان "قواي ائتلافي" انجام مي گيرد. 

توجيه امپراتوري فرانسه به مردم خود در تسخير نظامي آفريقاي شمالي و مغرب (كشورهائي مانند مغرب، تونس و الجزاير) اين بود كه نه تنها هدف تصرف و اشغال اين مناطق "متمدن كردن مسلمانان با ارزش هاي غرب" است بلكه كوتاهي فرانسه در اين توسعه طلبي عليه منافع ملي پاريس بوده و اين مناطق در صورت عدم دخالت فرانسه در اختيار آلمان كه رقيب اصلي و تاريخي فرانسوي ها است خواهد بود. ناسيوناليسم فرانسه به عنوان يك ابزار توسعه طلبي و يك استراتژي بسيج ملي و حمايت از امپراتوري مورد استفاده قرار مي گرفت. ولي خستگي مردم فرانسه از هزينه هاي وارده به امپراتوري و كاهش حمايت آنها از سياست هاي پاريس بالاخره امپراتوري فرانسه را ضعيف كرد. 

دوسال است كه دولت بوش با استفاده از انفجارهاي نيويورك و واشنگتن و مبارزه با تروريسم اين جهانگشايي امپراتوري آمريكا را تقويت مي كند. وقايع بيستم شهريور دو سال پيش اين فرصت را به گروهي از نخبگان آمريكا داده است تا با استفاده از احساسات ناسيوناليستي مردم، مرزهاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي آمريكا را در جهان توسعه دهند. بوش قبل از رئيس جمهوري خود و در هنگام مبارزات انتخاباتي از "فروتني خود و امريكا" صحبت مي كرد و عليه سياست نخبگان و بازيگران رقيب خود مانند بيل كلينتون وال گور مبارزه مي كرد. ولي اكنون بوش و همكارانش احساسات آمريكايي ها را زنده كرده و مسير ديگري را سواي آنچه كلينتون و همكارانش در دهه 1990 دنبال كرده بودند، انتخاب كرده است. 

كلينتون و بوش هر دو در حفظ و حمايت امپراتوري آمريكا در جهان فعاليت دارند و هر دو امپرياليسم آمريكا را با "ايدئولوژي آمريكا"و "آئين آمريكا" توجيه مي كنند با اين تفاوت كه كلينتون قدرت امپراتوري آمريكا را در همكاري با متفقين اروپائي و استفاده مستقيم از سازمان هاي بين المللي مي ديد و جريان به اصطلاح جهاني سازي ابزار اصلي سياست خارجي و جهاني او بود، ولي بوش مي خواهد اين اهداف را از طريق جنگ و زور و به شيوه ناسيوناليسم و با تكيه بر قدرت آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت حل و فصل كند. بوش از عناوين "تمدن" و "آزادي" و "امنيت ملي" براي وصول به اين اهداف استفاده مي كند ولي ناسيوناليسم هميشه يك تيغ دو لبه بوده است و در انتها به سقوط امپراتوري ها خاتمه پيدا كرده است. آتش جنگ جهاني اول و دوم هر دو با رقابت ها و تجاوزات شعله ور شد. ملي گرائي آمريكا در جريان حمله به عراق و اشغال آن كشور، ملي گرائي آلمان، فرانسه و روسيه را نيز آشكار كرده است و چه تضميني وجود دارد كه اين ملي گرائي آمريكا به ملي گرائي عراق خاتمه پيدا نكند؟ 

حمله بوش به عراق و اشغال آن كشور از يك جهت ادامه حمله كلينتون به كوزوو در يوگسلاوي سابق است و در حالي كه كلينتون از ابزار پيمان ناتو و سازمان ملل جهت توسعه سياسي، اقتصادي و نظامي امپراتوري آمريكا استفاده مي كرد، اكنون دولت بوش تصميم گرفته است اين توسعه طلبي آمريكا را به تنهائي و با تكيه بر "استثنائي بودن آمريكا" در جهان ادامه دهد. در حقيقت سياست جهاني بوش تعميم سياست جهانگشائي تئودور روزولت و جهاني كردن "دكترين مونرو" از منطقه آمريكاي جنوبي به بقيه جهان است. مطابق اين دكترين هيچ قدرت حق دخالت در حوزه تحت نفوذ آمريكا را كه آمريكاي جنوبي باشد، نداشت. 

سئوال بزرگ اين است كه تا چه حد خود مردم آمريكا مايل هستند و توانائي اين را خواهند داشت كه از سياست هاي امپراتوري آمريكا حمايت كنند؟ يك نظر جديد از وضع روحي و رواني سربازان آمريكا در عراق كه 

توسط روزنامه متعلق به وزارت دفاع ملي اين كشور اخيرا منتشر شده است نشان مي دهد كه 50درصد از افراد مورد سنجش، وضع روحي و رواني خود را "ضعيف" ذكر كرده و اظهار داشته اند كه در آينده از اسم نويسي در ارتش خودداري خواهند كرد (وال استريت ژورنال، 17اكتبر 2003). نظرسنجي هاي متعدد در هفته هاي اخير محبوبيت دولت بوش را در رديف كمتر از 50درصد بيان مي كند و با شروع مبارزات رياست جمهوري در آمريكا كه معمولاً يك سال قبل از انتخابات آغاز مي شود مسائل مربوط به هزينه هاي هنگفت جنگ، تلفات روزانه قشون آمريكا در عراق، اقتصاد و بحران كنوني مالي، فساد و رشوه خواري در شركت هاي غول آساي آمريكا، و وضع اسفبار بهداشت و بيمه بيش از 45ميليون شهروند آمريكائي كه فاقد هرگونه تأمين بيمه اي و بهداشتي هستند بيش از پيش مورد توجه مردم آمريكا قرار گرفته و در تصميمات دولت بوش در 12ماه آينده تأثير خواهد داشت. 

دولت كلينتون اهداف امپراتوري آمريكا را از طريق ادغام اقتصادي ساير كشورها در حيطه نفوذ آمريكا انجام مي داد و آگاه بود كه در اواخر قرن بيستم قدرت اقتصادي آمريكا آن توانايي اوايل قرن بيستم را ندارد و به اين جهت عاقبت امپراتوري با وضع اقتصادي و مالي دنيا ارتباط دارد. مركزيت و ثقل قدرت بوش برعكس در توانائي قدرت نظامي آمريكا نهفته است و عدم توجه كافي دولت او به اقتصاد آمريكا و اقتصاد جهاني بدون ترديد افول امپراتوري را همراه خواهد داشت. 

امپراتوري ها بدون مصونيت نيستند و امپراتوري آمريكا حداقل در سه مورد آسيب پذير است: (1) اتكا نظام آمريكا به زيرساخت هاي مدرن تكنولوژيك و وابستگي اين كشور به كاربري منظم آنها؛ مصونيتي كه هيچ كس حاضر به تضمين كامل آن نيست، (2) محدوديت منابع انساني جهت ديده باني و حفظ منافع امپراتوري در سطح جهاني، و (3) درجه فداكاري و گذشت مردم آمريكا در مقابل آسيب هاي وارده به آمريكا از طريق جنگ و اقتصاد و تحمل هزينه هاي سنگين امپراتوري و اراده جهاني آن. اگر وضع اقتصادي آمريكا و وضع اقتصادي دنيا، براي چند دهه آينده، و نه براي چند سال آينده، بهبود نيابد و درصورتي كه آمريكا و نخبگان و تصميم گيران و نظام آن در ديدگاه ها و جهان بيني خود درباره روابط بين المللي و حقوق و حاكميت ديگران تجديدنظر نكنند، شكي نيست كه دستگاه تنها امپراتوري و ابرقدرت امروزي جهاني مسيري را طي خواهد كرد كه ساير قدرت هاي بزرگ در يك قرن اخير طي كردند.
 

    124 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (785)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب