جرج ويل George Will ستون نويس معروف امريكايي ، نثر فوق العاده اي دارد و از واژگان گيرايي استفاده مي كند اما حيف كه واژه هايي چون «من متاسفم» شامل آن نمي شود.
دو ماه پيش ، زماني كه يكي از اعضاي كنگره امريكا به خود جرات داد و گفت كه بوش در صدد فريفتن مردم امريكا است ، همين آقاي ويل حملات رسانه اي شديدي را عليه وي براه انداخت اما حالا همه شواهد و قرائن بر اين حكم مي كنند كه بوش واقعا قصد چنين كاري را داشته و البته بسيار موفق نيز بوده است.
در اواخر سپتامبر گذشته ، وقتي حضور زنده «مك درموت» نماينده جمهوريخواه كنگره از عراق در برنامه This week شبكه اي بي سي سبب بروز خشم رسانه اي شد ، چيزي كه اين به اصطلاح تحليلگران را عصباني كرد ، جمله آخري بود كه او در خلال مصاحبه اش با اين شبكه به زبان آورد: «من فكر مي كنم كه رئيس جمهور قصد فريب مردم امريكا را دارد».
اولين كسي كه عليه او تيغ رسانه اي كشيد ، همين آقاي ويل ، يك پاي ثابت نمايش هاي اي بي سي ، بود.
در ظرف چند دقيقه ، در حالي كه برنامه هنوز روي آنتن بود ، ويل آن را محكوم كرد: «در تمام زندگي ام واكنش يك مقام امريكايي را از اين زشت تر نديده ام» اما اين همه حرف ستون نويس زنجيره اي نبود ، او تازه شروع كرده بود.
به محض بازگشت به پشت كامپيوترش ، جرج ويل متني سر هم كرد كه دو روز بعد از روزنامه واشنگتن پست سردرآورد.
در اين ستون او به مك درموت و همكار ديگرش در اين سفر ديويد بونيور حمله كرده بود:«صدام حسين خيانتكاران امريكايي را در بين سران دموكرات كنگره جستجو مي كند!».
نيش مخصوصي در اين ستون به مك درموت زده شده بود.
ويل نمي توانست منظره اي را كه در آن يك نماينده كنگره صداقت ادعايي جرج دبليو بوش را زير سوال مي برد ، تماشا كند و تاب بياورد: «اتهام مك درموت مبني بر اين كه رئيس جمهور احتمالا به همراه چني ، پاول ، رامسفلد ، رايس و سايرين به عنوان همدستان آنها براي توجيه تمايلش به فرستادن جوانان امريكايي به يك جنگ غيرضروري ، متوسل به حقه و نيرنگ شده است ، تنها يك افترا و تهمت بي اساس است».
در اوائل ماه اكتبر ، اتاق اكوي رسانه ملي ، در مراحل و نوبت هاي بي شماري صداي شيپوري او را تكرار كرد يكي از دلايل اصلي بروز اين خشم ، تحت الشعاع قرار دادن وسيع جمله «رئيس جمهور قصد فريب مردم امريكا را دارد» از طريق رسانه ها بود.
در سرمقاله روزنامه راكي مونتين نيوز با غضب نوشته شد: «برخي از واژه هاي درموت ، كه از طريق تلويزيون ارائه شد ، هيچ چيزي از بي شرمي كم نداشت».
آگوستا كرونيكل در جورجيا نوشت : «براي يك نماينده كنگره امريكا كه به وضوح رئيس جمهور كشورش را در خاك بيگانه به دروغ گويي متهم مي كند ، آن هم در خاك كشور بيگانه اي كه در پي ويراني وطن او بوده و قصد ترور رئيس جمهور پيشين آن را داشته است ، هيچ چيز ديگري نمي توان گفت جز آن كه عملي غيروطن پرستانه انجام داده است».
در سطح ملي ، در شبكه تلويزيوني فاكس نيوز اريلي كه يك كارخانه يك نفره مبالغه سازي است مك درموت را متهم كرد كه «وقتي در بغداد بوده است به صدام كمك و دلداري مي داده است».
او گفت كه هزاران نفر از بينندگانش «مي خواسته اند بدانند چرا مك درموت در پايتخت دشمن براي يك جاني ، خوراك تبليغاتي فراهم كرده و رئيس جمهور بوش را به دروغگويي متهم كرده است».
ستون زنجيره اي ديگري توسط اخلاق گراي برجسته كارل توماس ، با همان خشم و غضب منتشر شد: «ما جيم مك درموت از واشنگتن و ديويد يونيور از ميشيگان - ياران جمهوري خواه بغداد - را ديديم كه پرزيدنت بوش را متهم كرده اند كه به خاطر دستيابي به اهداف سياسي ; در مورد خطر عراق براي تمدن ، دروغ گفته است».
چنين حملاتي صرفا از سوي رسانه هاي قدرتمند راست گرا صورت نگرفت ، بسياري از روزنامه نگاران نيمه حرفه اي از اين كه خود را در مسير وزش باد قرار داده بودند ، خوشحال به نظر مي رسيدند.
ماراليازون ، خبرنگار سياسي راديو ملي NPR ، در خلال يكي از حضورهاي هميشگي اش در تلويزيون فاكس در خصوص مك درموت و بونيور گفت : «اين آدم ها شرم آورند ، ببينيد ، هر كسي اين را مي داند ، حساب دو دوتا چهارتاست. سياست ، دو دو تا چهارتاست ، اين روشن است كه شما نمي رويد در خاك يك كشور متخاصم ، يك كشور دشمن ، و به امريكا و رئيس جمهور ايالات متحده بد و بيراه بگوييد. منظور من اين است كه اين آقايان حتما ; نمي دانم بايد استعفا دهند.
اما حالا بسيار واضح است كه رئيس جمهور ايالات متحده امريكا نه تنها قصد فريفتن مردم امريكا را داشت ; بلكه عملا با هزينه يك جنگ وحشتناك اين كار را كرد.
اينك زمان آن است كه بپرسيم چه زماني اين به اصطلاح تحليلگران رسانه اي كه در پاييز گذشته با كينه جويي به جنگ مك درموت رفتند ، رسما تصديق خواهند كرد كه حق با او بوده است و نكته اي كه او به آن اشاره كرده بود ، بسيار دقيق بوده است.
اينجا از جمله خود جرج ويل استفاده مي كنم كه ناخواسته بر زبان راند ، اين جمله بيشتر شبيه يك پيشگويي بود: «رئيس جمهور احتمالا به همراه چني ، پاول ، رامسفلد ، رايس و سايرين به عنوان همدستان آنها براي توجيه تمايلش به فرستادن جوانان امريكايي به يك جنگ غيرضروري ، متوسل به حقه و نيرنگ شده است».
از همه مهمتر اين كه آيا آن روزنامه نگار وابسته به جريان اصلي ، يعني ماراليازون كه آنقدر سريع بود كه دو ماه پيش پيشنهاد استعفاي مك درموت را به خاطر تلاش بي موقعش براي جلوگيري از جنگ داد حالا پيشنهاد استعفاي پرزيدنت بوش را نيز به خاطر عدم صداقتش در راه انداختن جنگ خواهد داد؟ و يا اگر استعفا ميسر نشد او را با استيضاح مواجه خواهد ساخت؟