بالاي خانه اي قديمي در يكي از شهرهاي ساحلي مالزي تابلويي نصب شده بود كه بر روي آن با چند زبان نوشته بود: «اين مطب تا اطلاع ثانوي تعطيل است. و ماهاتير محمد براي درمان مملكت رفته است. او بزودي باز مي گردد» اين جملات بين همراهان ولوله اي انداخت.
عده اي به طعنه مي گفتند 21 سال زماني نيست بزودي برمي گردد. عده اي ديگر صندلي قدرت را چسبانتر از آن مي ديدند كه كسي بتواند از آن جدا شود.
در مقابل برخي معتقد بودند ماهاتير اگر 20 سال ديگر هم بر اريكه قدرت باشد، همچنان ناجي و محبوب مردم مالزي باقي خواهد ماند. اما من مجذوب اراده بازگشتني شده بودم كه در اين جملات صادقانه نهفته بود. مي دانستم ماهاتير چندي قبل از سمت نخست وزيري مالزي استعفا داده بود و نمايندگان مجلس آن كشور با گريه و تمنا از او مهلت خواسته بودند و او پذيرفته بود، تنها 3 سال ديگر اين مسئوليت را به عهده داشته باشد.
روز جمعه 9آبانماه اين مهلت به پايان رسيد و «ماهاتير محمد» در حالي كه تا آخرين لحظات زمامداري خود سازنده و پرتلاش ظاهر شده بود، پس از 22 سال حكومت از قدرت كناره گرفت.
«ماها تير» براي من نمونه كاملي از يك مسلمان با تدبير بود او موفق شده بود كشور گمنام و فقيري چون مالزي را به پيشرفته ترين كشور اسلامي جهان تبديل كند.
«ماهاتير» 78 سال پيش در خانواده اي پرجمعيت از يك پدر هندي و مادر مالايي متولد شد. دهمين فرزند خانواده بود و پزشك حاذقي شد. او در 39 سالگي به سياست روي آورد. زماني كه در ژوئيه 1981 به نخست وزيري دست يافت، كمتر از 50 سال از استقلال مالزي مي گذشت.
مالزي كشوري بود بروي خط استوا در جنوب شرق آسيا كه قبايل مختلف آن به صورت استوايي زندگي مي كردند. تركيب جمعيتي مردم از سه نژاد مالايي، چيني و هندي تشكيل مي شد و پيروان مذاهب مختلف مسلمان، هندو، بودايي و مسيحي با يكديگر اختلافات ديرينه داشتند.
9 پادشاه در آن كشور زمامداري مي كرد كه هر 5 سال يكي از آنها به عنوان شاه شاهان به قصر باشكوهي در كوالالامپور نقل مكان مي كرد. كل كشور پوشيده از جنگل هاي انبوه بود كه راه دسترسي به نقاط مختلف آن وجود نداشت. آب و هواي گرم و مرطوب و حرارت ثابت 28 تا 33 درجه سانتيگراد موجب شده بود، هيچ محصولي به جز ميوه هاي گرمسيري استوايي در آن نرويد. تنها محصول كشاورزي قابل صادرات آن كائوچو و تنها معدن شناخته شده در كشور قلع بود.
او تنها نقطه قوت كشور خود را موقعيت استراتژيك جغرافيايي در جنوب شرق آسيا و همسايگي با كشورهاي پرجمعيت جهان كه بازار مصرف محصولات كشورهاي صنعتي بود، يافت و تلاش كرد با ايجاد جاذبه براي سرمايه گذاري خارجي ساختار زيربنايي محكمي براي كشور ايجاد كند.
نيروي كار ارزان، نزديكي به بازار مصرف و تدابير و تشويق هايي كه دولت مالزي براي جذب سرمايه هاي خارجي اعلام كرد، نكاتي بود كه شركتهاي بزرگ دنيا را مشتاق كرد به مالزي بيايند.
او براساس تجارب پزشكي خود معتقد بود كه بدن سالم، داراي شريانهاي سالم است. اگر منابع محدود كشور بخواهد عادلانه بين همه مردم توزيع شود، بايد راههاي مواصلاتي، امكان دسترسي به همه نقاط را فراهم كند.
اوابتدا ساخت بنادر، فرودگاهها، خطوط راه آهن، اتوبانها و جاده هاي بين شهري را به مزايده بين المللي گذاشت و بخشي ازامتياز بهره برداري از آنها را تا 20سال واگذار كرد. پس از آن به شركت هاي سرمايه گذار اعلام كرد، چنانچه كارخانجات مادر و صنايع توليدي خود را به مالزي بياورند، ظرف كمتر از يك روز مواد اوليه آنها را از بنادر تخليه و درمحل كارخانه تحويل آنها مي دهد و كمتر از يك روز طول خواهد كشيد كه محصولات توليدي آنها را از بنادر خود ترخيص كند.
اين سياست باعث شد مالزي به يك كشور كاملا صنعتي تبديل شود. امروز از صنايع كوچك و مصرفي گرفته تا صنايع مادر با نشان كمپاني هاي معتبر جهان درمالزي توليد مي گردد. ازساعت سوئيس گرفته تا مرسدس آلمان، از سوزن خياطي تا كامپيوترهاي پيشرفته درچرخه توليدات اين كشوراست. امروزه ديگر كسي تفاوتي بين محصولاتي كه با عنوان مشترك درمالزي توليد مي شود و آنهايي كه مستقيما توسط كارخانه سازنده دركشورهاي اصلي توليد مي گردد، نمي بيند.
«ماهاتير» توانست كشوري را كه روزي صرفا يك صادركننده ساده كائوچو و قلع بود، درجايگاه هفدهم فهرست جهاني صادرات قرار دهد.
مردم مالزي با پشتكار خود توانستند ازيك نيروي ساده و ارزان كار براي سرمايه گذاران خارجي به كارشناسان خبره و مبتكر توليدات صنعتي تبديل شوند. براي نمونه تنها پس از 6 سال از ورود اولين كارخانه اتومبيل سازي به مالزي متخصصين آن كشور توانستند اولين خودرو ملي را توليد كنند؛ به گونه اي كه كشور ما حتي با سابقه 50 ساله خودرو سازي وارد كننده آن مي باشد.
«ماهاتير محمد» تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران كه تنها 2 سال قبل از زمامداري او به وقوع پيوسته بود، گرايش زيادي به اسلام يافت و رشد اسلام و مظاهر اسلامي را از اهداف خود قرار داد.
وي هرچند دولت خود را نماينده تمامي نژادها، مذاهب وفرهنگ ها مي دانست و موفق شد بين مسلمانان،هندوها و بودايي ها هماهنگي و توافق ايجاد كند، اما هيچگاه گرايش خود به رشد و گسترش اسلام درمالزي را پنهان نكرد.
او سياستهاي تشويقي مخصوصي را براي ازدياد نسل مسلمانان اعلام كرد و به زنان با حجاب اسلامي در ادارات دولتي امتيازاتي داد؛ بگونه اي كه امروز 65 درصد از جمعيت كشورمالزي مسلمان است و استفاده از حجاب اسلامي درميان زنان مسلمان رشد چشمگيري يافته است.
او دركنار تمام مساجد، مدارس اسلامي تأسيس كرد و محتواي آموزشي و كتابهاي درسي دانش آموزان را با نگاهي نو به مفاهيم اسلامي تغيير داد.
اماكن و مساجد زيبا و عظيمي كه دردوران او درمالزي ساخته شده است، نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي كند.
درطراحي اين مساجد معماران تمام كشورهاي اسلامي فراخوانده شدند. گنبد نيلي مسجد ولايت كولالامپور كپي شده از گنبد مسجد شيخ لطف اله اصفهان است. دروازه ورودي اين شهر نسخه بزرگي از دروازه قرآن شيراز و پلي كه بر روي رودخانه پايتخت مالزي است، مقياس كوچك شده پل خواجوي اصفهان است.
اين نسخه برداري درهمه مظاهر ديگر معماري و شهرسازي مالزي ديده مي شود. زماني كه جذب گردشگر و ايجاد صنعت توريسم دردستور كار دولت قرارگرفت، طبع بلند «ماهاتير» بدنبال بهترين ها و اولين ها رفت. از بلندترين برج دوقلوهاي جهان، بزرگترين هتل جهان، زيباترين پارك جهان تا بلندترين چوب پرچم جهان دراين كشور قرار دارد. سياستهاي «ماهاتير» موجب شد درآمد توريسم آن كشور درسال به 14ميليارد دلار برسد. اين در حالي است كه چين با قدمت 5 هزار ساله و هزاران اثر تاريخي و ديدني تنها 17 ميليارد دلار درآمد از صنعت توريسم كسب مي كند.
«ماها تير» با ايجاد نظام پيشنهادات به طرحهاي ابداعي در همه زمينه هاي فرهنگي- اقتصادي و اجتماعي كه از سوي هريك از آحاد مردم ارائه شود، پاداش داد، بدين ترتيب مشاركت همگاني را در نظام تصميم گيري و پيشرفت كشور فراهم كرد.
براي مثال از شهر دانشگاهي مالزي ديداري داشتيم كه به «سان وي» مشهور است و طرح آن توسط يك آموزگار كلاس دوم ابتدايي داده شده است.
براساس اين طرح دولت مالزي ساختمانهاي لازم را براي تاسيس دانشگاه ساخته و در اختيار دانشگاههاي معتبر از سراسر جهان قرار داده است. تجهيزات، سيستم آموزشي، محتواي دروس و اساتيد توسط دانشگاه خارجي تامين مي گردد. هر دانشگاه معتبري مي تواند در مالزي شعبه داشته باشد. مشروط بر آنكه حداقل 50درصد از دانشجويان مورد پذيرش از جوانان مالزي باشند.
بدين ترتيب ضمن تربيت نيروي انساني تحصيل كرده، بدون هيچ هزينه اي براي دولت آنهم توسط معتبرترين دانشگاههاي جهان، درآمد حاصل از 50 درصد دانشجوي خارجي از قبيل تامين خوابگاه و درآمدهاي جانبي اقامت در مالزي نصيب دولت مي شود.
تحولات حاصل از دوران زمامداري «ماهاتيرمحمد» محدود به اين موارد نيست و مشاهدات و شنيده هاي نويسنده از يك سفر ده روزه در اين مقال نمي گنجد، اما ارزشمندي اين تحولات زماني بيشتر مي شود كه بدانيم «ماهاتير» از ديد غربي ها مسلماني متعصب بود، او استقلال خود را با افتخار حفظ كرد و صراحت لهجه وي زبانزد خاص و عام بود. او اروپايي ها را «بچه خروس هاي آوازه خواني مي دانست كه دمشان در كثافت گير كرده است.» استراليايي ها را هم «گياه هايي كه در خاك آسيا نشانده شده اند» مي ناميد.
مارگارت تاچر، درباره اش گفته است: «او آنچه را كه فكر مي كند، به زبان مي آورد» مواضع ضدصهيونيستي او در كنفرانس اخير سران كشورهاي اسلامي با استقبال مردم جهان روبرو شد، هرچند صداي اعتراض سياستمداران غرب را به آسمان بلند كرد.
نخست وزير مالزي در سياستهاي اقتصادي نيز روحيه مستقلي داشت. او در اوج بحران مالي آسيا در سالهاي 1997 و 1998 كه تمام كشورهاي جنوب شرقي آسيا را از پاي درآورد. جرأت كرد با كنترل سرمايه ها و برابري واحد پول مالزي با دلار آمريكا درست خلاف آنچه را انجام دهد كه صندوق بين المللي پول به او توصيه مي كرد، در آن زمان «جرج سورس» سرمايه دار يهودي آمريكا او را «تهديدي براي آمريكا» توصيف كرد، اما «ماهاتير» او را يك احمق خواند.
و سرانجام معلوم شد كه مالزي تنها كشوري بوده است كه توانسته به بهترين وجه خود را از بحران مالي بيرون بكشد. رشد اقتصادي مالزي امسال به 5/4 درصد رسيد و نرخ بيكاري بسيار ناچيز است. به اين ترتيب مديركل صندوق بين المللي پول اخيراً مجبور شد اعتراف كند كه «حق با ماهاتير بود»