باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 11 آذر 1387 كاربران برخط 254 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فرا اصلاحات در عصر پوتين
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین

   ● نويسنده: دانيل - تريزمن

مترجم: ليلا - کرمي

 
 

ماجراي دستگيري ميخائيل خودروکوفسکي ، سرمايه دار نفتي روسيه در هواپيماي شخصي اش در يکي از شهرهاي کوچک شرق روسيه و توقيف اموال شرکت يوکاس که از آن به عنوان چهارمين شرکت نفتي جهان نام برده مي شود ارتباط تنگاتنگ ميان سياست و اقتصاد در روسيه را بار ديگر بر سر زبان ها انداخته است.

برخي از نمايندگان دوما نسبت به دستگيري خودروکوفسکي توسط دادستان کل روسيه اعتراض کردند و دادستان نيز در مقابل ، از اقدام خود دفاع کرد. ماجرا از اين هم فراتر رفت و سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا نيز نسبت به اين دستگيري اظهار نگراني کرد و آن را يک اقدام سياسي ناميد. در مقابل دولت روسيه از اظهارنظر مقامات وزارت خارجه امريکا خرده گرفت و آن را دخالت در امور داخلي کشورهاي ديگر و ناشي از خصلت استعماري و ارباب منشانه دولت امريکا دانست.

طي روزهاي گذشته اين مساله به يکي از مهمترين مباحث خبري در رسانه هاي غربي ، بويژه امريکايي مبدل شده و به نظر مي رسد مجامع امريکايي مي کوشند از طرح مساله خودروکوفسکي ، به عنوان اهرم فشاري عليه پوتين استفاده کنند ؛ صرف نظر از اين که با ديدگاه هاي انتقادي خودروکوفسکي عليه پوتين ، موافق يا مخالف باشند. مساله خودروکوفسکي ، تنها يکي از نمونه هاي مهم بحران در فرآيند خصوصي شدن اقتصاد در روسيه است و بسياري از تحليلگران معتقدند ميلياردر شدن خودروکوفسکي طي چند سال زمامداري يلتسين ، ناشي از ساختار نامناسب اقتصادي در دوران اصلاحات يلتسيني بوده است.

اين نظريه پردازان معتقدند فروش شرکت هاي بزرگ دولتي به دوستان نزديک يلتسين در دوران خصوصي سازي موجب پيدايش سرمايه داران تازه به دوران رسيده اي چون خودروکوفسکي شد که مي کوشيدند با استفاده از سهيم کردن شرکت هاي بزرگ غربي در سود سهام خود، از دولت روسيه امتيازاتي گرفته ، هدايت امور اقتصادي و پس از آن ، امور سياسي را در اختيار بگيرند. در مقاله پيش رو که در نشريه امريکايي «فارين افرز» به چاپ رسيده ، تحولات اقتصادي سياسي روسيه پس از فروپاشي شوروي مورد بحث قرار گرفته اند. البته قابل ذکر است که نشريه فارين افرز ، به عنوان يکي از ارگان هاي طرح ديدگاه هاي استراتژيک سياست گذاران امريکايي عمل مي کند و ديدگاه هايش عموما با منافع ملي امريکا سازگار است.

سال گذشته پوتين در سخنراني سالانه خود در پارلمان ، سازمان هاي مجري قانون را تشويق نمود به "مبارزه اي سخت عليه قاچاق ، سوئاستفاده هاي اداري و فساد" دست بزنند. دولت پوتين درکي هوشمندانه از علل فساد نشان داده و قوانيني را به منظور کاهش آنها تصويب کرده است.

با اين حال به نظر مي آيد اگر تغييري هم در ميزان سوئاستفاده ها به وجود آمده باشد فقط شايعتر شده است.

خشونت عمومي نيز افزايش يافته است : ميزان جنايات ثبت شده در سال هاي 1999-2001 نسبت به 3سال پيش از آن ، 3/1 ميليون مورد بيشتر شده است.

(از آنجايي که نسبت محکوميت ها در جرائم ثبت شده ، اندکي کاهش يافته است ، اين افزايش احتمالا شدت بيشتر اجراي قانون را نشان نمي دهد). کاخا بندوکيدزه ، کارمند اجرايي عالي رتبه در شرکت يونايتد هوي مشينري (يکي از بزرگترين شرکت هاي روسيه) گفت : "فساد، بسيار زياد است و تاکنون مبارزات بي نتيجه بوده اند." دليل بي نتيجه بودن اين مبارزات موانعي است که در اين مسير وجود دارند. آشکارترين آنها نظام سرمايه داري اليگارشي روسيه است که افشاگري و مجازات مقامات عالي رتبه را مشکل مي سازد. شخصيت هاي اصلي در واقع هيچ گاه تحت پيگرد قانوني قرار نگرفته اند. اگرچه گاهي اوقات کارمنداني از سطوح بالا مورد بازجويي قرار گرفته و با اتهاماتي تهديد شده اند، انتخاب گزينشي چنين مواردي باعث شده که آنها بيشتر به حملات غافلگيرانه در درگيري هاي پنهاني بين قبايل شباهت داشته باشند تا به اقدامات پاکسازي واقعي.

تهديد مطبوعات از سوي دولت نيز تاثيرات منفي بر عملکرد آنها داشته است ؛ گزارش هاي فساد از مقامات سطح بالا در رسانه هاي گروهي ، اکنون به طور بسيار چشمگيري کاهش يافته است.

شمار حيرت انگيز سازمان هاي محلي ، منطقه اي و دولت مرکزي که مسووليت بازرسي و قانونمندکردن شرکت ها را برعهده دارند، دليل ديگري است که باعث شده کاهش فساد در روسيه با مشکل مواجه شود. براي بازکردن يک مغازه خرده فروشي کوچک و معمولي ، ابتدا بايد خواسته هاي اداره صدور مجوز، هيات بازرسان ساختمان سازي ، پليس ، سازمان آتش نشاني ، هيات بازرسان بهداشت ، بازرسان مالياتي ، پليس مالياتي ، هيات بازرسان تجارتي و کارگري ، اداره حقوق خريداران ، مرکز اوزان و معيارها، کميته حفاظت محيط زيست و صندوق بيمه معاينه پزشکي را برآورده و تائمين کرد. اخيرا يک سرمايه گذار به خبرنگار روزنامه "ايزوستيا" گفت : او مي بايست به 24 اداره برود، حدود 5000دلار بپردازد ، 35لامپ را در خيابان عوض کند و بخشي از سطح خيابان خود را مسطح و تعمير کند تا به او اجازه داده شود کافه خود را کمي بزرگتر کند. پوتين به منظور تسهيل روند ثبت نام اماکن کسب وکار، از تاريخ اول جولاي سال 2002 ، قانوني را از طريق پارلمان به تصويب رسانده است ؛ علاوه بر اين از اگوست 2001 ، بازرسي هر سازمان دولتي از شرکت ها به حداکثر يک بار در هر 2سال محدود شده است ؛ اگر چه نتيجه يک تحقيق اوليه از سوي مرکز تحقيقات اقتصادي و مالي مسکو نشان مي دهد اوضاع از زمان تصويب اين قانون نيز بدتر شده است.

يک همه پرسي از 1927 موسسه بازرگاني کوچک و متوسط در 20منطقه ، اين حقيقت را روشن ساخت که حدمتوسط تعداد بازرسي ها از سوي مقامات بهداشت از 95درصد در نيمه اول سال 2001 به 11/1 درصد در نيمه دوم و حدمتوسط تعداد بازديدها از سوي بازرسان سازمان آتش نشاني از 06/1 به 28/1 درصد افزايش يافته است.

از آنجايي که هر بازرسي انجام شده از نظر قانوني تا 2ماه معتبر است ، شرکت ها مسووليت بسيار سنگيني را از اين بابت بر دوش خود احساس مي کنند. قانون مرکزي هرچقدر هم که صحيح و خوب باشد، اغلب مي بايست در سطح منطقه اي و محلي دقيقا از جانب آن دسته از ماموراني که متهم به رشوه گيري هستند ، اعمال شود. کرملين نيز درصدد برآمده است با فساد و جنايت عمومي از طريق اصلاحات در نظام قضايي مبارزه کنند. از يک سو، تغييرات در اصول آيين نامه اي جنايي کار را براي پليس و وکلاي عمومي در دستگيري مظنونين به طور خودسرانه سخت تر کرده است ، چرا که اکنون بايد دستگيري با موافقت و تاييد يک قاضي صورت گيرد ؛ محاکمه هاي هيات منصفه نيز قرار است گسترده تر شود. از سوي ديگر اصلاحات قضايي ، قضات را نيز تاحدودي به شعب اجرايي وابسته تر کرده و به جاي حفظ سمت به صورت مادام العمر، اکنون برخي از قضات ، دوران کوتاه تري را به قضاوت پرداخته و مصونيت از پيگرد قانوني آنها نيز محدود شده است.

هدف از اين تغيير، پايان دادن به مصونيت (از مجازات) قضاتي بود که حکم خود را به منافع تجاري مي فروختند. ظاهرا چنين تغييرات نسبتا جزئي موجب ترس و وحشت برخي از قضات شده تا به آنجا که آنها اقدام به صدور حکم هايي سوال برانگيز به نفع وکلاي عمومي مي کنند. چگونه مي توان دلبستگي شديد روسيه را به رئيس جمهورش توجيه کرد؟ پيش از آنکه رائي دهندگان پوتين از سياست هاي او چيزي بدانند، محبوبيت او به ميزان کنوني افزايش يافت.

نخستين جهش در آراء ، از 31 درصد در اگوست 1999 به 80 درصد در نوامبر 1999 ، را به يک شوک عمومي ربط مي دهند ، چرا که اين جهش بعد از بمب گذاري تروريست ها در مجتمع هاي آپارتماني شهرهاي مرکزي روسيه و حملات چريک هاي چچن در داغستان شکل گرفت.

واکنش پوتين به ارسال نيروي نظامي به منطقه و تعهد به از پاي درآوردن چريک ها در خارج از ساختمان بود که روحيه و احساسات عمومي را به خوبي متوجه او ساخت.

اما حتي در اين زمان که مردم او را در قضيه چچن تنها گذاشته و قاطعيت او تدريجا محو مي شود ، محبوبيت رياست جمهوري همچنان در سطح بالا باقي مانده است.

حتي برخي از مفسرين اکنون صحبت از "عقده هاملت" رئيس جمهور به ميان آورده و يا اين که نگرانند او ، نامطمئن از اينکه از طرفداران اقتصاد آزاد حمايت کند يا از نيروهاي امنيتي و در حالي که بين "خانواده" و اشخاص دست پرورده خود در سنت پترزبورگ مانور مي دهد ، در "دام گرباچف " بيافتد. در واقع ، با توجه به اختلافات عميق در افکار عمومي ، عدم شفافيت در عملکرد& پوتين ممکن است براي او يک امتياز سياسي باشد به طوري که حتي طرفداران صاحب قدرتش او را تاحدودي آدمي پيچيده توصيف مي کنند. براساس گفته هاي چوبايس ، "پوتين يک ويژگي شگفت انگيز دارد و آن اين است که بعد از گفتگو با او، شخص مخاطب متقاعد مي شود که اکنون رييس جمهور، حامي و طرفدار اوست.

" علل محبوبيت پوتين به احتمال زياد پيچيده است اما رشد سريع استانداردهاي زندگي مطمئنا نقش بسزايي را بازي کرده است.

دستمزدهاي حقيقي و حقوق هاي بازنشستگي ، تحت زمامداري او به طور منظم افزايش و تاخير در پرداخت دستمزدها، به طور چشمگيري کاهش يافته است.

اين جريان به دومين تفاوت فاحش دوران رياست جمهوري پوتين نسبت به يلتسين اشاره دارد: اکنون به مدت 3سال است که روسيه طعم رشد سريع اقتصادي را چشيده است (5درصد در سال 1999 ، 9 درصد در سال 2000 ، 5درصد در سال 2001 ، 8/3 درصد در سال 2002). اگرچه فقر و نابرابري همچنان به قوت خود باقي است اما روند روبه افزايش رشد اقتصادي ، به گونه اي چشمگير و آشکارا ديدگاههاي دولت را تغيير داده و فضاي نفس کشيدن را براي بودجه کشور فراهم کرده است.

اين تغيير مطلوب ، بر بهبود بحران هاي مالي سال 1998 ، مزاياي کاهش ناگهاني نرخ ارز و افزايش بهاي نفت دلالت دارد. به هرحال اين اثرات پايان يافته اند و رشد که اکنون بيشتر بر مبناي تقاضاي مصرف کننده است تا برمبناي عوامل ديگر، در حال کاهش است.

افزايش ناگهاني بهاي نفت بر اثر جنگ در خاورميانه احتمالا اقتدار بيشتري را براي روسيه به همراه دارد، اما چنانچه اين جريان با شکست مواجه شود، نياز به اصلاح در ميزان توليد و بهره وري ، قو^ت خواهد گرفت.

به راستي تا زماني که محبوبيت پوتين وابسته به تداوم بهبود اقتصادي و ثبات سياسي است ، توازن حاضر به نظر شکننده و آسيب پذير مي آيد. با نزديک شدن انتخابات سال جاري و 2004 و 17ميليارد دلار بدهي که موعد پرداخت آن امسال است ، کاملا قابل درک است که پوتين در مورد شاخص هاي اقتصادي نگران باشد. در جوش و خروش هايي که يادگار دوران يلتسين است ، پوتين سال گذشته نخست وزير را به خاطر ارايه برآورد رشد و توسعه در سال 2003 که به گونه اي نارسا و ضعيف "جاه طلبانه" بود، مورد تحقير قرار داد و نخست وزيران خود را به خاطر به تاخيرافتادن مجدد دستمزد معلمان و پزشکان ، سرزنش کرد. آخرين تفاوت اصلاحات دوران پوتين با اصلاحات يلتسيني ، نامحسوس تر است.

علي رغم وجود موانع مکرر و مداوم در مسير مدرنيزاسيون روسيه ، اين روزها در مسکو، موجي ناآشنا از خوشبيني ديده مي شود. به نظر مي آيد نخبگان با عقايد و افکار مختلف نسبت به آينده ، اطمينان خاطر و اميد دارند. بازرگانان مي گويند براي اولين بار به جاي برنامه ريزي به صورت روزانه ، پيشاپيش در حال برنامه ريزي براي سالهاي بعدي هستند؛ کمونيست ها شکست خورده اند و جنبش متمايل به غرب در روسيه بيش از بيش مطمئن است و نظام اقتصادي کنوني در تجارت - هرچند که ممکن است نقايصي داشته باشد - براي ماندن برنامه دارد. يک سوم از ملت روسيه اکنون انتظار دارند زندگي شان هر سال ، قدري بهتر شود، در حالي که در جولاي سال 1998 تنها يک هشتم ملت چنين انتظار و اميدي داشتند؛ اين موفقيت عظيم از ديدگاه روانشناسي در نهايت ممکن است به اندازه پيوستگي و تداوم اميد و انتظارات مردم ، مهم باشد. حتي مخالفين سياسي ليبرال پوتين معتقدند واژه هاي "اصلاحات" و "دموکراسي" که اعتبار خود را با سالها ناآرامي اقتصادي و فساد در دهه 1990 از دست دادند، دوباره رواج پيدا مي کنند؛ ديگران از شکل گيري تدريجي جامعه اي مدني صحبت مي کنند. اگرچه مدافعين حقوق بشر حقيقتا از قاطعيت و جسارت جديد سرويس هاي امنيتي ، گوش به زنگ و محتاط شده اند، درعين حال کمي شوخي و طعنه را در زندگي خود اجازه مي دهند. عنصر فعال آزادي خواه و کهنه کار، واريا نودورسکايا اخيرا براي يک سريال کمدي تلويزيوني قطعه نمايشي را درباره يک ايستگاه راديويي پرتلاش ساخت ؛ مدير شرمنده ايستگاه راديويي مجبور مي شود مصاحبه او را به تعويق بياندازد زيرا مهندس ناشي او، درب استوديو ضبط برنامه را قفل و کليد را گم کرده است.

نودورسکايا تاکيد مي کند: "اين اف اس بي است.

من صددرصد مطمئن هستم." زماني که منتقدين پوتين ، ظن و گمان هاي خود را به باد تمسخر مي گيرند ، مي توان نتيجه گرفت بخشي از اصلاحات در مسير درست قرار دارد.

 

    99 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   روسیه (230)

افراد مرتبط
●  پوتين   ولادمير(40)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:13/08/1382

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب