باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ديوارهاي اقتدار فرو مي ريزد
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
پيامدهاي ناآرامي در جمهوري هاي شوروي سابق


 
   ● نويسنده: حسن - بنانج

منبع: روزنامه - شرق

 
 

ناآرامي هاي انتخابات اخير در كشور آذربايجان با وجودي كه در نهايت پس ازاعلام پيروزي الهام علي اف فروكش كرد، نشانه هايي از وجود يك واقعيت را بروز داد كه بار ديگر مي تواند در گرجستان نيز خود را به اثبات برساند. آن واقعيت اين است كه اقتدار ديكتاتورهاي آسياي مركزي و قفقاز رفته رفته در اين منطقه در حال رنگ باختن است. بسياري از ناظران سياسي اجتناب ناپذيرترين پيامد بروز اين تغيير جديد را در آسياي ميانه  عدم ثبات و ناامني ارزيابي كرده اند و ناامني در منطقه اي كه ذخاير نفتي آن باعث شد تا نام «دومين خليج فارس» را به خود اختصاص دهد، مي تواند بسياري از پيش بيني هاي قدرت هاي جهاني تشنه نفت را با چالشي جدي مواجه سازد.

بيماري - و به احتمال قريب به يقين مرگ - حيدر علي اف باعث شد تا تمام پيش زمينه ها براي بر روي صحنه رفتن اولين انتقال قدرت موروثي و سلسله اي در جمهوري هاي سابق شوروي در كشور آذربايجان فراهم شود. اگر چه اجراي اين نمايش هزينه نسبتا سنگيني را براي خاندان علي اف به همراه داشت و انتقادات جهاني بي سابقه را به سوي آذربايجان در پي آورد، اما به ساير رهبران جمهوري هاي سابق شوروي هشدار مي داد كه هر يك از نظام هاي حكمران فعلي در اين جمهوري هاي استقلال يافته فعلي هر چه اقتدارگراتر باشند، نمي توانند خود را از تحولات جديد در ساخت سياسي، اقتصادي و اجتماعي مصون بدانند. سياستمداران پشت پرده آذربايجان در نهايت توانستند پيروزي پسر حيدر علي اف را در انتخابات اين كشور جشن بگيرند، اما آيا مي توانند از بروز ناآرامي هاي ديگري در  آينده از جمله بروز درگيري نظامي مجدد با ارمنستان بر سر منطقه «ناگورنو قره باغ» نيز سربلند بيرون آيند.

به هر حال اين نگراني ها در دل رهبران جمهوري هاي سابق شوروي هميشه وجود داشته است. در دوران زمامداري حيدر علي اف شايد بروز آنها كمتر مجال مي يافت، اما در حالي كه اين حكومت اكنون در يد اقتدار پسر وي قرار گرفته است، آذربايجان نمي تواند ديگر از امتياز پنهان كاري هاي يكي از روساي سابق كاگ ب (حيدر علي اف) براي كتمان معضلات كنوني اين كشور همچنان بهره مند باشد. مخالفان سياسي آذربايجان پيش از روي كار آمدن الهام با وجود پيگيري مبارزات شان در نهايت خود را ناگزير از كنار آمدن با حيله گري هاي علي اف پدر مي ديدند. اما انتخابات اخير در آذربايجان بدعتي بود كه احتمالا نيروي مخالفان سياسي گرجستان را در مبارزات انتخابات پارلماني 5 نوامبر (14 آبان) و احتمالا مخالفت با پيروزي از پيش تعيين شده طرفداران شواردنادزه در آن، مضاعف خواهد كرد.

شباهت هاي شواردنادزه و حيدر علي اف بسيار زياد هستند. هر دوي اين رهبران از ابزارهاي اقتدارگرايانه براي پيشبرد طرح ها و نقشه هايشان استفاده مي كنند، هر دو از اعضاي ارشد سازمان مخوف اطلاعاتي روسيه (كاگ ب) هستند و هر دو توانسته اند با جنبش هاي جدايي طلب حمايت شونده از سوي روسيه به توافق آتش بس دست يابند. اما موضوعي كه اين دو سياستمدار كهنه كار را بيش از هر چيز ديگري به هم مرتبط مي سازد، طرح خط لوله نفتي يك هزار مايلي است كه قرار است از باكو شروع شده و پس از گذر از آذربايجان و گرجستان به بندر جيحان در تركيه برسد. اين طرح كه هزينه اي 3 ميليارد دلاري براي آن برآورد شده است از سوي شركت نفتي «بريتيش پتروليوم» مطرح شده است و روساي جمهوري آذربايجان و گرجستان بارها حمايت و عزم خود را در اجراي آن ابراز داشته اند.

فروپاشي شوروي سابق توجه غرب به ويژه آمريكا را به سوي افزايش نفوذ در حوزه دست نيافتني پيشين آسياي ميانه جلب كرد. اين وضعيت از سوي ديگر مي توانست زمينه دست يازيدن به منابع نفتي اين منطقه را نيز براي آنان فراهم آورد. در دهه 90 برآوردها حكايت از ذخاير نفتي هنگفت در اين منطقه داشت. اين برآوردها باعث شد تا بسياري از كارشناسان امور نفتي نام «خليج فارس دوم» را براي منطقه آسياي ميانه انتخاب كنند. اما بررسي هاي دقيق تر آينده نشان داد كه منطقه مذكور تنها 30 ميليارد بشكه نفت را در خود ذخيره دارد و از اين نظر بسيار شبيه نيجريه و ليبي است. بدين ترتيب اشتياق غرب براي دستيابي به ذخاير نفتي كشورهاي حوزه درياي خزر تا حد زيادي فروكش كرد، اما با افزايش ناآرامي ها در منطقه خليج فارس اين سياست به زودي تغيير كرد و تامين نفت مورد نياز از طريق حوزه هاي ديگر امن تر در جهان در دستور كار كشورهاي خريدار نفت، به ويژه آمريكا قرار گرفت. با اين حال عملي ساختن چنين طرحي در آسياي ميانه كار ساده اي نبود و بايد موانع بسياري از سر راه برداشته مي شد. يكي از اين موانع روسيه بود.

روس ها كه از نيت جديد غرب براي دستيابي به ذخاير نفتي آسياي ميانه آگاهي يافته بودند، دست به كار شدند و درصدد برآمدند تا طرح هايي را براي خنثي كردن اين نيت به انجام برسانند. مسكو از يك طرف تلاش كرد تا با حمايت از گروه هاي جدايي طلب در جمهوري هاي شوروي سابق وابستگي اين جمهوري ها را به خود افزايش دهد و از طرف ديگر ابتكار عمل در استخراج و فروش ذخاير نفتي كشورهاي استقلال يافته را در دست گيرد. جنگ قره  باغ، ظهور جدايي طلبان منطقه «آبخازيا» و جنوب «اوستيا» و همچنين ارائه طرح هاي خط لوله هاي انتقال نفت نظير خط لوله باكو به درياي سياه از جمله دستاوردهاي اين تلاش روس ها بود. اما مسكو رفته رفته به اين نتيجه رسيد كه افزايش نفوذ غرب در آسياي مركزي واقعيت انكارناپذيري است كه موثرترين راهكار براي غلبه بر آن ارتقاي روابط با جمهوري هاي سابق است. بدين ترتيب سياست سازان روسيه از رويه خصومت ورزي و مواجهه متقابل با غرب در اين عرصه به رويكرد رقابت براي افزايش سلطه و نفوذ روي  آوردند و منافع خود را در دور نگاه داشتن منطقه آسياي ميانه از ناآرامي  و تنش ديدند. به هر حال توجه به اين حقيقت كه افزايش سلطه روسيه بر اين منطقه مي تواند توان چانه زني روس ها در عرصه هاي بين المللي را نيز ارتقا دهد، غيرقابل كتمان و انكارناپذير بود. اما ناآرامي هاي اخير در انتخابات آذربايجان زنگ خطر ديگري را براي دو طرف دعواي جنگ سلطه در آسياي ميانه - روسيه و غرب - به صدا درآورده است. اكنون اين سئوال براي آنان مطرح است كه آيا مي توان در اين جنگ به رهبران اقتدارگراي جمهوري هاي استقلال يافته و وعده هاي آنان دلخوش كرد يا بايد با تغييرات پيش روي جديد همراه شد؟ آيا مي توان پس از كنار رفتن رهبران سرسپرده گذشته به نسل جديد رهبران اين جمهوري ها كه خواهان برقراري حكومت هايي مردمي هستند، همچنان اميدوار بود؟

واكنش ولاديمير پوتين پس از پيروزي الهام علي اف در آذربايجان تبريك به وي بود. واشنگتن نيز به گزارش هاي متعدد از تخلفات انتخاباتي توسط الهام علي اف، بي اعتنايي  نشان داد، اما آيا مي توان اتخاذ اين رويه را در مورد ناآرامي هاي احتمالي در هنگام برگزاري انتخابات عمومي گرجستان نيز موثر دانست. به هر حال انتخاب هر رويه و راهبردي در اين ميان پيامدهايي را براي ساير كشورهاي منطقه به همراه خواهد داشت. در دهه اخير هر نوع حمايت از  يا مخالفت با سياست ها و تصميمات كشورهاي حوزه خزر موجب بروز رويارويي و احتمالا نزاع ميان كشورهاي تعيين كننده در اين حوزه بوده است. انتخابات آذربايجان نشان داد كه به تدريج اقتدار ديكتاتورهاي جمهور هاي سابق شوروي كه عمده ترين بازيگران در عرصه توليد و انتقال آينده نفت حوزه خزر هستند، در حال فروريختن است و اين تغييري است كه هيچ طرفي حتي آنهايي كه در حال حاضر به استخراج و استفاده از اين نفت نيازي ندارند، نمي توانند از عواقب و پيامدهاي آن مصون بمانند.

 

    127 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   جمهوري آذربايجان (57)
●   روسیه (244)

افراد مرتبط
●  علي اف   حيدر(6)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب