باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 22 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تاريخ تحولات سياسي ايران
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: موسي - فقيه حقاني / موسي‌ - نجفي‌

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

«تاريخ تحولات سياسي ايران » عنوان كتابي‌است از موسي نجفي و موسي فقيه حقاني كه بوسيله موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران منتشر شده و مشتمل بر دو فصل است.

اين كتاب ابتدا به توضيح مختصري پيرامون تاريخ حكومت‌هاي مختلف در ايران از ابتداي ورود اسلام تا پيدايش صفوي مي‌پردازد. سپس پيرامون سلسله صفوي و چگونگي به قدرت رسيدن آن توضيح مي‌دهد و باترسيم و توضيح اوضاع جهان در آغاز عصر صفوي، به وقايع آن دوران از جمله شكل‌گيري سلسله عثماني در آناتولي اشاره مي‌كند.

صفويه نخستين حكومتي بودند كه توانستند بعد از ورود اسلام، ايران را يكپارچه گردانند و تا قبل از دوران صفوي ايران به صورت پاره‌هاي گوناگون اداره مي‌شد.

در همين دوران علاوه بر منظم شدن امور حكومتي، به دليل علاقه شديد صفويه به شيعه، امور مذهبي نيز سر و سامان يافت و نظام جديدي براي آن تدوين شد.

سلسله صفويه با فتنه افغان و در نتيجه ضغف سلطان حسين زوال يافت و البته از ديگر عوامل ضعف آن مي‌توان به ضعف قزلباش‌ها و عدم پرورش افراد لايق براي تصدي پادشاهي اشاره كرد.

پس از آن نادرشاه افشار كه در زمان صفوي به عنوان حاكم ايالات خراسان، سيستان و كرمان به شمار مي‌رفت، جنگ بر عليه افغان‌ها را آغاز نمود و توانست ايشان را از ايران براند. در اين هنگام شاه صفوي به جنگ خودسرانه عليه امپراتوري عثماني پرداخت و چون شكست خورد، نادر او را خلع و نوزاد چندماهه‌اش را به تخت نشانده و سپس با تشكيل شورايي در دشت مغان با تبيين سه شرط موروثي شدن سلطنت در خاندان وي، عدم همكاري با صفويه براي صعود به سلطنت و از رسميت افتادن تشيع، پادشاهي را پذيرفت. نادر از همان آغاز نگاه مثبتي به تشيع نداشت، چنانكه در شوراي دشت مغان يك عالم شيعي را به دليل مخالفت با از رسميت افتادن تشيع به قتل رساند. دليل اين مطلب را آن بيان كرده‌اند كه نادر مي‌خواست كه امپراتوري اسلامي بزرگي در شرق ايجاد كند تا در تقابل با امپراتوري عثماني قرار بگيرد و قلمرو آن شامل ايران، ماورالنهر، هند، و تركمنستان باشد و رسميت تشيع با مذهب سني اكثريت ساكنان اين مناطق در تضاد بود.

از اقدامات مهم نادر، فتح هند است كه در تاريخ معاصر ايران بي‌سابقه بوده و هست. فتح هند سبب به غنيمت گرفته شدن جواهرات عظيمي از آن كشور شد كه البته هيچ گاه در خدمت مردم ايران در نيامد و در گنجينه نادر نگاهداري مي‌شد.

پس از نادر، كريم خان زند به قدرت رسيد كه البته نتوانست بر تمام آنچه كه نادر به چنگ آورده بود، مسلط شود. از جمله اقدامات مهم كريم‌خان فتح بصره در اواخر عمر است. عصر كريم خان دوره آرامش ايران بود زيرا وي با مردم به نيكي برخورد مي‌نمود و كشور را در آرامش اداره مي‌كرد.

پس از كريم‌خان، ايران مجدداً دچار آشوب شد و مدعيان سلطنت در ولايات مختلف علم پادشاهي بلند كردند تا آنكه آقامحمد‌خان قاجار پس از تعقيب و گريز‌هاي فراوان موفق شد با اتكا به خيانت ابراهيم‌خان كلانتر كه از يهوديان جديد‌الاسلام بود، لطفعلي خان زند از پاي در آورد و خود به سلطنت برسد.

آقامحمد‌خان، آخرين پادشاه مقتدر ايران بود. وي توانست با تكيه بر قواي نظامي، ايران را مجدداً يكپارچه سازد و ولايات مختلف را تابع حكومت مركزي كند؛ از جمله وي توانست گرجستان را به ايران بازگرداند  كه البته شدت عمل او در سركوبي و كشتار مردم تفليس سبب كينه مردم گرجستان از حكومت قاجار و مناسب ساختن زمينه براي دخالت روس‌ها گشت. از ديگر اقدامات آقا‌محمد‌خان رسميت دادن مجدد به شيعه و بهبود روابط با علماي شيعه و انتقال پايتخت به تهران بود.

پس از آقا‌محمد‌خان، فتحعلي شاه به قدرت رسيد كه دوران ضعف ايران از اين زمان آغاز مي‌شود و به طور مشخص از زمان جنگ‌هاي ايران و روس به بعد، اين روند شدت مي‌يابد.

مهمترين حادثه دوران سلطنت فتحعلي شاه جنگ‌هاي ايران و روس است كه ننگين‌ترين صفحات سلطنت قاجاريه به شمار مي‌رود.

اختلافات ايران و روس كه پيشتر بر سر گرجستان آغاز شده بود، در اين زمان تبديل به جنگي شد كه در اثر ضعف ارتش قاجاريه سبب جدائي مناطق شيروان (آذربايجان كنوني)، ارمنستان، گرجستان، و همچنين داغستان از ايران شد.

براي جبران اين شكست، فتحعلي‌شاه اقدامات گسترده‌اي در جهت عقد عهدنامه‌هاي راهبردي با كشورهاي رقيب روسيه در عرصه جهاني نمود كه البته هيچ كدام آنان به كار ايران نيامد. از جمله اين عهدنامه‌ها، پيمان فين‌كن‌اشتاين با فرانسه، پيمان اول ايران و انگليس و … را مي‌توان نام برد.

پس از فتحعلي شاه به علت آنكه عباس ميرزا فوت شده‌ بود، پسرش محمد شاه به قدرت رسيد. از مهمترين وقايع دوران محمدشاه آغاز روند جدائي هرات از ايران است كه با تحريك انگليس آغاز شد. محمد شاه براي مطيع نمودن مجدد هرات، اين شهر را محاصره كرد اما قواي انگليس با تهديد به دخالت مستقيم نظامي، محمد شاه را از اين امر منصرف كردند.

آغاز فتنه بابيت نيز از دوره محمد شاه است.

پس ازمحمدشاه، به مساعدت اميركبير، ناصرالدين‌شاه به تخت مي‌نشيند، در كارنامه ناصرالدين شاه به غير از دوره 3 ساله سلطنت اميركبير نقطه روشن ديگري مشاهده نمي‌شود.

مسئله هرات در زمان ناصرالدين‌شاه، بر اساس معاهده روس، حل و فصل شد وايران مجبور شد استقلال افغانستان را به رسميت بشناسد. به علاوه بخش‌هايي از سيستان و آسياي ميانه نيز در اين دوران از ايران جدا گشت.

نويسندگان اين كتاب فصل مجزايي را به بررسي قيام تحريم تنباكو اختصاص داده‌اند.

قيام تحريم تنباكو در پي اعطاي امتياز رژي كه انحصار توتون را در ايران به يك كمپاني خارجي اعطا مي‌كرد، شكل گرفت. اين حركت را نخسين حركت ملت ايران در جهت احياي كشور و رقم زدن تاريخ جديد ايران، دانسته‌اند.

نفوذ حكم ميرزاي شيرازي به حدي بود كه به دربار شاهي نيز راه يافت و زنان حرم ناصرالدين شاه، قليان‌ها را شكستند و ناصرالدين شاه نيز براي حفظ حرمت خود، ديگر درخواست قليان نمي‌كرد.

پس از ناصرالدين شاه،ؤ سلطنت به مظفرالدين شاه رسيد كه به علت ضعف و بيماري، اداره امور را عملاً به صدراعظم خود سپرد.

اعطاي امتياز نفت به دارسي انگليس از جمله مهمترين اقدامات عهد قاجار بود كه در دورة مظفرالدين‌شاه صورت گرفت و مطابق آن امتياز استخراج نفت به مدت 65 سال به انگليس واگذار شد.

مهمترين حادثه سلطنت مظفرالدين شاه آغاز نهضت مشروطه است. از جمله حوادثي كه سبب انفجار خشم ملت ايران شد، مي‌توان به احداث بانك استقراض روس در قبرستان مسلمين و تخريب آن توسط مردم و دستگيري و به فلك بستن برخي تجار محترم تهران به بهانه گران كردن قيمت قند در پي حوادث قبلي اشاره كرد.

مظفرالدين شاه، چند ماه پس از امضا فرمان مشروطيت درگذشت و محمدعلي شاه زمام امور را به دست گرفت. وي از ابتدا مبناي ناسازگاري با مشروطه را گذاشت و با حركت اقشار مختلف مردم به سمت تهران و خلع وي از سلطنت، احمد شاه به قدرت رسيد. از جمله اقدامات مجاهدين در تهران، به شهادت رساندن شيخ‌فضل‌الله‌نوري بود. با اينكه مشروطه خواهان اجازه دادند كه حتي محمدعلي شاه از كشور خارج شود و براي وي مقرري تعيين كردند، ولي شيخ‌فضل‌الله را به بهانه مخالفت با مشروطه و با اينكه وي يكي از نخستين مشروطه‌خواهان بود به شهادت رساندند و از چهره‌هاي سرشناس جريان شهادت شيخ‌فضل‌الله، بپرم‌خان ارمني بود كه فرمانداري تهران را بر عهده داشت و همين جريان سبب ترور و به شهادت رساندن شيخ عبدالله بهبهاني از ديگر رهبران مشروطه گشت.

دوران احمدشاه در واقع عصر تكميل تلاش انگلستان براي ايجاد سلطنت دست نشانده در ايران بود.

در دوران احمدشاه در سالهاي 1915و1919 دو قرارداد استعماري امضا شد كه عملاً استقلال ايران را به چالش مي‌كشيد. بر اساس قرارداد 1915 كه مكمل قرارداد 1907 است و ايران را به 2 منطقه نفوذ روس و انگليس ويك منطقه بيطرف تقسيم مي‌كرد، روسيه اجازه يافت قواي خود را در منطقه بي‌طرف نيز گسترش دهد.

بر اساس قرارداد 1919 كه وطوف‌الدوله دلال امضاي آن بود ايران تحت الحمايه انگلستان قرار مي‌گرفت كه اين قرارداد به علت اعتراض مردم ايران هرگز اجرا نشد.

ضعف احمد شاه و به خطر افتادن استقلال و تماميت ارضي ايران، زمينه را براي ظهور يك پادشاهي مقتدر در اذهان عمومي آماده كرد و رضاخان با همكاري انگلستان براي به نمايش گذاشتن چنين تصويري از خود، پا به داخل ميدان گذاشت.

رضاخان ابتدا در كابينه سيد‌ضياء به وزارت جنگ رسيد و سپس در سال 1302 به نخست وزيري دست يافت و مشغول آماده كردن زمينه براي تغيير سلطنت شد. از جمله وي توانست در سمت نخست وزيري مخالفان مهمي چون ميرزاده عشقي را از سرراه بردارد و همچنين اقدام به ترور مدرس نمود كه ناكام ماند.

از اقدامات رضاخان پس از به قدرت رسيدن مي‌توان به قلع و قمع مخالفان سياسي، ضبط املاك و دارائي‌هاي گسترده به نفع خود، لغو امتياز دارسي و انعقاد قرارداد جديد نفتي با انگليس كه مدت آن 30 سال طويل تر بود، اشاره كرد.

همچنين وي كوشيد تغييراتي را به سبك آتاتورك، در ايران پياده كند، از جمله اين اقدامات مي‌توان به فرمان كشف حجاب، كنترل‌نهادهاي مذهبي با تأسيس موسسه وعظا و خطابه، و يك شكل نمودن لباس‌ها و اجبار در استفاده از كلاه‌هاي متحدالشكل، اشاره كرد.

پس ازخلع رضاخان در سال 1320 توسط متفقين، پسرش بر جاي وي به تخت سلطنت نشست. در چند سال اول سلطنت، محمدرضا‌شاه عملاً فاقد قدرت اجرائي بود و سفارتخانه‌هاي بيگانه بيشترين نقش را در اداره كشور ايفا مي‌كردند.

ادامه حضور قواي متفقين سبب نابساماني امور اقتصادي، قحطي و شيوع گسترده بيماري‌ها گشت وبه علاوه سبب بي‌ثباتي اوضاع سياسي كشور هم مي‌شد.

سرانجام بر اساس پيمان سه جانبه دول متفق، آمريكا، انگليس و سپس شوروي ايران را از قواي خود تخليه كردند.

مهمترين واقعه دومين دوره، ملي شدن صنعت نفت است كه گرچه با مخالفت‌هاي دول استعمار‌گر همراه بود ولي با وحدت ملت ايران به بار نشست.

چند ماه پس از ملي شدن نفت مصدق به نخست‌وزيري رسيد، كه عملاً كاري از پيش نبرد.

وي يكبار در 30 تير، 1331 بر اثر اختلاف با شاه بر سر وزارت جنگ از مقام خود استعفا داد، كه بر اثر قيام مردم، شاه مجدداً مجبور به پذيرش او در سمت نخست‌وزير شد. سرانجام دولت مصدق در مرداد سال 1332 بر اثر كودتا سرنگون شد.

پس از وقوع كودتا، شاه كه قدرت خود را تثبيت شده مي‌ديد، شروع به پياده كردن اصلاحات آمريكائي در ايران نمود. از جمله اين اقدامات مي‌توان به اصلاحات ارضي كه سبب فروپاشي اقتصاد كشاورزي كشور شد، لايحه انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي و سپس انقلاب سفيد اشاره كرد.

اين اقدامات شاه اعلان جنگ به روحانيت بود كه سرانجام سبب سقوط رژيم سلطنتي در بهمن 57 گشت.

در فصل 19 ام اين كتاب به جريان سياسي فرهنگي ماسونري در ايران پرداخته شده است.

در ابتدا نويسندگان به شرح چگونگي شكل‌گيري و استحاله فراماسونري در جهت اهداف دول استعمارگر پرداخته‌اند، وسپس به چگونگي و راهيابي فراماسونري به ايران و معرفي برخي چهره‌هاي شاخص اين جريان نظير آخوندزاده، تقي‌زاده و… پرداخته‌اند و در آخر به نقد اقدامات و تشريح مردم ماسوني مي‌پردازند.

در فصل 20 ام اين كتاب نيز به وقايع تاريخ ساز و مهم 500 سال اخير در ايران پرداخته شده است و به طور مختصر به تشريح اثرات آنها در شكل‌گيري تاريخ معاصر همت گماشته شده است.

 

    357 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تاریخ معاصر ایران (239)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:11/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب